முதல் 200 வரிகள்.
نفر بعدی، لطفا
سلام، من لئو هستم
وال
بیمارستان قشنگیه
نیست. مشکل اورژانسیتون چیه؟
لطفا با گوشی حرف بزن
مشکل اورژانسیتون چیه؟
اوه
ممنون که پرسیدی، وال
یه چاقو تو پشتمه
یه مورد سطح ۱ دارم، زخم چاقو
یه برانکارد و سرم لازم دارم
حالتون خوب میشه آقا. باهاشون برید
آره، باشه
ممنون بابت کمک با این چاقو، وال
آره، مثلا هر چند ماه یه بار
زانو یهو از کار میافته. آها
بذار حدس بزنم، درست همون موقعی که ازت خواست
گاراژ رو تمیز کنی، نه؟
ها! دقیقا
مچمون رو گرفتی
زانوی تیم بازی درمیاره
آسیبدیدگی قدیمیِ ورزشیه
دبیرستان فوتبال بازی میکردم
موقع انجام «مونواک» توی یه جشن مدرسه، رباط صلیبیم پاره شد
لازم نیست بدونن چطوری اینطوری شد، عزیزم
بروس داره لطف بزرگی میکنه که برای تیم وقت خالی کرده
پس ما هم، میدونی، باید حسابی مبادی آداب باشیم
به شوخیهاش بخندیم، بذاریم کلاس بذاره، فقط خیلی مودب باشیم
زیاد سخت به نظر نمیاد
خب، تو بروس رو نمیشناسی
بورسیههای پزشکی خیلی کمیابتر از بورسیههای دانشگاهی معمولی هستن
ولی خب، انگار اونا منو میخواستن
تحسینبرانگیزه
اوهوم
پس تو مثلا متخصص درختی یا همچین چیزی، درسته؟
اوه، خدا، نه
اون آدمها خیلی خودنما و متظاهرن
لطفا اسم این متخصصهای درخت رو نیار
واقعا؟ آره، خیلی ادعاشون میشه
فکر میکنن همه چی رو میدونن
اه. از اینجور آدمها بدم میاد
نه، من چمن پرورش میدم
اوه، واقعا؟ مگه چمن نیاز به کمک داره؟
من که همه جا میبینمش
اوه، حتما برای خودش هنریه
خیلی خب، من شما رو تنها میذارم
بروس، واقعا ممنونم. خواهش میکنم
ناهار میبینمت، باشه؟ اوهوم
نگران نباش، اَل
وقتی کارمون با این زانو تموم بشه، میشه ردیفِ ردیف
امم، باشه
آره. شمانی یعنی همون پول؟
دقیقا. آره
تیم، دقیقا
دکتر قوزک پات رو چک میکنه
ولی ضربان قلبت بالاست
خوبی داداش؟
الان دارم کلی چیز حس میکنم
آها
امروز چیزی مصرف کردی؟
بله، یه مقدار شکلات قارچی
و همه چی فقط به نظر میاد خیلی
میدونی؟ اوهوم، میدونم
چشمام رو که میبندم فایدهای نداره
هنوزم میتونم همه چی رو از پشت پلکهام ببینم
دقیقا چقدر خوردی؟
امم، مثلا یکم کمتر از یه بسته
یه بسته کامل؟
پسر، تو اصلا نباید هیچی میخوردی
قرار نیست مواد مصرف کنی
هان. الان برمیگردم
هی، داروخونه هنوز داروهای اضافی رو تحویل میگیره یا
کد آبی، اینجا به کمک نیاز دارم
اومدم
کد آبی، کد آبی، کد آبی، کد آبی
هی
باید مراقب باشم
نمیخوام چیزی روی کفشهای نووم بریزه
وااو! عجب کفشهای تو چشمیایی
مستر جیکیو. ممنون
لورنزو آلبینی هستن. باکلاسه
بابای منم وقتی وارد بحران میانسالی شد
یه جفت از اینا خرید. مرد باهوشی بوده
اون چرم رو ببین
پسر، این گاوها زندگیشون از ما بهتر بوده
البته به جز اون دو دقیقه آخر
درسته. اوهوم
هیچی بهتر از یه مرد خوشلباس نیست
ممنون، دورین
من نمیتونم چرم بپوشم
نه، پاهام رو جوری بو میده که انگار یه چیز مرده و خیس توشه
کلا چندشه
آره، من معمولا ولخرجی نمیکنم
ولی نتونستم به اینا نه بگم
قشنگن
ولی جیرجیر میکنن
چیه؟ کفشهات
موقع راه رفتن یکم جیرجیر میکنن
اوه، بیخیال. صدا نمیدن
خب، یه ذره جیرجیر میکنن. نو هستن
تا ناهار جا باز میکنن
ببخشید
آره، پاهای من نیاز به توری دارن
انگشتهای پام باید نفس بکشن
انقدر درباره پاهات حرف نزن
راستی خوش اومدین. من برندون هستم
هی، مت
اشکالی نداره اینجا بشینم تا تیم بیاد؟
اوه، آره. منتظر بروسم
قرار دو نفره. اوکی
چی میخونی؟
اوه، حرف اِف هست
دایرهالمعارفه؟ آره
«فکتوری» و «فاکولا» یکم خستهکننده بودن
ولی تا اینجا، «فیرفیلد» توی آیووا خیلی جذاب بوده
چرا داری این کار رو میکنی؟
اوه، بروس و استیوِ کشیش دارن یه مسابقه اطلاعات عمومی راه میاندازن
و یه نفر سوم میخوان، واسه همین دارم اطلاعاتم رو بالا میبرم
ولی بذار صادق باشیم، من مایکل فارادی نیستم
همون دانشمند انگلیسی که پیشرو بود در
زمینه الکترومغناطیس
ولی بروس میگه اگه تا اون موقع یه آدم باهوش پیدا نکنن
شاید مجبور بشن از من استفاده کنن
خب، امیدوارم مجبور نشن. ممنون الکس
حتما، آره. خیلی لطف داری
باشه
اوه، اینجا چی داریم؟
الکس، توِ وسوسهگر
نه، نه، به این احتیاجی ندارم
شکر رو ترک کردم
برگشتم به میدون و دارم هیکلم رو روی فرم نگه میدارم
خویشتنداری
قوی بمون، رئیس
ولی خب استرس داشتم، میدونی، به خاطر این همه ماجرا
سرِ مرکز زایمان
لایق یه ذره خوشمزگی هستم
دقیقا همینطوره
مسئولیت سنگینه
نه، لازمش ندارم
میخورمش
نه، مال منه
طعم خاک میده
«سفر عرفانی»، واو
چه بلایی سر همون شکلاتهای ساده هرشیز اومد؟
هنوزم میفروشن. آره، میدونم کیث
خب
صدات رو میشنوم، ران
چیزی که میشنوی وال، صدای بهترین
متریالهای ایتالیاییه که دارن با فرم دقیق
پای من شکل میگیرن. اوه
لابد توی ایتالیا، عاشق چیزهای پر سر و صدا و رو اعصابن
میدونم داری چیکار میکنی
حوصلهت سر رفته و میخوای همهچی رو ربط بدی به
روزی که کفشهای ران جیرجیر میکرد
مطمئنم قراره هر روز جیرجیر کنن
دارم جاشون رو باز میکنم
امم، من یه مقدار شکلات اینجا گذاشته بودم
اوه، بله
کار من بود؟ به سبک ارکل
امم، آره، ولی
نگران نباش جینگول من. یکی دیگه برات میخرم
نه، امم، آخه
چیه، دستسازه؟
فکر کنم از پس هزینهش بربیام
خب، امم، میخوام یه چیزی بهت بگم که اصلا مشکلی نداره
ولی خیلی بد به نظر میرسه
تو همین الان شکلاتِ قارچ خوردی، جویس
چی، از این سیلوسایبینها؟
گذاشتمش زمین تا به بیماری که وضعیتش بحرانی بود کمک کنم
فقط واسه یه ثانیه بود
بیخیال
آروم باش
گوش کن، بذار یه چیزی بهت بگم
قدیما تو دهه ۹۰، رفتم به یه جایی به اسم آمستردام، توی اروپا
تا حالا اسمش رو شنیدی؟
خودم به تنهایی یه کلوچه حشیش کامل رو خوردم
و حدس بزن چی شد
عالی بود؟
هیچ حسی نداشتم، خب؟
نه اتفاقی افتاد، نه مشکلی پیش اومد
مشکلی پیش نمیاد
جویس. چی؟
چی میخوای؟ برم خونه؟
نه. نباید تنها باشی
چرا نمیری یکم دراز بکشی؟
فقط سخت نگیر
کلی کار هست که باید بهشون برسم
«مسائل خانوادگی»، ارکل
شوخی میکنم
ولی نه، ببین، همهچی خوب پیش میره
باشه
هر چی تو بگی
باورم نمیشه کاتانا داری
دقیقا اسلحه مورد علاقه منه
مال منم همینطور. آره
یعنی، نه توی دنیای واقعی، بلکه توی بازی «الدن رینگ»
اوه. آره، این یکی خیلی ترسناکتره
آره، خب، میدونی چیه؟
میتونی با این دلبر، یکی از اون ساقههای چمنت رو
No comments yet. Be the first to leave one.