Masters of Horror

Masters of Horror

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Masters of Horror S02 480p HDTV
கருத்துரை வழங்கியவர் felora60
فقط هماهنگ کردم با تشکر از مترجمان هماهنگ با نسخه موجود در سایت تاینی مووی

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
480p
480
HD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2014-04-20
பதிவிறக்கங்கள்: 66
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

استادان وحشت

اون چيز لعنتي

از بوش معلومه خوشمزه است، مامان

گوشت سينه؟ اين ماه بار سومه که پخته ميشه، درست طبق جدولم

اون يه جدولم داره

يه جدول غذاييه که ميگه مثلاً چقدر پروتئين تو ماه بايد مصرف بشه

من دعا رو ميگم

به خاطر اين غذاي خوشمزه يا دقيق تر گوشت سينه

و عشق و مرحمتت نسبت به ما سپاسگذاريم آمين

آمين - آمين -

عجب زمستوني بشه امسال ، خيلي زود شروع شده

بهش ميگن باد خرس

اون پايين همه ي بچه ها منتظرن که کار شروع بشه

واقعاً؟ - تو " نروژ" خيلي ها با همين کشته ميشن -

باد رو مي گم

چتونه؟

ميدوني مشکل " جکي" چيه؟

امروز تو دفتر پست تقريباً رو من خوابش برده بود

خيلي عجيبه ، نميدونم چرا همه ي محله کاراي عجيب و غريب مي کنن

اون ديوونه هست، از همون لحظه ي تولدش هم مشکلات احساسي داشته

هنوزم فکر ميکنه " کني راجرز" مسيحه؟

تا اونجا که من ميدونم آره

ميرم يه دستمال بيارم

بزار من برم، عزيزم

ممنون، عزيزم - خواهش ميکنم -

کوين" عزيزم، بيا تو آشپزخونه کمکم کن "

باشه

عزيزم، اون بشقابو بده به من

مامان؟

...عزيزم، من ..من معذرت

ميخواستيم غافلگيرت کنيم

تولدت مبارک، بابا

جان" داري چه کار ميکني؟ "

شوخي خوبي نيست، بزارش کنار

اون چيز لعنتي

...بابا

جاني" بزارش کنار، " کوين" و ترسوندي "

پيدام کرد

لطفاً بزارش کنار

نه

"کوين "

وايسا، لعنتي

بيا ديگه پسر، نذار بيام دنبالت

"کوين "

"کوين "

پسرم

نميخواد تند بري، پسرم

"وايسا ديگه " کوين

کاريت ندارم

"کوين "

به خاطر بابات آروم تر برو

کوين" ، خدا "

بيخيال ، پسرم

"کوين "

خدا، خدا، خدا

بيا ديگه ، گفتم که کاريت ندارم

"کوين "

کوين" ، بيا بيرون "

"کوين "

خودتو نشون بده

بيا بيرون، پسرم، نميخوام بهت آسيب بزنم

از من خودتو قايم نکن، حرومزاده ي کوچولو

بيا بيرون

ميدونم همين جاها هستي

نميخوام بهت صدمه بزنم، بيا بيرون

فقط بيا بيرون، بيا با بابات حرف بزن

کوين" ، همين الان بيا بيرون "

ديگه داري عصبانيم ميکني، کوچولوي عوضي

"کوين "

هر جا هستي بيا بيرون

فقط بيا بيرون

بيا، ميخوام باهات حرف بزنم

فقط با پدرت صحبت کن

پسرم؟

کوين" ؟ "

"کوين "

هيچ وقت نفهميدم چه اتفاقي براي اون افتاد

يا اينکه کي کشتش

از اون شب چيز زيادي يادم نمونده

بيست و چهار سال بعد

ولي هرکسي که رو بعداً ديدم به نوعي با اون شب در ارتباط بود

مسأله اينه که تو مجبوري همچين چيزي رو خيلي دقيق تو ذهنت مرتب کني

و الا اين جريان براي هميشه آزارت مي ده

تا روزي که بميري

اگه اون آواز بخونه چي ميشه ؟

...منظورم اينه که، " ميکي " آواز خوند ، درست مقابل

فکر ميکنم سعي ميکرد يه کم به صداش آهنگ بده ، فقط همين

نه، " ميکي" ميخونه

فکر ميکنم حتي ميره زير پنجره اش مي خونه

زنها هم عاشقشن ، چه برسه موش هاي ماده

اون آواز " قدرت يخ زننده" بود

نميدونم ، فقط اگه جاي تو بودم نميذاشتم آواز بخونه ميدوني ، يه کم زياديه

باشه ،خيلي خوب، متوجه ام، ولي اگه " ميکي" آوازنخونده نيکي " موشه که ميتونه "

البته اون وقت جريان ديگه خيلي فرق ميکنه، ميدوني چون ترانه بر اساس شخصيت اون نوشته مي شه

نميدونم فقط خواستم گفته باشم

اينو ببين، اينو ببين

اگه بتونم اينو به " استيو "و اون شرکتش بفروشم

از روي اين ميتونه يه کارتون خوب ساخته بشه

نيکي" ، خيلي معروف ميشه، مرد "

آره، شايد

مردم از " نيکي" خوششون مياد ، به جهنم ، " ميکي" هم از اون خوشش مياد

مخصوصاً اگه آواز بخونه، درسته؟

هنوز دقيقاً نميدونم با بخش آواز خوندنش چه کار کنم

اينجا همه چي در مورد" نيکي" ه، نميدونم بهت گفتم يا نه

اون يه روح پاکه ، که تو اين جهان داره ديوونه ميشه بهت گفته بودم؟

آره، احتمالاً منظورتو درست نرسونده بودي

آخر هفته ميخواي براي تولدت چي کار کني؟

من برات يه پخش کننده ي "دي وي دي " همراه گرفتم

..قرار بود که غافلگير بشي ، ولي

خوب، واقعا ً ازت ممنونم

ولي ميدوني که من جشن نميگيرم

بيا بريم

اگه دست من بود تا حالا اون جا رو فروخته بودم

...اصلاً خوب نيست جايي زندگي کني که پدرت

"من ميدونم چه اتفاقي افتاده، " استراوس

فقط ميگم شايد وقتشه که جا به جا بشي، مثلاً برگردي با " دينا " زندگي کني

نبايد اون و " مايکي" رو از دست بدي همه ي حرفم اينه

همين ، اينم از تيتراژ آخر، تموم شد

اون خونه تنها چيزيه که از خانواده ام برام مونده

تو دنيا به اندازه کافي درد و رنج هست

"صبح بخير" چِري - صبح بخير ، کلانتر -

...سر به سرم ميذاري

سلام ، بابا - سلام رفيق -

حالت چه طوره؟ - خوبم بابا -

نه، نه، نه ، تنهايي

نه، من توش حرفه اي ام

من يه دونه هات داگ و همبرگر خوردم، ميخواي پياز منو بخوري؟

روشون سس کچاب هم ريختم ، ميخوام برم بازي کنم

....من - من برشون ميدارم -

وقتي دستت رو دراز کني، يکي هم مياد برشون مي داره

يه چيزي برات گرفتم - اين چيه؟ -

خوب

بهش ميگن قطب نما

عقربه ي قرمزو ميبيني؟

هميشه شمالو نشون ميده، جايي که بابا نوئل زندگي ميکنه

عاليه

هميشه پيش خودت نگهش دار، باشه؟

باشه - مامانت کجاست؟ -

خيلي خوب

دير اومدي، از يه مسير ديگه اومدي؟

"سوئيسي براي " دريک

و پنير و گوجه ي اضافه براي شوهر عزيزم

متشکرم، خانم

گاو کلم هاي سالادمون رو خورده، پس به جاش بايد کرفس بخوريد

سعي کن اشتهات رو حفظ کني

شوخي ميکني

چي گفت؟

خيلي خوب، دفعه ي ديگه چيزي بهش نگو

خوشمزه است

خيلي زوده، هنوز که "مارس " نشده

آره، هواي عجيبي اين دور و اطرافه

آدماي شهر حال و روز خوبي ندارن

خوب نميخوابن

آنفولانزا هست، ولي شديدتر

پس " اوليور" ديشب سکته ي قلبي کرده؟

نه، اون سکته نکرده

فقط فکر کنم ديوار دور خونه اش رو دو برابر کنه

دينا" ، يه سؤالي ازت داشتم "

ميکي ماوس" آواز ميخونه؟ "

نه - نه؟ -

مطمئني؟ ترانه اي؟ اپرايي؟

يه چيزي تو اين مايه ها؟

ببين، " مايک" 24 ساعته پاي کارتونه

که باعث شده تموم شخصيت هاي کارتوني که

تو هفتاد و پنج سال گذشته درست شده رو بشناسم

براي خودم متأسفم

خوب، " نيکي" موشه آواز ميخونه

سلام ، پدر ، حالتون چه طوره؟

سلام، حالت چه طوره؟

ميدونم تولدت چند روز ديگه است

و ...خوب

درد و رنج به آدماي ضعيف غلبه ميکنه

مثل يه مهمون ناخونده ميره سراغشون، ميدوني ؟

داري همسن پدر و پدربزرگت ميشي وقتي که ....مردن

تا حالا احساس تنهايي کردي؟

خدا شنونده ي خوبيه؟

شيطان خيلي آهسته وارد قلب يه مرد ميشه، ميشنوي؟

پدر " تولي" ببخشيد که حرفتونو قطع ميکنم

ميتونم چند لحظه با شوهرم صحبت کنم؟

حتماً - ممنون -

تو کليسا ميبينمت

چطوريد پدر؟

نجاتم دادي

ديگه خيلي تکراري شده

مثل اينکه تو اين شهر گناه هاي ديگه اي رخ نميده

خوب، دوست دارم همينجوري باشه

مايکي" خيلي بهتر شده "

ميدونم، فقط عطسه ميکرد، چيز مهمي نبود

بهت که گفتم؟

کي گفتي؟

ديشب، من و تو ، پاي تلفن

...آره، من فقط

...اين موقع سال که ميشه يه خورده

ميدوني ، تا حالا کسي رو نديدم که بتونه با يکي از ماها زندگي کنه؟

خودتم ميدوني، درسته؟

اين جوري ميخواي بگي که بايد برگرديم پيش همديگه ؟

خداي من، سه ماه گذشته

...ميدوني، فقط

به نظر غير طبيعي مياد، درست نميدونم

چه جوري ميتوني تو اون کاروان زندگي کني؟

More Farsi Persian subtitles for Masters of Horror

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left