Bel-Air

Bel-Air

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Bel-Air - 01x10 - Where To
கருத்துரை வழங்கியவர் Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-09-18
பதிவிறக்கங்கள்: 37
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

...آنچه در بل ایر گذشت

خانم بنکس ؛ ما میخوایم به شما بورس اختصاص بدیم

تو عالی میشی ویویان

مردم زیر پاهات گل رز پرت می کنند

و گل های رز اون مدت هاست که رسیده

فیلیپ

هنوز به پدر و مادرم نگفتم

اما به کایلو گفتم بره درشو بزاره و از اونجا اومدم بیرون

من تو این خونه ییلاقی میمونم

تو یک هتل پنج ستاره

شاید بتونیم بریم اونجا و از سرویس اتاق چیزی سفارش بدیم

آره

ویل تقریباً یک مرده

شاید بهتره درباره باباش بهش بگیم

اون ممکنه از ما متنفر بشه

چی میگی جی؟ این گزارشی درباره باباته

اون زنده است؟ خیلی زیاد

نمی خوام اونو بشناسم ؛ چون حقیقت اینه که

تو بیشتر از هر مردی برای من پدری کردی

متاسفانه دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم

اخراج شدی

...پس بیا بگیم

تو یک موضعیت اضطراری خانوادگی داشتی آره

بهم بگو این تو نیستی ویل

چرا دروغ گفتی؟

فرد ویلکس از دستگیری ویل خبر داره

و پارتی بازی هایی که کردی تا اونو از زندان دربیاری

وقتی که کمپین خودم رو راه اندازی کردم

این کار رو در حالی انجام دادم که خانواده ام کنارم بود

امروز از رقابت برای دادستان بعدی منطقه

کنار می کشم

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

من اونو می شناسم

آره ؛ آره‌ ؛ خاله تو واقعا کارش درسته

بعضی از بهترین ویژگی هات اینجا معلومه

شجاعت ؛‌ تاب آوری

و توانایی تو برای سازگاری و درخشش

همه اینا رو تو این نقاشی می بینی؟

آره

مهمتر از همه اینه که من اینا رو در تو می بینم

خب منظورم اینه که همه اینا به لطف توئه

و خاله ویو

جدی میگم

میدونی ؛ بزرگ شدن بدون پدر سخت بود

اما تو پیدات شد و بهم فرصتی دوباره دادی

تو زندگی منو نجات دادی

من هرگز درباره اتفاقی که افتاد باهات صحبت نکردم

از وقتی که ؛ میدونی عقب کشیدی

اما فقط میخوام بگم متاسفم

...میدونی ؛ اگه من

همه چیز مرتبه ویل

چیزی که قرار بود اتفاق بیفته ؛ اتفاق افتاد

یعنی من همه چیز رو خراب نکردم؟

نه

کمک به تو تصمیمی بود که هرگز ازش پشیمون نشدم

ممنون عمو فیل

بیا اینجا

نگاش کن

این احمقانه است که وقتی به بچه های غرب فیلی

فرصت میدی چه کارهایی می کنند ؛ درسته؟

خیلی قشنگه

ببخشید سلام

خدای من سلام دنیس

دیگه مثل قدیما نیست؟

این بهتره

میدونی ؛‌ حتی در اون زمان

همه ما میدونستیم که سرنوشت تو با چیزی بزرگ گره خورده

فقط اینه که من نمی دونم

فقط یکم احساس گناه می کنم

منظورم این بود که معمولا همراهی لازم داره

برای هنرمندان جوان و نوظهور رنگین پوست

کسی نیست که تو عمارت زندگی کنه

تو دوباره داری ظهور می کنی، ویویان تو لایق همه اینا هستی

میدونم

فقط میخوام از موقعیتم برای کشف استعدادهای جدیدم استفاده کنم

پس ؛ اون مرد مشکلی نداره

که با چشمان باز بهت کمک کنه؟

رید؟

و اون کجاست؟

آره ؛ خب اون زودتر رفت

اما اون مدتی زیادی نموند

فکر می کرد برای تمرکز بهتره که

امشب من و فیل تنها باشیم

خیلی منطقیه

بعد از تموم شدن اون ماجراها تو سن دیگو

خب ؛ رید هنرمند جدیدی پیدا می کنه ؛ درسته؟

ببخشید

میخواستم بیام بهت تبریک بگم

خیلی خوشحالم که دوباره می بینمت

دنیس ؛ این دوست من هبرو برانتلیه

باعث افتخاره از آشنایی باهات خوشبختم

باید بگم خیلی بهت افتخار می کنم ویو

میتونیم ویو رو تشویق کنیم؟

به سلامتی ویویان

دخترجون ؛ این مهمونی یا هرچی که میخوای اسمش رو بزاری خیلی خفنه

یعنی میدونستم پول داری

اما نمی دونستم میتونی همچین جمعیتی رو جمع کنی

حالا دیدی که میتونه خواهر ؛ اون میتونه

باشه

خیلی از کارهایی که من انجام میدم از دل همین جمعیت بیرون میاد

و اگه بهش فکر کنی ؛‌کاری که ما می کنیم هنره

و تو باید اینو بپذیری

به خصوص اگه بخوای

میدونی ؛ از شر کایلو خلاص بشی

دختر ؛ کسی با اون سفیدپوست درگیر نیست

من گیر افتادم ؛ باشه؟

اما ببین ؛ بیا زیاد دربارش حرف نزنیم

من به کسی درباره اون چیزی نگفتم

به کسی درباره چی حرفی نزدی؟

زندگی عاشقانه ام ؛ مامان لطفا مرزها رو رعایت کن

عصر بخیر خانما

سلام جاز ؛‌حالت چطوره؟

حالت چطوره؟ خوبم ؛ تو چطوری؟

ببخشید ؛ خانم بنکس هستید؟

میتونم لطفا باهاتون چندتا عکس بگیرم؟

بعد با همتون صحبت می کنم ؛ خدانگهدار

خداحافظ

خوب چه خبرا؟

از این رویداد اتفاقی شبانه لذت میبرید؟

شبانه نیست ؛ چی فکر می کنی ؛ دوستش داری؟

بچه کامپتون رو دست کم نگیر

خیلی خب؟ باشه

ببخشید ؛ این دوست پسرعموی من ؛ جازه

جاز ؛ ایوی ایوی ؛ جاز

ایوی ؛‌ از آشنایی باهات خوشبختم

قرار نیست منو مسموم کنی ؛ درسته؟

نمی دونم ؛ شاید

حسودی می کنی؟

چی؟ نه

نه ؛ معلومه که نه

میدونی ؛ من واقعا تاج رو نمی گیرم

به نظرت یعنی چی؟

اینکه یکی باید نزدیک تر به تاج و تخت نگاه میکرد

شاید یکم

فیل؟

سلام کشیش لامونته ؛ هنری

یاماکراو سلام

میدونی حس کردم که

یکم انرژی آلفا وارد این رویداد میشه

میدونستی ما از دستش نمیدیم

چند سالی میشه به نمایشگاه های هنری میرم

همسرم میگه من دارم فرهیخته میشم

فرهیخته؟ حالا که حرفش شد

از رقابت برای دادستانی خارج شدی

بعدش میخوای چیکار کنی یاماکراو؟

به مطب خصوصیت برگردی؟

میدونی ؛ هنوز نمی دونم

اما در حال حاضر برنامه من اینه که زمان بیشتری رو با خانواده بگذرونم

خدا دعات رو مستجات کنه

الانش هم مستجاب کرده رورند

آره

از دیدنتون خوشحال شدم آقایون خیلی خب

از شبتون لذت ببرید خیلی خب برادر

خیلی خب ؛ یک بغل بهم بده

همینه آره

میخوای ازشون بخوام اگه میتونند

برات یکم پنیر استیک فیلی یا همچین چیزی درست کنند؟

نه، ممنون

من برای خاله تو اینجا اومدم نه تو ؛ باشه؟

ببین لیزا...میتونیم از اول شروع کنیم؟

چیزی برای شروع دوباره نیست ویل

تو به من دروغ گفتی

و من بهت فرصت دادم

تو باید همه چیز رو بدون هیچ قضاوتی بهم بگی

و تو بهم نگاه کردی و بهم دروغ گفتی

و بعد با هم خوابیدیم

لیزا ؛ چاره دیگه ای نداشتم

ببین عموم برام چیکار کرد

میتونست اونو تو دردسرهای زیادی بندازه

و هنوز هم میتونه به دردسر بیفته

قرار بود چیکار کنم؟

تو فقط نمی فهمی چی میگم

لیزا ؛ لیزا

اون هنوز دیوونه است؟

...ببین سعی می کنم ازش عذرخواهی کنم

شاید متاسفم کلمه جادویی نباشه

تا حالا سعی کردی بهش بگی چه احساسی داری؟

داداش پس به هر حال بهش بگو

اگه قراره بگا بری ؛ خب برو

من همیشه بگا میرم

اما حداقل میدونی شانست رو امتحان کردی

اونا گوش ماهی آوردند؟ تا حالا گوش ماهی نخوردم

گوش کن ؛‌ باید حرفمو بزنم

و بعد دیگه مزاحمت نمیشم

چرا نمی تونی این واقعیت رو بپذیری که کارت تموم شده؟

چون دوستت دارم

دوستت دارم

برای همینه

و نمی تونم بهت اجازه بدم بدون اینکه بدونی قسر در بری

تو فقط اینو میگی تا سعی کنی منو برگردونی

اینطور نیست ؛ بهت قول میدم

لیزا ؛ تو قلب منو داری

اما قبلا تو زندگیم چنین احساسی به کسی نداشتم

و اگه نتونی منو ببخشی

پس فقط باید باهاش زندگی کنم

ولی باید بهت میگفتم که چقدر برام مهم هستی

ما الان نمی تونیم این کار رو انجام بدیم ما اینجاییم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left