முதல் 200 வரிகள்.
اسم من کارآگاه ریمی سالیوانه
پدرم در سال 1996 به قتل رسید
....دیشب
...صحبت میکنه WQ2YV - - الو؟
- هی - باهاش حرف زدم
- پدرت؟ - بابا تویی؟
پس میگی که 20 سال دیگه
با دخترم همکارم؟
نه، فردا میمیری
پدرم نجات پیدا کرد،
ولی نجات جونش همه چیز رو تغییر داد
بقایای جسد تو باتلاق رو شناسایی کردیم
متاسفم، ریمی مادرت بود
تحت تعقیب ترین قاتل تو نیویورک مادرم رو کشته بود
حالا، هر کاری ما بکنیم،
هر چقدر سعی کنیم تا چیزارو درست کنیم، تاریخ عوض میشه
- اسمت دانیل لورنسه - ازکجا اسم منو میدونی؟
- دوست دخترتم - من تا حالا به کوئینز نرفتم
،و تورو هم نمی شناسم متاسفم
تمام چیزی که میخواستم برگشت چیزایی بود که از دست دادم
،مونث، در زمان مرگش 28 سالش بوده
،که زمان مرگش اواخر سال 1996 یا اوایل 1997 بوده
قطعاً به عنوان جولی الیزابت سالیوان شناسایی شده
دونه های تسبیح پیدا شده نشون میده 2 تا تسبیح بوده،
،که یکی دور قوزک پا و یکی هم دور مچ دست ها پیچیده شده بودند
،مارو به این باور میرسونه که این
در حقیقت، یه قتل "نایت اینگلی" بوده
میتونم همینجا تمومش کنم، کارآگاه
کارت تموم شد؟
...- نه، فقط فکر کردم - ادامه بده
من دارم رو پرونده ی نایت اینگل کار میکنم
،اگه کار نایت اینگل بوده باید همه چیز رو بدونم
البته
اونجاش، لامی شکسته (تک استخوانی U شکل در دیواره قدامی گردن و در محاذات مهره سوم گردنی است که قاعده زبان و برخی عضلات گردن به آن میچسبند)
،که به وضوح نشون میده با دست خفه شده
که، دوباره، با طرز عمل نایت اینگل مطابقت داره
و چیزی که ما در نهایت حدس میزنیم باعث مرگش شده
اون هنوز نمرده
آه، اینها تنها وسایل شخصی هستن که
با جسد مادرت پیدا شدن
اون هنوز نمرده
25 اکتبر 2016 یه اتفاقی افتاده
تو زنده موندی ولی مامان مرد
با عق... با عقل جور در نمیاد
25 اکتبر 1996 چطور ممکنه؟
ما یه کاری کردیم
چیزی رو تغییر دادیم
،نمیدونم تمام چیزی که میدونم اینه که اون مرده
چطوری مرده؟
قاتل نایت اینگل
نایت اینگل؟ نگرفتنش؟
تو دنیایی که تو مردی، کارش رو تموم کرد
ولی بعد اینکه زنده موندی،
و حداقل 20 نفر دیگه رو هم کشته
اینو از کجا میدونی؟
چون هر دو راه رو یادم میاد
زندگی که تو مردی و زندگی که نمردی
،بهم اعتماد کن ،میدونم به نظر دیوونگی میاد
ولی هر چیزی که داشتم،
و هر چیزی که از وقتی تاریخ عوض شد از دست دادم،
یادم میاد
کِی ماردت رو کشته؟
10 ژانویه 1997
یعنی چی؟ 11... هفته
11 هفته از.... از الان؟
معنیش اینه که ما یه تاریخ داریم
و یه مظنون
میتونیم جلوش رو بگیریم می... میتونیم پیداش کنیم
و جلوش رو بگیریم،
- بابا؟ - بله
نه، کاملاً
میتونیم اینکارو بکنیم، باشه؟
ولی یه کاری هست که من نمیتونم بکنم
باید به مامان بگی
...چی
فکر میکنی چی باید بگم؟
بهش هشدار بده که میمیره
بهش میگی چطوری و کی میمیری
باید بدونه فرانک
بهم بگو اینکارو میکنی
..:: ..:: فرکانس قسمت دوم : سیگنال و اختلال
یه تله بوده
استن مورنو یه پلیس فاسده
برای همین مرگت رو میخواد
هیچ عملیاتی نبود، یه تله بود
فکر نمیکرد که زنده بمونی
تو یه آدم خوش شانسی فرانک
لازم نیست بگم، تو لو رفتی، رفیق
تو یه پلیسی
و حالا ازم محافظت میشه
و حالم خوبه، باشه؟ ....ریمی تو باید
بهم نگو نگران نباشم تو تیر خوردی
و آدم خودت فروختت
ببخشید، افسری که از این در نگهبانی میداد کجاست؟
نمیدونم، ولی یه اتفاقایی تو پذیرش افتاده
سالیوان
واقعاً میخوای تحت تعقیب قرارت بدیم؟
روح های جمع شده جهانی که من میشناسم
باورت میشه، فرانک؟
،یانکی ها جام رو بردن تو یه قهرمانی
26 اکتبر 2016 هی همسایه
داشتم بهت پیام میدم
- باید برم - ریم، بی خیال
به خاطر مادرت متاسفم
دریافت شد
چیز دیگه ای هم هست؟
بزرگترین موضوعی بود که میشد در موردش صحبت کرد
حالت خوبه؟
دیشب، حرفایی که در مورد بابات میزدی
گوردو، برای این وقت ندارم
کِی میتونیم حرف بزنیم؟
شاید بعداً
قبلاً حالت بهتر بود، ممنون
خیلی خب، یه دقیقه بهم وقت بده، هی، هی، هی
فکر میکردم بهت گفتم چند روز استراحت کنی؟
- قرارهات رو گذاشتی؟ - چه قراری؟
در مورد تدفین؟
روش دارم کار میکنم
ببین
،میدونم مادرت 20 ساله که مرده
و نمیخوام بهت بگم چقدر غمگینی
سپاسگذارم
ولی نمیخوام پشیمون بشی
که چرا باهاش یه خداحافظی خوب نداشتی
و من واقعاً میخوام تمرکزمو رو پیدا کردن اون حرمزاده ای بزارم
که این بلارو سرش آورد
خیلی خب
ممنون
اون آدم مورمور کننده ای نیست اهل آفریقای جنوبیه
و یه معماره
16 آپریل 2014 کسی که تو اورژانس بیمارت بوده، مامان
به میزان زیادی مورمور کننده اس
تنها چیزی که میگم اینه که ببینیش
اسمش چیه؟
دانیل؟
تو اصلاً نمیدونی لهجه ی آفریقای جنوبی واقعاً چجوریه
- میدونی؟ - چرا، چون تو میدونی
ویزرز بگو اینطوری نیست
کارآگاه سالیوان، به صورت مخفی کار میکرد
تا یه گروه بدنام پخش مواد مخدر در نیویورک رو بی اثر کنه
مشخصاً از شلیکی که به قصد جانش بود نجات پیدا کرد
تا موجب دستگیری یکی از اعضای کلیدی گروه بشه
برای تقدیر از خدمتی که کرده،
امروز، کارآگاه سالیوان نشان...
...میدونی
جداً باید سعی کنی بخندی، سالیوان
- الان دارن برات جشن میگیرن
ببین، پسر، قهرمان بی معنی رو، فراموش کن
تو الان تو خونه ای
همینو میخواستی، درسته؟
شنیدم نیروی ویژه نیاز به نیرو داره
نیروی ویژه ی نایت اینگل؟
،آره، ما انجام میدیم
ولی میتونیم منتظر بمونیم
فرانک، دو سال بود پلیس مخفی بودی
میتونی یه هفته صبر کنی
و نیویورک نیاز به قهرمانهای بیشتری مثل
کارآگاه سالیوان داره
هی، ریمز
نگاش کن
تا حالا سعی کردی شهاب سنگهارو ازهم جدا کنی؟
شرمنده، حالا چی؟
میدونی، چطوری سیگنالها از ماه منتشر میشن ، درسته؟
میتونی همونکارو با رد شهاب سنگها بکنی
بی خیال، اینو از کجا یاد گرفتی؟
کتابخونه میخوای نشونت بدم
آره
با اون خانم تو رادیو صحبت کردی؟
بله
خوب بود
،آره، خب، اون موضوع خودش رو داشت
ولی، آره، خوب بود، درسته؟
معنیش اینه که تو مامان میخواین دوباره با هم زندگی کنین؟
خوبی؟
خیلی وقت بود میخواستی شوهرت برگرده خونه
عالیه
واقعاً
من عالیم
الان خیلی وقته که رفته تو رختخوابش
- اون... 8 سالشه فرانک - آره
خیلی اتفاقا تو این دو سال افتاده
من فقط چنتا بالش و پتو برات آوردم
...فکر کردم شاید
شاید این پایین راحتتر باشی
...آره
البته
...و میخوام که میخوام ازت تشکر کنم
میدونی، امروز برات سخت گذشته
- مجبور نیستی ازم تکر کنی ...- نه، واقعاً، نمیخوام
منظورم این نیست که میخوام اینجا بمونم، میدونی؟
میدونم که خیلی باهم بحث کردیم
....میدونم باعث شدم تو و ریمز خیلی عذاب بکشید، و
منم ممنونم که اینارو گفتی، باشه؟
بی خیال، خواهش میکنم
باشه، خیلی خب، میخوای صحبت کنی؟
میخوای... میخوای بهم بگی
چقدر دیگه پلیسا بیرون خونه ام کشیک میدن؟
این یه برنامه محافظتیه، باشه؟
،به محض اینکه آدمی که این بلارو سرم آورد بگیرن میرن خونه
تو دخترت رو میترسونی
No comments yet. Be the first to leave one.