முதல் 200 வரிகள்.
توجه « زیرنویس موردنظر برای پخش در رایانه تنظیم شده است » پاتپلیر برای نمایش هرچه بهتر این زیرنویس در رایانۀ خود از نرمافزار » « را بر روی سیستم خود نصب داشته باشید B Yekan استفاده کرده و فونت
« سال مناسب نیست 18 تماشای این فیلم برای افراد زیر »
« تماشای این فیلم برای افراد زیر 18 سال مناسب نیست »
« سال مناسب نیست 18 تماشای این فیلم برای افراد زیر »
« تماشای این فیلم برای افراد زیر 18 سال مناسب نیست »
« سال مناسب نیست 18 تماشای این فیلم برای افراد زیر »
پرایمر من کو؟
کرمهایی که قبل از مواد آرایشی دیگر، برای افزایش :Primer ] [ مدت ماندگاری مواد آرایشی روی صورت استفاده میشوند
!وِیدا، دیرمون شده
وِیدا - هوم -
...خدا
!داداش، ک×ـری دیرمون شده
کیک پاپ»ها طعمهاشون فرق داره، یا فقط رنگشون فرق داره؟»
طعمهاشون فرق داره - فرق طعمهاشون چیه؟ -
خدایی معجزهست که سر وقت رسیدیم
!داداش، داریم میترکونیم
طبق «مأمول»، آره
همچنین، فقط منام یا اینکه قهوه باعث میشه بلافاصله عنت بگیره؟
بلافاصله، آره
مثلاً، بوی قهوه که به مشامم بخوره، میرینم توی شلوارم
شِرگویی رو نگه دار تا جاستین دراگوناس رد بشه
اوه، خدای من، میخوامش
باید یه رمز واسه ریدن پیدا کنیم
!راست میگی - خیلیخب، بذار فکر کنیم -
...خب، مثلاً - «مثلاً میتونیم بگیم: «باید با رئیسم صحبت کنم -
از چی حرف میزنی؟ - ملتفتای؟ -
مثلاً: «خیلیخب، باید یه صحبت طولانی پشت «تلفن با رئیسم داشته باشم و اون عصبانیه
اوه، خدای من، رئیسم بهقدری از دستم عصبانیه» «که امروز صبح زنگ زد بگه مکان باسندادنم جور شده
...اوه، و بعد وقتی تو
میتونه مثلاً پیامکدادن به رئیست باشه
پیامکدادن به رئیست. عاشقشام - تو به رئیست پیامک میدی -
عاشقشایم - باید تجملاتی نگهش داریم -
عاشق اینایم که تجملاتی نگهش داریم، کارمون همینه
حالا اون هم یه معضله، چون بیشتر اون آب، آب فسیلیـه
قدمتش برمیگرده به... بله، وِیدا؟
اون نوع صخره تأثیری روی دوام آبخوان یا سرعت تغذیهش داره؟
اوه، سؤال خیلی خوبـیه، ولی اون به عاملهای زیادی بستگی داره
کسی میخواد بدونه بزرگترین آبخوان بعدی چیه؟
« وِیدا!! بهم زنگ بزن »
پس باید به چیزهایی که راجع به آبخوانها میدونیم فکر کنیم، درسته؟
« شوخی ندارم »
پس «آبخوان اوگالالا» یکی از هشت آبخوان بزرگ دنیاست، نه... بله؟
ببخشید، میشه برم سرویس بهداشتی؟ - بله -
قدمتش برمیگرده به عصر یخبندان اخیر
:پس وقتی به اون فکر میکنیم، باید بگیم «عجب. این یکی از بزرگترینها در دنیاست»
حالت خوبه؟
نه - چی شد؟ -
نمیخوام کسی صدام رو بشنوه
داداش، بهمعنای واقعی کلمه، فقط بهم بگو، داری دستپاچهم میکنی
...حیض شدم
چی؟ نمی... نمیتونم صدات رو بشنوم
بهت پیامک میدم
!یا پیغمبر، آملیا
!وقتی حیض میشی که 911 پیامک نمیکنی
!زهرهترکم کردی. اوه، خدای من
ببخشید
عیب نداره
وایسا، تو مگه یک سال نیست که داری میمیری تا حیض بشی؟
فکر میکردم توی پوست خودت نمیگنجی
با اون چیزی که فکر میکردم فرق داره
منظورت اینه آخرت ریدمانه؟ آره، میدونم
تو بدترینای. دیگه قطع میکنم
ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید
...تو
کموْکسری نداری؟
نه، چند ماه پیش از توی اتاقت کش رفتمش
توی کولهپشتیمه
محض احتیاط
فقط میخواستم بگم یهمشت دستمالتوالت بچپون توی شلوارت تا برسی خونه
...ولی اون
!اون آخرت حرفهایکاریه. دمت گرم
اوه، خدای من
این چطوره؟
بیا امشب بریم شام، فقط خودم و خودت، باشه؟
و من در جریان
تمام جزئیات خونیِ قلمبۀ
چسبونکیِ چسبناک میذارمت
اَهاَه، ببند
دوستت دارم. مبارکه
نگو «مبارکه»، عجیبغریب
من هم دوستت دارم
روز عکسگرفتنه
بهتره خودم رو جمعوْجور کنم
خدای من توی دستشویی پیش میا ریدم و داره » « واسه روز عکسگرفتن کانتورینگ میکنه هاهاها
« راضیش کن توی اینستا تگت کنه تا تو هم بتونی معروف شی »
« بیا واسه هالووین اینفلوئنسر بشیم »
تو اصلاً آرایش نیاز نداری
ببخشید، چی؟
فقط گفتم اصلاً نیازی به آرایش نداری
...من
اون چی بود؟
!بجنب، بجنب
صدای تفنگ بود؟ - !بخوابید روی زمین -
!درشون بیار
!همه بخوابید روی زمین
!نه
میمیریم
!برو، برو، برو، برو، برو
اوه، خدای من. اوه، خدای من
تموم شد؟
تموم شد؟
کی اونجاست؟
من تیرانداز نیستم. من مت کورگانام، دیدمش
میدونی الآن کجاست؟
نمیدونم، نمیدونم
برادرم
بیا، بیا زیر. فقط بیا
گُه بگیرن، تیر خوردی؟
برادرم
!تو! اسلحهت رو بنداز
!حالا اسلحهت رو بنداز
!بخواب روی زمین
شاید بهتر باشه بیدارش کنیم - به استراحت احتیاج داره -
فقط میخوام باهاش حرف بزنم
میشناختیش؟
اون توی اینستاگرامت دنبالت میکنه، پس اون تو رو میشناخت
یهجورایی توی همۀ شبکههاست
مثلاً، سیاِناِن داشت با دوستت ملودی مصاحبه میکرد
خیلی دیوانهواره
از بین اونهایی که مُردن کسی رو میشناختی؟
آملیا - چیه؟ -
فهرستی چیزی وجود داره؟
بعضی وقتها به خودم میگم: «توی «چه سالی داریم زندگی میکنیم؟
من بهمعنای واقعی کلمه یه کولهپشتیِ ضدّگلوله از «آمازون» سفارش میدم
!آملیا - چیه؟ -
لطفاً گریه نکن، مامان
خیلی متأسفام
ببخشید
چیزی لازم داری؟
فقط میخوام حموم کنم
باشه
باشه
باشه
« سلام. وِیدائم »
« سلام. چطوری؟ »
« حقیقتش یهجورایی بیحسام. تو؟ »
« من هم »
« شمارۀ کوئینتن رو داری؟ میخوام ببینم حال برادرش خوبه؟؟؟؟ »
« شمارهش رو ندارم. ولی شنیدم فوت شده »
گُه بگیرن
« رفتی شبعزیزش؟ »
« نه. حقیقتش فکر نمیکردم بتونم دووم بیارم »
« کُل شب رو از دست خانواده قایم شدهام »
والدین من الآن ژاپنان. یهجورایی میترسم » « پام رو از اتاقخوابم بذارم بیرون. هاهاها
« تنهائی؟ حالت خوبه؟ »
« آها. ممنون »
« ...اگه جایی رو لازم داری فردا ریلکس کنی »
« همیشه میتونی بیای اینجا »
« ممنون. گوشیم رو روشن میذارم اگه نیاز داشتی حرفی چیزی بزنی »
« همچنین. شب بهخیر »
خوشحالام قراره نیک رو ببینی. اون اوضاعاحوالش چطوره؟
فکر کنم خوبه
خوبه! خوبه
تو چطور؟ تو... تو حالت چطوره؟
بهترم
خوبه، خیلی خوبه. از شنیدنش خیلی خوشحالام
بهمعنای واقعی کلمه فکر کردم تمرینه
،چون کمبی ما رو زندانی کرده بود داخل
:دوثانیهای پردهها رو کشید، پس پیش خودم گفتم
«خیلیخب، معلومه که این... این تمرینه»
درسته؟ - آره -
،و اُلیویا متیس مثلاً، حرف میزنه، میدونی :میره روی اعصاب، و کمبی برمیگرده میگه
«اُلیویا، دهن گشادت رو ببند» - نه -
«و همه میگیم: «اوه، تُف. مثلاً، این واقعیه، شوخیبردار نیست
آخه خیلی... خیلی بهگاییه
نمیتونم صداش رو از سرـم بیرون کنم
پس دیشب، پیش خودم گفتم: «خیلیخب، چرا من زنده موندم؟ مثلاً از بین همه، مثلاً، چرا من؟
«بهخاطر اینه که یه کاری بکنم که، مثلاً، این اتفاق دیگه تکرار نشه؟
هوم
پس، این «زوم» رو با همه ترتیب میدم
و راجع به این حرف میزنیم که، مثلاً، چطوری ،واکنشیتر باشیم، چطوری یه جنبش راه بندازیم
چطوری یه لایحۀ وامونده رو به تصویب برسونیم. مثلاً، یه کاری
بهنظرت چرا اون کار رو کرد؟
نمیدونم، مگه همیشه دلیلی داره؟
بعد از گزارشات اولیۀ وجود یک تیرانداز
مأمورین با ادارهکردن تخلیۀ صدها دانشآموز از صحنه، محوطۀ مدرسه را محاصره کردند
...این فاجعه
از نظر من اندرسون کوپر نازه
ما در سر صحنه بودهایم - آره -
زیاد وابسته نشو
...ویدیوهایی نگرانکننده از تلفنهمراههای دانشآموزان
« چیکار میکنی؟ »
در این ویدیو، صدای شلیک گلوله در سالن قابلشنیدن است
...که کودکان در واکنش به آن در کلاسهایشان جیغ میزنند
من میرم پیش نیک
باشه
در حین فرار، کودکان از ساختمان متواری شدند...
سلام
سلام
میخوای بیای تو؟
ممنون
آبی چیزی میخوری؟
باشه
خونۀ خیلی قشنگی داری
ممنون - ...خیلی قشنگه، جوّ باحالی داره با چوب و -
اینجا کُلی اثر هنری باحال هم داری
...آره. باباهام هنرمندن، پس
والدینت هنرمندن؟ - آره -
چه باحال
حالا همهش با عقل جور در میاد
No comments yet. Be the first to leave one.