Torchwood

Torchwood

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Torchwood S01E05 DVDRip XviD-m00tv
கருத்துரை வழங்கியவர் mehdi2008
RapidBaz.Orgمـهـدی از

குறிச்சொற்கள்

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2010-08-27
பதிவிறக்கங்கள்: 45
காது கேளாதோருக்கானது: Yes

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تورچوود، جدا از دولت، فراتر از پليس

مسوول گرفتن بيگانگان روي زمين مسلح کننده بشر در مقابل آينده

قرن 21 وقتيه که همه چيز تغيير خواهد کرد

و شما بايد آماده باشيد

من دارم به همون منطقه برميگردم

اميدوارم اونها اينجا باشن

من خيلي يواش قدم برميدارم

نميخوام اونا رو به وحشت بندازم

... حالا ديگه

!هستن! اونا اينجان

!عزيزان کوچولوي من

تو نبايد اينجا باشي

(تو هم (نبايد باشي

چي دستگيرت شد؟

نوع مضحکي از الگوهاي هواشناسي

نفهميدي چقدر دير شده؟

من داشتم با تلفن حرف ميزدم؟ - با مدرسه تماس بگيرم؟ -

احمق نباش، اون حالش خوبه

جاسمين، کي دنبالت مياد؟ - روي -

مادرت ازم خواست که بيام دنبالت چون يکم دير مياد

قسم ميخورم مادرت منو فرستاده دنبالت پس بپر تو ماشين

نميشنوي چي ميگم؟

دور شو اي فرزند انسان

... دور شو ... دور شو

ما اينجا داريم چيکار ميکنيم؟

يکي از دوستاي قديميم منو دعوت کرده

بريم تو

پريان؟ شوخي ميکني؟

فکر کنم من جزء معدود آدماي خوشبختي هستم که بهم اجازه داده شده تا دوستاي کوچولومون رو ببينم

و اين وظيفه آسوني نيست

ما به صبر يه قديس نياز داريم

و ايمان راسخي چون ايمان پيامبران

اما اين انتظار طولاني براي من ارزشش رو داشت

اين اولين عکس منه

زياد واضح نيست، ميدونم، ولي حلقه سنگها کاملاً قابل تشخيصه

من که باورم نميشه - هيس -

خب، البته، من بهترين عکاس دنيا نيستم

اما اينا تازه مرئي شده بودن

من خيلي خوش شانس بودم که ديدمشون خيلي بهم لطف شده که شاهد اون لحظه جادويي باشم

چون پريان خجالتي هستن، ميدونين؟

ولي من عميقاً ميدونم که اونا مخلوقات بسيار دوست داشتني اي هستن

متشکرم

اشتباه، اون هميشه اشتباه برداشت ميکنه

استل"، کي اين عکسا رو گرفتي؟"

چند شب پيش - کجا؟ -

جنگل رانداستون - زياد دور نيست -

خيلي خوشحالم که دوباره ميبينمت جک

اوه، ببين، اينجا جنگله

مشکل چيه؟ - من و جک هيچوقت سر پريان توافق نداريم -

من اونا رو خوب ميبينم

اون هميشه ميگه اونا بد هستن - اونا همشون بد هستن -

نه، من که قبول ندارم - من فکر کنم اگه شخص خوبي باشه - ميتونه شخص بدي هم وجود داشته باشه

پدرش هم هميشه همين رو ميگفت

اوه، جک، اگه اونا رو توي جنگل ديده بودي

اونا خوشحال بودن، داشتن ميرقصيدن با نور درخشنده پرياني

عکساي ديگه اي هم داري؟

آره، تو خونه - باشه -

بايد همشون رو ببينم

مشکلي هست رفيق؟ - متاسفم -

خب، بهتره ببيني کجا داري ميري

مشکل داري يارو؟

خدايا، کمک کنيد، کمکم کنيد لطفاً

باشه رفيق، خونسرد باش

هي وايستا ببينم

ميگم کمکم کن

باشه، اين ... مرديکه ديوونه حرومزاده

... نه، نه، خواهش ميکنم

کجا بود؟ - خودش راه افتاد اومد خونه -

جس" بيا اينجا" - ببين مامانت چي ميگه -

تو پدرم نيستي

فقط به حرف مادرت گوش کن

تو نبايد خودت تنهايي بياي خونه ميفهمي؟ امن نيست

مشکلي نيست مامان کسي نميتونه به من آسيبي برسونه

اوه، ممنونم جک

اسم اين موززه

سلام موزز - اينم بقيه عکساي اون منطقه -

بيا، عزيزم، وقتشه که بري بيرون يه هوايي بخوري، مگه نه؟

عکسه توئه

متاسفم، نه، اون پدرمه

اون و "استل" يه زماني يه روح بودن تو دو تا بدن

اونا جدانشدني بودن

پس جي جداشون کرد؟ - جنگ شروع شد، پدرم رفت خارج از کشور - و استل داوطلب شد که رو زمين کار کنه

به همين راحتي

اگه از سوالم ناراحت نميشيد شما پدر جک رو بعد از جنگ ديديد؟

نه، ديگه ارتباط نداشتيم، چطور مگه؟ - شما سه تا با هم ملاقات داشتين؟ -

شما، جک و پدرش؟ - نه، هرگز -

جک چند سال پيش با من آشنا شد

من خيلي شگفت زده شدم

اون خيلي شبيه پدرشه

راه رفتنش، خنديدنش

اميدوارم هنوز زنده باشه

اون الان نزديکاي نود سالگييه

شما هميشه ميتونيد از جک در موردش سوال کنيد

کردم، ولي اون اصلاً دوست نداره در مورد پدرش صحبت کنه

استل، وقتي دوباره اين مخلوقات رو ديدي - بلافاصله با ما تماس بگير؟ آهان -

شب و روز فرقي نداره، فقط تماس بگير و مراقب باش، اين خيلي واسه من مهمه

ولي جک، من چيزي ندارم که بابتش نگران باشم

فقط مراقب باش، لطفاً

استل نبايد تو شهر زندگي کنه

اون به ييلاق تعلق داره

چند وقت به چند وقت مي بينيش؟

... ما الان ملاقات کرديم و دوباره

هر وقت اون پريان رو ملاقات ميکنه؟ - اون ميگه پريان، من نه -

تو بهشون چي ميگي؟

اونا واقعاً اسمي ندارن

چرا نه؟

... يه چيزي از ازل

چطور ممکنه که تو واسشون اسم انتخاب کني؟

در مورد بيگانه ها حرف ميزنيم؟ - بدتر - چرا؟ -

چون اونا قسمتي از ما هستن، قسمتي از دنياي ما که ما هنوز چيزي در موردشون نميدونيم

ما ادعا ميکنيم که ميدونيم اونا چه شکلين ما اونا رو شاد ميبينيم

ما تصور ميکنيم که اونا بالهاي کوچيک دارن - و تو نور ماه حمام ميگيرن مگه اينطوري نيست؟ - نه -

فکر کن خطرناک، فکر کن يه چيزي که تو ميتوني يه نيم نگاه بهش داشته باشي

مثل يه چيزي خارج از زاويه ديدت با مقداري افسانه

با يه مقدار از دنياي ارواح و يه مقدار واقعيت، همه رو مخلوط کني با هم

لحظات و خاطرات کهن که توي اين مخلوطت منجمد شدن

مثل گرد و غبار اطراف زحل ميچرخن، لول ميخورن، پرتاب ميشن

و در زمان جلو و عقب ميرن

بخاطر همين ما بايد اونها رو پيدا کنيم (قبل از اينکه جهنم آزاد بشه (کار از کار بگذره

چرا اون نميخواد جاي ديگه بازي کنه؟

اون عاشق اونجاست - بچه هاي ديگه براي- خودشون دوست دارن

دوستاي اون کجان؟ اون حتماً يه مشکلي داره

اون هيچ مشکلي نداره

خب، آخرين باري که ديدي تلويزيون نگاه کنه کي بود؟

يا کتاب بخونه؟ يا عروسک بازي کنه؟

يا بشينه با ما حرف بزنه؟

آخرين باري که خنده اش رو شنيدي کي بود؟

دور شو فرزند انسان، دور شو

اين دختر بچه ست

و دختر خاله اش - من قارچهاي جادويي رو مقصر ميدونم -

کاراي شخصي تو جزو وظايف ما نيست

ولي اين عکسا جعلي هستن

کنون دويل" اينطور فکر ميکنن" - اون ديوونه زمان خودش بود -

"و "هوديني - ناشر آثار خودش - از کجا اين همه در اين مورد ميدوني؟ - هري هوديني جادوگر، بدلکار، تهيه کننده) (و بازيگار اهل مجارستان

من وقتي به مدرسه ميرفتم يه مقاله در مورد عکس هايي که توي منطقه ي "کاتنگلي"گرفته شده نوشتم

منظور 5 عکسي که توسط دو نفر از) (پرياني که در منطقه ي کاتنگلي بود گرفته شده

وقتي دختر ها بزرگ ميشند اعتراف ميکنند که اون عکس ها جعلي بودند

خب اين رويت کجا بوده؟ - يه محلي به اسم جنگل رانداستون -

ميشناسمش، تاريخ عجيبي داره

منظورت از "عجيب" چيه؟ - هميشه محل وحشيها بود -

در زمانهاي قديم اين تفکر بود که رفتن به اونجا يا جمع آوري الوار از درختاش بد يُمن هست

حتي رومي ها هم جرأت نکردن برن تو - من هيچ گزارشي از هيچ رويتي دريافت نکردم -

نميکني، اينا تو رادار مشخص نميشن

ولي روي هوا تأثير ميذارن، پس ببين چيزي از تغييرات غيرطبيعي آب و هوا داريم

باشه - داري ميگي دستگاههاي ما نميتونن - رد اونا رو بگيرن

هيچي نميتونه

اين چيه؟ اين ... اين خداست؟

يه جاي امن، تنها چيزي که ميخوام منو بندازين يه جاي امن

يه خوبش رو اينجا داريم - اونا ميخواستن منو بکشن -

ميگه تو دهنش گلبرگ ريختن - !گلبرگ؟ - ميخواستن خفه ام کنن -

بررسي کرديم، چيزي نبود - اونا نميخواستن به اون دختر بچه صدمه بزنن - فقط منو ميخوان

فقط ميخوان به من آسيب برسونن، ميخوان منو بکشن

کي ميخواد بهت صدمه بزنه؟ - اونا ولم نميکنن، من کار خطايي کردم - منظورت چيه کار خطايي کردي؟ -

اگه خدائه، متاسفم، نميتونم کمکش کنم

اسم؟

... اون دختراي کوچولو

بدنهاي کوچولوشون لبخنداي کوچولوشون

اونا ميدرخشن

ببين، من تو دردسر افتادم

پس کمکم کنيد

منو زنداني کنيد

خواهش ميکنم

از استل در مورد پدرت پرسيدم

اون گفت هيچوقت شما دو تا رو با هم نديده

چرا بايد ديده باشه؟ بعد از جنگ اونا ديگه ارتباط نداشتن

منم که بعداً باهاش آشنا شدم

سنگاي توي عکس

ميدوني، در زمانهاي قديم تمام اين منطقه جنگل بود

اکثر پيشرفتها بر مبناي علوم جادوگري اتفاق افتادن

هر کسي ميتونه اين دايره رو ساخته باشه

چرا داري منو دودل ميکني؟ من خطر رو برات توضيح دادم تو هنوزم داري از خودت توضيحات ارائه ميدي

کار پليسا همينجوريه - اين کار پليسي نيست - باشه، علم - علم هم نيست -

ميدونم، بهم گفتي خارج از زاويه ديد و اين حرفا

!باشه

ببرها ميتونن بُکُشَن، ببر رو نشونم بده

"صداي خنده ات رو شنيدم "جس

به نظر ميومد داري با يکي حرف ميزني

با خودت حرف ميزدي، مگه نه؟

شنيدن صداي خنده ات خيلي لذت بخشه

فکر کردم همه چيز رديفه

ما انداختيمش تو سلول انفرادي

اون فرياد ميزد، ميگفت يه چيزايي دنبالشن - چه چيزايي؟ -

گفت سايه ها گفت ميخواستن خفه اش کنن

چهار تا زنداني ديگه هم بودن، اونا هيچي نديدن - الان کجان؟ -

منتقلشون کردم - دوربيناي مدار بسته؟ - ترتيبش رو ميدم -

اول فکر کردم مسته يا ديوانه يا هر دو

ميگفت، من ميخوام زنداني بشم

اسم؟ - مارک گودسن، تو شهر کار ميکنه -

شغل، مشاور - علت فوت؟ -

با توجه به رگهاي خوني داخل چشم و اطراف پيشاني

من ميگم کمبود اکسيژن

ولي خيلي عجيبه

هيچ اثر انگشتي رو صورتش نيست هيچ جا هم کبود نشده

هيچي که اشاره به فشار داشته باشه؟ - نه -

تنهايي تو سلول زجر کشيد

اينطور به نظر مياد

يه لحظه وايستا

تا حالا همچين چيزي نديدم

من ديدم

سنگ کوارتز

More Farsi Persian subtitles for Torchwood

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left