முதல் 200 வரிகள்.
مثل این پیرزنا که ایروبیک تو آب میرن شنا میکنی
یادت باشه بگی کد در ورودی رو عوض کنم
بیا دیگه، بپر تو. آب امروز عالیه
واسه یه چیز دیگه اومدم
غیبت زده بود
به تو ربطی نداره
میدونی، اگه با هم ازدواج کرده بودیم، لازم نبود فرار کنی
چی باعث شده فکر کنی باهات ازدواج میکردم؟
حالا دیگه داریم جدی میشیم. آره، اومدم وام بگیرم
این یه اخلاقت رو همیشه دوست داشتم
مستقیم سر اصل مطلب. بنال. سیصد هزار تا
چهار ماه دیگه ۳۵۰ تا برمیگردونم
النا، نمیدونم چی میخوای بگم
من نزولخور نیستم. چطور میتونم همچین کاری بکنم؟
همه میدونیم میخوای چیکار کنی. هیچوقت نباید پشت خونوادهت رو خالی کنی
آره، خب اونا بودن که با من چپ افتادن
محض اطلاع، تو آخرین کسی هستی که میتونی نظر بدی
در هر صورت، بابت پول نمیتونم کمکت کنم. متاسفم
آره، خندهداره
با این همه قمار و شرطبندی که زیرسیبیلی انجام میدی؟
همین ساعتت به تنهایی یه ثروت میارزه
ساعت تو هم ارزون به نظر نمیاد. انگار اصله
همونو بفروش
میدونی که مال بابام بود. از کی تا حالا اینقدر عوضی شدی؟
عوضی؟ من عوضیام؟
تو بودی که غیبت زد و ناپدید شدی. حالا اومدی اینجا از من پول میخوای
اونوقت من عوضیام؟
حتماً من یه احمقِ تمامعیارم
انگار یه کم دیر رسیدم، نه؟ یه لحظه صبر کن
خیلی وقته با برادرم رو هم ریختی؟
نه، ما هیچوقت با هم نبودیم. خودت میدونی
من نمیتونم خودم رو وسط دعواهای خونوادگی شما بندازم
فقط بیزنسه. بیزنس
بهت گفتم به حرفم گوش کن النا
داری گند میزنی به همه چی. کدوم گوری داری میری؟
هیچ آدم عاقلی اون پول رو بهت نمیده
بچهبازی درنیار. ما دیگه بچه نیستیم، النا
خب؟ یه لطفی کن و سعی کن توضیح بدی
میخوای پشت سرم ازم باجگیری کنی؟
هر غلطی دلت میخواد بکن. خب؟
وظیفه منه که از منافع بابا محافظت کنم
تا حالا فکر کردی چرا بابا آخرش تو رو انتخاب نکرد؟ دقیقاً به خاطر همینه
هر کاری میخوای بکن جولیو. من تسلیم نمیشم
منم تسلیم نمیشم
این یکی هست، این یکی هم هست
و اینم همونیه که هفته پیش اومد
عملاً یه بمبِ متحرکه
در واقع ترکیبی از یه تعمیرگاه سیار و یه هتل پنجستارهست
نظرت چیه؟
فکر کنم همون دستدومه خوبه
تا وقتی سه تا تخت توش جا بشه، برام مهم نیست
فقط موقتیه. فردا پولت رو پس میگیری
النا، فردا برام مهم نیست. من یه ضمانت سفت و سخت میخوام
برادرت این رو روشن کرد
بیا، بفرما
اینم از ضمانتت
خوب ازش نگهداری کن. ۲۴ ساعت دیگه پسش میگیرم
خب، چی شد؟ همه چی مرتبه؟ آره، چطور؟
اِم... ساعتت؟ اوه. فقط یه مشکل کوچیک با بانک پیش اومد
واسه همین دیشب جیم زدی؟ من جیم نزدم
در ضمن، مگه قول ندادیم دیگه رازی بینمون نباشه؟
خیلی خب، پس رفتی سراغ اون دستدومه؟
نه. نه؟
همین رو برمیداریم. آه، انتخاب عالیایه
اِم، الان آمادهش میکنم. زودی برمیگردم
داری چه بازیای درمیاری؟ اینجا که میز پوکر نیست
خسته شدم از بس جیرهخورِ برادرم بودم
اون حتی به یه ورش هم نیست
همیشه خودت تنهایی تصمیم میگیری. هیچچیز رو با من در میون نمیذاری
قرار بود من و تو یه تیم باشیم، نه؟
بنینی، وقتی رفتیم روی سکوی قهرمانی، اونموقع یه تیم میشیم
خانم دیونیسی بزرگ برگشته و به کمک من نیاز داره
حتماً عاشق معامله کردن با منی. رئیس منم. رئیس
باید جشن بگیریم، نه؟
خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه
یه مبلغ گنده پول لازم داری تا هزینههای جاریت رو پوشش بدی
واسه نقدینگی کوتاهمدت
واسه هزینههای اولیه به پول نقد نیاز داریم
جایزه مسابقات قهرمانی بدهی رو صاف میکنه
حالا اگه یکی مثل برسلی یا حتی برادرت برنده بشه چی؟
نه، نه. برسلی دیگه اون ولعِ برد رو نداره. سالهاست که هیچ تغییری نکرده
پسرش خنگه و رانندهش هم پیره
و برادرم
برادرم حتی بلد نیست رانندگی کنه، چه برسه به اینکه قهرمان بشه
باشه، فرض کنیم همه چی خوب پیش بره، خب؟
برنده میشی و حتی جام رو هم بالای سرت میبری
مسابقات قهرمانی هنوز خیلی مونده تا تموم بشه
هرچی زمان بگذره، سود پول من دو برابر میشه
من یه دیونیسیام. ما همیشه منابع خودمون رو داریم. دقیقاً معضل منم همینه
اگه بقیه منابعت حاضر به همکاریان، پس چرا داری با من حرف میزنی؟
خیلی خب، چی میخوای؟ سند آپارتمانم رو بذارم رهن؟
آپارتمانت به چه درد من میخوره آخه؟
من تو حومه شهر بزرگ شدم. اینجا عالیه. بمیرم هم حاضر نیستم تو شهر زندگی کنم
میدونی چیه؟ فکر کنم یه ایده بهتر دارم
شرکتت کافیه
بابام این شرکت رو با خونِ جگر از صفر ساخت. معامله نمیکنم، متاسفم
میدونم، ولی انگار برونوی پیر حساب و کتابهاش رو درست نگه نداشته
مخصوصاً در مورد ارث و میراثش
یعنی روحت هم خبر نداره به چند تا وکیل پول دادم تا این اطلاعات رو بهم بدن
عجب آدم عوضیای هستی
میگی میخوای برنده بشی، درسته؟ فقط چرت و پرت که نمیگی؟
اصلاً بیا این کار رو بکنیم. تو چند تا برگه رو امضا میکنی
و ما فقط وقتی از این برگهها استفاده میکنیم که اوضاع بد پیش بره
ولی همچین اتفاقی نمیافته، مگه نه؟
مهمه که همه راضی باشن
تا نیمهشب، تمام پول نقدی که لازم داری دستت میرسه
لازم نیست هر روز بیای به من سر بزنی
وقتِ رفته دیگه رفته
باشه پس. فردا نمیام
میتونی بدون حضور من، تکی واسه خودت یه جشن مفصل بگیری. موفق باشی
تو پیست مونزا مراقب باش
یادت میاد دورِ آخر، تو پیچ آخرِ لسمو چه اتفاقی افتاد؟
بیمارستانها پر از میکروبن، آرایشگاهها پر از غیبت و خاله زنکبازی
هوم. همه همدیگه رو آلوده میکنن
هی، در مورد اون دختره
کارش خوبه؟
فوقالعادهست. اصلاً باورت نمیشه
و دیونیسی؟
اوه، خودت که میدونی
بهش بگو کشش رو تو پیچها بیشتر کنه و کوتاه نیاد. خب؟
آخرِ سر، همهچی به ترمز گرفتن بستگی داره
من یه چیزی بهش میگم و «بلو» میخواد خلافش عمل کنه
برام سواله که چرا مامانش اسمش رو گذاشت «بلو»
کی میدونه؟
شما دوتا قبلاً با هم حرف میزدین؟ آره، خیلی وقت پیش
نمیدونی کجاست؟
همین نزدیکیهاست. نمیدونم
ولی خب، دخترِ کاریای بود
وقتی با یه خلافکار وارد رابطه شد، ارتباطمون قطع شد
هوم
ازش پرسیدم «با اون پسره چیکار داری؟»
اونم گفت: «برو بابا، به تو چه.» این چیزی بود که گفت
«همه رفتن.»
«نمیخوام باقی عمرم رو تا ابد تنها بمونم.»
هوم
بگذریم، من چی میدونم؟
زندگی خودشه
میدونستم دیر یا زود برمیگردی
شاید لبِ گور رفتن هم یه خوبیهایی داشته باشه
پیچِ بیاسونو با سرعت ۲۰۰... با دنده پنجِ پر
میتونم یکی از اون زردا رو کش برم؟
در واقع، یه کروکودیلِ کوچولو
اینا ویتامینن. شکلات نیستن که
هم واسه تو خوبه، هم واسه من
هوم. یادت نره که دوشنبه شامِ تولدمه
خونه مامان و بابام
اوهوم
و لطفاً منو با اون دوتا تنها نذار، باشه؟
نگران نباش. هوات رو دارم
اونجا رو ببین. باورنکردنیه! انگار دارم خواب میبینم
واو
میدونی که همه اینا واسه توئه، دیگه؟
واسه من و تو
انگار اینجا داره اوضاع جدی میشه، نه؟
آه. برای تنوع هم که شده، زود اومدی
قشنگه. قراره همهمون اینجا بخوابیم؟
آره، یه جورایی مثل کمپ زدنه
البته با حشرههای کمتر
پیست رو بررسی کردی؟ البته
نه ساعت خوابت رو داشتی؟ آره
به رژیمی که بهت دادم پایبند بودی؟
سرشار از ویتامین و پروتئین. هوم
هرچند به نظر میاد دیشب حسابی خوش گذروندی، نه بارنی؟
قیافهت که دروغ نمیگه
راستشو بخوای، این اواخر سخت خوابم میبره
خب، اگه بخوای الان میتونی بخوابی
من رانندگی میکنم و تو میتونی سه ساعت بخوابی
زود باشین شما دوتا. بیاین بار زدن رو تموم کنیم
هی
تو این سفینه فضایی یخچال هم هست؟
ببخشید؟
اینجا سفرِ تفریحی با کشتیِ کروز نیست
فقط اعضای تیم اجازه دارن سوار کامیون بشن. قانون اینه
اون بهترین دوستمه. میفهمم
ولی تو همین الانشم به اندازه کافی دغدغه داری
همینطوری هم جامون خیلی تنگه
قول میدم تو مونزا یه جا واسه خوابش پیدا کنم
خیلی باحاله، نه؟ داریم میترکونیم
آره، ببین آمی. اِم
بزرگترها دارن رو مخ میرن
گفتن میتونن تو مونزا برات یه جا پیدا کنن
ولی نمیتونی با ما بیای
اگه نخوای بیای، بهت حق میدم
به خاطر مسائل قانونی و این بیمههای احمقانه اینطوریه
خب، منم نمیخوام بیمه رو به خطر بندازم
معلومه که میام
این اولین مسابقه خارج از شهرِ توئه
تو برو، منم پشت سرت میام. باشه
داری به چی گوش میدی؟
هی
پرسیدم داری چی گوش میدی
هیچی، چیز خاصی نیست
مالِ دوران بچگیمه
مامانم وقتهایی که ناراحت بود بهش گوش میکرد
که یعنی همیشه
بذار پخش بشه، شاید منم بشناسمش
نه بابا. میخوام بشنومش
نمیدونستم از اینجور چیزا خوشت میاد
نه، این یه آهنگ کلاسیکه. متنش هم داستان قشنگی داره
جداً؟ رام و کوکائین؟
No comments yet. Be the first to leave one.