முதல் 200 வரிகள்.
لعنتی
ای بر پدرت لعنت
گندش بزنن
محضِ رضای خدا
ببخشید، کاری چیزی واسه من سراغ ندارین؟
میخوام کار کنم ولی کسی استخدامم نمیکنه
دستکم میتونی ۵ لِی بهم قرض بدی؟
کاری چیزی دارین؟
خدا خیرت بده
پسِش میدم
ببخشید، کاری چیزی واسه من سراغ ندارین؟
خواهشم میکنم، من میخوام کار کنم
میتونم کارهای تعمیراتی خونهتون رو انجام بدم
حداقل ۵ لِی بهم قرض میدی؟
ببخشید، میشه ۵ لِی بهم بدین؟ پسِش میدم
هیچکس بهم کار نمیده
دارم میرم
ممنون خانم
ممنون خانم
باز هم کاری بود در خدمتم، میتونم دوباره بیام
یکشنبه واسه نظافت بیا. صبحِ زود
حتماً، ممنونم
لعنت بهت
برو گمشو، زنبور احمق
بیخیال بابا، دست از سرم بردار
ای لعنت به این شانس
اگه مشکلی پیش اومد تقصیر منه، منو ببخش
جبران میکنم
کسی ۱۰ لِی داره؟
آروم باش مرد
کسی ۱۰ لِی داره؟
میشه لطفاً ۱۰ لِی بهم بدین؟
خفه شو نیموجبیِ عوضی
از اینجا گمشو
بزن به چاک
اون سگ رو نزن! مگه دیوونه شدی؟
روانیِ لعنتی
برو گمشو کثافت
باز کنین، خواهش میکنم
میدونیم خونهای
اورسولیا یونسکو هستم
آقای گلانتاشو، میدونستین که امروز میآییم
قرارمون این بود که اگه یه هفته دیگه بهت وقت بدم، باهامون راه بیای
داری برام دردسر درست میکنی
در رو میشکونیم؛ هم مامورها اینجان هم قفلساز
اگه بمب گذاشته باشه چی؟
داریم وارد میشیم
کاری که کردی اصلاً درست نبود
نشنیدم چی گفتین خانم
یه مهلتِ تازه برات گرفتم
راضیشون کردم؛ این شرکتِ «اروپا کِی.یو.کِی» خیلی عجله داشت
واسه این کلی جنگیدم
حتی راضیشون کردم یه ون بدن که وسایلتو جابهجا کنی
کجا جابهجاشون کنم خانم یونسکو؟
نمیدونم. ترجیح میدی همینجا ولشون کنی؟
دفعه پیش گفتی دنبال یه پناهگاه میگردی
همهشون پُرن
ببینیم چیکار میتونیم بکنیم
کشیشِ من، پدر شربان، چند تا پناهگاه میشناسه
هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم
چیزای سبکتر رو ببر بیرون، بقیه رو ون میبره
خودم باهات تا پناهگاه میام
واسه اون پیرزنه هم همین کارو کردم
نوهاش سرش کلاه گذاشته بود و خونهشو از چنگش درآورده بود
حالش خوبه، هر کریسمس و عید پاک میرم بهش سر میزنم
براش یه کیسه پُر از وسیله میبرم. من پناهگاه نمیرم
باهات میام که ببینی اونجا چطوریه
یه زمستونِ خیلی سخت در پیشه
خواهش میکنم آقا. من اصلاً دلم نمیخواد که
نمیخوام ژاندارمها بیان بندازنت بیرون
چرا داری فیلم میگیری؟ واسه اینکه مدرک داشته باشن
مدرکِ چی؟ که یعنی دارن بدرفتاری نمیکنن
به اخطاریه نگاه کن، دیگه از وقتش گذشته
هر چقدر تونستم برات وقت خریدم ولی الان دیگه کاری از دستم برنمیاد
برام دردسر درست میکنی
باشه، میرم
یه ساعت بهم وقت بده وسایلمو جمع کنم
نمیتونم
همه چی رو بیار بیرون، مبلهات رو هم بذار کنار
منم یه لیست از اموال تهیه میکنم
همه چی رو آوردم اینجا. همهچی رو؟
اینجا قبلاً موتورخونه بوده
اینطوری کار راحتتر میشه
میذارم وسایلتو جمع کنی
اما میتونم بهت اعتماد کنم که دوباره ما رو پشت در معطل نکنی؟
قول میدم
صبر کن. هی
بهم دست نزن! مواظب باش
کلید مال خودت
تصمیم میگیرم بهت اعتماد کنم. ۲۰ دقیقه دیگه برمیگردیم
تو هم برو بیرون
باید با مردم درست رفتار کنی
مگه چیکارت کرد؟
فروشگاه نیست. قراره یه هتل ۵ ستاره بشه
مگه نگفتن «بوتیک»؟ منظور همون «هتل بوتیک» بود
یه هتل لوکس مثل بوتیکهای فرانسوی
مگه شش طبقه نمیشه؟ ولی تو هر طبقه کلاً چهار تا اتاق هست
یا حداقل این چیزیه که «اروپا کِی.یو.کِی» میگه
اروپا کو-کو
نه، کایزرلیش اوند کونیگلیش. یعنی امپراتوری و سلطنتی
تا حالا فیلم "بمبی دزدیده شد" رو دیدی؟
فیلمی از "گوپو"
خانم، شما ساکن "فلورشتی" هستین؟ بله
این بلوکهای جدید چطوره، خوبن؟
خبری ندارم، من توی خونه ویلایی زندگی میکنم
ولی عین چی دارن میسازن، مدل چینی، همه رو تپوندن تو هم
آدم توش خفه میشه. اگه پولم میرسید، از اینجا میرفتم
بریم
میشه بذارین سیگارم رو تموم کنم؟
پس ورزشکار بوده؟
بله، حتی توی مسابقات بالکان طلا گرفته
چطور به این روز افتاد؟
تصادف کرد و مجبور شد ورزش رو کنار بذاره
افتاد به عرقخوری، آپارتمانش رو از دست داد و تهش هم آوارهی خیابون شد
دائمالخمر
اون زیرزمین مال یه ورزشکار بود که رفت استرالیا
اونم ورزشکار بود؟
مطمئن نیستم
توی استرالیا مربی بود
سکته قلبی کرد و پسرش هم ساختمون رو فروخت به K.u.K
بفرمایین تو، لاکپشتهای نینجای من
اگه بمب باشه چی؟ نه بابا
اینو نگاه کن
زنگ بزنین آمبولانس
الان دارم زنگ میزنم
پدربزرگ، چه بلایی سر خودت آوردی؟
اون سیم رو ازش جدا کنین
باید بهش دست بزنی
یه آینه بگیر جلوی دهنش
چه آینهای؟ خفه شو دیگه لعنتی
الو، یه مورد اورژانسی توی خیابون کلاین داریم
یکی سعی کرده خودکشی کنه
معذرت میخوام! یه اقدام به خودکشی توی
باید از این فیلم بگیریم
آدرسش خیابون میکو کلاین، پلاک ۲ هست
سعی کنین احیاش کنین
من آرومم
دارم فشار میدم، اما... هنوز نفس میکشه؟
ظاهراً نه. ظاهراً نه
بدنش سرده؟ نفس نمیکشه
محکمتر فشار بده. یه مَرده
۱۰ ۷، ۸، ۹،
فایده نداره، مرده! ادامه بده
شاید هنوز به هوش بیاد. خب تو امتحان کن
نمیخوای ادامه بدی؟ که چی بشه؟
باید با ریتم آهنگ "زنده موندن" انجامش بدی
زنده موندن، زنده موندن
داری فیلم میگیری؟ آره
محکمتر، خانم
مرده، بهت که گفتم
معلومه دیگه
قدمت این خرابههای رومی برمیگرده به
متاسفم
چه عجیب که خودش رو از رادیاتور حلقآویز کرده
چی؟ اینطوری این کار رو کرده؟
آره، سیم رو دور گردنش پیچونده
نشسته کنار رادیاتور
سیم رو بهش بسته و با تمام توانش کشیده
واقعاً متاسفم. نباید
تقصیر تو نبود. تو و ژاندارمها همه چی رو طبق قانون پیش بردین
نه، باید پیشبینیش میکردم
اما سری قبل خیلی آروم بود
براش توضیح دادم، همه چی خوب بود
با آدمهای شرکت «کییوکی» سر و کله زدم تا بذارن یه مدتی بمونه
به خاطر من یه ماه دیگه بهش وقت دادن
براش ماشین گرفتم که وسایلش رو جابهجا کنه
آروم باش، اورشولیا
تو مقصر نیستی. کارت حرف نداشت
تو مقصر نیستی. از نظر قانونی، آره، میدونم
حکم دادگاه رو برای تخلیه داشت. تو حتی فراتر از انسانیت برخورد کردی
من کلی تلاش کردم تا براش وقتِ بیشتری بگیرم
شرکت میخواست قبل از زمستون تخریب و ساختوساز رو شروع کنه
مگه اونجا چی میسازن؟ یه هتل لوکس
«کنتیننتال بوتیک»
یارویی که مرده سابقه کیفری داشت
آمارش رو از پلیس گرفتیم. جدی؟ سابقه داشت؟
هتک حرمت مزار
خدای من
چندتا صلیب چوبی رو سوزونده بود تا خودش رو گرم کنه
بیچاره
باید بیشتر کمکش میکردم، یه جایی برات پیدا میکردم
میتونستم توی دفترم استخدامش کنم
اگه میدونستم حال و روز روحیش اینقدر داغونه
نمیشه به همه کمک کرد
عین اون یارو توی فیلم «فهرست شیندلر» شدی
«اگه این گلسینه رو فروخته بودم، میتونستم یه یهودیِ کوچولوی دیگه رو نجات بدم!»
دقیقاً همین حس رو دارم
اشتباه کردم. همهش تقصیر منه
عزیزم، من هیچ دلیلی برای بازداشت کردنت ندارم
هرچقدر هم که بخوای خودت رو عذاب بدی و ملامت کنی
زندگی پر از اتفاقات غیرمنتظرهست
درباره یه مرد تو کره جنوبی خوندم
که یه ربات بستهبندی غذا لِهش کرده بود و کشت بودش
چون رباته اون رو با قوطی کنسرو اشتباه گرفته بود
اون کتابه کجاست؟ ایناهاش
یه چیزی که حالت رو جا بیاره
«مجرمانِ بدشانس». خب، بریم سراغ گزارش
نه، خوبم، ممنون که پرسیدی
با آقای هوخهویزلر و انکولسکو، اون وکیله، صحبت کردم
نگران نباش، همه چی کاملاً قانونی بوده
No comments yet. Be the first to leave one.