La ragazza con la valigia
முதல் 200 வரிகள்.
احمق، زود باش باشه
صبر کن
پر از خاره کسي که نمياد؟
نه
داشتي چيکار ميکردي؟ هيچي
نگاه ميکردي؟ زود باش، سوار شو
درست بسته شده؟ آره
چيه؟ عصباني هستي؟ داشتم مي ترکيدم. نمي تونستم صبر کنم
مشکل چيه؟ کي، من؟
پس کي؟ بابا بزرگم
اون نگاه توي چهره ات چيه؟ فکر ديگه اي توي سرت داري؟
نه، ميخوام موتور رو بررسي کنم يک صداي خنده داري ميده
روشن نميشه شايد تسمه پروانه شکسته باشه
استارت بزن
نه... ميخواي شمع موتور رو نگاه کنم آره
تشنه نبودي؟ چرا؟
بيرون کافه است با من بيا
ميخوام بدونم مشکل ماشين چيه
بيا نه ممنون، من خودم پول دارم
ميخواي واست يک بستني بخرم؟ نه
فراموشش کن، الان يادم اومد که يک کار فوري دارم که بايد انجامش بدم
لطفاً به اون خانم جوان بگو که توي کافه منتظر من بمونه
باشه اين ساک رو هم بهش بده
بيا نه... ممنون
دختري با يک ساک
سلام هنوز نرفتي؟
بابا رفت، اما من هنوز اينجام واسه چي؟
نتايج اولين امتحان ماهانه اش رو دادن، من واسه پدرش خيلي توضيح دادم
اگه پسره حتي واسه يک هفته غيبش بزنه، من مسئول نيستم
مي فهمم... عمه اينجاست؟ اون امروز صبح به فورلي رفت
امشب برميگرده؟ حتماً
معذرت ميخوام
مطمئني که برميگرده؟ آره، امشب مياد، شايد کمي ديرتر بياد
بسيار خوب، خداحافظ. معذرت ميخوام البته
برادرته؟ بله
واي منو ببخشين، اونو معرفي نکردم مهم نيست
فکر کردم همديگه رو مي شناسين بيا ادامه بديم
"Qua mihis supremo un tempus in urbe fuit"
ممکنه؟ بله
نامه هاي زيادي داشتي از طرف کي؟
تيم کارت تبريک از وکلابرک، اتريش
آنتوان اورفاناج چي ميخوان؟
با يک دعاي خير جالب علامت زده
خانواده خوب باشه، کار، حقوق، ازدواج خوب، مرگ خوب
براي پاپ، ميهن، آرامش جهان... کد پستي ما
اين لباس رو اتو کن و بوي نفتالينش هم ببر
چي رو انتخاب مي کني؟ ميهن
اينم بشوي بقيه تبليغات پزشکيه
اونا رو دور بنداز
کيه؟ گيگي خونه است؟
فايناردي، ممنون
گيگي؟ منم مارسلو، نيم ساعت پيش اومدم
تلگراف رو نگرفتي؟ پس، تو با من مياي؟
آره، صبح زود
واي نه، بايد منتظر عمه ام بمونم من خسته ام
باشه اما قبل از اينکه برم تماس ميگيرم
آره، خداحافظ
همه اش رو بگير و بذار من بخوابم
الو؟ کيه؟
مارچيوري؟ نه، اينجا خونه فاينارديه
فايناردي نه، خانم، شماره اشتباهه
خداحافظ
الو؟ نه، دوباره شماره اشتباهه
آره، شماره 42116 هست
آره، مي دونم: مارچيوري اما ما اونو نمي شناسيم
نه، شماره عوض شده
چي؟ توي اين خيابون؟
نه، دست چپ ما آقاي اگاپيتو ست
لوسيا، بس کن. قطع کن ما که اطلاعات تلفني نيستيم
نمي دونم چي بهت بگم
متاسفم نه، نه... خداحافظ
نه... شب بخير
کي بود؟ شماره رو اشتباه گرفته بود
و تو دوباره باهاش حرف زدي؟
داشت گريه ميکرد
ميخوام ماشين رو توي گاراژ بذارم
چرا؟
چرا داشت گريه ميکرد؟ کي ميدونه؟
اون داشت گريه ميکرد... و برادر مهربونت منو به چرت و پرت گفتن پشت تلفن متهم ميکنه
مراقب باش، مستقيم برو
ادامه بده... اينجا، دور بزن
خوب، پايين
اون کيه؟ عمه که نيست. اون کليد داره
بيا
لوسيا، لوسيا ولش کن، ما باز مي کنيم
چي شده؟
گوش کن، يک دختره دنبال من ميگرده
برو بهش بگو که من اينجا نيستم، در واقع بگو که منو نمي شناسي
هر چي ميخواي بگو، اما اونو بفرست بره
اما اون کيه؟ نترس
اون يک احمقه هر چي که بگي خوبه
اون همه چي رو باور ميکنه
اون پشت تلفن بود؟ آره
چطور اون احمق منو پيدا کرده؟
برو ديگه
ميخواي چي بگم؟ فقط بگو که منو نمي شناسي، همين
برو ديگه، من 1000 ليره بهت ميدم
معذرت ميخوام
اشکالي نداره
عصر بخير عصر بخير
معذرت ميخوام، شما منو نمي شناسين اما
من از شرکت بيمه سيکورتا اومدم
متاسفم که اين وقت شب اومدم، من از ميلان رسيدم
به من گفته شده که شما يک اوريلا خاکستري با روکش آبي رنگ دارين
نه واقعاً؟
ديگه نه، ما اونو دو ماه پيش فروختيم
به کي؟ نمي دونم، پدرم فروختش
اون خونه نيست، حتي در پارما هم نيست
اما اينجا خونه مارچيوري نيست؟ مارچيوري؟
مارسلو مارچيوري نه، خانواده فايناردي اينجا زندگي مي کنه
راستش رو بهم بگو واسه من حکم مرگ و زندگي رو داره
مارچيوري اينجاست يا نه؟
خوب، نه قسم بخور
قسم ميخورم
بانوي من، خداي من حالا چيکار کنم؟
جونور کثيف پست من چه ضرري بهت زدم؟
ترسوي بدبخت
متاسفم... اگه فقط مي دونستي که
اسم اونو نشنيدي؟ کي، مارچيوري؟
اگه اون ماشين پدرت رو خريده باشه اونو ديدي، قد بلنده، تيره
نشونت ميدم ببين
اينجا رو نگاه کن
من نه، من بد افتادم اون يکي
خوب، اونو مي شناسي؟
نه، متاسفم
مهم نيست، مطمئنم که پيداش مي کنم
حتماً، اون کجا ميخواد بره
هرگز اجازه ندادم کسي سرم کلاه بذاره
توي ايستگاه هتل هست؟ بله، خيلي
از کدم طرف بايد برم؟ خوب... از اين طرف
سوار ترامواي اونجا بشو
دو ايستگاه مونده به آخر خط پياده شو
ممنون
صبر کن... مي تونم کمک کنم؟ سنگينه
مشکلي نيست ممنون
من از شرکت بيمه نيومدم نه؟
مي تونم؟ من آيدا هستم لورنزو فايناردي
خوشوقتم
الو؟ بله، فايناردي
مرد جوان؟ کدوم؟
واي، لورنزو کي داره حرف ميزنه؟ چي؟
يک لحظه لورنزو
لورنزو
بله، عمه تلفن
اون داره مياد
کيه؟ نمي دونم، آيدا زاپوني
الو؟
آره، منم، سلام
اين آيدا کي هست؟
يک لحظه خواهر يکي از همکلاسي هام
الو؟
لطفاً منو ببخشين
بله، بله
چي؟ اما من نمي تونم
الان بهم بگو، همون مورده
نه، اگه درباره ديشبه، بهت که گفتم
پس درباره چيه؟
بيا داخل
بيا داخل
قفله
کيه؟ لورنزو فايناردي
يک لحظه صبر کن
سلام... حالت چطوره؟ خوبم... تو چطوري؟
بيا داخل
منو ببخش که دست نميدم، دارم کفشم رو واکس ميزنم
از واکس زدن متنفرم، تو چي؟
همه جا پخش ميشه. مجبور بودم از مسواکم واسه واکس زدن استفاده کنم
خوب اونم خراب شد
بشين ممنون
يک بيورش ميخواي؟ تازه هست
نه، ممنون. صبحونه خوردم خوب چي؟ در غير اينصورت من به زور متوسل ميشم
خوب... ممنون
من بخاطر اون مارچيوري بدبخت با تو تماس گرفتم
که منو در يک موقعيت آشفته اي قرار داده و رفته
ميخواستم بدونم... البته بدون هيچ اجباري
که ممکنه به اين علاقه مند باشي
اين چيه؟ نگاه کن، نگاه کن... بازش کن
يک اتوي مسافرتي من فقط يک يا دو بار ازش استفاده کردم
يک ترانسفورمري هست که ولتاژ برق در پارما چقدره؟
نميدونم فقط اينو اينطرفي بچرخون
و اتو کن
خوشت اومد؟ خوب
اگه علاقه اي بهش نداري، مهم نيست، من هنوز يکي دو دلار دارم
اما از اونجا که ميخوام يک چند روزي بمونم
تا اونو پيداش کنم
يک کمي پول بيشتري ميخوام، شايد 5000 ليره
يا 4000 ليره
اينقدر زياده؟ نه به هيچ وجه
فکر کردم... اون ميتونه يک هديه خوب به مادرش بده
کيف از جنس چرمه... ميتونه يک يادداشت توي کيف بذاره
علاوه بر اين کيف تازه است
بله، شايد
عجب احمقي
متاسفم، نفهميدم تو نمي تونستي فکرش رو هم بکني
هر کسي ميتونه سريعاً بهت بگه که مادرت مرده... منو ببخش
حتماً فراموشش کن، خودم از پسش برميام
قبلاً با خونه تماس گرفتم سفارش پول خيلي طول نميکشه
برو، دير سر کلاست ميرسي واي خدايا، آره
خداحافظ
خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.