முதல் 200 வரிகள்.
سلام، من لستر هستم
با دربان جدیدمون آشنا شید اسمش رو به یاد دربان مرحوممون گذاشتیم لستر
چه بلایی داره سر ساختمون پُر از قتل عزیزمون میاد؟
اوضاع داره سریع عوض میشه
تو ... تو برو با زن لستر صحبت کن
لیلیان عاشقِ منه - اسمش لورینـه -
من عضو گروه آزمایشی دکتر تایدیمن هستم
... و میخوام چهار دُز بعدی
نیکی قبلا هرجا میرفت این ورقها رو با خودش میبرد
شاید چیز مهمی باشه - من خوب بلدم از ورق استفاده کنم -
اوه
در کنار چیزهای دیگه
این میز خیلی چیزها رو به چشم دیده
فکر میکنی اینجا چه اتفاقی افتاده؟
شبی که نیکی مُرد داشتم با این احمقها بازی میکردم
و نیکی ... تق ... انگشتش رو قطع کرد.
انگشت دست راست جی قطع شده
انگشتی که ما داریم، به سمت چپه
این، انگشت جی نیست
... طبق قراردادی که امضا کردید
نمیتونید در مورد مدیر شرکت، پادکست بسازید
و همین چند وقت پیش یه نفر بخش زیادی از سهام رو خرید
کی؟
با هم دستبهیکی کردن
همهشون فاسدن
وای، اینهمه سال اینجا زیر آرکونیا بوده؟
آره، و لستر و نیکی، هر دوشون اینجا بودن
حتما جواب سوالاتمون توی این اتاقه
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
میدونید با پول، چیها میشه خرید؟
... منظورم قایق تفریحی یا جت شخصی
یا حتی اون اسب آبیهای گوگولی هم نیست
البته من باشم یکی از همونها رو میگیرم
میتونه توی وان حمومم زندگی کنه خیلی بانمک میشه
بگذریم، من در مورد پول خیلی زیاد صحبت میکنم
«اونقدری که به همه بگی «برو، کون لقت
با این پولها میشه باارزشترین چیز رو خرید
سکوت
هیچکس خبرچینی پولدارها رو نمیکنه
چرا؟
چون مثل یه حشره لهت میکنن
خب، اینجا یه پارگی پیدا کردیم
روی این ... میز؟
خب، حتما با ساطور پاره شده بود
اما درستش کردن؟
... و زیر اینجا یه ... یه کشوی مخفیه
که توش یه پاکت پُر از پول پیدا کردیم
باید با چرخ رولت یه رمز بزنی تا باز بشه
خیلیخب، زدم
یهلحظه وایسید ببینم
... میخواید بهم بگید که این قمارخونهی بزرگ
کل مدت زیر این ساختمون بوده
اما شماها تازه متوجهش شدید؟
خب، راستش رو بخوای، همین تازگی فهمیدم که این ساختمون، باشگاه هم داره
هوم. نمیدونم
خیلی تمیزه بچهها
میشه روش استیک خورد
اما ما روش خون دیدیم
حتما ... حتما تمیزش کردن
منظورت اینه که این ابرشرورها با تمیزکننده اومدن اینجا؟
معلومه که نه تو از این کارها میکنی
یه نفر گند این حرومیها رو تمیز میکنه
احتمالا اون شخص، توی این ساختمون کار میکنه
یه نکتهی پلیسی بهتون بگم
وقتی در مورد آدمهای خیلی پولدار تحقیق میکنید حتما با خدمتکارها صحبت کنید
پولدارها دائما جلوی خدمتکارهاشون کارهای احمقانه میکنن
درست میگه احتمالا به پلیس رشوه دادن
دوتا پلیس اومده بودن خشکشویی
که مثلا جسد نیکی رو پیدا کنن
این دوتا مامور رو میشناسی؟
!اوه آره
خیلیخب، اونی که اونجاست، بابیـه
اون یکی هم دوستِ خوبم، فردیـه
... فردی واقعا استادِ
داری سربهسرم میذاری؟
اصلا میدونی پلیس نیویورک چندتا مامور داره؟
حتی اگه میشناختمشون هم فکر کردید به شماها میگفتم؟
چون آخرین نفری که میخواست ... پتهی پلیسهای فاسد رو بریزه روی آب
مجبور شد بره فلوریدا
خدایا، منظورت اینه که طرف مُرد؟
نه، منظورم اینه که واقعا مجبور شد بره فلوریدا زندگی کنه
اوه خدای من
چطوره ... چطوره انگشتمون رو ببریم آزمایشگاه؟
اوهوم
خب، اگه انگشت جی فلوگ نیست پس انگشت کیه؟
متوجهم چی میگه اما بعدا برمیگردم
باید برم مهدکودک نوبت منه که خوراکی ببرم
... یه مادر سیاهپوست همجنسگرا نمیتونه
همینطوری با یه انگشت بره اینور و اونور
خیلیخب، درسته، باشه اما سوفیا چی؟
اون ورقها رو بهمون داد تا وارد اینجا بشیم
اون حتما یه چیزی میدونه - من ازش بازجویی میکنم -
توی استتن آیلند یهخرده با هم صمیمی شدیم
اگه حرفی برای گفتن داشته باشه حتما به من میگه
خب یعنی همین؟ اینجا هیچی نیست که بخوایم پیدا کنیم؟
خب، نمیدونم کی تمیزکاری رو انجام داده اما یه چیز رو از قلم انداخته
اوه، اسلحه پیدا کردی؟
بدتر. دمِ میگو
میدونی، میتونن مرتکب قتل بشن میتونن پادکستمون رو متوقف کنن
اما هیچکس ... هیچکس حق نداره میگوی عروسی من رو بخوره
من پول شش ظرف میگو دادم
و فقط پنجتاش رسید به آپارتمانم
... پس اینا دیدن میگوهای من
همینطوری توی لابی ولـه برای همین شروع کردن به خوردن
خب، چه بلایی سر این دنیا اومده؟
الان فرق ما با حیوانات چیه؟
... اولیور، امکانش هست که میگوی اونا
هیچ ربطی به میگوی تو نداشته باشه
چارلز، تو هم بهاندازهی من خشمگین نیستی؟
داره چی کار میکنه؟
اوه خدای من، داره از برنامهی دوستیابی استفاده میکنه
چارلز، داری از این برنامهها استفاده میکنی؟
اوه، عه ... آره
من ... عضو برنامهی دوستیابی برای سالمندان جذاب شدم
اسمش «آخرین دوستیِ قبل از مرگ»ـه
از «آخرین دوستیِ قبل از مرگ» استفاده میکنی؟
خیلیخب، خیلی زود دوباره میشم دوستِ خوبت
اما این چند روز خیلی سخت بوده و در به در دنبال اینم که بخندم
میشه پروفایلت رو ببینم؟
خیلیخب
عکست یه پوسترِ امضاشدهست
هنوز هیچی نشده حالم خیلی بهتر شد
عه ... ظاهرا گزینهی «اهل همجنسگرایی» رو هم زدی
!اوه
فکر کردم نوشته اهل رفتن به هر دو ساحل
حالا فهمیدم چرا بعضیها اینطوری جواب میدادن
یه چیز خندهدار دیگه ببینم حالم خوبِ خوب میشه
آره، ایناهاشش
جوابِ سوال «دنبال چه چیزی هستم» رو نوشتی «موبایل»
آره، خب وقتی گم میشه دیگه پیداش نمیکنم
... تازه، بهنظرم خیلی باحاله که ستارهی تلویزیون
نمیتونه موبایلش رو پیدا کنه
چون خیلی قابل درکه
آره، دوباره شدم دوستت
... جدی میگم چارلز
خیلی خوشحالم که داری ازش استفاده میکنی
خب، ممنون ... و این ماجراجویی کوچولو
قرار نیست حواسم رو از روی پرونده، پرت کنه
میرم دیدنِ سوفیا
و ... ای وای
هوم، بتی گربل. بهبه
... اصلا بدم نمیاد یه
خب، نمیدونم داره چی میشه اما باید ازش دور بشم
ما میریم با کارمندهای ساختمون صحبت کنیم
تو هم برو سراغ سوفیا
!گند نزنی چارلز
خیلیخب، باشه، خیلیخب - ... آره! چی -
این مسخرهبازی رو تمومش کن حواست رو بده به من
چهت شده؟
منظورت چیه؟ هیچی
داری وزنه میزنی و عجیب رفتار میکنی
منظورت چیه؟ چیز خاصی نیست
صرفا یه مولتی ویتامین جدید مصرف میکنم
دارم تستوسترون مصرف میکنم
چی؟ چرا؟
دکترم ازم خواست عضو یه گروه درمانی آزمایشی برای افراد همسنم بشم
کارش اینه که استخوانهات رو قوی میکنه و بهت قدرت میده
موثر بوده؟ - آره گمون کنم -
خب، دهنم مزهی آهن میده
دیروز درِ شیشهی خیارشور رو عین آبِ خوردن باز کردم
و فکر کنم روی فرومونهام هم اثر گذاشته
هرجا میرم، گربهها دنبالم میان
میدونی چیه؟ ... اگه بخوام صادق باشم
الان بدجور دلم میخواد از روی زمین بلندت کنم
اوه، لطفا نکن - !اومدم -
نه! اوه نه، نه، چارلز. خواهش میکنم
من رو بذار زمین چارلز، نکن
!چارلز! اه
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
اوه، طبقهی پایینی آرکونیا
عین سریال داونتاون ابیـه
الان ممکنه بریم یه طرف ... و یه اتاق پُر از آدم پیدا کنیم
که دارن قاشقها رو برق میاندازن؟
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
اوه، هی، رندال
میشه یه سوال ازت بپرسیم؟
... آره، در مورد یه اتاق بازی مخفی
توی آرکونیاست
عه ... اینم از اون آزمونهای ساختمونیه؟
این توی دفتر ثبت بوده؟ - رندال؟ -
هوم؟ هوم؟ - ... نیازی نیست -
نسخه خانم مورتون رو براش ببری
لستر انجامش داد
عه ... خانم مورتون ترجیح میدن ... من براشون ببرم، پس
انجام شده
لستر یه انسان احمق نیست که به خواب نیاز داشته باشه
تمام تحویلها رو شبونه انجام میده
عالیه
زیاد شما دو نفر رو اینجا نمیبینم
دارید تحقیق میکنید؟
... خب - نه، نه، نه، نگران نباشید، نگران نباشید -
دیگه نمیخوام به گروه سه نفرهتون ملحق بشم
یه چیز بهتر دارم
اطلاعات حکم قدرت رو داره
و لستری که اینجاست، خدای غیبتهای ساختمونیه
لستر، یه چیز جذاب بهشون بگو
دکتر گروور استنلی توی واحد 6سی بیماری کرون داره
اوه! وقتی اینجور چیزها رو در مورد همسایهها میشنوم، هیجان کل وجودم رو میگیره
یکی دیگه برام بگو کوچولو
No comments yet. Be the first to leave one.