முதல் 200 வரிகள்.
فکر کردین خودم به اندازه کافی کار ندارم؟
خدایا من که ننه شما نیستم
هفته پیش این اتفاقا رو ...توی «شیملس» از دست دادین
بابا - دهنتو -
من اون تریلر جدید رو میخوام
اون با تریلر جدیدت قرار نیست بیاد خونه
چی؟
...این رسم همه گلگر هاست
باید بفهمی که فرانک ناامیدت می کنه
خیلی احمقانه ست، درسته؟ - درسته -
مگر اینکه اینطور نباشه - درسته -
بعدی
تو ازدواج کردی؟ - آره -
تو دیگه چی می خوای، کله تامپونی؟
واو
تو الان شش ماهه که پاکی
فقط می خوام از اینکه میاد خونه خوشحال باشه
تو دخترت رو پس می گیری
جکی همچین کارایی نمی کنه
هر چی در زدم، کسی جواب نداد
لعنتی
تو روحت، جکی
می خوای از اینجا بریم؟ - من متأهلم -
همسرم بطور اتفاقی ...بهم خیانت کرده
بخاطر همین بهم اجازه داد که یه نفر واسم کف دستی بره
من یه دست دارم - ما توی دردسر افتادیم -
الان بر می گردم
داشتیم حرف می زدیما
بچه ها
...اگه الان از اون پله ها بری بالا
وقتی برگردی، من دیگه اینجا نیستم
دارم بر می گردم دانشگاه
زنگ زدم ببینم می تونم زودتر برگردم خوابگاه یا نه
،یا همین الان میری بخش روانی بستری میشی یا خودتو به یه اورژانس کوفتی می رسونه
ایان
!ایان
!اوگنی
هی، بالاخره بازم برگشتی
من برگشتم
ترجمه و زیرنویس : ســـمیرا و عــــمــاد Em@d & Sorrow
مادرجنده - !بی خیال -
کدوم قبرستونی بودی؟ - خون ریزی دارم -
،یهو غیبت می زنه، نه جواب زنگ میدی نه جواب مسیج؟
یه اتفاقی واسم افتاد
!تو روحت
!دهنتو
انقدر منو نزن
!خدا لعنتت کنه! بسه
دیگه منو نزن
خالی شدی؟
کجا، جیمی؟
کجا؟
یه مدت اجازه نداشتم با کسی ارتباط برقرار کنم
چند هفته؟ چند ماه؟
حدود یک سال روی یه قایق
در اصل، یه قایق بادبانی تفریحی
و نه میشد زنگ بزنی؟ نه مسیج بدی؟
توی موتورخونه با دستبند ...به یه لوله فلزی بسته شده بودم
و توی یه قوطی داغون می شاشیدم
یک سال تمام؟ - واسه یه مدت، آره -
...و بعد منو به بردگی گرفتن و
و توی یه کارخونه تولید کاکائوی برزیلی کار می کردم
...نه که کارخونه باشه ها
...فقط چندتا چادر وسط جنگل بود
که زنای سیبیلو با تفنگ از اونجا محافظت می کردن
درضمن مالاریا هم گرفتم
یه مدت هم اینجوری دهنم سرویس شد
کسشعر میگی
...و بعد فرار کردم و رفتم توی جنگل
تا اینکه مأمورای مبارزه با مواد مخدر سر و کله شون پیدا شد
اینا عین حقیقت بود، قسم می خورم
اونوقت اون چه خریه؟ - همکارمه -
همکارت، بعنوان دست دختر؟
نه، همکار یعنی شریک جرم
اه لعنتی، خودتو چی میگی؟
تو ازدواج کردی؟ - باید چی کار می کردم؟ -
باید روی ایوون می نشستم ...و بافتنی می بافتم
به این امید که شاید یه روز برگردی؟
تو ناپدید شدی رفتی. هیچی
فکر کنم سپتوم منو کج کردی
خوبه
شانس آوردی چاقو ندارم
خدایا دهنتو گاییدم
می دونم. می دونم
تو داشتی می رفتی کالج
...داشتی داشتی یه دکتر می شدی
و بعد یهو غیبت زد
خب حالا چی؟
"منظورت چیه که "حالا چی؟
من ازدواج کردم
لعنتی
عجب حرومزاده آشغالی هستی تو
سلام، میکی - اوه، میکی میلکوویچ؟ -
سلام برسون
!گاله رو ببند
ایان چی کار کرده؟
باشه، اومدم آره
باید برم - چرا؟ -
باید برم - ایان چی کار کرده؟ -
گویا خیلی خوب پیش رفت
تو عاشق فلوریدا میشی، پسر
فوق العاده ست
هیچوقت برف نمیاد
...فقط آفتاب و ساحل های سفید
...و نخل های بلند و اوه، و استخرا
هر حیاط پشتی یه استخر تخمی داره
همه حیاط پشتی ها می تونی تصور کنی؟
،اه، دهنتو باید حواسم به حرف زدنم باشه
!دهنتو! گاییدمت "الان گفتم "دهنتو
آره، عمو لیپ چندتا عکس از اون موقعی که اومده بود اینجا نشونم داد
اینجا بهشته. خب، فکر نکنم اون عموی تو به حساب بیاد
اون مثل یه بهترین دوست ...یا عمو می مونه
ولی، خب، بعضی وقتا هم میشه همون عمو صداش کرد، باشه؟
آره، عالی میشه دیزنی ورلد
موخیتو های نعناع. سیگارای کوبایی پیتبول... کلی موزیک
عاشق اونجا میشی، پسر فقط خودم و خودت
خودم و خودت جلوی کل دنیا
می تونی حسش کنی؟
من تمام مشکلاتمونو حس می کنم که دارن ناپدید میشن
یهو... میرن
همشون پشت سر ما جا می مونن
فکر کنم تو اصلاً هیچ مشکلی نداشته باشی
تو فقط یه بچه ای
تنها مشکلت مثلاً اینه که پوشکت کثیف شده؟
این سخت ترین مشکلته؟
،بچه بودن باید خیلی خوب باشه دارم بهت میگما
همینه
مشکل تعطیل
مشکل تعطیل
مشکل تعطیل
کیر جواب نمیده
زنگ میزنم پلیس - گه می خوری -
نه، زنگ میزنم پلیس چون اون پسره کله هویجی دیوونه، بچه منو برده
،اگه زنگ بزنی پلیس ...من بهشون میگم که خودم به ایان گفتم
که بچه رو ببره بیرون یه دوری باهاش بزنه
فکر می کنی حرف کیو باور می کنن؟
...یه جنده صد تومنی غیرقانونی روسی
یا یه شهروند محترم امریکایی پایبند به تمام قوانین؟
اونا حرف جنده صدتومنی ای رو باور می کنن که یه مادر هم هست
خبر مرگت، یه کم آروم باش
من خیلی با حرفام اونو ترسوندم
فکرای تخمیشو جمع می کنه
بچه رو هم بر می گردونه
اونو بر می گردونه
سلام خیلی خب
کدومتون کارلسون با "ک" ـه؟
خب، تو می تونی بمونی
...و کارلسون با "سی"، تو باید
،"بری به برج "ون هوتن ...اتاق 208 غربی
بعد از تالار گاردنر
اونجا رو از دست ندی - باشه -
شما ردیفین؟ - آره -
باشه
ببخشید - بله؟ -
شما دستیار مسئول خوابگاه هستین؟
من مامان "کارن پرلو" هستم، اتاق 417؟
اون هر روز صبح باید ریتالین بخوره
اصلاً هم نباید ناشتا بخوره
موقع ناهار هم باید اتیوان بخوره
،موقع امتحانا هم اگه استرس داشت باید دوتا بخوره
...خب، گوش کنین، واقعاً شرمندم
اما اینجا اردوی تابستونی که نیست
،منم پرستار اردوگاه نیستم در نتیجه کارن، خودش باید از پس قرص هاش بر بیاد
،هی، کسخلا ...میشه پایپ و پورن رو بی خیال شین
تا موقعی که حداقل مامان و باباهاتون به خود جاده رسیده باشن؟
مرسی
همین الان بابای یکی از سال اولی ها ...داشت یادم میداد
،که چجوری موقع تشنج پسرش نذارم زبونشو گاز بزنه
خودت خواستی دستیار مسئول باشی
نه، نمی خواستم مجبور بودم
،اتاق مجانی باضافه حقوق
می تونستی بیای با من زندگی کنی
آره، ولی بهم حقوق نمی دادی
یا خدا، این چند کیلوئه؟ 100 رو داره؟
زنای دوران رنسانس مجبود نبودن ...به خودشون گشنگی بدن
تا وارد صنعت بازاریابی فشن لاغرانه از جذابیت زنانه بشن
شرط می بندم حسابی هم مذهبی بوده
...می دونی، گیر کردن زیر این خانومه
مثل له کردن یه دونه انگور می مونه
...هم اتاقی جدیدم که توی "کریگ لیست" کار می کنه
امروز صبح اومد - آره؟ -
"به خودش میگه "ماف بولداگه
یه موتور کاوازاکی هم سوار میشه
بله؟
چی؟ اون چی کار کرده؟
باشه، باشه، باشه
گوش کن، باید ماشینتو قرض بگیرم
ایان یه بچه رو دزدیده
صبحت بخیر، خوشگلم
کارمند دولت مورد علاقه من چطوره؟
یه اسپری بخر، فرانک
...هیچ پاکت هدیه دولتی ای
برای آدرس گلگر ها توی این چرخ کوچولوی قشنگت نیست؟
همین روزا باید یه چیزی برامون بیاد
به سبد من دست بزنی، زنگ می زنم پلیس
فقط می خواستم مهارت های سازمان دهیت رو تحسین کنم
تو از عجایب دنیایی - یه شغل پیدا کن، فرانک -
خب، چرا باید این کارو بکنم، گیل؟
اینجوری شما و دوستان عزیز همکار ...و مالیات بده و کلیسا بروی تو رو
از نعمت بزرگ حمایت از من محروم می کنم
No comments yet. Be the first to leave one.