முதல் 200 வரிகள்.
تمام عملیات نظامی به توقف کامل برسه
حق نداری اسلحههامون رو بگیری
تا وقتی انگلیسیها نرفتن از معامله خبری نیست
بعضیهامون دارن استراتژی میریزن
پس به عملیات برمیگردیم، آره؟
بقایای یه زن شناسایی شده
الان یه پرونده قتل بازه
احتمالش چقدره که قاتلش رو پیدا کنی؟
یکی باید حرف بزنه
نمیخوای از جو لینسکی برام بگی؟
یه راننده بودم
از مرز رد شدم
از ناپدید شدهها حرف میزنی؟
آره
قراره درباره جین مککانویل صحبت کنیم؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دستورات همیشه ساده بودن
میدونی، بهم زنگ میزدن و میگفتن «یه کاری برات داریم»
بعضی وقتها طرف مقابل رو میشناختم
و بعضی وقتها نمیشناختم
اصلا اسمِ «جین مککانویل» به گوشم نخورده بود
وقتی بردنش، اونجا نبودم
جلو نیا، جلو نیا
توی آپارتمانهای دیویس دستگیر شد
و بهش اتهامِ جاسوسی برای بریتانیاییها رو زدن
اون موقع بود که من رو آوردن
باید ببریش جنوب
از مرز ردش کن و ببرش دانداک
از اونجا به بعدش رو بچهها حل میکنن
یکی از زنانِ کامنه؟
.نه، یه غیرنظامیه جاسوسی کرده
چرا دارید این شکلی باهاش برخورد میکنید؟ - یعنی چی؟ -
چرا جسدش رو نمیندازید توی خیابونها
تا مردم بترسن؟ - نمیدونم، دولورس. نپرسیدم -
،اگر جسد جاسوسها دیده بشه تاثیر خیلی بیشتری داره
...ببین، باهات مخالف نیستم، ولی
میخوام با جری صحبت کنم - ولی نمیتونی با جری صحبت کنی -
این راهش نیست، پت - خب فعلا -
راهش همینه، دولورس -
پس راهش همینه
خب، داری کجا میبریم؟
«لژیون مریم»
ازم مراقبت میکنن؟
اوهوم
پس بچههام رو میارن پیشم؟
بچههات؟
کسی پیششونه؟
آره
بچههام رو میارن پیشم؟
اره
دستمال داری؟ آبریزش بینی دارم
دستمال داری؟ - وایسا ببینم، وایسا -
وایسا، دیگه کی توی ماشین بود؟
یه داوطلب دیگه بود
واسه خودت
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
بقیه راه رو با این آقایون میری
حتی فرار هم نکرد
هیچوقت فرار نمیکنن
پس، جین رو تا لب مرز بردی
به کی سپردیشون؟ - یه مرد مسلح -
چهارتا مرد که با یه ماشین اومده بودن
میتونی اسم مردانی که اون شب
اونجا بودن رو بهمون بگی؟
میشه ضبط صوت رو خاموش کنی؟
«هیچی نگو»
«قتل بیرحمانه»
پلیس، تیراندازیای که دیشب در پادگان نظامی مازرین رخ داد رو
با این دو کلمه، توصیف کرد
این حملات شرورانه و در عین حال ناشیانه
باعث کشته شدن دو سرباز بریتانیایی
و پیکچی پیتزافروشیای شد
که وسط درگیری مسلحانه گیر افتاده بود
...انشعابیونِ ارتش موقت جمهوریخواه ایرلند
دخترها، صبحونه آمادهست
پسش بده ببینم - میشه لطفا آروم بگیرید؟ -
مامان، همهش سوتین مشکیم رو میدزده
و دئودرانتش بهش مالیده میشه
اون سوتین اصلا برات کوچیکه
من هم همین رو گفتم
ممههای خوبِ خانواده به تو رسیده
نمیتونی بدنهامون رو اینجوری مقایسه کنی. بهش میگن بدن نکوهی
بعید میدونم حرف جنجالیای زده باشم، هان؟
دخترها، فوراً برید طبقه بالا
چرا؟ چی شده؟
قراره دستگیرم کنن
چی؟
جریان چیه؟
یالا
پلیس! باز کن
چه غلطی کردی؟
هیچی
موبایلها رو براشون خریدم - موبایل واسه پروژه؟ -
واسه افراد مسلح - ای زنیکهی کودن -
اقلاً من دارم سعی میکنم اوضاع رو درست کنم
با شلیک به کارگرِ دامینو؟
جنگ، بعضی وقتها تلفات جانی میده
ولی ما حتی توی جنگ نیستیم، هان؟
جنگ قرار نیست بهخاطرِ حرف جری آدامز، تموم بشه
ماریان، عزیزم
تموم شد
ما شکست خوردیم
بگذریم، اگر میخوای از جری انتقام بگیری
راههای بهتری هم هستها
از چی حرف میزنی؟
با برندن هیوز
مشغول یه پروژهای هستم
ولی نباید دربارهش صحبت کنم
خیلیخب
نوار صوتی ضبط میکنیم
توش چی میگید؟
حقیقت ماجرا رو
دیوونه نشو
مار، حقیقتش، سالهاست که
اینقدر احساس آزادی نکردم
میخوایم جری آدامز رو بزنیم زمین، مار
با همه همدستهاش
دولورس پرایس
اینجوری یا دستگیر میشی
یا کشته - کسی نمیدونه -
همینش هوشمندانهست
تا بعد از مرگمون، چیزی منتشر نمیشه
صبح بهخیر، برندن - حالت چطوره، خانم مککیزیک؟ -
صلیب تتو کنم یا مار کبرا؟
میدونی، تو فکرم بود که صلیبی تتو کنم
که یه جسد روشه
روی کمرم، عکس مریم مقدس رو تتو کردم
قیافهش شبیه زن سابقمه
با اینحال همه میگن قشنگه
تو تتو نداری، دارک؟ - ...آه -
نه
،ولی وقتی توی دریا بودم یکی دوبار وسوسه شدم بزنم
توی نیروی دریایی بودی؟
،روی ناوگان بازرگانی کار میکردم نه واسه نیروی دریایی
برو گم شو
.خب، اون موقع هجده سالم بود جاهل بودم
دکمههای برنجی و اینا هم داشتی؟
دکمههاش رو داشتم
چکمههاش رو داشتم
یه کلاه گِرد داشتم که این شکلی میذاشتم سرم
راستش اون روزها جزء بهترین خاطراتم هستن
هی جیم، برامون قهوه بیار
امروز خیلی خستهم
میخوای برات هم بخورمش؟
چشم قربان
دارک
میدونی جری آدامز چطوری به قدرت رسید؟
مثل این میمونه صد نفر
یه کشتی بزرگ رو هل بدن
کشتی توی شنها گیر کرده
و بهشون میگی هلش بدن توی دریا
بعدش راه میافته میره و بقیه رو جا میذاره
من همچین حسی دارم
کشتی رفته، توی دریاست
با تمام تجملاتش، درحال حرکته
و کسایی که کشتی رو هل دادن
جا موندن
...توی لجن
...کثافت
و گه و شن نشستن
تعداد حضار بدک نیستها
آره
خب، محبوب بود
چی؟
نه
مرتیکه وقیح
خیلیخب دولورس، صدات رو بیار پایین
بیا شلوغش نکنیم
دارن مصادرهش میکنن
دولورس، صدات رو بیار پایین
برندن هیوز میخواست سر به تنِ این یارو نباشه
خیلیخب، بیا بری یه قدمی بزنیم
برو، برو، برو
این کار، خیانته
میدونم
میدونی، بیمارگونهست
تف میکنه توی صورت آدم
بعدش بهت دستمال میده تا پاکش کنی
میدونم
...خب
نوارهای برندن، امشب منتشر میشن دیگه؟
.امشب نمیشه، دولورس باید فرآیندش طی بشه
،هیچی تا مدت خیلی خیلی زیادی منتشر نمیشه
...مهم اینه که حقیقت بالاخره
افشا میشه
باشه؟
.من رو که میشناسی آدم عجولیام
با دفتر آلیسون موریس
در آیریش نیوز، تماس گرفتید
لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغامتون رو بذارید
.سلام، خانم موریس دولورس پرایس هستم
من رو نمیشناسی، تاحالا همدیگه رو ندیدیم
...نمیدونم از وجودم خبر داری یا نه، ولی من
...من عضوِ ...خب، در واقع عضو نسبتاً برجستهی
ارتش موقت جمهوریخواه ایرلند بودم
بهگمونم به خوبی از من شناخت داری
توی لندن، بمبگذاری کردم
...بگذریم
خیلی دوست دارم دوتایی بشینیم و صحبت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.