முதல் 171 வரிகள்.
.شیطان خودش رو به شکلهای متفاوتی نشون داده
همش برمیگرده به شیاطین حکمران .که بهشون میگیم موجودات تاریک
یکی از سنگدلترینشون به بقیه خیانت کرده
.و از دنیای ما بیرونشون کرده
.شکاف
...معتقدیم یه گذرگاه عجیبه
.که بین دنیای انسانها و مردهها قرار داره
،اگه با "کلی"ِ مرده صحبت کردی .پس "برندی" هم همونجاست
تنها کاری که باید بکنیم اینه که .وارد اون شکاف شیم و اونا رو بیاریم
."برو بابا "ری
.شاید من تو سرزمین مردههام
.به شیطان اجازه نمیدم سر به سر خانواده کوچیکمون بذاره
.این شامل تو هم میشه "کلی" خانوم
.یکی جلوی اومدنم رو میگیره
...چی
کلی"؟" - .اون هنوز اونجاست -
.شکارچیان روح هیچ وقت کسی رو تنها نمیذارن
.موجودات تاریک درمورد شکاف میدونن
.انتقام اونا بیرحمانه خواهد بود
."ما بهشون خیانت کردیم، "روبی
.قراره بهمون کمک کنی سرنوشتمون رو از نو بنویسیم
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
.ما نباید اینجا باشم. باید فرار کنیم
.هر جا که بریم، موجودات تاریک پیدامون میکنن
.باید بمونم و بجنگیم
با درست کردن یه صفحه جدید؟
...آره. چون این صفحه وجود کتاب مردگان رو
.از موجودات تاریک پنهان میکنه
.این فقط این اتفاق غیرمنتظره رو به تاخیر میندازه
.این بهم فرصت میده که نابودشون کنم
.اون قلم رو بهم بده
مطمئنی این کار جواب میده؟
.باید جواب بده
.برو بیارش
...درود بر قهرمان موعود
.که نجات دهنده انسانیت خواهد بود
.اما ناجی تو نیست
.الان دوباره بالا بیارم - اوه، "پابلو"؟ -
اوه، چرا همچین حسی دارم؟
.میدونم چه حالی داری ...این اثرات باقیموندهی
.برگشتن از مرگه
خب پس چرا حال اون بد نیست؟
.من اصلا صبحا هم خماری بعد مستی ندارم
.خیلی متاسفم بابا
..."و "پابلو
.تقصیر منه که "کلی" مرده
...اگه از اول حرفتو باور میکردم
...هیچکدوم - .تقصیر تو نیست. تقصیر "روبی"ــه -
.اون کسیه که مخت رو زده
.باورم نمیشه "کلی" مرده
میدونی من فکر میکردم بین همه ما .اون تنها کسیه که زنده میمونه
.این با عقل جور درنمیاد
من و تو با همدیگه توی شکاف با اون بودیم
.بعد یهو یه دیوار ایجاد شد
.نتونستم نجاتش بدم - الان باید چیکار کنیم؟ -
...خدایا. اول "لیندا"، بعدش "شریل"، "چت"، بابا
..."بعدش "پابلو - .من نمردم -
..."مرده بودی. "کلی
.و من - .آره همینطور دخترم -
.بیخیال دیگه بسه
...میرم این "روبی" رو پیدا کنم و همه چی رو تموم کنم
!یه بار برای همیشه
.میدونی چیه؟ این بار، من جدیام
هی، چیکار میکنی؟
.فکر نکنم ایده خوبی باشه
.روبی" یه موجود تاریکه با کتاب مردگان"
...نمیتونیم تو رو از دست
مشکلت چیه؟
.هفه"، نمیتونم ببینم"
.بیا اینجا
."چشمام... "هفه - .هی، چیزی نیست. آروم باش -
."من... من کورم "هفه
.حالت خوب میشه - چه بلایی داره سرم میاد؟ -
.فقط آروم باش
.صبر کن. من کجام
.تو همینجا با مایی - .نه، من تو یه خونه دیگهم -
.روی زمین خونه
.یه جسد میبینم
زویی"؟"
.صبر کن. یکی دیگه هم هست
."کلی" - کلی"؟" -
.یکی دیگه توی بدنشه
....هفه"، برای همین "کلی" نمیتونست"
.با تو و "برندی" از شکاف رد شه
.روحش هیچ بدنی نداشته که بهش برگرده
.میتونم "روبی" رو ببینم
."خدای من، "هفه
.من دارم همه چی رو از چشم کتاب "نکرونامیکان" میبنیم
نکرو - چی چی - کان"؟"
.اوه، یه کتاب پیچیدهست .دلیل تمام این بدبختیاست
.اوه، لعنتی - ...پابلو" ببین" -
.حتما یجورایی بهش وصل شدی
میتونی ببینی کجان؟
.آره. یه خونه قدیمیه
.اتاق بزرگ
.یه شومینه هست - سر یه گوزن بالاشه؟ -
."آره. برگشته خونه "پروت
.صبر کن... میتونم صداشونو بشنوم
.روبی" ناراحته"
.ترسیده
،میخواد قبل اینکه موجودات تاریک بتونن بیان .اون شکاف رو پیدا کنه
.خب، شکاف زیر مغازهست
.وای... من برگشتم
چطور این کارو کردی؟ - .نمیدونم -
.من هیچ کنترلی روی "بروهو"ی ویژه ندارم
.زود باش. راه بیفت
.برو مغازه ابزارآلات
.مطمئن شو که شکاف محکم قفل شده باشه
.نمیخوام موجودات تاریک از اونجا بیرون بیان
تو کجا میری؟
.من میرم بدن "کلی" رو بیارم .پیش شکاف میبینمت
.من باهات میام - .نه -
.تو برای جنگیدن خیلی ضعیفی
...ببین، شاتگان من
.منو خیلی وقتا نجات داده، اما مراقب باش
.ماشه حساسی داره
.محکم فشارش بده
.درها رو قفل کن
هر کی در زد جواب نده، باشه؟
.مهم نیست چقدر عادی به نظر بیان
بابا؟
.مراقب باش
.اوه - .اوه، متاسفم -
.اوه، نه. مشکلی نیست
.چیزی نیست. زود برمیگردیم
.آره
.اوه، لعنتی
چرا هنوز بازه؟
چه اتفاقی داره میافته؟
چرا بسته نمیشه؟
.زاده طوفان داره مستقیم میاد
."داره میاد دنبالت "روبی
.وقت مُردنه
.موجودات تاریک
.خدایا نجاتم بده
چی شده؟
...اونا اومدن
چرا منو نکشتن؟
."یکی دیگه میخوام، "فرانک
فرانک"؟"
چی کوفتی شد؟
چه اتفاقی داره میافته؟
.برگردید داخل
.درهاتون رو قفل کنید
.اوه لعنتی
کسی اونجاست؟
.من اسلحه دارم
این دیگه چیه؟
.اوه، اوه
.اوه، نه
.لعنتی
.اوه
.نه
...نه، تو نیستی
.اوه، لعنتی. لعنتی
.شما سه پیام دارید
.برندی". اوه، منم مامان"
.نمیدونم چه اتفاقی داره میافته
...میدونم ترسیدی عزیزم. اما
...میخواستم بهت بگم
...فقط میخواستم بدونی - .مامان -
...که تو
.خوشمزهای
!یکی کمکم کنه
.دایره کامل شد
اون صفحه چقدر دیگه وقت میخواد؟
.آمادهست
."روبی"
..."اش"
.دقیقا درست گفتی
.حالا به جای اینکه زر مفت بزنی خوب گوش کن
No comments yet. Be the first to leave one.