முதல் 200 வரிகள்.
صبح بخیر، خانم
خدا لعنتت کنه
خدا حفظش کنه
نسبت به سنش عالی نیست؟
دوشیزه گراب، تو دختر جسور، داری ما رو میبری خونه
یکشنبهی سومه، روز رفتن به قبرستون
فکر کردم بدت نمیاد بری دنبال ارباب گادفری
گادفری اصلاً نزدیک خونه نیست
یا عیسی مسیح
پیش دندونپزشکه
شما خیلی خوششانسید، آقای دویل-کونیهان
وقت ناهارِ یکشنبهست، خیلی از مَردهایِ متخصص ممکنه زیادهروی کنن
حالا، بیحسی موضعی
از میکدهی محلی گرفتمش
آقای کلنسی، یهو خیلی چیزا حس میکنم
اینو که همه میگن
اینجا تنها جاییه که دندوندرد توش معنایی نداره
دهنتونو باز کنید آقا
به این فکر کن که خونهیِ قشنگِ مامانت داره با خاک یکسان میشه
خودشه، باریکلا
حالا، صفِ شناسایی
وقتی داشتم نزدیک میشدم بهم میگی، مگه نه؟
باید عادلانه باشه دیگه
مطمئنی؟
وضعمنون حسابی روبراهه
لازم نیست اون وامونده رو بکشم. خودش میاد بیرون
با این حال، عاقلانه نیست که مشتری رو بپرونیم
تکون نخور حالا
والده چطورن؟
سرحال و قبراق به نظر میاد
من همیشه میگم، زن اصلاً واسه بیوهگی به دنیا اومده
این رسالت طبیعیشه
زن تا وقتی که آقاش دو متر زیر زمین نره، ناقصه
داری به کی میگی؟
تو مَردِ جوونی هستی. شاید متوجه شده باشی
به محض اینکه یه بیوه لباس سیاهشو درمیاره
مردم دستبردار نیستن از اینکه بهش بگن چقدر ویرانگر
چقدر دلربا شده
واسه همین نیست که مامانِ خودت
بعد از اینکه دو بار داغدار شده
توی مسابقهی زیبایی از بقیه جلو زده؟
هیچکس نمیتونه بهم بگه که من ضدعفونی نمیکنم
من عاشقِ زنهام، واقعاً هستم
میتونم تا ابد بهشون زل بزنم
آقای دویل-کونیهان، من توی این لحظه این کار رو نمیکردم
مگر توی اون عذابِ کثیفِ جهنمیت
جز اینکه اولین باری که پامو توی این شهر گذاشتم
دیدمش... دوشیزه کاترین اوهر، یه جواهر
یه چکاوک توی لونهی مرغها
مثلِ ایوبِ نبی آسوپاسه
توی شهری که مثلِ خدا ثروتمنده
اون کوچیکترین خونه رو داره
و شیرینترین لبخند رو توی «ویدوز پیک»
یه رازی در موردش هست، نه؟
اون کجایِ این بازیه؟
اگه میدونی، بهم نگو
من از زنی که یه کم مرموز باشه خوشم میاد
اوه، همون روز اولی که چشمم بهش افتاد
تصمیممو گرفتم
اگه قرار باشه بیوهی کسی بشه
یا مالِ من میشه یا بالایش میرم پایِ دار
یه خبر خوب برات دارم
روش شرط ببند احمق، احتمالش صد به هشته
خانمها، دیگه کافیه
دیگه بسه. نمیخوایم لوس بشن
اوه، خانم لیسی، فازِ غم نگیر
اگه ممکنه، خانمها
امروز روزِ شلوغیه برامون
خبری هست، دوشیزه گراب؟
کلنسیِ دندونپزشکه
اومده دیدنِ دوشیزه اوهر
اوه، نشون بده
خیلی دیر شد. رفتن داخل
زنِ نادون
آدم فکر میکنه دیگه از این بساطها خسته شده باشه
شنیدم که بیش از حد اهلِ پیاله و بطریه
مَرده دیگه. همین کافیه
چی گفتی عزیزم؟
گفتم انفیه میکشه
اوه
صبح بخیر، دوشیزه اوهر
امیدوارم مهمونت رو فراری نداده باشم
اوه، خانم دویل-کونیهان، اصلاً
آقای کلنسی فقط داشت... گلهای رز من رو تحسین میکرد
خب معلومه، چرا نکنه؟ دلت یه گشتوگذار میخواد؟
بله؟
بیا بشین کنارم
حتماً میگی ضرری که نداره، نه؟
با یه کم کلاس و پرستیژ؟
حال شما چطوره، خانم؟
مردم مدام از گلهای رز من تعریف میکنن
منم بهشون میگم که ذرهای مهارت توش نیست
شاید فقط یه ذره رسیدگیِ عاشقانه باشه
البته، اعتراف میکنم
بدم نمیاد یه رزِ مخصوصِ خودم پرورش بدم
و انشاءالله که میدی
نمیدونم
اما اگه یه روزی این کار رو بکنم، اسمشو میذارم «ویدوز پیک»
اسمشو چی میذاری؟
به افتخار قلمروی کوچیکمون
و اینکه چقدر توش راحتیم
عزیزم، امیدوارم همچین کاری نکنی
ویدوز پیک؟
این اسمیه که حسودهایِ توی شهر روش گذاشتن
دوشیزه گراب، آرومتر برو
اون دختره، لوسیه
موجودِ بیچاره
کجاش بیچارهست؟
خب، ما هر فرصتی که میشد بهش دادیم
بهش گفتیم بدهش به فرزندخواندگی
ولی اون ترجیح داد آبروی خودش و ما رو ببره
کجا میخواد بره؟
فکر میکنی کجا بره؟
مگه خدا انگلستان رو واسه چی اختراع کرده؟
یه رزِ جدید، حتماً برات عالی میشه
و البته، این یعنی که قرار نیست ما رو ترک کنی
من؟
محض رضای خدا، چرا باید بخوام برم؟
حالا، مردم خیلی وقیح نیستن؟
طرز حرف زدنشون دربارهی تو و آقای کلنسی
دربارهی... غیبتهایِ سرِ کوچه
ولی به دل نگیر
شایعه شده که ازت خواستگاری کرده
سلام
سلام
خواستگاری؟
یا اون پیشنهاد، یا اون یکی
منظورتون چیه؟
و همهمون میدونیم اون یکی پیشنهاد چیه
خانم دویل-کونیهان
آقای کلنسی از هر نظر یه جنتلمنه
اون هیچوقت به خوابش هم... دوشیزه اوهر
فکر کردی من هالوئم؟
حالا، خوب گوش کن
تو خیلی وقته منو میشناسی
منم نمک روی زخم نمیپاشم
اما خوب نیست که حافظهت اینقدر کوتاه باشه
ما نمیخوایم اون بساط دوباره تکرار بشه
مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه... بله
و زنی در سن و سالِ تو
اون مَرد اصلاً آدابدانی حالیش نیست؟
پس راسته؟
کلبهیِ خانم ملودی پیر فروخته شده
حالا اینم یه هیجانِ دیگه
من پیرِ این کارم
که بخوام برخلافِ دستوراتِ شما عمل کنم
والدهیِ محترمتون... خدا رحمتشون کنه
شرایطی رو تعیین کردن که طبق اون، املاکِ «ویدوز»
املاکِ روی تپه چطور اجاره داده بشن
بچههایِ زیرِ سنِ قانونی ممنوع، مَردهایِ هر نوعی ممنوع
مگر در موردِ پسرتون، ارباب گادفری
و خانمهایِ متأهل یا مجرد هم ممنوع
مگر با رضایتِ استثناییِ ساکنین
خلاصه خانم، همهچی مرتبه
اوه، مسلماً
مالکِ جدیدِ کلبهیِ ملودی، متأسفانه
یه بیوهست
متأسفانه
و از اون مهمتر، بیوهیِ جنگه
یا حداقل، بیوهیِ بعد از جنگ
شوهرش، سرگرد بروم، نشانِ صلیبِ ویکتوریا داشت
اخیراً به خاطرِ زخمهایی که سال ۱۹۱۸ برداشته بود، فوت کرد
پناه بر خدا
منظورت اینه که... توی ارتشِ انگلیس بود؟
نه، با آلمانیها بود
صبر کن تا خبرش بپیچه
و زنِ اون مَرد داره میاد اینجا؟
دوشیزه اوهر، اگه اجازه بدی، من دارم حرف میزنم
خب، نمیتونم بگم به نظامیها علاقه دارم
اونا یه خشونتی دارن که من ترجیح میدم دوروبرم نباشه
اما مدال دیگه بحثش جداست
مخصوصاً وقتی به قول خودشون برای
برای شجاعت باشه؟
میخواستم بگم «پس از مرگ»
«پس از مرگ» قشنگه
و زنش؟
بچهای نداره؟
مطمئنی؟
این خانم تکوپریده
همین روزهاست که سر و کلهش پیدا بشه
لعنتی
هی
لعنت بهش
اوه، خدای من
پنچر کردی؟
نه، ماشینم منو انداخت بیرون
بذار کمکت کنم
ها ها
ها ها به خودت
ممنون، ولی فکر نمیکنی
ممکنه لباسِ شیکت کثیف بشه؟
چند تا لک؟ کی اهمیت میده؟
دقیقاً
خانم بروم، درسته؟
بیستِ بیست
ماشین حملِ بار رو دیدم
من گادفری دویل-کونیهان هستم
من و والده اون بالایِ تپه زندگی میکنیم
بالایِ «ویدوز پیک»
توی کیلشانون، خانم بروم
No comments yet. Be the first to leave one.