Toy Story

Toy Story

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Toy Story 1995 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Toy Story 1995 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-30
பதிவிறக்கங்கள்: 108
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 196 வரிகள்.

خیله‌خب، همگی گوش کنین! این... یه دستبرده

هیچ‌کس از جاش تکون نخوره

زود باش، اون گاوصندوق رو خالی کن

اوه-هو-هو! پول، پول، پول

تمومش کن! تمومش کن ای سیب‌زمینیِ بدجنسِ پیر

ساکت باش بو پیپ، وگرنه گوسفندات زیر گرفته می‌شن

کمک! بع‌بع! به ما کمک کنین

وای نه، گوسفندای بیچاره‌م! یه نفر یه کاری بکنه

دست‌ها بالا

وای نه! کلانتر وودی

اومدم جلوت رو بگیرم، بارتِ یه چشم

ای بابا! از کجا فهمیدی منم؟

می‌خوای بی‌سر و صدا تسلیم شی؟

نمی‌تونی بهم دست بزنی، کلانتر

من سگِ حمله‌م رو آوردم که سپرِ دفاعی داره

خب، منم دایناسورم رو آوردم که سگ‌های سپردار رو درسته می‌خوره

وایپ، وایپ، وایپ، وایپ

داری می‌ری زندان، بارت

با زن و بچه‌هات خداحافظی کن

بازم نجاتمون دادی، وودی

تو معاونِ محبوبِ منی

یالا، بیاین گله رو جمع کنیم

جمعشون کن، گاوچرون

ای-ها

هی، گاوچرون

یالا، وودی

اووه! اووه

وووو

ایول

گل زدم

نظرت چیه؟ اوه، این عالیه مامان

خیله‌خب، آقا پسرِ تولدی

توی مغازه دیده بودیمش! ازت خواسته بودمش

امیدوارم جای کافی داشته باشم. وای، اونو نگاه کن! خیلی

یک، دو... چهار. اوه خدای من، تو

آره، فکر کنم همین‌قدر بس باشه. می‌شه بذاریم تا موقع اسباب‌کشی همین‌جا بمونه؟

خب البته! می‌تونیم بذاریم بمونه. آره

حالا برو مولی رو بیار. دوستات هر لحظه ممکنه برسن

خیله‌خب. وقتِ مهمونیه، وودی

ای-ها

سلام، خانومِ کوچولو

یه نفر چاهِ آب رو مسموم کرده

بیا بریم، مولی

اوه، داری سنگین می‌شیا

بعداً می‌بینمت، وودی

نخم رو بکش! جشن تولد امروزه؟

خیله‌خب همگی، منطقه امنه

مناسب برای ۳ سال به بالا. روی جعبه‌م نوشته

سال به بالا! قرار نبود من پرستارِ «پرنسس آب‌دماغ» باشم ۳

هی، هَم

ببین، من پیکاسوام! - نمی‌فهمم چی می‌گی

ای خوکِ بی‌فرهنگ! به چی زل زدی آخه، چلمن؟

هی سرجوخه، اسلینکی رو ندیدی؟ - قربان! خیر، قربان

خیله‌خب. هی، ممنون. آزاد

هی، اِ، اسلینکی؟

همین‌جام وودی. این‌بار من مهره‌ی قرمزم

نه. اس-اسلینک... اوه، خب باشه

اگه می‌خوای می‌تونی قرمز باشی

الان نه، اسلینک. یه خبر بد دارم

خبر بد؟

هیس، هیس، هیس

فقط همه رو برای جلسه‌ی کارکنان جمع کن و شاد به نظر برس

حله

شاد باشین! ها، ها، ها، ها

جلسه‌ی کارکنان، همگی بیاین! مار، روبات، شما مسئول تریبونین

هی

هی، اِچ. بکش

اوه! بازم بهم باختی

اِچ، رو سرعتِ دستت کار کردی‌ها. سریع‌ترین دکمه‌های غربِ وحشی

بچه‌ها، جلسه‌ی کارکنانه. یالا بیاین بریم

حالا، اون کجاست... اوه

هی، کی دفترچه یادداشتم رو آورده این‌ور؟

چطوری رکس؟ ترسیده بودی؟ راستشو بگو

اون‌بار دیگه واقعاً داشتم می‌ترسیدم

دارم سعی می‌کنم ترسناک باشم ولی حسش نمی‌آد

فکر کنم فقط دارم رو اعصاب می‌رم

آخ! اوه، سلام بو. سلام

وودی، می‌خواستم بابت نجات دادنِ گله‌م ازت تشکر کنم

اوه، ای بابا، کاری نکردم که

نظرت چیه امشب بسپرم یه نفر دیگه مواظب گوسفندا باشه؟

اوه، حتماً

یادت باشه، من فقط چند وجب اون‌ورترم

یودل-آی-هی-هو! زود باشین، زود باشین

اسباب‌بازی‌های کوچیک‌تر بیان جلو

هی، وودی، بیا دیگه

اهم

اوه، ممنون مایک

خیله‌خب... اوه، اوه. برین عقب

ای بابا، آخیش. ممنون

الو؟ یک، دو، سه. الان بهتر شد؟ عالیه

صدام به همه می‌رسه؟ اون بالا روی قفسه صدامو دارین؟ عالیه

خیله‌خب. اولین موردِ امروز

اِ... آها، آره. همه برای خودشون یارِ اسباب‌کشی انتخاب کردن؟

چی؟ یارِ اسباب‌کشی؟ جدی که نمی‌گی

نمی‌دونستم از الان باید یکی داشته باشیم

باید دستِ همدیگه رو هم بگیریم؟

شماها فکر می‌کنین این یه شوخیِ بزرگه

فقط یه هفته تا اسباب‌کشی مونده

نمی‌خوام هیچ اسباب‌بازی‌ای جا بمونه. داشتنِ یارِ اسباب‌کشی

اگه ندارین، زودتر پیدا کنین

خیله‌خب، بعدی. اِ، آها، بله

جلسه‌ی آگاه‌سازیِ پوسیدگیِ پلاستیکِ سه‌شنبه‌شب

به نظرم موفقیت بزرگی بود

و می‌خوایم از آقای «هجی‌کن» بابت راه انداختنش تشکر کنیم

ممنون، آقای هجی‌کن

خواهش می‌کنم

خیله‌خب. اِ، آها، بله. یه نکته‌ی کوچیکِ دیگه هم هست

جشن تولدِ اندی افتاده برای امروز

یه لحظه صبر کن ببینم

منظورت چیه که تولد امروزه؟ تولدش که تا هفته‌ی دیگه نبود

اون پایین چه خبره؟ مامانش عقلشو از دست داده؟

خب، معلومه دیگه، می‌خواسته قبل از اسباب‌کشی تولد بگیره

من نگران نیستم. شما هم نباید نگران باشین

معلومه وودی نگران نیست. اون از آمادگی تا حالا سوگلیِ اندی بوده

هی، هی. بس کن دیگه سیب‌زمینی

اگه وودی می‌گه مشکلی نیست، پس لعنتی، برای منم کافیه

وودی تا حالا ما رو به بیراهه نبرده

بی‌خیال بچه‌ها. هر کریسمس و هر تولد ما همین بساط رو داریم

اما اگه اندی یه دایناسور دیگه کادو بگیره چی؟ یه دایناسور بدجنس؟

فکر نکنم بتونم تحمل کنم که بذارنم کنار

هی، گوش کنین، قرار نیست جای هیچ‌کس پر بشه

داریم درباره‌ی اندی حرف می‌زنیم‌ها

مهم نیست چقدر باهامون بازی می‌شه

مهم اینه که هر وقت اندی بهمون نیاز داشت، براش اینجا باشیم

ما اصلاً واسه همین ساخته شدیم، مگه نه؟

ببخشید. بدم می‌آد جلسه‌تون رو بهم بزنم، ولی... اونا اومدن

مهمونای تولد، در موقعیتِ ساعت سه

همگی خونسرد باشین

هی

اِ، ختمِ جلسه

اووه پسر! اون همه کادو رو ببین

من هیچی نمی‌بینم

بله قربان، ماه دیگه قطعاً همه‌مون رو می‌ذارن برای حراجِ دمِ در

چیزی شبیه دایناسور هم هست؟ - ای بابا، امون بده

احمق، همه‌شون توی جعبه‌ان. دارن بزرگ‌تر می‌شن

صبر کن، اونجا یه کادوی کوچیک و قشنگ هست

سلام

هجی‌کن، سطل آشغال. ما بدبخت شدیم

خیله‌خب! خیله‌خب

اگه سربازها رو بفرستم، همه‌تون آروم می‌شین؟

آره! آره! قول می‌دیم! - باشه! باطری‌هاتون رو هدر ندین

خیلی خوبه وودی. خوب از کله‌ت کار کشیدی

سرجوخه، یه ایستگاه شناسایی اون پایین راه بنداز. وضعیت قرمز

می‌دونی چیکار کنی. - بله قربان

خیله‌خب مردها. شنیدین چی گفت. وضعیت قرمز

تکرار می‌کنم، وضعیت قرمزه. نقشه‌ی شناساییِ چارلی. اجراش کنین

حرکت کنین! بدو، بدو، بدو، بدو

آره

خیله‌خب بچه‌ها، یالا

همگی برین توی پذیرایی. دیگه وقتِ کادوهاست

خیله‌خب، راه رو باز کنین، راه رو باز کنین

و این‌جوریه که ما می‌فهمیم

توی اون کادوها چیه

خب، کی گشنه‌شه؟

چیپس‌ها اومدن

طعمِ ماست و پیاز و باربیکیو آوردم! آخ

این دیگه چیه... اوه

فکر کردم بهش گفته بودم اینا رو جمع کنه

نباید تا الان رسیده باشن؟ چرا این‌قدر طولش دادن؟

هی، اینا حرفه‌ای‌ان. بهترینن

بی‌خیال! اونا که اهلِ از زیر کار در رفتن نیستن

بدونِ من... بـ... بـ... برین! فقط برین

یه سربازِ خوب هیچ‌وقت رفیقشو جا نمی‌ذاره

خیله‌خب همگی، یالا

همگی آروم بگیرین. حالا بچه‌ها، همگی

دایره‌وار بشینین. نه اندی. اندی، تو اون وسط بشین

خوبه. و... اول کدوم کادو رو می‌خوای باز کنی؟

مالِ من! اوناهاش، اونجان

به گوشم مادرِ پرنده. اینجا آلفا براووئه

خودشه! خودشه! ساکت، ساکت! - به گوشم مادرِ پرنده

خیله‌خب، اندی داره اولین کادو رو باز می‌کنه

خانمِ سیب‌زمینی! خانمِ سیب‌زمینی! خانمِ سیب‌زمینی

هی، آرزو بر جوانان عیب نیست، مگه نه؟

پاپیون داره باز می‌شه. داره کاغذ کادو رو پاره می‌کنه

اون یه... اون... اون یه... ظرفِ غذاست

اینجا یه ظرفِ غذا داریم. - یه ظرفِ غذا؟

ظرفِ غذا؟ واسه ناهار

خب، کادوی دوم. به نظر می‌آد که

خب، ملحفه‌ی تخته. کی اون بچه رو دعوت کرده؟

اوه! فقط یکی مونده

خب، نوبتِ آخرین کادو شد. آخرین کادو

خیلی بزرگه. اون یه

یه بازیِ فکریه! تکرار می‌کنم، نبردِ ناوها! آخیش

خدا رو شکر

آره! ایول! هی، مواظب باش

ببخشید، کله‌سیب‌زمینیِ پیر

ماموریت با موفقیت انجام شد. خسته نباشین مردها. جمع کنین بریم خونه

دیدی بهت گفتم؟ هان؟ چیزی واسه نگرانی نیست

می‌دونستم حق با توئه وودی. حتی یه ثانیه هم بهت شک نکردم

یه لحظه صبر کن. اوه

اینجا چی داریم؟ صبر کن! اون وامونده رو دوباره روشن کن

به گوشم مادرِ پرنده! به گوشم مادرِ پرنده

مامان یه کادوی غافلگیرکننده از توی کمد درآورد

اندی داره بازش می‌کنه. واقعاً واسه این یکی ذوق‌زده‌ست

مامان، این چیه؟ یه بسته‌ی خیلی بزرگه

اوه، برو کنار... یکی از بچه‌ها جلوی راهه. نمی‌تونم ببینم

More Farsi Persian subtitles for Toy Story

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left