முதல் 200 வரிகள்.
.شاید نمیدونی بچه چجوری ساخته میشه
چون وقتی کسی داره !سعی میکنه بچه دار شه، خودش میدونه
و چون کسی نمیخواد با تو بچهدار شه
بهت این حق رو نمیده
!تا بهم بگی چجوری دستیارهام رو اداره کنم
.فکر میکنم ریچل باید مسئول دستیارها باشه
.من این بالام، ریچل این پایین
و نباید مسئولیت دستیارها رو
.به کسی که این پایینه داد
دنبال کدوم موکلم هستی؟
چون هر دو میدونیم .نمیتونی فایزر رو داشته باشی
.-آره میتونم .پس منو شریک اسمی کن- «کسی که اسمش توی اسم شرکت و روی دیوار شرکت ـه»
.هاروی دوستش رو شریک اسمی کرده
،بهم تهمت حسادت زد
.و نمیدونم چکار کنم
-حسودیت میشه؟ !-معلومه حسودیم میشه لعنتی
اگر بذاره بازم احساساتت ،رفتارت رو کنترل کنه
.نیازی نیست نگران جایگزین شدن باشی
.خودت هاروی رو از خودت فراری میدی
عذر خواهی بسه و شروع کن به ترساندن
.شعار خفنی بود هاروی
ولی معنیش چیه؟
معنیش اینه برو و یک خبرنگار پیدا کن
.و داستان رو به دست بگیر
،اگر این پرونده رو ببازم
تنها مقالهای که نوشته میشه
.اینه که از همون اول نباید وکیل میشدم
،اگر نتونی راهی برای بردن پیدا کنی
.شاید بهتر بود برت نمیگردوندم
یه گزارشگر از تایمز میاد
.قراره مصاحبه بکنیم
""رستگاری وکیل کلاهبردار
نمیخوام رفتارم
.بین ما فاصله بندازه
در این صورت .الکس رو بعنوان شریک میپذرم
بهرحال الکس هنوزم میاد
.ولی شریک اسمی نیست
-واقعا؟ .-حق با تو بود
.نمیتونیم اینجوری شرکت رو ضعیف نشون بدیم
...باید بگم
.خیلی وقته اینو میخواستم
.توی خواب هم نمیدیدم به واقعیت بپیونده
.الان دیگه فقط اسم ما دوتا روی دیواره لوییس
.و وقتی گفتم جدی بودم
.میخوام چیزایی مثل این رو باهم استفاده کنیم
.نمیتونم بگم چقدر باعث خوشحالیمه
نمیخوای گریه کنی ها؟
شوخی میکنی؟ آخرین باری که اینجا گریه کردم
PH گند زدم به ««درجه اسیدی
.چند هفته عفونت قارچی داشتم
کار دیگه که گفتی توی گل میکنی
رو نمیخوای بکنی، مگه نه؟
.هاروی بهت گفتم فقط همون یک بار بود
.و باور کن تو مثل میسی دیتلر نیستی
میسی دیتلر کیه؟
-این اینجا چکار میکنه؟ -منظورت چیه؟
.من و هاروی همیشه حموم گل میریم
پس چطوره بیای بیرون
.-تا برگردم توی وان .-این وان منه
و تو همیشه گفتی عجیبه دوستای مذکر باهم
.حموم گل برن
.ولی من و هاروی بالاتر از دوستیم
.بهترین دوستای همدیگهایم
بعدش چکار کردی؟
فکر میکنی چکار کردم؟ .به تو زنگ زدم
.لوییس فقط یک خواب بود
فقط خواب؟ .یه گلبوس لعنتی بود ««ترکیب گل و کابوس
متوجه نمیشی؟
.هاروی دوستش رو آورد توی شرکتم
.حالا توی گل منه
بعدش چی میشه؟ میبینم اومده توی حمومم
و داره روی مسواکم میرینه؟
.لوییس راجع به این حرف زدیم
اگر بذاری این روت تاثیر بذاره
چیزی که از همه بیشتر .میترسی رو به وجود میاری
نشنیدی چی گفتم؟
.توی گِلم بود
چطور نباید بذارم روم اثر بگذاره؟
...خب
...تا حالا به این فکر نکردی
بجای اینکه نگران این باشی که این الکس
میخواد بین تو وهاروی قرار بگیره
میتونی از این فرصت استفاده کنی
و یک دوست جدید داشته باشی؟
.احمقانه ترین چیزیه که توی عمرم شنیدم
،حتی اگر اینی که میگی درست باشه
،جوری که من میبینم
فرصت این رو داری که یک دوست بیشتر
.یا کمتر داشته باشی
.توصیه میکنم بیشترش کنی
.-دانا .-ریچل
چیزی نمیخواهین؟
قهوه، چای، یه نسخه از مقالهی چاپ شده در روز یکشنبه تایمز؟
.نیازی نیست. دیروز خوندم .یکی هم خونه دارم
.وقتی میگه یکی منظورش ده تاست
مطمئنی نمیخوای یه نگاه دیگه بندازی؟
.نه نمیخواد ممنون دانا
.باشه پس
.روز خوبی داشته باشین
یه چیزیش شده .مشخصه
منظورت چیه؟
یعنی میگی نیشش تا بناگوش باز بود؟
ریچل تو دانا رو بیشتر از من میشناسی
.ولی من ندیدم
.فکر میکنم توی تصورت بود
.صحیح. کاملا خیالی بود
.-هاروی .-ریچل
.میدونی مشکی لاغر نشون میده
. دفعه بعد بهش فکر کن
این راه تو برای عذر خواهی
بابت اینه که گفتی .اصلا نباید منو برمیگردوندی
و یه فرصت برای قضیه .لاغر نشون دادن بهم بده
.متاسفم مایک
.حق با تو بود هاروی
.ادغام رادیانت تکنولوژی ـه
.آره برگشتیم سر یکی برای من
.باشه فقط اینکه نیازی به من نداری
.معامله تموم شده .فردا وقت امضاست
به همین خاطر کلاین رابینسون فکر کرد مشکلی نیست
که تغییرات لحظهی آخری .توی قرارداد قرار بدن
و تغییرات لحظه اخری
.یعنی میخوان بهانهی لحظه اخری بیارن
و حالا شبیه اون وکیل جوانی شدی
.که توی مقاله خوندم
بفهم میخوان چکار بکنن
.و تا ناهار تمومش کن
کی گفته نیازه لاغر نشون بدم؟ .وکیل تقلبی یه احمق واقعی میشود ««تیتر روزنامهی وسط
.خصمانه نباش
.خصمانه نباش
لوییس چکار میکنی؟
-چی؟ .-تنهاش بذار
.روز اول اونه
.نه دانا اونجوری نیست .دوستانه اومدم
قسم میخوری؟
.آره ببین چی آوردم
-سمی هستن؟ .-نه دانا نیست
...باشه. خب حواسم به تو
.و این گیاه هست
.خصمانه نباش
.الکس ویلیامز، لوییس لیت
.واست پیچ امینالدوله آوردم
ببخشید؟
...یه عمله برای اینکه ممکنه
.شروع خوبی نداشتیم
منظورت اینه میخواستی بزرگترین موکلم رو بقاپی
تا نذاری بیام شرکت؟
.آره احتمالا همون شروع رو میگم
.ولی امیدوار بودم تغییر بدیم
.بفرما
.از حرکتت ممنونم لوییس
راستی کارت توی .پروندهی اندرسون فوق العاده بود
پروندهی اندرسون رو دنبال کردی؟
آره درحقیقت منو یاد استراتژی .پروندهی پرایس هاوس خودم انداخت
راستش رو بخوام بگم .از همون استراتژی الگو برداشتم
.کسشر نگو، پس خیلی ارتقاش دادی
.ممنونم لوییس
.بابت قاپیدن موکلت متاسفم
.فراموشش کن
هی میخوای ناهار بریم بیرون؟
ناهار خوردن پشت میز .راه مناسبی برای جشن گرفتن روز اول نیست
.راست میگی، درست نیست
.پس ساعت 1 توی لابی
.خوبه .و بابت گیاه ممنونم
.خواهش میکنم
.نمیدونم مهمه یا نه .ولی گربهها عاشقشن
میدونم دوتا گربه ماده توی خونه داریم
.که دیوونهی این میشن
-گربه ماده؟ .-آره
،دهنت سرویس بهترین رستوران شهر
.رو رزرو میکنم .تو... بهترین دوست منی
.حرومزاده
آقای ریس؟
.-بله .-مایک راس
گفتند میخواستین منو ببینید؟
.بله. ممنون وقت گذاشتین
.البته
.دیروز مصاحبهت رو خوندم
.و پسر منم توی زندان بود
و برعکس شما
.آزاد نشد
نوشته پسرتون بخاطر .حمله قلبی فوت شده
.آره حمله قلبی یهو
فکر میکنید چیزی رو پنهان میکنند؟
خب تماسم و نامههام رو
پاسخ نمیدن
خودت چه فکری میکنی؟
.فکر میکنم ممکنه خبری باشه
.ولی به این معنی نیست که حتما هست
.آقای راس، پسرم 28 سالش بود
.ماه دیگه عفو مشروط میخورد
.یه چیزی هست که بهم نمیگن
.باشه بررسیش میکنم
.ولی چند روز طول میکشه
چند روز چرا الان شروع نمیکنی؟
چون یک قرارداد با شرکتم دارم که باعث میشه بتونم
. اینجور پرونده ها رو انجام بدم .ولی نه فقط همینجور پرونده ها
.و الان وسط پروندهی دیگهای هستم
آقای راس وکیل قبلی
بهم گفت یه اساسنامه هست
.که میگه من فقط دو هفته برای شکایت وقت دارم
No comments yet. Be the first to leave one.