முதல் 200 வரிகள்.
پرونده شماره ۸۲-۷۱۲
مامور ریک دیکر، در حال بازجویی
اسمت رو بگو، لطفا
اِ، تونی. تونی رایدینجر
در مورد اون اتفاق برام بگو
خب، یه دختری هست... توی کلاسمه
توی مسابقه دو و میدانی دیدمش
تو... وایلتی، درسته؟ خودمم
یه جورایی میشناختمش ولی عوض شده بود
آرومتر شده بود. اعتماد به نفسش بیشتر شده بود
باحال بود، بانمک
ازش خواستم با هم بریم سینما
پس، جمعه؟
جمعه. جمعه
و رفتم که مسابقه رو تماشا کنم
یه کم بعد، اون اتفاق توی پارکینگ افتاد
تماشا کنید! آندرماینر
من همیشه زیر پای شمام، ولی هیچچیزی زیر دست من نیست
انگار اوضاع به اندازه کافی عجیب نبود
یه نگاه انداختم و این چکمهها رو دیدم
شما دوتا، همینجا بمونین
صبر کن. واقعا باید این کار رو بکنیم؟
هنوزم غیرقانونیه
شبیه ابرقهرمانها بودن
داریم از دستش میدیم. اوه، خیلی خب
یکیتون اطراف رو بپاد
جمعیت رو عقب نگه دارین که صدمه نبینن
اون یکی هم مواظب جکجک باشه
ولی فکر کردم قرار بود با هم
شنیدی که مامانت چی گفت
پرتم کن
من اطراف رو میپام
هیچجا نمیری
ای کرمویِ چندش
دیدم وقتشه که از اونجا جیم شم
ولی صدای یکی از اون بچهها برام آشنا بود
اون دختره، ناراحت بود
و ماسکش رو پرت کرد زمین
و خودش بود
اوه. تونی
سلام
اِ، اون چیزی که فکر میکنی نیست
دیگه داشت خیلی ترسناک میشد
نتونستم تحمل کنم و فرار کردم
یه جورایی عذاب وجدان دارم
شاید باید یه سلامی چیزی میکردم؟
تقصیر اون نیست که ابرقهرمانی غیرقانونیه
اینطوری هم نیست که از دخترای قوی خوشم نیاد
از لحاظ مردونگی خیالم از خودم راحته
اون چیه؟
به کس دیگهای هم اینو گفتی؟ به پدر و مادرت؟
نه، اونا فقط فکر میکنن دارم یه چیزی رو مخفی میکنم
میفهمی چی میگم؟ البته، بچه جون
من از این دختره خوشم میآد، آقای دیکر
قرار بود جمعه شب باهاش برم بیرون
حالا دیگه همه چی عجیب و غریب میشه
کاش میتونستم فراموش کنم که اونو تو اون لباس دیدم
فراموش میکنی، بچه جون
فراموش میکنی
زود باش
فاتحهت خوندهست
اوه
آندرماینر! دوباره همو دیدیم... ها؟
اوه، عالی شد! حالا ایشون هم اضافه شدن
شگفتانگیز
با "جک همر" آشنا شو
فعلاً
نه، نه، نه! نه، نه، نه
همگی برین عقب! باشه؟ برین عقب
نمیتونی پرستاری از بچه رو بندازی گردن من
نه میتونم هدایتش کنم نه متوقفش. آندرماینر هم فرار کرد
باید متوقفش کنیم... باب! مونوریل
فروزون! آره
باید این لعنتی رو متوقف کنیم
قبل از اینکه برسه به پل هوایی
سعی میکنم از ساختمونها دور نگهش دارم
هی، خانم
خیلی ممنونم جوون
چی؟
وایلت
آآآ
وایسا
همگی وایسین
مواظب باش بابا! دش
وایلت! کی مواظب جکجکه؟
دش مواظبشه
وایلت، بیا بگیرش
داره میره سمت شهرداری
مامان کمک لازم داره
دوباره اومدن جلوی چشم مردم! این فرصت ماست
دنبالشون کنین، دنبال فروزون برین
باب! توی دیگ بخار کمکم کن
تمومه، درست شد
شما بچهها اینجا چیکار میکنین؟ از اینجا برین بیرون
این الان منفجر میشه
وقتی نداریم
انجامش دادیم
تکون نخورین، ابرقهرمانها
اوه، مگه چیکار کردیم؟
ببخشید، آقای زون؟
شرمنده، ولی من واقعاً نباید اینجا باشم
که به نظر اشتباه میآد
اینطور نیست؟
شاید مایل باشین اون قانون رو عوض کنین؟
ابرقهرمانها، از جمله فروزون
آقای شگفتانگیز و الاستیگرل
خسارتهای بیشتری به شهر زدن
آندرماینر هنوز متواریه
ما این دعوا رو شروع نکردیم
خب، تمومش هم نکردین
جلوی آندرماینر رو گرفتین که خسارت بیشتری نزنه؟
نه
نذاشتین از بانکها دزدی کنه؟
نه. دستگیرش کردین؟
نه. بانکها بیمه بودن
ما زیرساختهای لازم رو داریم
تا به این مسائل رسیدگی کنیم
اگه فقط دست به سیاه و سفید نمیزدین
الان همه چیز داشت
با نظم و ترتیب پیش میرفت
ترجیح میدادین هیچکاری نکنیم؟
بدون شک
کمک زیادی نکردین
میخوای از این مخمصه بیای بیرون؟
اول باید دست از بیل زدن برداری
خب، افتضاح پیش رفت
بابا، احتمالاً الان
وقت خوبی نیست که اینو بهت بگم
ولی امروز یه اتفاق دیگه هم با یه پسره افتاد
و ماسک من
اوه، سلام ریک
وایلت فکر میکنه یکی از دوستاش، پسری به اسم تونی
ممکنه اونو توی لباس و بدون ماسک دیده باشه
اهل حرف زدنه؟ نمیدونم
فامیلیش رایدینجره
تونی رایدینجر
آمارشو در میارم
باب، هلن
اگه اشکالی نداره یه لحظه
اِ، برنامه متوقف شده
چی؟
سیاستمدارها آدمهایی رو که
فقط چون کار درستیه، خوبی میکنن، درک نمیکنن
این موضوع نگرانشون میکنه
سالهاست که دنبال راهی بودن تا ابرقهرمانها رو از رده خارج کنن
اتفاق امروز همون چیزی بود که لازم داشتن
به هر حال
کار من تمومه
متاسفانه دو هفته دیگه موندن توی این متل
بیشترین کاریه که میتونم براتون بکنم
چیز زیادی نیست
تو خیلی کارها کردی ریک
فراموش نمیکنیم
خب، باعث افتخارم بود که
با شما آدمهای خوب کار کردم
ممنون بابت همه چیز و موفق باشین
آره، تو هم همینطور
دستات رو شستی؟
با صابون؟
خشکشون کردی؟
چی؟ همهش سبزیجاته؟ کی این همه سبزیجات سفارش داده؟
من سفارش دادم. مفیدن و تو هم باید بخوری
قراره دربارش حرف بزنیم؟
چی؟ همون موضوعی که هیچکی حرفشو نمیزنه
کدوم موضوع؟ پس حدس میزنم که نه
داری به اتفاقات امروز اشاره میکنی
آره، قضیه امروز چیه؟
همهمون اشتباه کردیم
مثلاً
شما بچهها قرار بود مواظب جکجک باشین
بچهداری، اونم وقتی شما داشتین کارهای مهم میکردین
قبلاً در این باره حرف زدیم
شما هنوز به سنی نرسیدین که درباره این چیزها تصمیم بگیرین
سنمون اونقدری هست که کمک کنیم
آره
این همون چیزی نیست که همیشه بهمون میگی بابا؟
آره، خب "کمک کردن" میتونه معنیهای مختلفی داشته باشه
ولی ما قرار بود اگه مشکلی پیش اومد کمک کنیم
خب آره، ولی... مگه شما
خوشحال نشدین که امروز کمک کردیم؟ آره، میدونم ولی
خودت گفتی که بهمون افتخار میکنی
خب آره، میکردم. هنوزم میکنم
ما میخوایم با آدم بدها بجنگیم
نه، نمیخواین
گفتی الان اوضاع فرق کرده
توی جزیره فرق میکرد
ولی منظورم این نبود که از این به بعد
پس الان باید برگردیم به همون حالت که هیچوقت از قدرتمون استفاده نکنیم
این هویت منه
ما نمیگیم که مجبوری
چی؟ یکی توی تلویزیون اینو گفت
میشه فقط غذامون رو بخوریم؟
شام رو، تا وقتی گرمه؟
کار اشتباهی کردیم؟
بله. نه
ما هیچ کار اشتباهی نکردیم
ابرقهرمانی غیرقانونیه
چه منصفانه باشه چه نباشه، قانون اینه
قانون باید منصفانه باشه. داریم به بچههامون چی یاد میدیم؟
اینکه به قانون احترام بذارن
No comments yet. Be the first to leave one.