Sarvam Maya

Sarvam Maya (സർവം മായ)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

sarvam maya 2025 1080p webrip multi eac3 5 1 x265-lootera
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Sarvam Maya 2025 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-01-29
பதிவிறக்கங்கள்: 250
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

هی، پسرم... پیسس! هان؟

اینم لیست ارکستر

این آهنگ آخریه

یادت نره اسم منم آخرِ اعلامیه اضافه کنی

ساجی پاتامبی، مدیر گروه. ردیفه؟

چی گفتی؟ ساجی پاتامبی

درسته، درسته. باشه

هی، رزاق... آره؟

ویزاهای سفر اروپا رسید

خوش به حالت، ساجی‌تا

ای وای نه

چی شده؟

ما برای این سفر ۱۵ تا پاسپورت داده بودیم

اما فقط برای ۱۴ نفر ویزا اومده

ویزای یه نفر نیست

ویزای کیه؟

کیبورد: فرانسیس

فرانسیس‌تا اوکی شده

ویولن: خاویر

لینتو

کوندرا داس

کل تیمِ ویولن ویزاهاشون رو گرفتن

تومبا: جوی

تومبا جوی هم اوکی شد

تبلا: سورندران، چاکو

حتی چاکویِ دردسرساز هم ویزاش اومد

پرابهندو با گیتار الکتریک

هی، رزاق... آره؟

پرابهندوئه که ویزاش نیومده

خب بعدش چی؟ هان؟

باشه، باشه

بذار یه کم بخوابم

پرابها

چه خبره؟

دارم دنبال یه کاپشن می‌گردم که بتونم سرمای اروپا رو تحمل کنم

کاپشن تورِ آمریکام کلاً کپک زده

باید همین امروز سفارش بدم که قبل از رفتن برسه دستم

آره، راست میگی

هی، اون اتاقی که پشت سالن تمرینمونه

می‌خوام دو ماه ازش استفاده کنم، باشه؟

دارم از آپارتمان فعلیم بلند میشم

واسه همین، برای اینکه وسایلم رو اونجا بذارم

پس همین الان خونه‌ت رو خالی کردی؟

این دیگه چه وضعیه؟ حداقل می‌تونستی اول از من بپرسی

یه ثانیه صبر کن. بذار این رمز یک‌بار‌مصرف رو بزنم

۴ صبر کن، صبر کن! نزن!

گیتار الکتریک رو حذف کردن، پسر

تو تنها کسی هستی که توی این سفر نمیای

چی؟

خب بعدش؟

املت مال کیه؟ فقط بذارش همین‌جا

مرغ سرخ‌کرده میل ندارین، قربان؟

غذای مخصوصمونه

بلدرچین سرخ‌کرده هم داریم

لازم نیست. ما گوشت خوک با سیب‌زمینی چینی داریم

عالیه. دیگه برو پی کارت، باشه؟

ایشون نامبودیری (برهمن) هستن. گیاهخوارِ مطلق

پس من گوشت خوک رو برمی‌دارم و براشون سیب‌زمینی چینی میارم

ببین، اینجا سفره‌ی عروسی نیست که همین‌طور غذا بیاری

آخرش باید پولش رو بدم، مگه نه؟

این احمق می‌خواد دور بزنه و از همه همین رو بپرسه؟

ما حتی بودجه‌ی کافی برای املتِ همه هم نداریم

اگه بودجه مشکل داشت، باید زودتر می‌گفتی

می‌دونی، اضافه کردنِ املت به دوسا، یه جورایی لاکچریش می‌کنه

منظورم اینجا گیتار الکتریکه، نه املت

آره، منم دقیقاً همین رو ازشون پرسیدم

بعدش، اون یارو اسپانسره یه پیام فرستاد

بذار پیداش کنم

داداش، یکی از سرمایه‌گذارها دقیقه‌ی نود کشید کنار

فقط در صورتی از پسش برمیایم که یه نفر رو حذف کنیم

واسه همین من... و همچنین

لطفاً عذرخواهیِ ویژه‌ی من رو به پرابهندو خانم برسونید

پرابهندو «خانم»؟ احمق

ببین، پرابها

فکر نکن فقط دارم سعی می‌کنم دلداریت بدم

اگه واقعاً این به نفعت باشه چی؟

چی؟ اینکه دو ماه بی‌پول و بی‌خونه بمونم و از گشنگی بمیرم؟

اوه، بیخیال بابا

این‌جوری هم نیست که از یه خونواده‌ی فقیر باشی

یعنی حتی یه ذره از درآمد «پوجا»ی پدر و برادرت

برای اینکه یه تورِ کامل اروپا رو مدیریت کنی کافی نبود؟

اون غرورت نبود که باعث شد رشته‌ی مقدست رو پاره کنی

و زندگی با صرفه‌جویی رو انتخاب کنی؟

اگه کسی ایمانش رو از دست بده و آتئیست بشه

این انتخاب شخصیِ خودشه

این غرور نیست. اعتمادبه‌نفسه

نه، پرابها... منظورم این نبود... حرفم تموم نشده

برای اینکه یه موزیسینِ واقعاً عاشق باشی

باید خیلی چیزها رو فدا کنی

فقط تصور کن اگه «ای. آر. رحمان» ریسک نمی‌کرد

هر روز ناهارش رو برمی‌داشت و می‌رفت سر یه کار بانکی

آیا حتی نصفِ اون آهنگ‌هایی که امروز روی صحنه اجرا کردیم رو داشتیم؟

پرابها، نمی‌خواستم باهات بحث کنم

چیزی که واقعاً می‌خواستم در موردش حرف بزنم، اون شوق و اشتیاقی بود که داری

تو بااستعدادترین آدمِ گروهمونی

هیچ‌کدوم از اینا تا حالا واسه یه فیلم ساز زدن؟

فقط تویی که برای ضبط‌های استودیویی بهت زنگ می‌زنن، مگه نه؟

اما اونم فقط هر از گاهی پیش میاد، درسته؟

به هر حال، حالا که سفرت کنسل شده

باید توی جشن تولد ۷۰ سالگیِ پدرت شرکت کنی

برادر بزرگترت چند بار بهت زنگ زد، مگه نه؟

نه، فکر خوبی نیست

ببین

ثابت شده که پدرهای بدقلق وقتی به ۷۰ سالگی می‌رسن

مهربون و با محبت میشن

این فرصتته که خودت رو جا کنی و یه مدتی اونجا بمونی

این‌جوری توی خرجِ غذا و کرایه خونه صرفه‌جویی می‌کنی، درسته؟

علاوه بر این، وای‌فایِ مجانی، لباسشوییِ مجانی! عالی نیست؟

هی، پسرم! تخم بلدرچین داری؟

اینم با اون تخم‌مرغ‌های لعنتیش

تخم‌مرغ! تخم‌مرغ! تخم‌مرغ

این همه تخم‌مرغ رو کجای دلت جا میدی؟

خب، حالا به جای تخم‌مرغ، تخم بلدرچین می‌خوری؟

نمی‌تونی یه وعده غذا بدون تخم‌مرغ بخوری، هان؟

ایندو

می‌دونم که نمیای

ولی با این حال، هر وقت سرت خلوت بود، اگه بیای خونه

بابا خیلی خوشحال میشه

حتی اگه به روی خودش نیاره

حتی عمو هم مدام میگه که می‌خواد ببیندت

سرم شلوغه

سعی می‌کنم

مسافرانی که این ایستگاه پیاده میشن، لطفاً خارج بشن

سلام

هان؟

آدی، نه. آسیب می‌بینی

این کی بود؟

چی؟

موقع رد شدن چی دیدی؟

باید برای ناهار بمونی، باشه؟

بابا هیچ مشکلی نداره

فقط ماشین رو نگه دار و اون بنر رو درست بخون

می‌دونی که بنرها فقط برای مراسم ختم نیستن

باشه

چی شده، تولاسی؟

پدرت ازم خواسته بود هر وقت سرویس فیلتر آب تموم شد بهشون خبر بدم

بهشون بگو یه کم صبر کنن

همین که وزیر رفت، به بابا میگم

این پسر بزرگمه، دیپانکوران

توی ساباریمالا با من بود

پس حتماً دیدمش

تو هم اینجا با پدرت توی معبد کار می‌کنی؟

اوه نه

اون همیشه خارجه

فقط پوجاهای وی‌آی‌پی رو انجام میده

امشب پرواز داره به کنیا

و از اونجا هم به دبی

حتی برای راحتیِ بیشتر، اومده نزدیک فرودگاه زندگی می‌کنه

اینم همسرشه

پسر کوچیکترت کجاست؟

دیر میاد

بیاین عکس بگیریم. خیلی خب

آقا، این‌طرف

هی، پاپو

چرا از درِ پشتی میای، ایندو؟

جلوی در خیلی شلوغ بود، تولاسی چچی

بابا هم اونجا بود

فقط می‌خواستم جلب توجه نکنم

این‌جوری تونستم پاپو رو هم ببینم

پاپو نه. دیگه باید بهش بگی «عمو پاپو»

وقتی مادرت اون رو از پشت معبد آورد اینجا

بچه‌ی من فقط چهار روزش بود

الان کلاس پنجمه

بعد از فوتِ مامان، واقعاً همه‌ی شور و نشاطش رو از دست داد، نه؟

فقط اون نه

تو هم همین‌طور

آه! چند بار باید بهش بگم؟

ای بابا

خوش اومدی، ایندو

می‌دونی، اگه بعد از دستشویی این رو این‌جوری فشار بدی، آب می‌پاشه

یه ثانیه هم طول نمی‌کشه

چرا باید کاری کنی که کل اتاق بو بگیره؟

همین الانش هم داریم توی آب ادرار می‌کنیم، مگه نه؟

پس دیگه چرا آبِ بیشتری هدر بدیم؟

آها! پس سوگلیِ عمو اینجاست

ایندو، من باید همین الان برم که به پروازم برسم

برو یه دوش سریع بگیر، یه موندوی قشنگ بپوش

و برو به کارهای طبقه پایین برس

یه سوال دارم، عمو

برای پوجا توی کنیا، واسه آتیش مقدس به شاخه‌های آبنوس نیاز هست

الان پیدا کردنش راحت نیست

در ضمن باید زود هم چِک‌این کنیم

جایگزینی هست که بتونم ازش استفاده کنم؟

برای یه مناسبت فرخنده است؟ بله

پس فقط از شاخه‌های کوچیک درخت «بائل» استفاده کن

خیالم راحت شد! بائل توی انبار داریم

خب، پس اینم ردیف شد

می‌خوای چیزی از کنیا برات بیارم؟

یه زیبای کنیایی برای این مجردِ مادرزادمون بیار

عالیه. فقط مطمئن شو که از خاندان «نامبودیری» باشه

آره، حتماً! چه آرزوهایی داری

باشه. بهت زنگ می‌زنم، ایندو. باشه

وقتی برگشتم میام می‌بینمت. باشه، باشه

دیپوتا برای دستیارش یه ماشین خریده

شنیدم حقوق خیلی خوبی هم بهش میده

اگه هنوز رشته‌ی مقدست رو داشتی، دیپو تو رو هم با خودش می‌برد

اگه پیش نیلاکاندان مونده بودی

تا الان کاهنِ اعظمِ معبد خانوادگی‌مون شده بودی

خب، همه‌اش به خاطر راهیه که انتخاب کردی، مگه نه؟

حداقل چیزی که من انتخاب کردم

Sarvam Maya subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left