முதல் 200 வரிகள்.
سلام، من سییرا وایز هستم
پدرم توی نیروی دریایی بود، برای همین همهجا بزرگ شدم، اما، اوم
همین یه هفته پیش برای کارم اومدم بوستون
فقط نمیدونم داری چه غلطی میکنی
مردم بهخاطر بلایی که سرمون آوردن به ما بدهکارن
و منم دارم مجبورشون میکنم تقاص پس بدن. بهم اعتماد نداری؟
نه، هیچوقت نداشتم
چطور خوابیدی؟ خیلی خوب
تو چی؟ من نخوابیدم
توی این مورد مشکل دارم
ببخشید، من جین هستم
تو رو با الیور دیدم
اون اونی نیست که تو فکر میکنی
یکی برام یه پاکت گذاشته بود که اسمم روش بود
فکر میکنی کار کی باشه؟
دوست جدیدی پیدا کردی؟
آره
میدونم چقدر تنهایی، اما فکر نمیکنی مهمتر اینه که
از خودت محافظت کنی؟
اگه جواب مثبته
همین الان تمومش کن
قبل از اینکه کاری کنی که پشیمون بشی
هی، فکر میکنی بتونی این شماره پلاک رو استعلام بگیری؟
این یارو اونجاها پلک میزنه
ببین کسی چیزی ازش میدونه یا نه. حتماً
ببین چی کنار تخت بود
هوم. به نظرت این چیه؟
دارم خیلی زود عاشقت میشم؟
آره
و منم بهدستت میارم
الیور؟
الیور؟
هی، الیور
الیور
این چیه؟
این پروپوفوله
بعضی وقتا برای خوابیدن ازش استفاده میکنم
خب، یعنی کل روز رو باهاش میخوابی؟ چون الان دیگه ساعت نزدیک ۴ـه
لعنتی
هی
از کجا آوردیش؟
از یه دکتر
گوش کن، چیزی که من دارم
یه بیخوابی معمولی نیست
هورمونهایی که
قراره به مغزم دستور بدن که خاموش بشه
کارشون رو انجام نمیدن
بهش میگن، اوم، اختلال در محور HPA
مادرزادی اینطوری بودی؟
نه، دلیلش اضطرابه
همهچی رو امتحان کردم
اوم، مدیتیشن، طب سوزنی، یوگا
هیچکدوم اثر نداره
و بعد از سه چهار شب بیخوابیِ پشتسرهم
دیگه نمیتونم تشخیص بدم چی
واقعیه و چی نیست
بابت چی اینقدر اضطراب داری؟
همهچی
کار. زندگی
حسرتها. اشتباهات
مثلاً چی؟
باید با محل کارم تماس بگیرم
سلام
سلام، آره
ببخشید
من، اوم، تمام روز رو توی پروژهی راکسبری بودم
اوه، آره، آره، همهچی... همهچی داره خوب پیش میره
فکر کنم خیلی راضی باشی
بله
آره. نه، نه، نگران اون نباش
اون، اوم
همهچی ردیفه
آقای برهان، صبر کنید
آقای برهان، اینجا یه جرم خشونتآمیز اتفاق افتاده
میدونم میخواید کمک کنید
هی، حرف زدن با شما فایدهای نداره
کل سیستمتون فاسده
من فقط، فقط... آقای برهان، فقط باید بدونم
آخرین باری که دیدینش، الیور بهتون چی گفت؟
دست از سر آلی بردارید
آقای برهان؟
آقای برهان، چرا شما... خدای من
الان دیگه میتونی ازم تشکر کنی
یه چیزی پیدا کردم
اوه، واقعاً؟ اینطوری فکر میکنی؟
اون همین الان الیور کندی رو «آلی» صدا زد
گفت: «دست از سر آلی بردارید.»
برای اینکه دست از سرت بردارن، باید زنده باشی
و ظاهراً آخرین باری که همدیگه رو دیدن
الیور یه چیزی داشته که باید بهش میگفته
مثلاً چی؟
«هی رئیس، من همین الان دوستدخترم رو کشتم»؟
آره. دقیقاً
باشه، تو رو نمیدونم ولی من این رو یه موفقیت به حساب میارم
تو این کار رو بکن
من سطحِ توقعم رو بالاتر نگه میدارم
ریردان
اونجا میبینیمتون
برو اون استانداردهای بینقصت رو روی تصاویر دوربینهای مداربسته پیاده کن
دوباره کنار اون وان میبینمت
خب، اوم، ساعت چند کارت تموم میشه؟
اوم، ساعت ۵، ولی باید یه سر برم خونه
و بقیهی وسایلم که باید با خودم بیارم رو بردارم
میخوای یه جا وایسیم قهوه بگیریم؟
اوم، خیلی دوست دارم
ولی اثر اون سه تای اول هر لحظه ممکنه شروع بشه
راستش، داشتم به همین فکر میکردم
یه بار با یکی از همکارهام مسابقه گذاشته بودیم
که ببینیم کی بیشتر میتونه بیدار بمونه
و باید هر ساعت به هم پیام میدادیم تا مطمئن بشیم اون یکی بیداره
منم هر بار ۵۹ دقیقه میخوابیدم
و فکر میکردم اونم داره همین کار رو میکنه، مگه نه؟
ولی بعدش، دو روز بعد دیدمش
و فهمیدم اون به قولش عمل کرده
اما با کمک شیشه
جدی؟ آره
شغلتون چی بود؟ راننده کامیون جاده بودین؟
اوم، نه، توی یه جایی به اسم «دِلز» کار میکردیم
لیمونادِ دِلز؟ توی رود آیلند؟
نه، این یکی توی یه پایگاه در فلوریدا بود
این درمان جادوییِ خواهرم برای خماری بود
لیموناد یخیِ اونجا با چهار تا آسپرین
اون کیه؟
اصلاً نمیشناسمش
ولی یه کم دیوونه به نظر میاد
امشب میبینمت؟
آره
ساعت ۷؟
آره، تا اون موقع
از من دوری کن
اوه، لعنت به من
یه موجود عجیب توی لابی نشسته
این مال امروز صبحه؟ آره
ساعت ۵:۲۹ صبح. وقتی آژیر رو میکشی
خودکار به آتشنشانی زنگ میزنه
یاروی ترسناکیه. فیلم دیگهای هم ازش داریم؟
نه، بعد از اینکه از لابی خارج شد، فقط همین رو داریم
باشه. ۵:۱۲ تا ۵:۲۹
این رو برام ایمیل کن
اوم، بذار برگردیم سراغ پارکینگ
کوین سالیوان، خودتی؟
اوم، سلام کارآگاه
من... من نمیخوام مزاحم کارتون بشم
نه، نه. مزاحم چیه؟ بیخیال. تمومش کن
اینجا دفتر خودته. بیا تو پسر. یه نگاهی به این بنداز
چه خبر اونو؟ اوضاع چطوره؟
خب، این جای پارک مخصوص واحد ۱۱ هست
معمولاً خالیه، اما حدوداً یه ماه پیش
یکی شروع کرد به پارک کردن اونجا
خودشه؟ الیور کندی؟
آره، فکر کنم
تعجب میکنم اسمش یادت مونده
خب، آخه همین امروز صبح قرارداد اجارهش رو دیدم
یادتونه؟ براتون آوردمش
درسته. آره
پسر، این الیور کندی با کیه؟
کسی هست که بشناسی؟
نه. فقط یه دختر به نظر میاد
میتونی روی پلاک زوم کنی؟
نه، نمیشه
مشکل فیلمهای دوربین امنیتی همینه. خیلی مزخرفه
اونو، بیا، اوم، لابی رو به کوین نشون بدیم، باشه؟
واو
این قاتله؟
لزوماً نه
اون جسد خیلی وقت بود که اونجا بود
آدم یه شبه اینطوری نمیپوسه
درسته
اهل مهمونی رفتن هستی، کوین؟
آره، آره. واقعاً؟
نه بیشتر از یه آدم معمولی، ولی آره
آدم معمولی. هی، قصدم قضاوت نیست پسر
منم همینطورم. منم همینطور
آره، الیور هم به نظر اهل خوشگذرونی میاد
و تو نمیشناسیش؟
نه
نه، من با آدمهای زیادی روبرو میشم، ولی فکر نکنم
موقعی که کلیدهای اونجا رو بهش دادی ندیدیش؟
نه، نیازی نبود. اجارههای شرکتی
همهی این کارها رو به صورت داخلی انجام میدن
اوم
اوم، دوباره همونجا هستن
همون دختره
امشب چیکارهای؟
اوم، دارم میرم حسابی مست کنم، خدا رو شکر
با فریتز میرم جیجی
فرانک فیتزجرالد؟
از کی تا حالا با اون میگردی؟
نمیدونم، همینطوری گهگاهی با هم میگردیم
به تو چه؟ - برام مهم نیست
اوم، ولی به نظر میاد برات مهمه. - نه، نیست
فقط به نظرم یه کم عجیبه که
با دوستِ برادرِ فوتکردهت بگردی
فکر کنم من رو غمگین میکرد
اون سویشرتِ «کشاورزان آیندهی آمریکا»ی اون یادت هست؟
اوه، آره. آره، میپوشیدش
تا مثلاً متفاوت به نظر بیاد
هی. هنوز داریش؟
آره
آره، ولی من برای گرم شدن میپوشمش
No comments yet. Be the first to leave one.