முதல் 200 வரிகள்.
هنوز باهاش حرف نزدی؟
نه، منتظر تو بودم
خب، حتما یه چیزی میدونه، چون پرید تو اقیانوس
یه چیزی رو بهم قول بده
چی؟ - نزنش -
شوخی کردم
من اینجا چی کار میکنم؟
میشه توضیح بدی که صبح جمعه کجا بودی؟
اره، از جمعه تو قایق ماهی گیری بودم
بجز جمعه شب، رفته بودی بار لینا
اره، بعدش رفتم قایق
شنیدیم که با ایوار دعوا کردی
و اونم بزور انداختت بیرون
اره، اون یه عوضیه، باید در عوض با اون حرف بزنین
سخته
چرا؟
صبح شنبه به قتل رسیده
چیه، فکر می کنید من کشتمش؟
خب، بهونه ات به اون گروه معتادی که توی کشتی ان بستگی داره، نه؟
هیچکدوم شون نمی تونن تایید کنن که تو اونموقع تو کشتی بودی
دوست پسرت نمیدونست کجایی
برگور چی بهتون گفت؟
که تو و ایوار دعوا کردین
و چند ساعت بعدش اون به قتل رسیده
تو هم بهونه ای نداری
این واقعا واست خوب نیست
سلام، باید با شما دوتا حرف بزنم
چی؟ - الان -
چی شده؟
ما وسط بازجویی ایم
اره، این بازجویی الان تمومه
چی؟ کی میگه؟ تو میگی؟
بیایین با اورن حرف بزنیم
ترجمه از : سونیا بارکزهی
Telegram: @sonyasubtitle
"به دام افتاده"
نمی تونیم بگیم که سوریر مظنون قتله
چرا نمیشه؟
اون یه جاسوس خیلی مهمه
ما داریم واسه قتل بازجویی میکنیم
الان تحقیق واسه مواد مخدر مهم تره؟
فقط میخوایم صبر کنین
باید یه چیزی بهمون بدین
سونیا
فکر میکنیم هاپر منتظر یه محموله
خیلی بزرگ مواد مخدره که میاد ایسلند
سوریر رابط مونه که بفهمه کجا و کی می رسه
دوست پسرش ترتیب قرار های محلی رو میده
برگور؟ - اره -
مثل اینکه اون مسئول فروش و پخشه
اون و یکی دیگه
اگه شک کنن که مسئله داره لو میره
اعتماد شونو نسبت به برگور از دست میدن
واسه اینکه مجرم مونو گیر بندازیم باید حین ارتکاب جرم بگیریمش
اون یکی
این اون یکی کیه؟
باید کاملا مطمئن بشم که
به این تحقیق احترامی که لایقشه گذاشته میشه
حتما
یه ایسلندی دیگه
اونم یه نفوذی دیگه اس که از نزدیک با برگور کار میکنه
ما می شناسیمش؟
گونر اودسون
حرفی واسه گفتن داری؟
الو؟
سلام
چه خبرا؟ - گوش کن -
یه مشکلی هست
ایوار حتما چیزی که نباید می فهمیده رو فهمیده
کافه اش یه جورایی قاطی این ماجراست
شاید برگور از شرش خلاص شده
اون دلیل موجه داره
اینم می ندازم اون تو بچه ها
نه دوستش، گونر
صبر کن، با این تیکه اشغال می ریم شمال؟
ماشینم چشه؟
خدایا
میدونی که ادور چه جوریه
اگه بری، دیگه هیچوقت اون پول رو نمی بینی
اینجا یه ادم به قتل رسیده
دو نفر بهمون حمله کردن، دیگه پول واسم مهم نیست
بعدش چی؟ - بعدش چی؟ -
میخوای همینجوری فرار کنی؟
الو؟
صبح بخیر، اسم من ادور عه
کسی رو به اسم ادور نمی شناسم
ماگدالنا اونجاست؟
الو؟
صبح بخیر
سلام ادور
خب میخواستم به تو و کریستین تسلیت بگم
و همچنین به اوا، میدونم مصیبت بزرگیه
میخوام در مورد یه مسئله حساس باهاتون حرف بزنم، مراسم خاکسپاریش
میخوام بدونین که چه قد واسه مون مهمه که مراسم رو اینجا بگیریم
امیدوارم بتونین این رو درک کنین
نه شرمنده، امکان نداره
حداقل قول بده که بهش فکر میکنی
میتونی مراسم تشییع جنازت رو بدون اون بگیری
میدونی که ایوار به خاطر خانواده زندگی میکرد
با همدیگه شروعش کردیم
فکر کنم هر دوتا مون میدونیم که این رو میخواد
اینجا دفن میشه
توی کلیسا، جاییکه غسل تعمید شد
دیگه اجازه نمیدم پسرم رو ازم بدزدی
!ادور
باید حرف بزنیم
باشه - خصوصی -
اسنوری؟ چه مشکلی واست پیش اومده؟
مردم مون دیگه اینجا احساس ارامش نمیکنن
باید برنامه ریزی اساسی کنیم
...اسنوری عزیزم، این - دیگه اینجا جامون امن نیست -
چشم هاتو باز کن، مرد
باید دست بکار بشیم، از خودمون و از زمین مون محافظت کنیم
هیچکس اینجا نمیاد دنبال مون، هیچکس
همه ی این چیزا رو از هیچی ساختیم
نگاه کن، این دنیایی که باید باشه
اینجا رو ساختیم تا بتونیم توی ارامش زندگی کنیم
تا ازاد زندگی کنیم - دیگه ارامش نداریم -
این اواخر اصلا ارامش نداشتیم
نمیخوای قبولش کنی
اون موتور سوارا ادمای خشنی ان
متجاوز و قاتل ان
پسرت هم همینجوریه
گونر ادم وحشتناکیه
بهتر از هر کسی میدونی
پیشنهادت چیه؟ چی کار می تونیم بکنیم؟
تفنگ بگیریم دست مون و درگیر بشیم باهاشون؟
نه - نه، پس چی؟ -
یه اشنا دارم
نگهبانه
الفور در موردش بهم گفته
ادم هایی رو استخدام میکنه که از جنایتکارا
نمی ترسن
بهش گفتم که گروهش رو بیاره اینجا
نگهبان هارو
هاکان پولش رو میده
نیازی نیست نگرانش باشی
ایستگاه پلیس
گونر حتما اون شب یه کاری کرده که مربوط به مواد فروشیه
واسه همینه که نمیگه کجا بوده
تا به حال انقد کسی مجرم نبوده
اون دوتا پرونده حتما بهم دیگه ربط دارن، باید داشته باشن
چه ربطی به زمین داره؟
منظورم اینکه، نیازی نیست صاحب زمین باشی تا مواد قاچاق کنی
اون هاپر، نقشه های بزرگتری داره، باید یه دلیل دیگه ای داشته باشه
اره
مامان بزرگ، عجله کن
اون همیشه انقد عصبیه؟
به تو چه ربطی داره؟
دالا، ابجو میخوای؟ - اره لطفا -
خیلی خب
بفرما
بسلامتی
نظرت چیه بهشون سلام کنیم؟
بذار بفهمن که اینجاییم
اجازه نداریم - یه ادم کشته شده -
نمیشه همینجوری بشینیم و جوری رفتار کنیم که انگار چیزی نشده
بیا یه کاری بکنیم
مثل اینکه داره میاد سمت مون
هیچکس نگفته که اجازه نداره باهامون حرف بزنه
چه خبرا، گونر؟
داری دنبالم میکنی؟
تصمیم گرفتیم سر بزنیم تا وضعیت رو بررسی کنیم
میخوای یه صندلی واست بیارم؟
چیه؟ چرا انقد عصبی؟
عصبی نیستم
چرا بهمون نمیگی که شبی که ایوار به قتل رسید کجا بودی؟
مظنون ام؟ - اره -
دلیل موجه ای نداری - چرا، دارم -
فقط بهمون بگو کجا بودی
همون طور که اون زنه گفت، اونجا بودم
میدونیم دروغه
شما چیزی بر علیه ام ندارین، مگه نه دستگیرم می کردین
یه ادم کشته شده، می فهمی؟
کار من نبوده
اون دوستم بود
برگور؟ دوستت بود؟
برگور؟
چند ساله که بهم زنگ نزده - مزخرفه -
میدونیم که باهاش در ارتباط بودی
کی گفته؟ - باهاش در ارتباط بودی؟ -
نه، خودت گفتی
اون شب کدوم گوری بودی؟
فکر نمیکنی بهش خیلی اطلاعات دادی؟
نه، فقط دارم کارا رو شروع میکنم
میشه حرف بزنیم؟
یه خبر چین داریم
یکم گیج شدم
باید نگران باشم؟
داری میگی که الان باید نقشه هامونو عوض کنیم؟
دارم میگه که
یهویی سر و کله پلیس همه جا پیدا شده
شاید این کار واست خیلی سخته هاع؟
نه
ولی اومدن بار
تا سوال بپرسن
هوم
مثل اینکه یه جورایی میدونن که با برگور در ارتباط بودم
یه نفر با پلیس ها حرف زده
مشکل بزرگی داری دوستم
No comments yet. Be the first to leave one.