முதல் 200 வரிகள்.
سلام
سلام
چقدر صدات نازه
ممنون
از حرف زدن با من استرس داری؟
آره
خب، میدونی که باید
یه جورایی
خیلی در این مورد احتیاط کنیم
آره
آره؟
به چی فکر میکنی؟
داری به چی فکر میکنی؟
دارم فکر میکنم که کاش الان اونجا پیشت بودم
همین الان
اگه بودم، لخت بودی
واقعاً؟
آره
دوست داری لخت باشی؟
فکر کنم آره
باشه
پرنسس کوچولوی عزیز من
خوشم میاد وقتی اینجوری صدام میکنی
منم دوست دارم اینجوری صدات کنم
تمام روز بهت فکر کردم
ولی باید یه سر سریع برم والمارت
از اون چیزا بخرم که حاملهت نکنم
باشه
و بعدش راه میافتم بیام
لاک زدن ناخنهای پات تموم شد؟
آره، همهشون صورتی و خوشگل شدن
- باشه
باید برم! تا چند دقیقهی دیگه میبینمت؟
چرا عجله داری؟
نمیدونم، یه جورایی استرس دارم
خب، استرس نداشته باش
من مرد خیلی خوششانسی هستم
اینطور فکر میکنی؟
هی! خوشحالم که تونستی بیای
سلام دختر
چطوری؟
خوبم، تو چطوری؟
خوبم
توی راه چطور بود؟
اوم
افتضاح. واقعاً؟! چطور مگه؟
نه، در واقع خوب بود
اوه؟
خب ببین، این صندلیهای جدید رو خریدیم
باید حتماً بشینی
باشه، باید بشینم؟
آره، ببین
این یه صندلی ماساژوره. وای خدای من، اونجا رو ببین
وقتی دکمهها رو فشار بدی میلرزه
وای خدای من
آره، کلیدها رو بزن
کدوم یکیه؟
اوم، میتونی از هر کدومشون استفاده کنی
روش نوشته
یکی برای پایینتنه است، یکی برای پایین
کمر، و یکی هم برای بالای کمرت
الان روی باسنم حسش کردم
فکر کنم
وقتی همهشون رو فشار بدی قشنگ متوجه
تفاوتشون میشی. وای
آره، همینه. خیلی حس خوبی داره، مگه نه؟
فکر میکردم موهات بلوند باشه
خوشت میاد؟ خودم رنگش کردم
به نظرم قشنگه. ممنون
خیلی قشنگه
من هنوز یه بوس هم نکردم
اوه، باشه
خب، پس میخواستی چیکار کنی؟
خب، اول یه بوس میخوام
و بعدش چی؟
میشه اول یه بوس داشته باشم؟
خب، بیا اول حرف بزنیم! باشه
تازه رسیدی
میخوای برم از توی کامیون وسایلم رو بیارم؟
نه، ایرادی نداره
نه؟ الان اون هدیهت رو نمیخوای؟
کادویی که برات آوردم رو؟
خب، چی هست؟
خب، نمیتونم بهت بگم
اگه بهت بگم که دیگه کادو نمیشه
خب، میتونی یه کم دیگه بری بیاریش یا یه همچین چیزی
باشه؟ باشه
بسیار خب
استرس داری؟
یه کم. یه کم؟
نه اونقدری که فکر میکردی باشی؟
نه اونقدر، ولی باز هم یه جورایی استرس دارم
ترجیح میدم، مثلاً اول یه کم حرف بزنیم
و بعدش، مثلاً... تا اینطوری راحتتر باشم، میدونی؟
این خیلی خوبه
خوبه
واقعاً خوشحالم
از اینکه حضوری میبینمت خوشحالم
آره، منم از دیدنت خوشحالم
خوبه
خب... اینجا داره گرم میشه. چطور مگه؟
اوه، آخه اون دکمه قرمزه رو فشار دادم
بخاری هم هست. اوه
تو هم میخوای بشینی؟
راستش... من دوست دارم لبه صندلی بشینم
جدی؟ آره
به نظر میرسه اونجا خیلی راحتی
حالتون چطوره قربان؟ چطورید؟
خوبم، شما چطوری؟ چه خبر؟
خبر خاصی نیست. خبر خاصی نیست؟
طرفدار بوستونی؟
راستش من اصلاً بیسبال نگاه نمیکنم
اوه. ولی این کلاه بوستونه
کلاه بوستونه، آره. آره
خب، امشب چه برنامهای داشتی؟
برنامه خاصی نداشتم
برنامه خاصی نداشتی؟ نه
خب، بذار بهت بگم، در چند روز
گذشته خیلی فعالیت داشتی
اونجا خیلی فعالانه چت میکردی
میخوای در موردش توضیح بدی؟
نه واقعاً، من هیچوقت
واقعاً
قصد نداشتم کاری بکنم
واقعاً قصد نداشتی کاری بکنی؟
نه
پس، کاندوم آوردی
دیگه چی با خودت آوردی؟
براش یه دستبند آوردم. یه دستبند
و اون
و اون چند سالشه؟
قراره ۱۳ سالش باشه. قراره ۱۳ سالش باشه
و تو چند سالته؟
سال. ۳۷ سال ۳۷
فکر میکنی چه اتفاقی باید بیفته؟
اوه، این یکی جالبه
«آیا خانم واژن داره به آقای آلت فکر میکنه؟
اون به چی فکر میکنه؟»
قضیه این چیه؟
زیاد تلویزیون تماشا میکنی؟
تا حالا برنامهای به اسم «دیتلاین انبیسی» رو دیدی؟
خب، یه چیزی هست که باید بهت بگم
من کریس هنسن هستم از «دیتلاین انبیسی»
و داریم یه گزارش تهیه میکنیم درباره
خدایا
حالا، میتونی همین الان آزادانه از این خونه بری بیرون
اما اگه حرف دیگهای داری که بخوای بزنی
الان وقت گفتنشه
اداره کلانتری! بخواب رو زمین
بخواب رو زمین
بیا رو زمین! بیا رو زمین
دستاتو بذار پشت کمرت
امشب، دوربین مخفی برنامه «دیتلاین»
تحقیقی رو فاش میکنه که نشوندهنده تهدیدی کاملاً جدی برای فرزندان شماست
شکارچیان جنسی آنلاین
وقتی برنامه «شکار یک شکارچی» رو تماشا میکنید
خیلی زود متوجه میشید که چرا برنامهای مثل این تونست
در آمریکا اینقدر سر و صدا به پا کنه
و در خانهای حضور پیدا کنه که در اون فکر میکنند
یک کودک تنهاست
مشکل، همونطور که در تحقیقات ما خواهید دید
مثل یک بیماری همهگیر شده
این بچهها در ردههای سنی مختلفی هستند
این برنامه زمانی شروع شد که «انبیسی دیتلاین»، یک گروه
غیرنظامی آنلاین به نام «عدالت منحرفشده» رو استخدام کرد تا
شکارچیان آنلاین رو در چترومها پیدا کنند
ورود به گروهی به نام «عدالت منحرفشده»
که مأموریتش انجام کاریه که معتقده مجریان قانون
همیشه منابع لازم برای انجامش رو ندارند
یعنی تعقیب شکارچیان اینترنتی
و اونا این کار رو با جا زدن خودشون به جای بچهها در فضای مجازی انجام میدن
اونا طعمهای دارند که در رو باز میکنه
که یا پسره یا دختر
اینها بزرگسالانی هستند که از قضا
خیلی جوونتر از سن واقعیشون به نظر میرسند
اونا وانمود میکنند همون بچهای هستند که میخواد رابطه جنسی داشته باشه
یا چیزی شبیه به اون
من فقط میرم موهامو حاضر کنم
زود برمیگردم. راحت باش
راستی، من خیلی هیجانزدهام. منم همینطور
و بعد، نوبت به بیرون اومدن «کریس هنسن» میرسه
خب، پس تو هم هیجانزدهای؟
و ازشون میپرسه که اونجا چیکار میکنند
میدونید، اینکه خودشون فکر میکنند دارند چیکار میکنند
متأسفم. لطفاً بنشینید
متأسفم
اینجا چیکار میکردی؟
من به عنوان یک قومنگار، مطالعه میکنم که چرا مردم
اینطور رفتار میکنند
چیزی که اول در مورد «شکار یک شکارچی» نظرم رو جلب کرد
اینه که چطور مردان بالغ میتونند
اینقدر پست باشند وقتی با کسی طرف میشن که فکر میکنند بچهست
و چطوره که به نظر میرسه ما از
تماشای تحقیر شدن همین مردها در تلویزیون لذت میبریم
خب، چطور میتونم کمکتون کنم؟
بفرمایید، بنشینید
در اون لحظه
زمان متوقف میشه
پیشنهاد میکنم بنشینید
آنچه مشاهده میکنید، در واقع به پایان رسیدن
No comments yet. Be the first to leave one.