முதல் 200 வரிகள்.
.صبح بخیر
.این دفعۀ سومیه که گوشیت "دینگ" میکنه
.صبح بخیر. کارلیه
.الان رسیده بهکنفرانس پاتولوژیاش
.هوم
.هوم
شاون، باید تو هم در جوابش .براش پیام بفرستی
.پیامکش که سؤالی نبود .نیازی بهجواب نداره
درسته. ولی خیلی بده که .کسیرو توی خماری بذاری
خودت هم وقتی فکر میکردی
،کارلی داره بهت بیمحلی میکنه .حس خوبی نداشتی
.پیامت رو گرفتم
.ارسال شد
.هوم
واسم صبحونه درست کردی؟
.اوه، نهبابا .صبحونه سفارش دادم
.ولی کاری کردم گرم بمونه
.نیازی بهاین کارها نیست .من خوبم
اصلاً تونستی بخوابی؟
.بهاندازۀ کافی خوابیدم
.مرگِ اون زن تقصیر تو نبود
.خودش خطرات رو میدونست
.اون تصمیم گرفت که بچهشو نجات بده
شرط میبندم حتی اگه میدونست ،آخرش چی میشه
.بازم همین تصمیم رو میگرفت
.ممنونم
.بابت صبحونه هم ممنون
کرۀ چشم راستت رو کاملاً ،تخلیه میکنیم
بعدش با یه ایمپلت دائمی ،جایگزینش میکنیم
...و بعد از چند هفته، تو
میدونی چرا آدمای کور چتربازی نمیکنن؟
.چون باعث میشه سگشون مثل چی بگرخه
بذار حرف دکترها تموم شه، باشه رفیق؟
.آره، چشم سرطانی رو درمیارن .چشم مصنوعی رو میذارن جاش
.درست مثل دفعۀ پیش .قشنگ فهمیدم
.اینجا رو ببینین
.حتی تکون هم میخوره
.هیشکی نمیفهمه مصنوعیه
.خیلی باحاله .مثل یه ابرقهرمانِ بیونیک
.آره، و ابر قدرتم هم لیز خوردن و زمین خوردنه
عمل چه ساعتیه؟
.ساعت 3
که این یعنی من 6 ساعت وقت دارم
.تا بزنم آدم فضاییها رو بترکونم
اگه هرکدومتون کلمۀ "دختر حبابی" رو ،بهزبون آورد
.درخواست انتقال به یهبیمارستان دیگهرو میدم
مترجم: آریا Ariya
،اگه شما توی اون سن
،جای اون بودین؛ اینجوری با شوخی
پختگی و پذیرش کامل عکسالعمل نشون میدادین؟
.من بودم همهجا رو بهآتیش میکشیدم
داره بهروش خودش .با این قضیه کنار میاد
تا شما ترتیب بقیۀ کاغدبازیها رو میدین
.ما هم میریم یهسری به پسرتون میزنیم
مطمئن میشیم چارلی بدونه آدمهایی .اینجا هستن که میتونه باهاشون درد دل کنه
.ممنون - .ممنون -
دکتر رزنیک، نمونۀ خون چارلی رو .ببر آزمایشگاه
.دکتر براون، شما باهاش حرف بزن
.شاید با تو درد دل کنه
.قلبش بهنظر نرمال میاد .نشونهای از «پریکاردیال افیوژن» هم نیست
تا جایی که میدونم، از بین مریضهایی که .نقص ایمنی مرکب شدید دارن، تو بزرگترینشونی
،افرادی با بیماریِ تو معمولاً .وقتی خیلی جوونترن میمیرن
.ایول. من بردم
تارا، تصویربرداریها تائید کردن که ،یهبافت عفونی توی ریۀ راستت هست
.همینه که باعث مشکلات تنفسیات شده
و م هم قراره اون بافت عفونی رو برداریم ...طی یهعملی که بهش میگن دکورتیکاسیون
و از روش توراسکوپی استفاده میکنین
.تا ریسک عفونت رو کمتر کنین
و توی اتاقعمل من رو میذارین توی یهمحفظۀ بسته، دیگه چی؟
بهت اطمینان میدم، ما تمام اقداماتت احتیاطی .رو انجام میدیم تا خطری تهدیدت نکنه
دکتر ملندز، این ساختمون خودش
.کانون انواع بیماریها و آلودگیهای دنیاست
،و با توجه بهاینکه من سیستم ایمنی ندارم
.نیازی بهاطمینان دادنهای شما ندارم
میخوام بهم بگین که چطوری .میخواین منو نکُشین
اول یه دورهآنتیبیوتیک وسیع الطیف
.بهت میدیم
با یهکلاه با قابلیت حفاظت تنفسی .به اتاقعمل انتقال داده میشی
اتاقعمل مجهز به جریان هوای لامینار جریان لامینار از ورود هوای آلوده] [ به محیط جراحی جلوگیری میکند
.و فشار مثبت 8 پاسکاله
ابزارآلات جراحی هم دوبار استریل میشن
.و فراوردههای خونی هم پرتو دیده میشن
.ممنون. دکتر مورفی
ملاقاتیهات هم باید باید یهپروسۀ ...آلودگیزدایی کاملی رو پشتسر بذارن
.کسی ملاقاتم نمیاد
.هرچی کمتر با بقیه باشم، بهتره
صحبتمون تمومه؟
صحبت با چارلی چطور پیشرفت؟
.دلش میخواست تنها باشه
.نخیر، تو دلت میخواد تنها باشی - .و با اینحال، جنابعالی ورِ دلمی -
یه بچۀ استثنایی که تازه .نوجوون شده داره کور میشه
.بیخیال، این خوراکِ خودته، کلر .باید باهاش صحبت کنی
نوبتِ آزمایش داشت؟ - .نه -
،نه کسی اونو دیده، نه صداشو شنیده .نه رفتنش رو حس کرده .به حراست زنگ میزنم
وایسا. داری چیکار میکنی؟
چارلی کجاست؟
چیزی شده؟ اون حالش خوبه؟
.رفته برای تصویربرداری
.زود برش میگردونیم
.یهربع پیش درخواست تاکسی داده بوده
بهکجا؟ - .نزدیکه -
میتونه قبلاز اینکه .کسی بفهمه، برش گردونیم
دیوونه شدی؟ - .راست میگی -
خیلیبهتره اگه برگردیم توی اون اتاق
و یهپدر و مادری که همینجوریش ترسیدن رو بیشتر بترسونیم
و توی همین حین، بهآندروز توضیح میدی
.که کاری ازت خواست رو انجام ندادی
.هوم
کدوم ایموجیرو واست فرستاده؟
.فقط واسم بفرستش
...اوه
.تو بهم گفتی که باید جواب بدم
...ولی هیچجوابی برای این نیست
خیلیخب، بهنظرم کارلی میخواد بگه که دلش واست تنگ شده
و میخواد بدونه که تو .هم دلت واسش تنگ شده
همۀ اینا رو از یهصورتک ساختگی فهمیدی؟
.فقط یهچیز عاشقانه و خودمونی واسش بفرست
."مثلاً بگو " نمیتونم بهت فکر نکنم
امروز خیلیبارها شد که .بهش فکر نکردم
.یهوقت اینو براش نفرستیها
.باید برم
.باشه
.این پاپکرن افتضاحه
باید قبلاز اینکه مامانبابات نگران بشن .برت گردونیم
الان سهسال و پنج ماهه که .مامانبابام همهاش نگرانن
.تابلوئه کدوم تیم بازی رو میبره ...پس، ما هم الان میریم
اسم دختره چیه؟
چی؟
.نمیدونم
،تنها چیزی که تاحالا بهش گفتم این بوده
میشه یه یخدربهشت بهم بدی"؟"
فقط میخواستم واسۀ .آخرینبار ببینمش
.برو بهش سلام کن - دیوونه شدی؟ -
.من چند دقیقه پیش همینرو ازش پرسیدم
برو بهش بگو که اون خوشگلترین ،دختریه که تاحالا چشمات بهش افتاده
،و توی آخرین ساعات بیناییات
.میخواستی صورتش رو یهبار دیگه ببینی
...این حرکت خیلی قشنگه ولی - .لحظه رو خراب نکن -
بافت فاسد کاملاً .پلور احشایی رو پوشونده
.با دوربین حرکاتم رو دنبال کن .نمیخوام جایی رو پاره کنم که خونریزی کنه
اون بافت باعث شده ریههاش .به دیوارۀ قفسۀ سینهاش بچسبه
.فورسپس کایزر رو بهم بدین
.لعنتی
بافت اینقدر ضخیمه که .دهنههای فورسپس ازش رد نمیشه
.باید قفسۀ سینهاش رو بشکافیم
نمیتونیم توی یهمحفظۀ عایقِ هوا .سینهاش رو بشکافیم
اگه مجبور شیم بخاطر خونریزی، رگی رو بسوزونیم
.کلِ محفظه ممکنه منفجر بشه
.باید دختر حبابیمون رو از حباب در بیاریم
!لیموناد !بیاین لیمونادِ تگری بخرین
.خیلی طولش دادیم
آروم باش. 15 ثانیه طول میکشه .که بترسه و فرار کنه
.یا کمتر
.من یه ترسو ام
.خیلی از بچهها حتی سمتِ اینکار هم نمیرن .باریکلا به تو
...میشه - .نه -
...فقط - .نه -
.بهتره زود انجامش بدی - چـــی؟ -
داریم به یهبچۀ غمیگن که چیزی به نابینا شدنش نمونده
چند دقیقۀ دیگه .فرصت میدیم تا از روشنایی لذت ببره
بابت اینکارمون میتونن .بهمون جایزه بدن
هر 20 دقیقه یکبار دستکشهاتون .رو عوض کنین
،باید سریع ولی درعین حال .خیلی باملاحظه عمل کنیم
.چاقو
.این یه سنجاب پرندۀ شمالیه
.اونقدرها هم نمیتونن پرواز کنن
.شانس آوردی که عفونت نکرده
.خب، واقعاً گونهی دوستداشتنیایه
،و بعنوان یه جوندۀ شبزی .بهطرز عجیبی حساس هستن
الان سنجابه توی کیفته؟
.آره
...هنری هرجایی که برم باهام .نه، نه، نه، نه، نه
.لازم نیست. نمیخوام ببینیمش
.خیلیخب
قبلاً هم شما رو گاز گرفته؟
.تقصیر خودم بود. عصبیاش کردم
.هنری پسر خوبیه
.تقصیر شما نیست
.نمیتونین اونو ازم بگیرین
.اون حق نداره بهشما آسیب برسونه
.سلام. ساعت 12:47 است
.ممنون
17 دقیقه برای اون موردِ ...ساعت 12:30 دیر کردی
خانم پرایس و من باید یهصحبت .کوچولو باهم داشته باشیم
عیب نداره. من و هنری .حالمون خوبه
هنری کیه؟
.قبل از اینکه بُرش بزنی، مکث کردی
چون بهمحض اینکه برش رو زدم .باید سریع عمل میکردیم
.داشتم عمل رو توی سرم مرور میکردم
اینکه نیاز داری که مرگ یهنفر .رو هضم کنی، هیچ خجالتی نداره
.باید با یکی حرف بزنی
،ترجیح میدم بهجای بیمار قبلیام
.حواسم رو بذارم روی بیمار فعلیام
سلام، دکتر براون، بیمارِ من کجاست؟
"و قبلاز اینکه بگی "تصویربرداری
.خودم میدونم که دروغه
.اون پیشِ من و مورگانه
فقط احتیاج داشت که یهسری مسائل ...رو هضم کنه، همهچی مرتبـــ
!مراقب باش
چه خبره؟
No comments yet. Be the first to leave one.