முதல் 200 வரிகள்.
= آنچه گذشت=-
سا اين توي اعتراف دادستان چا يو جين از هيپنوتيزم استفاده کن
اون...خيلي جادوييه
قفسه ي سينم درد گرفت و حس کردم دارم ديوونه ميشم
واقعاً دلم ميخواست همچي رو اعتراف کنم
بعد اينکه اعتراف کردم،خيلي حس بهتري داشتم
~ توي درياي من ~
~ توي درياي من ~
~ غم عميق و نگراني غير ضروري وجود داره ~
~ غم عميق و نگراني غير ضروري وجود داره ~
~ اون موج جلو ميره ~
دادستان،اين آهنگو ميشناسي؟
کي هستي؟
اين آهنگو از کجا ميدوني؟
چيکار ميکني؟
بيا بيرون
يه آهنگ
قبل اينکه خودشو بسوزونه،گيم مان چول يه آهنگ خوند
يه آهنگي که فقط من و اون مرد
از 15 سال پيش ميدونستيم
...اگه اين همون مرد 15 سال پيشه،پس
اون واقعاً توي پرونده ي من گناهکار بود
باشه،زودباش
ببخشيد، ما ميريم
شخصيتش کاملاً با کسي که توي روياهامه فرق ...داره،اما
اين همون بخشي از حافظمه که سرکوبش ميکنم؟
اين همون بخشي از حافظمه که سرکوبش ميکنم؟
قرمز...آفتاب
بعد از اينکه ضربه خورده ،افتاده روي زمين
و با يه شيء تيز به پشت سرش ضربه خورده
و با يه شيء تيز به پشت سرش ضربه خورده
نه اينطور نيس.من واقعاً نميخواستم بکشمش
جو ايون بي
جو ايون بي
اينجا من تنها کسيم که باور داره تو بيگناهي
تو بيگناهي
بستگي داره
اما...خيلي مهمه مگه نه؟
اما...خيلي مهمه مگه نه؟
معلومه خيلي مهمه
زندگي يه سري نخبه بهش بستگي داره
دفترچه حساب کجاس؟
دفترچه حساب؟
تو برش داشتي،نه؟
لازم نيس نگران باشي من مواظبشم
کجاس؟
کمکم کن يکي رو پيدا کنم
پدرمو
قربانگاهتون مشخص شده بينتون فقط مرگ وجود داره
شما بعد از بتتون مياين
استخوناتون همه جا پخش ميشه
استخوناتون همه جا پخش ميشه
هدف پيش بيني تعداد افراد کشته شدس
چيکار ميکني؟
چه سعادتي.هنوز وقت دارم احوال پرسي کنم
لطفاً مراقب خونوادم باش
-= قسمت 4 =- -= سرزنش قتل =-
محکم بچسب
دوست دارم
ديوونه اي
دي ان اي براي آزمايش فرستاده شده
فردا ميتونيم بفهميم کيه
آزمايش دي ان اي شناساييش ميکنه؟
دي ان اي هرکسي ثبت نشده
اين خالکوبي
يه خالکوبي عادي نيس
خون مرغ و جوهر باهم مخلوط شدن تا اين رنگو درست کنن
اين معمولاً توي بازداشتگاها استفاده ميشه چون اونا نميتونن از رنگ استفاده کنن
بازداشتگاه؟
اونا همين الانم دي ان اي مجرمارو توي بازداشگاه دارن
پس فردا ميتونيم بفهميم کيه
بازپرس گو
دادستان
....همين الان جراح گفت
خون زيادي از دست داده
بازپرس گو
بازپرس گو،تو نميتوني بميري
من الان انتقال خونو انجام دادم
!اوه خدا
!آجوشي
خب حالا ديگه خوبم.قرار نيس بميرم
...فکر کردم
ولي خيلي خيلي خوابم مياد اما به خاطر رئيس هان،نميتونم بخوابم
پس اگه باهام خوب باشي،خيلي بهتر ميشه
خدا
دادستان چا
بازپرس گو- بازپرس.بازپرس-
خوبي؟
!خيلي پر سرو صداس
اون خوبه .خوبه
!اوه،درسته قبلش ايون بي ام زخمي شد
بذار يه نگاه بندازم
اوه خدا،زانوت زخم شده
بايد خيلي درد داشته باشه
بايد تو دراز ميکشيدي
...البته که نه.در مقايسه با آجوشي
آره
ايون بي،بهشون بگو،من دارم ميميرم
باشه
بازپرس گو خيلي حالش خوبه
...واقعاً که
...آه..تو
اوه،راستي! رئيس
افسر پاکو ميشناسي،درسته؟
افسر پاک
بله
تا من خوب ميشم ،به رئيسمون کمک کن
ميشه اينکارو کني؟
باشه،نگران نباش
خب،ما بهتره بريم بيرون
بذارين بازپرس يکم استراحت کنه
اوه،راستي !رئيس.يه لحظه صبر کنين
اون بچه، براي کشتن چاقو نزد
من ديدم چطور دکترو کشت روش چاقو زدنش استثنايي بود
ولي انتخابش اين بود که تنها بميره، و به تو هيچ آسيببي نرسوند
دقيقاً داري چيکار ميکني؟
نگران اين مسائل نباش اول مراقب سلامتيت باش
دارو
اين چيه؟
مال منه؟
خوب ضد عفونيش کن.اگه عفونت کنه دردسر ساز ميشه
خيلي تأثير گذار بود
ميخواي بخوري؟
بکي بهم بده
بيا،بگيرش
چيز بزرگي نيس که،فقط بين خودمونه
بين خودمون؟
بين ما چه رابطه اي هس؟
منظورت چيه،چه رابطه اي؟
ما ناجي هاي همديگه ايم
فقط بخورش.من مريضي لاعلاجي ندارم
مردا خيلي ناز نازين
چي؟
ناز نازي؟
چطوره؟ خوشمزس؟
آره، خوشمزس
مزه ي ليمو رو دوس دارم مزه ي پدرمه
مزه ي پدرت؟
درسته
وقتي پدرم رفت،من اينو خوردم
گفتم کمکت ميکنم پدرتو پيدا کني
ولي ببخشيد که انقدر طول کشيد
عيبي نداره
ولي خدايي،چطور يه دادستان ميتونه اون کارارو تنهايي انجام بده؟
اينا از اون کاراس که بازپرس گو بايد انجام بده
اما بازپرس گو اونطوري شده
ميفهمم
درسته
اگه اونو نداشتم نميتونستم هيچکاري کنم
از کجا ميدونستي؟
اون يه تيکه از کيکه
اگه تو هم مثل من چند سال تو يتيم خونه ميموندي
ميتونستي آدما رو از صورتاشون بخوني
يتيم خونه؟
اون چه قيافه ايه؟
چيه؟
آجوشي،چرا انقدر باهام خوب رفتار ميکني؟
چي؟
مگه اينطور نيس؟
اتهام قتلو ازم پاک کردي.نذاشتي بفرستنم بازداشتگاه نوجوونا
به خاطر همينه که الان دارم با رئيس هان زندگي ميکنم
آجوشي، از من خوشت مياد؟
يعني چي؟احمق
آجوشي
سه سال ديگه صبرکن.هنوز خيلي زوده
اين بچه رو ببين.واقعاً که
بيا
اون نه
پس چي ميخواي؟
چاقو
اون نميشه
اون براي محافظته
احمق.اگه همچين چيزي داشته باشي خطرناک تره
کي ازم محافظت ميکنه؟
آجوشي تو اينکارو ميکني؟
ديدي؟
باشه
من ازت محافطت ميکنم
حالا چيه؟
فقط يکي بود
نه
ايندفعه،چيزي که برداشتي رو ميخوام
همين الان بهم برش گردون
چي؟
نميشه
قول قوله
تو هنوز بابامو پيدا نکردي
سر قولم ميمونم
به خاطر اينه که اون خيلي خطرناکه
...اگه پيشت باشه
به خاطر همينه که اگه پيش من باشه امن تره
هيچکس انتظارشو نداره
تو همچين چيز مهمي رو به من بسپري
هيچکس همچين چيزيو تصور نميکنه
من نگرانم اتفاقي برات بيفته
ولي اينطوري امن تري
حتي اگه اونطوري نگام کني،بهت نميدمش
بايد بري داخل
خيلي درد ميکنه؟
بشين
No comments yet. Be the first to leave one.