முதல் 200 வரிகள்.
~ مترجم: iredprincess ~ « دوم اردیبهشت ماهِ سال 99 »
کمک! کمک!
کسی صدام رو میشنوه؟!
ای مزخرفِ بدردنخور...
- دلا! - عمو اسکروج!
برگرد! خیلی خطرناکـه!
طوفانِ کیهانی داره سمتت میاد!
دلا!
- یک روز بعد از پرتاب -
نه!
نه، نه، نه!
نه، نه، نه، نه!
ایول! آدامسهای اکسیژنی!
با طعم شیرین بیان؟
- دو ماه بعد از سقوط -
دارم میام پسرا
ایول! کار میکنه!
تو دهنت ای علم!
خیلهخب. سلام عمو اسکروج یا دونالد
یا رسما هرکسی که میتونه صدام رو بشنوه
من دلا داک هستم!
درسته، خب موضوع از این قراره:
طوفانِ کیهانی شدید اکثرِ سیستمهای من رو از کار انداخت
اما چون بنده خلبانی عالی هستم،
به سلامت این سفینه رو فرود آوردم
بیشتر قسمتهاش
پای مصنوعیِ خیلی خفن
هنوزم دارم روش کار میکنم
شاید چندتا جت یا در باز کن بهش اضافه کردم
بگذریم... من تونستم که زنده بمونم
توی اتمسفر قمری به لطفِ آدامسهای اکسیژنیِ جایرو
اکسیژن، آب و مواد مغذی رو در بر داره
و مزهاش افتضاحه
شیرین بیان، بدترین طعم دنیا
مشکلی نیست
مطمئنم مزهاش به زودی از بین میره
امواج خطر رو فعال کردم
پس اگه این فرافرستی به دستتون رسیده،
میتونید موقعیتـم رو بدست بیارید و بیاید دنبالم
خودم سعی کردم که از اینجا بیام بیرون
خیلی خوب پیش نرفتم
در همین حین، یه گناهگاهِ خیلی خوبی رو هم درست کردم
تخت خیلی راحتی دارم
یه تقویم که روزایی که اینجا بودم رو علامت بزنم
و... اتاق خونوادگی
شرط میزنم پسرا دیگه سر از تخم درآورده باشن
اصلا نمیدونم چه شکلیان
صبر کنید
ایناهاش!
اینجوری بهتر شد
دونالد اگه اونجایی، صفحه رو ببر پیش گهواره
سلام بچهها! من مادرتونم!
میدونم که توی یه سفر کوچیکم فعلا،
اما به ارسال این فرافرستیها ادامه میدم
اصلا متوجه نمیشید که نبودم!
قول میدم که بیام خونه، یه جوری
هیچ چیز نمیتونه جلوی دلا داک رو بگیره!
وای پسر، وقتی برگردم به ماجراجوییهای خیلی
خفنی میریم
درواقع، یه آهنگ قدیمی درمورد ماجراجویی هست
که قبلا میخوندم..
تو چی هستی؟!
صورتـش شاخک داره!
خبر خوب: من تنها نیستم
خبر بد: یه هیولای حشرهای وحشتناکی هست
که سعی داره منو بخوره
یچهها، درمورد هیولاهای حشرهای باید بدونید:
باید حواستون به گازانبریها باشه
اما اینم یادتون باشه که بزاغـشون مخربـه
امروز روز 192ـه
آدامس هنوز مزهاش رو از دست نداده
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
- نُه ماه بعد از سقوط -
خب...
چند ماهی شده
از کسی خبری هم نشد
باید یه راه دیگه برای کمک خواستن پیدا کنم
خوشبختانه، این کتاب کهنه رو پیدا کردم!
کتاب راهنمای وودچاک جونیور قدیمیم!
«چگونه از کشتیهای غرق شده زنده بمانیم
علامتی برای کشتیهای در حال تردد بسازید.:
سفینه نه کشتی
بیا!
«سلام اسکروج، منم دلا
من رو سیاره ماه زندهام
کمک بفرست با غذا
این آدامس خیلی بده
ارادتمند، دلا»
عالیه!
وای نه!
خب اون ضروری نبود
تیکههای کافی برای نوشتن «کمک» نیست
به چیزی نیاز دارم که توجهِ اسکروج رو جلب کنه
ترکوندم!
- یک سال بعد از سقوط -
متاسفم که نمیتونم برای اولین تولدتون اونجا باشم،
اما دارم سعیـم رو میکنم
امروز سربهسرِ من نذار، کرم ماه!
کیک رو فراموش کنید!
حدس بزنید کادوی تولدتون چیه؟
مامانتـون!
هی! از اونجا دور شو! بیا یه قراری بذاریم...
برای ده ثانیه فقط، «کمک»ِ من رو دست نزن،
و وقتیکه از این سیارهی مزخرف رفتم،
میتونی کل سفینهی کوفتیم رو بخوری!
وِ لـش کن!
سفینهی عقاب صحبت میکنه، از برج نظارت مکداک
به نظر میاد یه جور شهاب سنگ به سطح برخورد کرده
هیچ نشونِ قابل دیدی از زندگی وجود نداره
نه! وایسا! برگرد!
خیلهخب، نقشه جدید
نقشه سوم: دشنهی سلین رو بازسازی میکنم!
خب چقدر سخت میتونه باشه؟ یه سفینهست دیگه
وای پسر
تمرکز کن دلا!
همونجوری که دونالد همیشه میگه، کارهارو طبق کتاب انجام بده
خداروشکر دونالد اینجا نیست
خیلهخب، یکمی زمانبر شد...
اما بالاخره موفق شد
من دشنهی سلین رو بازسازی کردم!
خیلهخب فقط باید این خوشگل رو راه بندازم
No comments yet. Be the first to leave one.