The Copenhagen Test

The Copenhagen Test

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The Copenhagen Test S01E05 1080p WEB h264-ETHEL
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 The Copenhagen Test 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-27
பதிவிறக்கங்கள்: 153
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

پارکر: داستانی که ما تعریف می‌کنیم

اینه که «موزاییک» یه درایو رمزگذاری‌شده داره

که توش هویت کسی که نفوذی رو فرستاده هست

توی «اُرفنِیج»

ما از یه واسطه استفاده می‌کنیم تا درایو رو برسونیم دست موزاییک

بدون اینکه اون بفهمه کار ما بوده

سال، نکن

میشل: این سازمان‌ها

از آدم می‌خوان کارهای غیرقابل‌تصوری انجام بده

ولی از هزینه‌ی واقعیش خبر ندارن

تنها کسایی که این رو می‌دونن

آدمای داخل خودِ سازمان‌ان

از همون اول قصدت این بود که اون بمیره

مویرا: آره

می‌دونی چرا؟

الکساندر: لازم داشتی یه بن‌بست درست کنی

حالا دیگه دشمن هیچ سرنخی نداره

و جایی جز پیدا کردن درایو برای تمرکز براش نمونده

پارکر: وظیفه‌ی من محافظت از کشورمونه

با بازی دادنِ آدم‌ها و گاهی اوقات

به کشتن دادنشون به خاطر یه ماموریت

سنت جورج: چیزهایی که نمی‌تونی با خودت حمل کنی رو یه جا دفن کن

و سعی کن دیگه سراغشون نری

الکساندر: وقتی تصویر کاملی از ماجرا نداری

از کجا می‌فهمی داری کار درست رو انجام می‌دی؟

شکرگزار باش

بابت تمام چیزهایی که ازشون بی‌خبری

میشل: تنوع خوبی بود

که ببینی یه نفر داره کار درست رو انجام می‌ده

قرار نیست اسم واقعی‌مو بهت بگم، پس

این یه راز بین خودمونه

خبرنگار: دیشب، میدان تیان‌آنمنِ پکن

بزرگ‌ترین فضای عمومی جهان به میدون جنگ تبدیل شد

با دستور برقراری امنیت در میدان

ارتش آزادی‌بخش خلق چین

با سیصدهزار نیرو

از تمام جهات به سمت پکن سرازیر شدن

شهروندان و دانشجویان بی‌سلاح با تانک‌ها روبرو شدن

و سربازهایی با سلاح‌های نیمه‌خودکار

در پنج هفته‌ی گذشته

تظاهرات گسترده‌ی دانشجویی

حسابی جنجال به پا کرده

طولی نکشید که انگار همه بهشون پیوستن

در اعتراض به سختی‌های معیشتی

و فساد دولتی

ویکتور. ویکتور: هی، اوضاع چطوره؟

پرستون: عالی

بیا تو، بیا تو

ویکتور: از این محله خوشت می‌آد؟

خب، راستش

خیلی عالیه

مصاحبه برای اون شغل مهندسی چی شد؟

چطور پیش رفت؟

امیدوارکننده بود

خوبه

خیلی هم خوب

این مدارک مهاجرتی‌تونه

گواهی‌های تابعیت

دیگه کسی بابتش اذیتتون نمی‌کنه

و این هم

اجاره‌نامه‌ی سه ساله‌ی این خونه‌ست

تمام و کمال پرداخت شده

پرستون: خیلی برامون مایه گذاشتی ویکتور

ویکتور: می‌دونم اینجا وطن‌تون نیست

ولی می‌تونید زندگی رضایت‌بخشی اینجا داشته باشید

این کافی نیست

داری با ما خداحافظی می‌کنی

فکر می‌کنم با توجه به ماهیت شغلم

بهتره از این به بعد زندگی‌هامون با هم تلاقی نداشته باشه

می‌دونی چقدر متاسفم که شما درگیر

پروژه‌ای شدید که من توی چین روش کار می‌کردم

و متاسفم بابت اون سوءظن‌ها

و اینکه مجبور شدید خونه‌تونو ترک کنید

ولی خوشحالم

که به این کشور رسیدید

چون اونجا امنیت نداشتید

هیچ‌کس اینو انتخاب نکرد، ولی پیش اومد

و منم وظیفه‌مو انجام دادم

همون‌طور که قول داده بودم

برای من و پرستون

آره

ولی تو بیشتر از این‌ها بهش مدیونی

وقتی به دنیا بیاد، چیزی از چین نمی‌دونه

نه خانواده‌ی منو می‌شناسه و نه خانواده‌ی پرستون رو

توی آمریکا

از چهره‌های ما خوششون نمی‌آد

برای مصاحبه می‌ریم آزمایشگاه، ولی ما رو نمی‌خوان

اینجا برای پسرمون سخت خواهد بود

چون اون هم شبیه ماست

ببین

هلن، ولی اون شبیه ما هم نیست

اون اینجا به دنیا می‌آد

آمریکاییه

اون یکی از شماست

توی کشوری که ما نمی‌شناسیمش

کارت هنوز تموم نشده

باید هوای اونو داشته باشی

بهم قول بده

اسمی براش انتخاب کردید؟

الکساندر

ویکتور: «اُرفنِیج»

اگه شک کنن که لو رفتی

کارت تمومه

الکساندر: یه وقت‌هایی این حالات بهم دست می‌ده

انگار مغزم سوت می‌کشه

برای نمونه‌های آزمایشیِ «کاساندرا» هم

همچین اتفاقی افتاده بود؟

نه

سال: کل زندگی‌شونو فدا می‌کنن

چون دارن کار درست رو انجام می‌دن

ولی هیچ‌وقت از کل ماجرا خبر ندارن

سلام. الکساندر

ناتالی

قرار نیست اسم واقعی‌مو بهت بگم

خب، تظاهر به عاشقت شدن کار راحتیه

هیچ شخصی

نباید از ماموریت مهم‌تر بشه

برای هر کسی که در نهایت این رو می‌بینه

ولی واقعاً امیدوارم اون آدم تو باشی رفیق

چشم‌ها و گوش‌های من هک شدن

توسط یه نانوتکنولوژی

به اسم «کاساندرا آر-یو ۲۵۸»

داره هر چی که می‌بینم و می‌شنوم رو مخابره می‌کنه

و هر کسی که این کارو کرده، داره از این اطلاعات استفاده می‌کنه

تا عملیات‌ها رو در سراسر جهان مختل کنه

نمی‌دونستم این اتفاق برام افتاده

و من هیچ دخالتی توش نداشتم

اما وقتی اُرفنِیج متوجه هک شد

تصمیم گرفتن لوِش ندن

باز نگهش داشتن تا هکرهایی که

مسئولش بودن رو پیدا کنن

و منم باهاش موافقت کردم

به خاطر مصلحت کشورمون

علیرغم خطرش برای جون آدم‌های بی‌گناه

نمی‌تونستم حدس بزنم که تا کجا حاضرن پیش برن

اما من آگاهانه

اطلاعات طبقه‌بندی شده رو لو دادم

اون هم تحت فرمان مافوق‌هام

و الان دیگه راه برگشتی نیست

و با وجود وفاداری‌م، اون‌ها هنوز بهم اعتماد ندارن

هر حرکتی که می‌کنم رو زیر نظر دارن

من هنوز به این ماموریت باور دارم

ولی می‌دونم که کل حقیقت رو بهم نمی‌گن

دیگه نمی‌دونم به کی می‌تونم اعتماد کنم

اگه می‌تونستی به گذشته برگردی

الکساندر: من حتی مطمئن نیستم چی توی زندگی خودم واقعیه

چیزی ازم پرسیدی؟

خیلی طول کشید، داشتم تعجب می‌کردم

آره، شرمنده، راستش

مسئله کاریه. کار

شاید بهتره برای امروز دیگه بس کنیم

آره، حتماً

داره عجیب رفتار می‌کنه، نه؟

مویرا: «گرگ تنها» فکر می‌کنه درایو موزاییک

هویتش رو به عنوان کسی که نفوذی رو

توی اُرفنِیج گذاشته، فاش می‌کنه

این یعنی فکر می‌کنن یکی از نزدیکانشون بهشون پشت کرده

نمی‌تونن بابت این موضوع به هیچ‌کس دیگه‌ای اعتماد کنن

خودشون شخصاً میان

خب، این‌طوری می‌گیریمشون

یه تله براشون می‌ذاریم

مدیر مویرا ازم خواست گزارشی رو ارائه بدم

در مورد یه درایو مغناطیسی که سعی داشتیم پیداش کنیم

بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده

از یه عملیات موازی توی اتحادیه‌ی اروپا

به اسم «استورم‌واچ»

با اطمینان بالایی معتقدیم

که منبع سابق ما، «سال کلمنته»

با نام مستعار «موزاییک»

کمی قبل از مرگش به پاریس رفته

تحلیل‌گرهای ما معتقدن احتمال زیادی وجود داره

که اون برای مخفی کردن درایو مغناطیسی

به جایی توی اون شهر رفته باشه

و اون‌ها محدوده رو به یه منطقه‌ی سه مایل مربعی محدود کردن

ما دقیقاً می‌دونیم درایو کجاست

روش ردیاب گذاشته بودیم

قبل از اینکه درایو رو برسونیم دست موزاییک

این یه مرکز هنرهای نمایشیه. اینجاست

خب، وقتی درایو از حرکت ایستاد

به دوربین‌های اون مکان دسترسی پیدا کردیم

تعدادشون کمه ولی این رو پیدا کردیم

اون به طبقه‌ی آخر رفت

و پانزده دقیقه بعد اونجا رو ترک کرد

یه ساختمان عمومیه، کلی آدم در حال رفت و آمدن

اون درایو رو جلوی چشم همه قایم کرد

نباید بذاریم هدف هنوز از جای دقیقش باخبر بشه

دشمن نباید از ما جلو بزنه

تو اون‌ها رو به سمتش هدایت می‌کنی

الکساندر و رِمی با هویت مستعار وارد کشور می‌شن

تا موقعی که هواپیمای اون‌ها بشینه

ما باید محل هدف رو شناسایی کرده باشیم

مامور استخراج ما که یه فرد محلیه

باهاشون ملاقات می‌کنه و ترتیب انتقال رو می‌ده

به یه فرودگاه تحت کنترل خودمون

بعدش دیگه رسیدید خونه

رِمی همراهت میاد

برای اون اجرای تعاملی

تماشاچی‌ها ماسک دارن که برای ما ایده‌آل نیست

ولی باعث می‌شه هدف‌مون احساس راحتی بیشتری کنه

اگه بخوان اونجا تعقیبت کنن

More Farsi Persian subtitles for The Copenhagen Test

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left