Bandits of Orgosolo

Bandits of Orgosolo (Banditi a Orgosolo)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

BanditsofOrgosolo(1960) BluRay PersianSubtitle
கருத்துரை வழங்கியவர் hamlethamletian

குறிச்சொற்கள்

BluRay
TS
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-04-19
பதிவிறக்கங்கள்: 39
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

«« راهـزنــانِ اُرگُـزولــو »»

،اين داستان در زمانِ حاضر اتفاق مي‌افتد ،«در «ساردينيا

.«در ناحيه‌يِ «اُرگُزولو

اينها چوپانانِ .اهلِ «اُرگُزولو» هستند

زمان برايِ ايشان توسطِ مهاجرت‌هايِ فصلي ... سنجيده مي‌شود

در جستجويِ .چراگاه و يا آب

روحِ اين مردمان .همچنان بدوي باقي مانده است

،آنچه که مطابق با قانونِ ايشان صحيح است .معمولاً در جامعه‌يِ مدرن صحيح انگاشته نمي‌شود

،تنها چيزهايي که برايِ آنان اهميت دارند .خانواده و پيوندهايِ اجتماعي هستند

هر چيزِ ديگري ... بي‌معنا است

.و دشمن

حتي دولت، که توسطِ پليس و زندان‌ها .نمايندگي مي‌شود

اساساً آنان از تمدنِ مدرن .بيشتر تفنگ را مي‌شناسند

،تفنگ برايِ شکار استفاده مي‌شود ،و برايِ دفاع از خود

اما همچنين برايِ .تهاجم

آنها مي‌توانند از روزي به روزِ ديگر ،تبديل به راهزن شوند

بي‌آنکه حتي .متوجهش گردند

.از اينطرف

مگه نديدي يکي‌شون کمه؟ خواب بودي؟

چند دفعه بهت گفتم به امانِ خدا رهاشون نکُن؟

.يالا زود بيا .تکون بخور

حالا تويِ اين مِه چطور پيداش‌کُنيم؟

.بيا اينجا

مي‌بيني چکار کردي؟

.پاش شکسته

.يالا

.بجنب

.برّه رو بيار

.بي‌حرکت نگهش‌دار

.ولش‌کُن

.بکِش .محکم بکِش

اين آغل مالِ توئه؟ - .آره -

اينجا تنها هستي؟

.داداشم هم اينجاست

الان کجاست؟

.اونجا

.روز بخير

.قبلاً شماها رو اين اطراف نديده‌بودم اهلِ کجايين؟

.ما از راه دوري ميايم

،اون خوک‌هايي که مخفي‌کردين مالِ شما هستن؟

.من دنبالِ دردسر نيستم

کِي ميرين؟

.اون نمي‌تونه راه بره

،اگه زخمي‌شده .پس بهتره از اينجا ببرينش

.بيا بخور - .ميلي ندارم -

.بيا بگير بشين

هنوز نرفتين؟

پس حالا دارين از من .سوءاستفاده مي‌کُنين

حتي يکي از اون خوک‌ها رو هم .کُشتين

.بفرما بخور

.هيچي نمي‌خوام .من گوشتِ دزدي نمي‌خورم

،اگه هر اتفاقي رُخ بده .من تويِ دردسر ميفتم

اصلاً تو چي مي‌خواي؟ ما که نمي‌تونيم .قبل از اومدنِ شب بريم

آره، حالا ديگه اينجا !شما رئيس هستين

مي‌توني کمي آب بهم بدي؟

.آتيش بهم بده

،گوش‌کُن .بهتره که با اون يارو نجنگي

وگرنه به ضررِ .خودت ميشه

،نبايد نگران‌باشي .من ديگه حالم بهتر شده

،به‌محضِ‌اينکه هوا تاريک بشه .ما ميريم

امسال اوضاع چطور بوده؟ - .بد. داره خيلي ناجور مي‌گذره -

گوسفندها مالِ خودتن؟

.آره، مالِ من هستن

ولي هنوزم مجبورم .اقساط‌شونو تموم‌کُنم

تويِ جايي که من ازش ميام هم .سالِ بدي بوده

حتي کُلي احشام رو .از دست داديم

پس بايد .باهاش بسازي

چه کارِ ديگه‌اي مي‌تونم انجام بدم؟

!پليس .يالا، بيا بريم

داري اينجا چکار مي‌کُني؟ - .همراه گوسفندها هستم -

کارتِ شناساييت رو .بده ببينم

اسمت چيه؟ - .«ميکله يوسو» -

اهلِ «اُرگُزولو» هستي؟ - .بله، اهلِ «اُرگُزولو» هستم -

.برو اون داخل رو يه نگاه بنداز .بگير

خُب، اينجا تنهايي؟

.داداشم هم اينجاست - و الان کجاست؟ -

.با گوسفندهاست

اينجا فقط گوسفند دارين؟

.بله

کسي رو نديدي که اين اطراف بپلکه؟

.نه، هيچکس

مطمئني؟

.بله، مطمئنم

.اينو پيداکردم - .بذار ببينم -

اين مالِ خودته؟

.بله، مالِ منه

مگه نگفتي که اينجا فقط گوسفند نگه ميداري؟

.واسه خوردن خريدمش

پس خوب به خودت .مي‌رسي‌ها

«ولي مُهرِ «اُرگُزولو .روش نداره

از کجا خريديش؟

.از تويِ بازار

از تويِ بازار؟ .اينو نگهش‌دار

برين اطراف رو .يه نگاه بندازين

مجبورم برم به گوسفندهام .رسيدگي‌کُنم

.نه، همينجا مي‌موني

،ولي داداشم کم‌سن‌و‌ساله .ممکنه گوسفندها گُم بشن

.نه، گُم نميشن

!لعنتي

نمي‌دونستي اونجا خوک‌ها هستن؟

شرط مي‌بندم اونها رو هم .از تويِ بازار خريدي

بيا بريم .ببينيم‌شون

،يالا ديگه داري چکار مي‌کُني؟

.همراه‌مون بيا

.بيفت جلو

حالا ديگه همه‌شون .دارن ميان

.بيايين بريم

،يالا .زود باش بدو

چه‌کسي داره تيراندازي مي‌کُنه؟

!بدو

آتش رو زياد .تُند و تيز نکُن

کمي نون مي‌خواي؟ - .نه، خودت بخورش -

.نون تموم‌شده

.گوش‌کُن، من دارم ميرم دهکده .نزديک‌هايِ صبح برمي‌گردم

مگه برنمي‌گرديم سمتِ آغل؟

چرا؟

.حالا ديگه نمي‌تونيم

.همينجا دراز بکِش

و از کنارِ گوسفندها .جُم نخور

،چشم‌هاتو خوب باز نگه‌دار فهميدي؟

،اگه صبح برنگشتم .بذارشون همين اطراف بچرن

.چَشم

،و اگه کسي درباره‌يِ من ازت سؤال‌کرد .بگو نمي‌دوني من کجام

باشه؟

.لازمه باهات صحبت‌کُنم

.يه لحظه صبرکُن

.بيا

.بفرما

.يه مشکلي پيش اومده - .آره، مي‌دونم -

چي مي‌دوني؟ - ... يه مأمورِ پليس رو کُشتن -

.نزديکِ آغلِ شما .همه تويِ دهکده همينو ميگن

يارو مُرده؟ - .آره، مُرده -

مي‌توني قضيه رو .برام تعريف‌کُني

چه اتفاقي افتاد؟

مي‌توني به مادرم بگي؟ - .الان يه‌نفرو مي‌فرستم اونجا. صبرکُن -

!«مينتونيا»

کِي رسيدي؟ - .الان -

،گوش‌کُن .«برو خونه‌يِ «ميکله

.به مادرش بگو حالِ «ميکله» خوبه .نيازي نيست نگران باشه

و ازش بپرس که آيا .پليس‌ها اونجا رفتن يا نه

و بعدش فوراً .برگرد همينجا

مراقب‌باش .و نذار ببيننت

ببينم، قبلاً کسي تو رو ديد؟

.نه، گمون نمي‌کُنم

.يه لحظه صبرکُن - داري کجا ميري؟ -

.صبرکُن

اون شراب رو .بده بهم

حال و احوالت چطوره؟

منو مي‌شناسي، ها؟

داشتي بازي مي‌کردي؟

با چه‌کسي بازي مي‌کردي؟

.برو بگير بخواب

.بيا، ديروقته

.«عمه«مالنا

مشکل اينجاست که من .فرار کردم

.اگه فقط گرفته بودن‌شون .بيچاره‌ها

مگه تو پيشِ پليس‌ها نبودي؟ - .همينطوره -

پس قطعاً ديدن که .شليک نکردي

اونها تويِ آغل .گوشتِ خوک پيداکردن

و لابد حالا ميگن که من .همدستِ دزدها بودم

.اونها رو گيرشون ميارن، حالا مي‌بيني .دير و زود داره، ولي سوخت‌و‌سوز نداره

آره، ولي در اين حين من بايد چکار کُنم؟

.مجبورم مخفي بمونم

.«منم، «مينتونيا

رفتي اونجا؟ - .آره، و عمه رو ديدمش -

چي مي‌گفت؟ - ... داره گريه مي‌کُنه. موقعيکه رسيدم -

.پليس‌ها تازه رفته‌بودن .اونها همه‌جا رو گشته‌بودن

،و گفته‌بودن که تو بايد خودتو فوراً تحويل‌بدي .وگرنه اوضاع بدتر ميشه

خودت هيچ پليسي ديدي؟ - .آره، اونها کُلِ دهکده رو قرق‌کردن -

.خيله‌خُب، حالا برگرد طبقه‌يِ‌پايين ... اگه درِ جلويي رو زدن

بلافاصله بيا .و ما رو مطلع‌کُن

.و درو به‌رويِ هيچکس باز نکُن - .باشه -

.مراقب‌باش

حالا قصد داري چکار کُني؟

.برمي‌گردم پيشِ گوسفندها - مگه کجا هستن؟ -

،«تويِ «سوپرامونته .پيشِ داداشم

،بهتره بي‌خيال‌شون بشي .وگرنه فوراً گيرت ميارن

،بي‌خيال‌شون نميشم. تمامِ کسانيکه همچين‌کاري کردن .آخرش از دست‌شون دادن

،مي‌توني بفروشي‌شون .حتي اگرم ضرر کُني

.اينجوري بهتره

نمي‌فروشم‌شون. اگه اونها منو مي‌خوان .بايد بيان «سوپرامونته» پيدام‌کُنن

تو که قصد نداري تا ابد فراري باشي؟

اين زندگيِ فعلي، تفاوتِ چنداني نداره با .زندگي‌اي که تا الان داشتم

من هميشه .تويِ دشت و صحرا بودم

پس برگشتي دهکده؟

.آره

حالت خوبه؟ - .آره -

.ديگه بيش از حد موندم .داره دير ميشه، بهتره که برم

.نه، بمون .آخه داريم نون مي‌پزيم

ما تمامِ شب رو .کار مي‌کُنيم

.بيا يه کاري بکُنيم

.گوش‌کُن

«من ميرم به «نوئورو .پيشِ يه وکيل

و بهش ميگم که .چه اتفاقي افتاده

شايد بهمون .مشاوره بده

،اگه مي‌خواي بري اونجا .خُب برو

ولي من نمي‌خوام خودمو .تحويل‌بدم

مي‌دونم اينجور کارها .آخرش چي ازشون درمياد

آخرش کار مي‌کِشه به محاکمه .و چيزهايِ ديگه

و چه‌کسي مي‌دونه .چه‌مدت زمان مي‌بره

Bandits of Orgosolo subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left