முதல் 200 வரிகள்.
::. تقديم به همه ي ايروني زبوناي عزيز کاري از تيم ترجمه ي تي وي شو 98 مترجم سام .:: :.:
سام تقديم ميکند
هي پاشو ما تو خيابون بار هستيم هي ميشه 25 تا
تو هنوزم خسته و مستي
چه جنگجويي
مرسي
ضمنا
ميخواي تو ماشين من بخوابي؟ من عجله ندارم
ميشه لطفا بگيد ووبار کجاست؟
ميخواي بري وو بار؟
بپيچ به راست کنار همين تقاطعه
کجايي تو؟
من اينجام
پس چرا نميبينمت؟
من تو خيابون بار هستم
من بهت احتياج دارم دوباره دير نکني
نميشه يکم مودب باشي؟
ملاقات امروزمون خيلي مهمه
خب چرا تو خونه حرف نزنيم؟
تو 6 ماهه که خونه نيومدي
من اتاق شماره ي 7 رو رزرو کردم
همونجا منتظرم بمون
احمقانه است
Sam_USA_htc_yahoo.com
آقا شما دعوت نامه داريد؟
دعوتنامه براي چي؟
براي سومين جشن ساليانه ي ما
بايد دعوتنامه داشته باشم؟
يه لحظه لطفا
خوش اومديد آقاي ژانگ
تو منو ميشناسي؟
خوش آمد ميگم
ببخشيد شما يه چيني غريبه هستي
از اين ور لطفا
آقا لطفا کتتون رو بديد اينجا
واي فکرشم نميکردم چه دعوتي
اين سومين جشن ساليانه ي ماست به خاطر همينه من اينجام به من دست نزن
از ديدنتون خوشحالم
شما اينجا روي چه پرونده اي کار ميکنيد؟
من به خاطر دلايل شخصي اينجام
درک ميکنم پليس ها هم آدم هستند ديگه
به نظر مياد که خيلي سخته که آدم اخبار پيدا کنه
من همين الان با يه راننده ي مست مصاحبه کردم
ما بعدا با هم حرف ميزنيم
اتاق شماره ي 7 کجاست؟
چي؟
اتاق شماره ي 7
کسي که قرار بود بياد دنبال مايو اينجاست
يه لحظه بايد صبر کني خوش تيپ
زندگي مثل اين مشروب مخلوط ميمونه
که بايد مزه اش کرد
اين نوشيدني هر چيزي رو که تو بخواي توش داره
اين رئيس ما وووئه
سلام من وو جيانگ هستم
منم ژانگ ون هستم
نظرت راجع به اينجا چيه؟
مثل زندان ميمونه
آره يه بار که مياي اينجا ديگه نميتوني از اينجا بري
شوخي کردم مايو هنوز نرسيده اينجا
من ميتونم اين اطراف رو بهت نشون بدم بيا باهام
اينجا يه کارخونه بود
اما به دلايل زيست محيطي بسته شد
حدس بزن چقدر طول کشيد که اينجا رو دوباره بازسازي کنم؟
اين برادر ژانگه
دو سال طول کشيد
خيلي از مشروب فروشي ها اين سال ها دچار خرابي شدن
وسايل هاي خيلي خوشگلي داره من همشون رو نگه داشتم
آوردن اين ماهي هاي گوشت خوار پيرهانا فکر تو بودن؟
وجودشون اينجا غير قانونيه
من خيلي از قانون سر در نميارم
تو آبهاي محلي
اونا مثل مهاجمين بيگانه ميمونن
توي طبيعت اون هايي که بهترينن زنده ميمونن
تو مايو رو خوب ميشناسي؟
اون ميگه که شغل تو باعث ميشه که سرت هميشه شلوغ باشه
چه قصه گوي خوبي
از جات جم نخور
اينجا اتاق مورد علاقه ي منه
يه نوشيدني مهمون ما باش
بيا بعد از اينکه مشتري ها رفتن با هم حرف بزنيم
به سومين مهموني ساليانه ي وو بار خوش اومديد
اتاق 7 جلوئه برو دست راست
تو درباره ي جشن به من چيزي نگفتي
ژانگ لطفا داخل منتظرم باشيد
مشروب فروشي من پر شده من کلي پول براي اينجا اومدن هزينه کردم
يه مدتي هست همديگه رو نديديم تو الان خيلي خوشگل تر شدي
پوستت رو بازسازي کردي؟
دست نزن پوستم خراب ميشه
تو از کدوم بطري مشروب خوشت مياد؟
من نيومدم امروز مشروب بخورم
خواهش ميکنم رئيس من ازم انتظار داره که اينا رو بفروشم
اذيتش نکن
تو هرگز نميتوني نظر اون رو عوض کني بذارشون زمين
بيا با اين شروع کنيم
لطفا صبر کن
من اينجام عجله نکن
قضيه ي اون خالکوبي چيه؟
من خيلي خالکوبي هاي ديگه دارم که تو نميتوني ببينيشون
تو اين 6 ماهه خيلي باهوش تر شدي
عصبي بودن و تند خويي تو هم بهتر شده
تو به وو گفتي که من تاجرم؟
بايد ميگفتم که تو يه پليسي؟
خيلي سخته گفتنش مايه ي شرمساريه
اينکه يه شغل کم درآمد داشته باشي
شما مشروب ميخوريد آقا؟
دوره ي انترني توي بيمارستانت رو چطور ميگذروني؟
نگرانش نباش
تو اون خراش روي صورتت رو امروز برداشتي؟
ضدعفونيش کردي؟ چه جوري صورتش اونطوري شده؟
نپرس
ميخواي بهم بگي
امروز صبح يه نفر يه موردي رو گزارش داد
يه آشپز کباب سيخ کن روي کسي چاقو کشيده بود
جايي رو نداشت فرار کنه و تهديد کرده بود که ميخواد خودکشي کنه
ميخواي بپري يا نه؟
آروم باش
سه تا چيز ميخوام اول اينکه اجاق گاز من رو بهم برگردونيد
دوم اينکه من جريمه ي کاري رو که کردم نميخوام بدم و سه
يالا بپر اينجا هوا خيلي سرده
دلم نميخواد برم زندان
واسه چي داري داد ميزني؟
من داد نزدم
ميفهمم خيلي مهم نبوده که
خيلي مهم بوده جوون يه آدم در خطر بوده
قبلا پريدي از يه همچين ارتفاعي؟
نه اولين بارمه
هدفت از اين کار چيه؟
دليلي که دارم براي خودم کافيه
هي داداش بيا باهم حرف بزنيم
صبر کن من حرفي با تو ندارم برو
با کي ميخواي حرف بزني؟
من ميخوام با اون حرف بزنم اون رو بياريد اينجا
شما ها بريد از اينجا من ميخوام با اون حرف بزنم
کل امروز باهاش مشغول بوديم هممون رو خسته کرد
نگران بودم که بپره
پس شروع به حرف زدن با اون کردي؟
نه باهاش حرف نزدم
همون جا بمون
مواظب باش
کمک
بهش آسيبي نرسيد اون گفت که بهم ياد داده که چطور يه بره رو به سيخ بکشم
اصلا ارزشش رو نداره که زندگيت رو به خاطر غريبه ها به خطر بندازي
اون مورد مهمي که ميخواستي راجع بهش حرف بزني چي بود؟
خودت ميفهمي
اين روزا همه يه جورايي قرباني شايعه هستند
چيزي رو به گردن نگير خداحافظ
سلام رئيس نيو
من ژو هان هستم مجري شبکه ي تلويزيوني لايف
ميشه باهاتون مصاحبه کنم؟
چه گندي داري ميزني فيلم نگير
اون خيلي قيافش آشناست
اون صاحب يه شرکته يه آدم منظم
پولداره مياد اينجا سراغ دختر ها
رئيس نيو اجازه بديد اين خانم
زيبا رو بهتون معرفي کنم ميشناسيدش؟
قيافش آشناست چه جنده اي
رئيس نيو
اون خيلي قيافش آشناست
خيلي وقته نديدمت
من قبلا باهاش بودم
تو رئيس وو رو از کجا ميشناسي؟
اون يه روز اومد بيمارستان در حالي که از يه زخم قديمي رنج ميبرد
نظرت دربارش چيه؟
چيزي دربارش نميدنم پس نظري ندارم
ببخشيد برادر ژانگ
مشتري خيلي بود به خاطر همين شما رو يادم رفت
چرا قيافت رو عوض کردي؟
تو به همه چيز خوب دقت ميکني
بذاريد معرفي کنم
اين دوست پسر منه
الان فهميدي که ما چرا داريم همديگه رو ميبينيم
شما با هم حرف بزنيد من برم به کارم برسم
من از اون خوشم نمياد
من فقط خواستم بهت بگم نه اينکه ازت نظرت رو بپرسم
اون چند سالشه؟
مهم نيست
اون تقريبا هم سن منه
خب که چي؟
به شرکتي که اون صاحبشه يه نگاهي بنداز
فکر ميکني اون با تو جور درمياد
چرا اون بايد اين کار رو بکنه؟
من چرا بايد از تو حرف شنوي داشته باشم؟
اون چي داره مگه؟ اون به تو چي ميده؟
کنارش احساس امنيت ميکنم
من يه پليسم و تو کنار اون احساس امنيت ميکني؟
اون براي من وقت داره تو برام وقت ميذاري؟
اون کسيه که بهش تکيه ميکنم روي شونه هاش گريه ميکنم تو چي؟
آقا پليسه تو اين کار رو برام ميکني؟
بذار برم ببينم اين جارو جنجال براي چيه؟
بس کنيد
برو بيرون
دعوتنامه ميخواي ميبيني من دعوتنامه دارم
برو بيرون
ميدونم که از دستم عصباني هستي
احساس ميکنم من يه آدم يتيم بي پدر مادر هستم
فردا سالگرد مامانته اين حرف رو نزن
تو اصلا دربارش حرف نميزني
وقتي که اون پيش من بود
تو هرگز خونه نبودي
من وقتي تو زمستون مريض ميشدم
No comments yet. Be the first to leave one.