முதல் 188 வரிகள்.
آنچه در «ارواح مدرسه» گذشت
مدز، داری چیکار میکنی؟
من و بازرس «هانتر پرایس» تصمیم گرفتیم
که بهجای رفتن به اردوی سالآخریهای فردا
خودت رو شنبه برای تنبیه به اینجا معرفی کنی
سایمون! کمک
من که اونو نکشتم، نه؟
تو احتمالاً یکی از تنها کسایی هستی
که میدونه واقعاً چه بلایی سر مدی اومده
یا خدا
کسی که بهم صدمه زد
توی اون موتورخونه، تو بودی
من هیچوقت وارد «اثر» خودم نشدم. دروغ گفتی
دارم میرم مرکز ترک اعتیاد
و قصد ندارم عوض بشم. میتونم فقط خودم باشم
فکر نکن، فقط برو
سایمون
سایمون
لعنت. لعنت. لعنت
والی! دارم برمیگردم! یه اتفاقی داره میافته
سایمون
وای
حالت خوبه؟
من دارم میرم، زود باش! سایمون
مدی
مدی؟
مدی
هی. حالت خوبه؟
اینجا چیکار میکنی؟
یه عالمه زنگ زدم بهت
فقط میخواستم بعد از بیمارستان حالت رو بپرسم
مطمئن شم خوبی. آره، خوبم
فکر کنم خوابم برد
آخه داری عرق میکنی
خوبم. فقط
من و مامانم دعوامون شد
و، اوم، اون برای چند روز رفته سمزدایی
واسه همین، منم فقط... شب سختی بود
آره. هی، اگه
میخوای که من، اوم
البته نه که بخوام معذب بشی یا چیزی
ولی میخوای اینجا بمونم؟
میتونم رو کاناپه یا ایوان جلویی بخوابم
واقعاً هر جایی که صاف باشه
این واقعاً لطفته، اگزویر. اما من
خوبی. آره
فردا میبینمت
آره. باشه
داداش، تو اتاق موسیقی جا گذاشتیش؟
اوه، آره
همینجا بود. قسم میخورم. برشون داشته بودم
رو اون قفسهی کوفتیِ جامها جا گذاشتیشون؟
داداش، این یه جُرمه! اصلاً کمک نمیکنی
حالت خوبه رئیس؟ اوه خدای من
لطفاً صداتو بیار پایین
نیکول داره با اولین خماریِ عمرش دستوپنجه نرم میکنه
اوه، واو، واقعاً مثل «دانیل دی-لوئیس» رفتی تو نقش
واسه ماموریت مخفیانهت به عنوان دخترِ مهمونیباز، نه؟
میدونستی فیلم موردعلاقهی اگزویر «رقص کثیف»ـه؟
این... نه. نیست. وایسا، خفه شو
ببخشید، تو رفتی تو اون گودال جهنمی؟
شوخی میکنی دیگه
گوش کن، باید گزینههامون رو میسنجیدیم، خب؟
باید بدونیم «ما»؟ «ما» کی؟
جفتتون رفتین اونجا؟ نه
اجازه دادی اون بره اون پایین؟ نه
من نرفتم اون پایین
آره، نه. اون نرفت اون پایین
خودم تنهایی رفتم
فقط فکر کردم اگه تنها برم امنتره
نه برای آقای «ساوت»
چه اتفاقی واسه آقای ساوت افتاد؟
والی کشیده شد اون زیر
مثل آقای مارتین. از کتابخونه سر درآورد
ساوت رو زهرهترک کرد، اونم از نردبان افتاد
ولی خبر خوب اینه که زنده موند، خب
بچهها، چه خبره؟
کشیده شد؟ والی، حالت خوبه؟ آره، روبراهم
نمیدونم تو اون خرابشده چیه
حس میکنی یه «زیر-اثر»ـه برای بقیهی «اثرها»
فکر کنم یه کلیساست
والی اینو اونجا پیدا کرد
مدی، یه چیزی اون پایینه
شاید آدمها
شاید جوابها
آدمها؟ وایسا
آدمهایی مثلِ آدمهایِ «اثر»؟
مثل آقای مانفردو یا جنتِ برشته؟
یا روحهای دیگه مثل ما؟
نمیدونم
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
سایمون، تمومش کن
فقط یه لحظهی کوفتی بهمون وقت بده تا اینو بررسی کنیم
یکی اعصابش داغونه
همین الان با بابام حرف زدم
داره پیگیر وضعیتت تو بیمارستان میشه
میشه فقط یه لحظه بهمون وقت بدید تا سر از این کثافتکاری دربیاریم
قبل از اینکه بقیهتون برید تو اون سیاهچالِ لعنتی؟
با بابات حرف زدی؟
مدی، این خیلی مهمه
حالت خوبه؟
آره، خوبم! از صدات معلومه
با تمام احترام مدی، نمیتونیم یه روز دیگه رو بدونِ جواب هدر بدیم
و مطمئن نیستم اگه کل روز تو این سلف
حبس بشی، چقدر بتونی دووم بیاری
من میرم تو
سایمون
سایمون
اینجایی که
خیلی خب، یه میز انتخاب کن
من آرومش میکنم. استرس نداشته باش
خیلی خب، روال کار اینجوریه
گوشیهاتون رو میگیرم
و برای اینکه مطمئن بشم تمرکز میکنید
تمام روز همینجا میشینم
باید وقتتون رو صرف نوشتنِ یک گزارشِ مفصل
و دقیقِ دقیقه به دقیقه
از اتفاقات واقعیِ سهشنبه بکنید
از ساعتِ
بعدازظهر تا ۴ صبح ۴
بدون هیچ وقفهای
ببخشید. راجر، امروز شنبهست
باید خونه باشی و استراحت کنی
میدونی اون خانم این وسایل رو کجا میخواد؟
اون خانم؟
همون خانمه
صبح بهم زنگ زدن که بیام
فکر کنم میخواد دفترش رو به شیوهی خاصی بچینه
بیرون با ۲۰ تا کارتنِ دیگه منتظره
یه دفتر؟
تکون نخورید. برمیگردم
ولی این به این معنی نیست که حواسم بهتون نیست
دفتر
باید بفهمیم این چیه
آره، حله. بررسیش میکنیم
اه، کدوم چیز چیه؟
اه، اونا یه کلیسا پیدا کردن
ببخشید، یه کلیسا؟
آره، داخل «اثرها»
اه، نمیدونیم معنیش چیه
یا همون چیزیه که به بیرون اومدنِ سایمون کمک میکنه
یا کلاً دخلشو میاره، واسه همین باید پیداش کنم
و مطمئن بشم که توی دریچهای به سمتِ جهنم نمیپره
باید میرفتم مدرسهی خصوصی
فقط هوامو داشته باش
اگه «هارتمن» پرسید، بگو دستشوییام
مدی، تو
اگه یه نفرِ دیگه اینو ازم بپرسه
اعصابم بدجوری خطخطی میشه
خودشه
هللویا
اون چیه؟
یا ابوالفضل! واو
ببخشید
اینجا چیکار میکنی؟ اوم
فقط، اه
دارم با خودم خلوت میکنم
تو اتاق موسیقی؟
فعلاً سعی میکنم جلوی چشمِ کسی نباشم
باشه
آره، اه
منم دیگه، اه
تو برو از ناهارت لذت ببر
و منم... اون چیه؟ چیکار داری میکنی؟
آره، اه، میخواستم یکم
خودم هم با خودم خلوت کنم
اوه
سیلوسایبین
آره. قارچ
درسته
من فقط، اه
میخواستم از همهچیز فرار کنم
تا حالا خوردی؟
مواد توهمزا؟ نه
اه، نه. نه
یکم میخوای؟
نه
نمیتونم
مثلاً من اینجا معلمم
میدونی که، بزرگترِ جمع
ببین، به من ربطی نداره
و نمیدونم دنبال چی میگردی
ولی اینو مینم که بعضی وقتا
این چیزا میتونن کمکت کنن پیداش کنی
پس منم هستم
واو. کویین، تو همین الان کل کیسه رو خوردی؟
اوه، فکر کردم تو مالِ خودت رو خوردی
پسر، تو قشنگ چهار دوز خوردی
No comments yet. Be the first to leave one.