முதல் 200 வரிகள்.
سناریو مرجع فیلم و سریال نسخه اصلی
آرزو داشتم به قلهٔ .کشتی برسم
.اما نشد
با این حال، امیدوارم که بچّهام روزی .در کشتی نمایندهٔ کشورمون بشه
،اگه با تو ازدواج کنم .این اتفاق نمیافته
.میتونی بری
چرا به تواناییات شک داری؟
مگه برای رسیدن بهش پیر شدی؟
.کمکت میکنم بهش برسی
جدی میگی؟
.به بچّهای که تو شکم داری قسم
محلهٔ راهآهن
!هی، تانکر آب اومده !عجله کنین
هی! همه صبور باشین .و ظرفهاتون رو پر کنین
،چهار روزه لولهٔ مترو شکسته .هنوز درستش نکردن
!خاک بر سرت
پر کردن یه ظرف تنهایی .مثل یه کار بزرگ شده
!این یکی با کلی ظرف اومده
تو دیگه کی هستی؟
آروم بگیر رفیق
آروم بگیر رفیق
آروم بگیر رفیق
.خواهر، راه بده آروم بگیر رفیق
.کنار برو خواهر .خاله، کنار برو
مگه زندگی میایسته وقتی که با سرعت میدوه؟
!هی، به من نکن
.خواهر، دیرم شده .هی، کمکش کن بلند شه
.بیایین، ظرفهاتون رو پر کنین
مشکل هر روز به دنبالمونه مگه ولمون میکنن؟
آروم بگیر رفیق
کی این جدایی رو انداخت بین کار مرد و زن، عزیزم؟
اونی که میفهمه زن مورد علاقهش رو، مثل شاه زندگی میکنه
آروم بگیر رفیق
آروم بگیر رفیق
خیلی جدی نگیرش رفیق
آروم بگیر رفیق
آروم بگیر رفیق
آروم بگیر رفیق
!متی
!متی
.عزیزم، بیدار شو .مدرسه دیر میشه
.بیا، بیدار شو .دیر میشه
.فقط دو دقیقه دیگه بابا .دو دقیقهٔ تو خیلی درازه
.بیا، بیدار شو .هنوز خوابم میاد بابا
!دیگه بهونه نه. بیدار شو
.جانِ مامان باش
عشق هیچ مانعی نداره
وظیفه پاداشی نمیخواد
یه لبخند همه چیز رو شادی میکنه
،برای دل امیدوار حتی سنگا هم مثل شکرن
بابا، یادت نره تو راه مدرسه .پاککن بخری
چند تا پاککن دیگه گم میکنی؟
مگه پاککن چیز درشتیئه؟
.یه چیز ریزه
.معلومه که گم میشه
.باشه، برات میخرم
.بابا، سریع قفل کن .بریم
شوهرت رفت سر کار؟
او نه! چرا میپرسی؟
.هیچی، فقط پرسیدم
،با این همه خونه دور و بر
چرا خصوصاً از زنِ من این رو میپرسی؟
چرا نباید بهت شک کنم؟
آقا، چرا چنین چیزی میپرسید؟
"مگه پرسیدن اینکه "رفتین سر کار؟ چیز غیرعادیایئه؟
.داری بزرگش میکنی
…مردی که شوهرِ خونهست
،بره پیش یه زن تازهعروس
،و بپرسه شوهرت خونهست یا سر کار .این عادی نیست
من خودم تیتیآر قطارم و .سه روز طول میکشه تا از سر کار بیام خونه
،تو این سه روز .دلم همش تیر میکشه
!لعنتی، رفت مانی، موتور رو روشن کردی؟
.همین الان روشنش کردم
.هی، نگهبان، بیا اینجا !آقا
.یه کار بهت میسپرم .چشم، آقا
.دوربین مداربسته رو ۲۴ ساعته دقیق نگاه کن .باشه، آقا
اگه کسی غیر از خونهٔ خودش …وارد یه خونهٔ دیگه شد
.به من خبر بده
آقا، چرا این حرفا رو میزنین؟
وظیفهٔ منه که اونو .با زنت دستگیر کنم
.نگران نباش و برو سر کارت
.بهش میرسَم
چی؟ میگی دستگیرشون میکنی؟
!بیا، عجله کن
.باز هم دیرت شد به مدرسه
.این درست نیست، عزیزم
چی درست نیست؟
.یه بچّه رو از خواب عمیق بیدار کردی
بهتره یه بچّه دیر برسه
تا اینکه مجبور بشه .خیلی زود برسه مدرسه
،اگه این حرفا رو بزنی .معلمت کتکت میزنه
!عجله کن
!خانم
.خداحافظ .خداحافظ، عصر میبینمت
کجا میری؟
.امروز جلسهٔ اولیا و مربیان داریم
.نه معلم، امروز یه مسابقهٔ کشتی دارم
.کلی دیرم شده
.تمومش میکنم و برمیگردم
.نمیتونم منتظرت بمونم
،حالا که اومدی .تو جلسه شرکت کن و برو
.خب، بفرمایین معلم
چی بگم؟ .خودتون ببینین
.همه درسا رو افتاده
.حتی یه شعر رو هم نمیتونه تموم کنه
.تکالیفش همیشه ناقصه
شما توی خونه بهش کمک میکنین درس بخونه؟
شما توی مدرسه بهش کمک میکنین درس بخونه؟
اصلاً میدونین دارین چی میگین؟
،هر چقدر هم تلاش کنیم
انگار برای موفقیت تو این دنیای .پررقابت امروزی کافی نیست
باشه معلم. دیگه چی؟
دیگه چی؟
!خیلی وراجئه
.همیشه سر کلاس چرت و پرت میگه
روی بچههای دیگه هم .تأثیر بد گذاشته
.هفتهٔ پیش فشار خونم رو گرفتم
.الان از ۲۰۰ رفته بالا !وای نه
.واقعاً دیگه طاقت ندارم
مگه خودتون تو جلسهٔ قبل همین رو نگفتین؟
.چیز جدیدی نمیبینم
اینجا امضا کنم؟
!بیا، برو امضا کن .ممنون معلم
.یه مسابقهٔ کشتی دارم .برای همین صف رو زدم
.ببخشید، ببخشید. دارم میرم
.خداحافظ! همگی خداحافظ
!خداحافظ !خداحافظ
مگه کشتیگیره؟
!گول نخورین
یه کشتیگیر هم اینقدر .از مسابقهش حرف نمیزنه
.اونا کشتیگیر نیستن، زنش کشتیگیره
!کیرتی! کیرتی
!بیا، شروع کن
کشتیِ جانانه
کشتیِ جانانه
.بیا کیرتی. بیا کیرتی .بیا. بیا
!دفاع کن
!مربی
!نگهش دار. قفل کن! قفل کن
!هی، پرتش کن! پرتش کن
.بیا، پرتش کن
اون حرکت رو دیدین؟
!بیا
کشتیِ جانانه
!بیا کیرتی! بیا !نگهش دار
.بیا بیا! قفل رو بشکن
جانانه
کشتی
!آفرین! هی! هی
جانانه
کشتی
کشتیِ جانانه
فکر کردم وقتی قفلت کرد .میبازی
خدا رو شکر که قفلش رو شکستی .و حمله کردی
تو جلسهٔ اولیا و مربیان چی گفتن؟
.چیز زیادی برای گفتن نبود
.گفتن دختر خوبیه
.خوب درس میخونه
.همینطور شاگرد اول کلاسه
!اه
.دخترِ مامانشه !معلومه
!تبریک، کیرتی
!خوب کشتی گرفتی .ممنون، مربی
ویرا، چرا این همه بطری حمل میکنی؟
.این آب سیب و هویجه
،و اینم آب آجیل مخلوطه .که خودم درست کردم
.و اینم حریرهٔ ارزن برای نهار
،اگه زنی شوهری مثل این داشته باشه .دیگه کسی جلوش نمیایسته
.واقعاً خوشبختی، کیرتی
.خداحافظ .باشه، مربی
کیه؟ .خالهم از شهر خودمون
سلام خاله، خوبین؟ !خوبم ویرا
کیرتی و متی چطورن؟
.گلهای نیستن، خیلی خوبن
یکشنبهٔ این هفته، عروسی پسر سوبراج .تو معبد برگزار میشه
…چون عروسی فامیلیه
عموت تو و خانوادهات رو .برای شرکت در اون دعوت کرده
چرا خودش زنگ نزد؟
.خودت که عموت رو خوب میشناسی
.باید تو عروسی شرکت کنین
!باشه خاله
تماس برای چی بود؟
،تو شهر خودمون عروسیست .برای همین دعوتنامه
.باشه، دارم میرم. دیرم شده
مردم جامعه .منتظر منن
هی، امروز چه آهنگی میزاری؟
.اینقدر زود به ۵۰,۰۰۰ لایک رسید
.لایک رو ول کن
نظرات رو خوندی؟
…یه نظر هست
،ممکنه پیر باشن" ".اما این عمهها خیلی جذابن
باید همهشون رو بدزدم" ".و ببرم جزیرهٔ آندامان
.این که چیزی نیس .یه نظر دیگه خوندم
"این قشنگی با ساری مشکی تو جلو کیه؟"
".شوهرش حتماً خیلی خوشبخته"
کی بود با ساری مشکی؟
.به نظرت کی؟ زنِ پارتا
،ریلزهایی مثل این .خیلی از خونهها رو به هم میریزه
.ویرا ریشهٔ این مشکله
به اسم ورزش و ایروبیک .کارای عجیب غریب میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.