முதல் 200 வரிகள்.
لعنتی
هیچی نگو
مشغوله
پلیس. باید به رئیس زنگ بزنیم
افبیآی! دستها بالا! دستها بالا! بشینید!
ابوت، دستبند بزن بهشون. دریافت شد
دستهاتون رو بذارید پشت کمرتون. بلند شید! برگردید
برگرد!
ببریدشون از اینجا
بلند شو. بیا اینجا! باشه، باشه، باشه!
آروم باش
صندلیها رو باز کن
کریسمس مبارک
از کجا فهمیدی؟
شانسی حدس زدم
فلیز نویداد
فلیز نویداد
کجاست؟
فلیز نویداد
پروسپرو آنو ای فلیسیداد
همسرم؟
اوه، من... فکر کنم رفت بیرون سیگار بکشه
پیداش کن، باشه؟ یه نفر هست که میخوام باهاش آشناش کنم
باید بهت زنگ بزنم
فصل تعطیلاته
فصل باوره
اوه! داشتم دنبالت میگشتم
من به پرستار بچه نیاز ندارم، نینا. نه، نه، نه. بیا اینجا
چی؟ اینطوری برو
نایل دنبالته
باشه
خوشحالم دیدمت، سینتیا. ممنون که اومدی
سلام!
اونجاست
مدی، این پدرو دومینگز دوست توسعهدهندهی من از میامیه
خوشبختم. خوشبختم
پدر و مادرت بهم میگفتند که شما برای بنیاد خانوادهتون آثار هنری میخرید
بله. خب، راههای آسونتری هم برای فرار از مالیات ارث هست، اما من از این شکار لذت میبرم
خب، سلیقه فوقالعادهای داری
جز تو مردها
اوه! این یکی رو بچسب، نایل
اوه، هستم، باور کن. با دو تا دست
اوه، اون فقط حرفه. این روزا به زور میتونم توجهش رو جلب کنم
اون کاملاً غرق در عشق به جارویس یاردزه
مجبور شدم کل این مهمونی رو بگیرم تا یه شب مرخصی بگیره
نایل. اوه
پدرو، نیک رایدر وکیل داخلی رو میشناسی؟
البته. نایل، الان بهت نیاز دارم
تو مهمونیها یه پا بزن و بکوبیه
کریسمس مبارک، و غیره، و غیره
اوه، ممکنه یه مشکل داشته باشیم
ابوت اینجاست تو ساختمون
ببخشید. افبیآی، داریم رد میشیم. ...محتاط باشی بهتر از اینه که پشیمون شی
ببخشید. داریم رد میشیم
مامور ابوت. آقای جارویس
این چه کوفتیه؟ مدیسون!
نه، اینجا یه مهمونی خصوصیه
و شما مطمئناً دعوتنامه ندارید
نه، اما من حکم بازداشت دارم. برای چی؟
پدرو دومینگز، شما بازداشتید
به اتهام انتقال غیرقانونی ارز اعلامنشده
باید اینجا این کارو میکردی؟
شما حق سکوت دارید، حق داشتن وکیل. هر چیزی که بگید...
این چه وسواسیه که به شوهر من داری؟
خانم، من فقط...
نه، عاشقشی؟ مدیسون!
خانم، من فقط دارم کارم رو انجام میدم. بعضی از ما برای زندگی باید کار کنیم
گمشید از گالری من! مدیسون!
نه، اینو ننداز گردن من! بیا، بریم. بیا
برمیگردم
این دیوانگیه!
این دیگه آخرش بود
یه مجرم سابقهدار تو مهمونی شما
این وجهه خوبی نداره
چندتا یانکی اینجا. این منو بازیکن بیسبال نمیکنه
آره. خب، فکر کنم وقتی رد اون پول رو بگیریم معلوم میشه کجا میرفته
هی، هی!
اوم
باشه. امم...
بابت مزاحمت متاسفم
اوه، فکر کنم مهمونی رو باید جمع کنیم. امم...
اون مامور افبیآیه که نایل رو آزار میداده؟
آره، دو ساله داره این ور و اون ور رو میگرده
دنبال یه چیزی، هر چیزی، و همش مزخرفه
این هر چی که هست، باعث تاخیر تو ساخت و ساز نمیشه؟
نه، پول بنیاد شما امنه آقای اینگرام. اصلاً نگران نباشید
به رانندههاتون بگید با احتیاط رانندگی کنن. و کریسمس مبارک
اون هدیهای نداره که بیاره
الان نه. فقط بذار همه رو ببرم بیرون
لایق تقدیم به پادشاه
پا رام پام پام پام
رام پام پام پام
سلام منو به سامانتا برسون. از سنت کروای لذت ببر
اوه، حتماً. ممنون. کریسمس مبارک
کریسمس مبارک
میخوای بگی الان چه کوفتی شد؟
و نذار مجبورم کنی دو بار بپرسم
باشه، پس سال پیش وقتی نرخ بهرهها اوج گرفت
و ما با کمبود ۲۰۰ میلیون مواجه بودیم
اینگرامها رو راضی کردم که نصفش رو پوشش بدن
و پدرو دومینگز بقیهش رو پرداخت. حالا یه چیزی بگو که من نمیدونم.
پول پدرو
از طرف کارتله
اِ
پدرو یه شرکت املاک (SPV) توی جمهوری دومینیکن داره
که فقط یه پوششه
و تو وقتی پول رو گرفتی اینو میدونستی؟
فکر نکردی به من بگی؟
تا بتونی بعداً بگی بیخبر بودی
لعنتی!
رایدر تنها کسیه که پاش گیره
چون همه پولها به حساب اون رفته
هیچکس دیگهای خبر نداره
و چی میشه اگه پدرو با اَبوت معامله کنه و تو رو بفروشه؟
نه، این کارو نمیکنه. اون تا الان ۸۰ میلیون بهمون داده
اگه پدرو بهمون پشت کنه، کارتل همه چیزشو از دست میده
پدرو مشکل ما نیست
مشکل ما اینه که اَبوت از همون اول یه جوری اونو به رایدر ربط داده
یکی بهش خبر داده
یعنی اَبوت داره با یکی از خودمون همکاری میکنه
یکی که دسترسی داره
رایدر؟
نه، محاله. من صورتشو وقتی اَبوت اومد دیدم
اونم مثل من غافلگیر شده بود
پس کی؟
نظری داری؟
شاید
این هیچوقت تموم نمیشه. احضاریهها، بازرسیها.
نایل هیچ اشتباهی نکرده
نمیشه فقط یه شب بیدردسر داشته باشیم؟
اون داره سعی میکنه ما رو تحقیر کنه. خوراک بیشتر برای "پیج سیکس".
ام، اشکالی نداره من این رو بگیرم؟ الان میام بالا.
باشه
سلام. به محض اینکه برسم خونه بهت زنگ میزنم.
هنوز با مدیسون هستم
همه جا تو توییتر پخش شده
پدرو رو دارن با دستبند میبرن بیرون
اَبوت احتمالاً قبل از اینکه خودش بیاد، خبرنگارها رو خبر کرده
تمام چیزی که دنبالشه همینه. یه فرصت دیگه برای عکس.
و افبیآی هم بارها و بارها بهش اجازه میده هر کاری میخواد بکنه
منظورم اینه که ما شهروند عادی هستیم
ما حق و حقوق داریم
و یه جوری اونا...
داری چیکار میکنی؟
چی؟
داشتی وسایلم رو میگشتی. دیدمت.
داشتم دنبال داروهات میگشتم
دیدیش؟ اوه. اِم.
فکر کنم تو دفترمه
ولی داشتی مصرفش میکردی؟
وای نینا! آره!
باشه
ببخشید
این فقط... دیگه خیلی زیاده. همهش.
فقط...
متاسفم
میخوای یه لیوان آب یا چیزی برات بیارم؟
نه
اوه، اِم، ممنون که گذاشتی این لباس رو قرض کنم
قبل از اینکه برگردونمش، میذارمش خشکشویی
نگهش دار. به تو بیشتر میاد
وای خدای من. نه. این چه حرفیه.
نینا. گفتم نگهش دار. باشه؟
لطفاً
باشه
شب بخیر
شب بخیر
چه افتضاحی. کارتلهای لعنتی.
چطور ممکنه اینقدر بیپروا باشه؟
نایل تمام عمرش داشته با آتیش بازی میکرده
اوه خدای من. شاید خودم رو قانع کرده بودم که از سرش افتاده
تو دستت رو از روی فرمون برداشتی
خیلی خب
باید یه نفر رو داخل افبیآی پیدا کنیم
کسی که بتونیم روش حساب کنیم
یکی نزدیک به اَبوت که بتونه بفهمه کی داره بهش اطلاعات میده
تو داخل افبیآی رابطهای داری؟
آره، شاید
امشب باهاش تماس میگیرم
هنوز بیداری
اون مرد داره سعی میکنه ما رو نابود کنه
هیچی پیدا نمیکنه چون چیزی برای پیدا کردن وجود نداره
نینا خوشحاله؟
خوشحال؟ منظورت چیه؟ با کار فعلیش؟
باید که باشه
زیادی پول میگیره
نصفش هم زیر میزی
ناگفته نمونه که با تمام گالریدارای شهر رابطه برقرار کرده
همهش به خاطر منه
به نظر میاد شما دو تا بیشتر... بحث میکنید
بعضی وقتا از حدش میگذره
چرا میپرسی؟
نینا تو خونه ماست. اون به خیلی چیزها دسترسی داره
این در مورد پدروئه؟ گفتی جای نگرانی نیست
یه جوری، اَبوت میدونست که اون امشب اونجاست
باید مطمئن بشم که یکی از نزدیکانمون...
دردسر درست نمیکنه
نینا دوست منه
اون همچنین جاهطلبه
اون هرگز این کارو نمیکنه
No comments yet. Be the first to leave one.