முதல் 200 வரிகள்.
خیلی شبیه کلاهبرداریه
خب، اگه بانکدار و بانک مناسب باشن، لزوماً اینطوری نیست
در عوض چی میخواست؟
دسترسی به گزارش روزانهی رئیسجمهور
با یه سری حسابسازیها میتونیم مستقیم بفرستیمش برای ستاد انتخاباتی
یه پایگاه دادهی آنلاین امن وجود داره
جوری رمزگذاری شده که حتی من هم نمیتونم بهش دسترسی داشته باشم
مگر اینکه این کتاب رو داشته باشم
خب، پس یه جور رمزنگاری کتابیه؟
اون گوشی رو نگه داشتی تا سرویس مخفی پیداش نکنه
و حالا برایان مات مرده
تنها چیزی که هنوز نمیدونم، اینه که چرا
آدام داشت پدرت رو بازداشت میکرد
اون به یه اسلحه دسترسی پیدا کرد و به زندگی خودش پایان داد
اِ، آرینگتون هنوز پیشته؟ آره، اینجاست
ازت میخوام یه کار دیگه برام بکنی و این یکی اصلاً راحت نیست
مفهومه
جات امنه؟ آره، همه چی مرتبه
باید برگردی خونه
خروجیمون همون بود؟
مشکلی نیست. اِ، از جادهی فرعی میریم
قربان، یکی از مامورهای شیفت شبتون خودسر شده
آدام داره طبق دستورات من عمل میکنه
عقبنشینی کن مامور. نمیتونم این کار رو بکنم
پس فکر کنم این خیانته، پیتر
درست مثل پدرت
با کمال احترام قربان، برید به درک
هی، زیادهروی نکن پیتر
خب، آمادهای؟ حالا
دوستت دارم
بفرمایید. نایت اکشن. من یه... لازم دارم
کد رو بگید، لطفا
برگ، برج، یخ، تیغه
این کد معتبر نیست
چی؟ نه
برگ، برج، یخ، تیغه
من کاپرهد هستم. یکی از مامورهای سرویس مخفی تو دردسر افتاده
متاسفم. این کد معتبر نیست
دیگه با این شماره تماس نگیر
کل خونه رو پاکسازی میکنیم، درسته؟
و یادتون باشه، قراره چهار نفر اونجا باشن
کجا رفتن؟
خب، ما هم داریم سعی میکنیم همین رو بفهمیم
خلاصه از ساختمون میایم بیرون و بعد تو دوردست، یه سازهای رو میبینم
شبیه یه انبار یا همچین چیزی، تو فاصلهی ۵۰ یاردی
و حتماً اونا اونجان
پس شروع میکنیم به نزدیک شدن
یهو یه صدایی میشنویم، صدای حرکت
و ما هم اونجا رو به رگبار میبندیم
و دو ثانیه بعد، صدای "عرعر، عرعر، عرعر" میشنویم
نه بابا
اون الاغِ زبونبسته اصلاً نفهمید چی بهش خورد. من
خیلی وحشتناکه. پسر، عجب
هنوز بابتش احساس گناه میکنم. آره؟
آره، خب، ما دستور داشتیم اون آدمها رو از پا دربیاریم، نه الاغ رو
حیوان بیچاره حقش نبود اونطوری بمیره
آره، واقعاً
خب، کِی فهمیدی؟
چی رو فهمیدم؟
که یه جای کار میلنگه
اسلحه رو بنداز
با دست چپ
میدونی، من خیلی وقته که آدمشناسم
و تو کارت درسته. کارت خیلی درسته
تا همین لحظهی آخر من رو گول زدی
ولی اون داستان، خندهداره؛ اما نه اونقدر خندهدار
میدونی، مجبور نیستی این کار رو بکنی
آره، خب، من... من
اگه باعث تسلی خاطرت میشه، باید بگم که خودم هم نمیخوام
خانوادهام، نامزدم... میدونی، اونا فکر میکنن چه اتفاقی افتاده؟
که یه تصادف وحشتناک کردی. بدشانسیه. فقط یه بدشانسیِ محضه
و این دقیقاً همون چیزیه که هست. فقط
بدشانسی
طنز ماجرا از دید من پنهون نیست که اگه کمکِ تو نبود
الان باید توی کیسهی جسد میبودم
آره
اشتباه از من بود
چلسی
لعنتی
چلسی
خوبی؟ آره
یه تقابل واقعی، نه پیتر؟
لازم نیست اینطوری باشه
نمیدونم هیگن چی بهت گفته که این کار رو بکنی، اما همهاش دروغه
اوه آره. تو آدمِ راستگویی هستی، نه؟
همون کسی که به سازمان ملل نفوذ کرد
اطلاعات رو دزدید و مستقیم داد به مونرو؟
هیگن داره ازت سوءاستفاده میکنه، آدام
خب؟ اون و بانوی اول
سالهاست که دارن با مونرو معاملات غیرقانونی میکنن
چرت و پرته
ایزابل قفل هارد رو باز کرده، باشه؟ ما مدرک داریم
آدمهای خوب پشت "طبقهبندی اطلاعات" قایم نمیشن
خودت ازش بپرس
پیتر، اصلاً نمیشه باهاش منطقی حرف زد
زود باش
لعنتی، آدام
آمادهای؟
برو
خب، رائول زاپاتا و الافاس
یه حساب داشتن تا تمام کارهای تروریستیشون رو تأمین مالی کنن
و جدا از اون، پدر ایزابل، جیکوب مونرو رو داریم
یه دلال اطلاعات؟ بله
که یه جورایی با تروریستها هم در ارتباطه
موقع ربودن من، یه مامور افبیآی رو کشت
توی حملهی سال گذشته به سازمان ملل هم دست داشت
و همچنین با... همدسته
جنی هیگن
اون پولها رو از طریق خیریهی جنی، یعنی "سیگنچر اینیشیتیو" جابهجا میکرد
و غیرقانونی برمیگردوند به ستاد انتخاباتی هیگن
به عنوان اهرم فشار یا باجخواهی در عوضِ اطلاعات طبقهبندی شده
خب، زاپاتا، مونرو، سیگنچر اینیشیتیو
تمام این طرفها برای پولشویی به چی نیاز دارن؟
یه بانک. خیلی خوب بود، جِین
جیل هستم
در واقع، تمام این نهادها از یه بانک واحد استفاده میکردن، والکات کپیتال
پس مشخصه که یه نفر رو توی بانک داشتن
تا تراکنشها رو تأیید کنه و مطمئن بشه که مشکوک به نظر نرسن
اونا اشتباه کردن، و اینجاست که من وارد عمل شدم
ما معتقدیم بانک هزینهی قتلهای سناتور لانسینگ
ورنون تایوک و مایک رو پرداخت کرده تا همدستیشون رو پنهان کنن
اینها بر اساس حرفهای یه مظنون به قتلِ؟
دفاع از خود بود. در ضمن، اصلاً داری گوش میدی چی بهت میگیم؟
همهاش توی اون درایوه
و این همون چیزیه که پدرم علیه بانک داشت
ما هنوز حتی شروع نکردیم به بررسی بقیهی عملیاتهای اطلاعاتی اون
خدای من، اگه حتی نصف این نشتهای اطلاعاتی واقعی باشه، با یه قضیهی خیلی بزرگ طرفیم
ببخشید، میتونم فقط
این همه اتهام علیه طرفهای بلندپایه
ما رو به شدت در معرض خطر قرار میده
و من حتی نمیخوام وارد ملاحظات اخلاقیِ
دنبال کردن این داستان توسط تو بشم
با توجه به اینکه مونرو پدرته
من این موضوع رو فاش میکنم. همینطوری بود که تونستم همه چیز رو ردیابی کنم
من با جیل موافقم. ما میخوایم این قضیه کاملاً بینقص باشه
کاملاً بینقصه
بیش از هزار تا پوشه اونجا هست
بررسیشون ماهها طول میکشه
و رئیسجمهور همین الانشم داره سعی میکنه روی این قضیه سرپوش بذاره
من نمیگم همهاش رو منتشر کنید
فقط بخشی از اون رو، تا جریان اصلی داستان پخش بشه
نظرت چیه، تریپ؟ اگه یه تیم رو مامورِ این کار کنیم چی؟
این فایلها رو روی یه درایو امن آپلود کنیم
و یه کادر تماموقت از خبرنگارها داشته باشیم که همه چیز رو بررسی کنن؟
این کار حداقل دو هفته طول میکشه
بچهها، ما داریم اینجا دربارهی رئیسجمهور حرف میزنیم
داری حرف خودت رو میزنی یا حرف ما رو؟
اگه چند تا شاهد پیدا کنیم که حاضر باشن رسماً حرف بزنن چی؟
به جز این آقا دیگه کی هست؟
چلسی آرینگتون هست، یه مامور سرویس مخفی
که میتونه رابطهی بین مونرو و خانوادهی اول کشور رو تایید کنه
صبر کن، همونی که به اون آدمِ مزاحم شلیک کرد؟
جانسون از بخش خبرنگاران ده دقیقه پیش بهم پیام داد
کاخ سفید داره اظهارات اون رو زیر سوال میبره
دارن سعی میکنن اعتبارش رو لکهدار کنن. همونطور که گفتم، این یه سرپوشگذاریه
تریپ
ما واقعاً باید به این کار سرعت بدیم
موافقم. ولی من شدیداً توصیه میکنم که این کار رو نکنید
منم موافقم
تریپ، تصمیم با توئه
متأسفم ایزابل
در این مورد حق رو به وکیلها میدم. نمیتونیم برای این کار عجله کنیم
اونا دارن میرن سمت "دِ رجیستر"
پیتر گفت اونا قفل درایو رو باز کردن
گوش کن، حس میکنم ساترلند قصد نداره متوقف بشه
ازت میخوام به حسابش برسی
ریچ، میتونم
میتونم الان به عنوان یه دوست باهات حرف بزنم؟
بفرما
پیتر حرفهایی دربارهی تو و جنی زد
که با مونرو ارتباط دارید
آره، درسته
اِ، مونرو یکی از اولین کمککنندههای مالی به ستاد من بود
اِ، گمان کنم از نظر اون، این من رو هم بخشی از توطئه میکنه
ولی نیستی؟ برای همین بهت زنگ زدم
پیتر، اون نمیتونه فراتر از آسیبهای روحی خودش رو ببینه
پدرش یه خائن بود، برای همین الان همه رو دشمن میبینه
اون هیچوقت به من اعتماد نداشت. هیچوقت به تو هم اعتماد نداشت
خدای من آدام، ما با هم خون دادیم
میدونم. هی رفیق، میدونم
من فقط دنبال شفافیت هستم، همین
این یه مسئلهی امنیت ملیه. این به اندازهی کافی شفاف نیست؟
"ژنرالها سوال میپرسن تا ما مجبور نباشیم بپرسیم."
چند بار این رو تو مخم فرو کردی؟
آره
ببین، میدونم دارم درخواست بزرگی میکنم
اما مجبور نیستی تنهایی انجامش بدی
چطور؟
تو تنها عضو تیم قدیمیمون نیستی که آوردمش توی نایت اکشن
تئو داره سعی میکنه جلوی پخش داستان رو بگیره
یا دستکم تا جایی که میتونه عقب بندازدش
این خوبه. اگه بعدش برن سراغ اون چی؟
خودش انتخاب نکرد که درگیر بشه
داری کار درست رو انجام میدی
به نظر میرسه تئو هم همین فکر رو میکنه
به نظر آدم خوبی میاد
آره
پیتر
خدا، خیلی میترسم پسر
فقط سعی کن به این فکر کنی که وقتی همهی اینها تموم شد، چه کاری انجام میدی
No comments yet. Be the first to leave one.