முதல் 200 வரிகள்.
بنیاد من
بنیاد ریچارد داوکینز برای عقل و علم
در واقع در تلاشه تا این آگاهی رو ایجاد کنه
که تعداد بسیار بسیار بیشتری از مردم
در آمریکا هستن که مذهبی نیستن
بیشتر از اون چیزی که خیلیها، از جمله سیاستمدارها، تصور میکنن
بنابراین سیاستمدارها رو توی تلویزیون میبینید
در مناظرههای به اصطلاح خودشون
که دارن برای لابیهای مذهبی تملق میکنن
و فراموش میکنن که لابیِ افراد غیرمذهبی
در آمریکا حداقل ۲۰ درصده
که به اندازه هر دین و مذهب دیگهای بزرگه
و با این حال نادیده گرفته میشه چون صدای بلندی نداره
و به همین خاطر، بنیاد من
بنیاد ریچارد داوکینز برای عقل و علم
کارزاری به نام «آشکارا سکولار» راه انداخته
که تلاشیه برای بالا بردن سطح آگاهی
نسبت به این واقعیت که تعداد بسیار زیادی
از مردم غیرمذهبی در آمریکا وجود دارن؛
بسیار بیشتر از اون چیزی که سیاستمدارها میفهمن
و بسیار بیشتر از اونی که خودِ این افراد نسبت به هم آگاه باشن
مصاحبهکننده: اخیراً در مصاحبهای گفتید
نقلقول میکنم: «فکر نمیکنم خودم رو ستیزهجو بدونم
فکر میکنم بهتره بگم عاشق حقیقت هستم.»
و برام سواله که حقیقتِ شما چیه؟
وقتی به نظر میرسه که من ستیزهجو
پرخاشگر و تندخو هستم
چیزی که اغلب بهش متهم میشم
دلیلش اینه که دارم واقعیتهای سادهای رو بیان میکنم
و گاهی واقعیتهای ساده برای مردم ناخوشایند هستن
مثلاً چند سال پیش، در واقع حدود ۲۰ سال پیش
در نیویورک تایمز
نوشتم: «هر کسی که ادعا کنه طرفدار آفرینشگرایی زمینِ جوانه
یا احمقه، یا نادونه، و یا مجنون.»
خب، این صرفاً بیان یک واقعیت ساده بود
این یک اظهارنظر جدلی نبود
اما شما چیزی گفتید که من خوشم اومد
اما این حرف جدلی به نظر میرسه
چون همهی ما اونقدر عادت کردیم که فکر میکنیم
نباید دربارهی مذهب چنین حرفهایی زد
و البته در اینجا باید اضافه کنم
که افراد مذهبیِ معقول مشکلی با فرگشت ندارن
موضوع فقط بنیادگراها هستن، و برای اونها
مشکل معمولاً واقعاً جنون یا حماقت نیست
بلکه در واقع جهل و بیاطلاعیه
و نادانی جرم نیست
همهی ما نسبت به خیلی چیزها نادان هستیم
پس نادان بودن جرم نیست
حتی در مورد فرگشت؛
اما نباید با چنین لحن پرادعا و صدای بلندی در موردش حرف زد
مصاحبهکننده: شما این حرف رو هم زدید
که دوست دارم کمی بهش بپردازم
اینکه: «علم، شعرِ واقعیت است.»
که تعبیر بسیار زیبایی است
و میخواستم ببینم امکانش هست
کمی بیشتر در موردش صحبت کنید
منظورم این است که شما بسیار شاعرانه مینویسید
از موسیقی تأثیر گرفتهاید
شیفتهی ادبیات هستید
و در عین حال، به عنوان یک علم
منظورم این است که موارد بسیار زیادی هستند که
فکر میکنم به شکلگیری این ایده کمک میکنند
به نظرم بهترین الگو برای این موضوع
شخصی مثل «کارل سِیگن» است
یا جانشین امروزیاش «نیل دگراس تایسون»
یا «کارولین پورکو»
که به کیهان مینگرند
و همچون شاعران به جهان نگاه میکنند
و چرا که نه؟
منظورم این است که چه کسی میتواند تحت تأثیر شاعرانهی
عظمت و ابعاد بیکران جهان قرار نگیرد؟
و این تعداد بیشمار ستاره؟
همین اتفاق در زیستشناسی، یعنی رشتهی خودم هم میافتد
وقتی که به
پیچیدگیِ عظیم و حیرتانگیزِ
یک تکسلول زنده فکر میکنید
چه برسد به بدنی که از تریلیونها سلول تشکیل شده است
وقتی فکر میکنید که ما اکنون درک میکنیم
منشأ این همه پیچیدگی کجاست
ما اکنون میدانیم که این پیچیدگی حاصلِ
یک فرآیند تدریجی است
انتخاب طبیعیِ گامبهگام
که صدها میلیون سال به طول انجامیده
و در نهایت منتهی شده است
به موجوداتی مثل ما
با مغزهایی آنقدر بزرگ که کل این فرآیند را درک کنند
و ما در قرن بیست و یکم
این امتیاز را داریم که پس از داروین زندگی میکنیم
پس از نیوتن و پس از اینشتین
و بنابراین این امتیاز را داریم که اینها را به گونهای درک کنیم
که نیاکان ما قادر به آن نبودند
چه کسی میتواند با این حقایق، به وجد نیاید و شاعرانه تحت تأثیر قرار نگیرد؟
صبح بخیر، ممنون که با بخش پاسخگویی کتابخانه عمومی نیویورک تماس گرفتید
چطور میتوانم کمکتان کنم؟
اوه، انجیل گوتنبرگ
موقتاً برای بازدید در دسترس نیست
میبینم که یک کتاب رزرو کردهاید
به نام «مواجهه با سوگ»
فکر میکنم مسئله اینجاست
که شما به سقفِ امانتِ ۵۰ جلد کتاب نزدیک شدهاید
بله
ما هنوز کتابهای قدیمی را داریم
که نشانهای خانوادگی اروپایی را نمایش میدهند
و چیزهایی از این قبیل
پس بگذارید دوباره فهرست را مرور کنم
کتابهای «آیا همین...»، «آیا کلّش همین است؟» را دارید
واشینگتن، دی.سی
«گیاهان قدرت»، «معنای زندگی»
«مزایای ازدواج»، «میان وحشت و تمنا»
بسیار خب، این دربارهی جغرافیا و زمینشناسی شهر نیویورک است
مربوط به دوران بسیار دور، پیش از ورود هلندیها
بسیار خب، در اوایل قرن هفدهم
بنابراین میتوانید کتابهایتان را بازگردانید
به هر کدام از شعب منهتن، برانکس یا استتن آیلند
شما نمیتوانید... نمیتوانید امانات خود را برگردانید
به بروکلین یا کویینز
تکشاخ در واقع یک حیوان خیالی است، متوجهید؟
آن موجودی نیست که هیچگاه وجود خارجی داشته بوده باشد
خیر، من اسپانیایی بلد نیستم
به کسی نیاز دارید که اسپانیایی صحبت کند؟
کمی صبر کنید
اولین باری که نشانی از آن پیدا کردم
مربوط به سال ۱۲۲۵ است، بسیار خب؟
و در آن نظر راهبی باستانی آمده است که
باید به نوعی این را ترجمه کنم
از انگلیسی میانه
که دانش من در آن کمی ضعیف است
اما او به نوعی میگوید که انسان در ظاهر گرگ است
اما در باطنش یک تکشاخ است
و آن را با حرف «ای» (E) هجی میکنند
مرد: مسئله این است که شما سوالی دارید که میخواهید پاسخش را بیابید
شما در واقع میخواهید پیدا کنید
محل تولد هرمان هرتزوگ را
کدام شهر، چون
او کجای اتریش به دنیا آمده؟
درست است، چون من در... ارتباط گرفتهام
در گروه تبارشناسی یهودیان «جوییشجن»
با شخصی
که بر روی تمام هرتزوگهای یهودی در اتریش تحقیق میکند
حتماً، بله
او فقط به نام یک شهر نیاز داشت
او فقط به نام یک شهر نیاز داشت، بسیار خب
پس چون او خودش یک هرتزوگ است
در واقع تمام هرتزوگها را پیدا کرده است
این تخصص اوست
همم، اوه، بسیار خب، اوه
پس من هم همینطور... من فقط
پس شما فقط به کمی... نیاز داشتید
تا دایرهی جستجو را محدود کنید که کدامشان است
کاری که به نظرم باید انجام بدهیم این است
اولین قدم این است که نگاهی به سرشماری سال ۱۹۱۰ بیندازید
بسیار خب
و آن اطلاعات را استخراج کنید
اطلاعات مربوط به مهاجرت و تابعیت را
کاری که من در مرحله بعد انجام میدهم این است که
تمام اسناد و مدارک را به دقت بررسی میکنم
و هرآنچه میتوانید بیابید را استخراج کنید
چیزهایی که احتمالاً سرنخهایی درباره زمان و مکان ورود او به شما بدهد
اگر بتوانید آن مدارک تابعیت را پیدا کنید
در صورتی که او زمان ورودش را به درستی به یاد آورده و ثبت کرده باشد
زمانی که مهاجرت کرده است
بله، متوجهم
آن وقت احتمالاً میتوانید دوباره به سایت «انسستری» رجوع کنید
یا «جزیره الیس»... همان فهرستها
درست است
و بعد بر اساس نام کشتی جستوجو کنید
تاریخ ورود کشتیها را بررسی کنید
و ببینید آیا میتوانید نام او را آنجا بیابید یا خیر
آیا باید فهرست تمام کشتیهای یک سال کامل را بررسی کنم؟
خیر، چون امیدواریم که او
تاریخ دقیق ورودش را به یاد داشته باشد
این سالِ درست است، چون همانطور که میدانید، در سرشماری
آنها صرفاً از هر کسی که درب را باز کند سؤال میپرسند
اما امیدوارم در اسناد تابعیت
او تاریخ ورودش را به درستی به یاد آورده باشد
و همینطور نام شهر را
روز و، میدانید، روز و ماه را
بسیار خب
و منظورم این است که احتمالاً
در مدارک تابعیت
محل تولد هم ممکن است در آنجا ذکر شده باشد
بنابراین
البته نمیتوانم مدارک تابعیت را به صورت آنلاین مشاهده کنم، درست است؟
سایت «انسستری» برخی از آنها را دارد
ما پایگاه دادهای به نام «فولد ۳» داریم
اوه، درست است
در مرحله بعد، شما را با «فولد ۳» راهنمایی میکنم
بسیار خب
تا ببینیم آیا میتوانید اطلاعاتی استخراج کنید یا خیر
این اندرو کارنگی بود
که برای این نهاد
و به گمانم در نگاهی کلانتر
ایدهی مشارکتِ بخش عمومی و خصوصی را ابداع کرد
در حقیقت، این نهاد
علیرغم وجود واژهی «عمومی» در عنوانش
نمونهی اعلای مشارکت بخش عمومی و خصوصی است
به معنای واقعی کلمه، نیمی از بودجهی کتابخانهی عمومی نیویورک
از بخش عمومی، به ویژه شهرداری، تأمین میشود
و نیمی دیگر از منابع خصوصی
از جمله افرادی که در این اتاق حضور دارند
No comments yet. Be the first to leave one.