The Mechanic

The Mechanic

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The Mechanic 1972 1080p UHD BluRay FLAC1 0 DoVi HDR10 x265-PTer
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian The Mechanic 1972 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-27
பதிவிறக்கங்கள்: 28
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

سلام

رادیو اِن‌اِکس‌پی، مرکز شهر لس‌آنجلس. هوای امروز، خنک

هی، اون چیه؟

منظورم اینه که، عالی بود

انقدر از مرحله پرته که دیگه رد داده

مگه نه، هری؟

خیلی خب، بیخیال هری. مهندسم اونجا خوابیده

یالا دیگه، هری

خب، الان می‌خوام بگم که قراره

تا چهار ساعت دیگه صفحه پخش کنیم

نظرت چیه، هوم؟

دوست داشتم اینو بگم ولی نمی‌تونم، چون باید آگهی پخش کنیم

و می‌خوام اینم بگم که

احتمالا می‌دونید که وقت حراج فروشگاه زوکیه

درسته؟

آره، همه بچه‌هایی که صدامو می‌شنون

می‌دونن زوکی بهترین جا واسه خرید کفش و اینجور چیزاست

خودتون می‌دونید، نه؟

من با افتخار از زوکی خرید می‌کنم

پس چرا جدیدترین مدل‌ها رو نمی‌خرید؟

با همون رنگ‌ها و پارچه‌هایی که تو زوکی هست

پاتوق منه

و یادتون نره، قیمت‌ها از ۵۹ دلار و ۹۵ سنت شروع می‌شه

چهار تا کت و شلوار ۳۵ دلار

همون زوکی

تقاطع کلرادو و اولد لیک

خب، حالا بریم سراغ طوفان صفحه‌ها

اینم یه آهنگ قدیمی از اون روزای خوب، مگه نه؟

گری سیلینگ و گروه بزرگش

بیاید این آهنگ رو تقدیم کنیم به لوئیز

و همه شما دخترای خوشگلِ شنونده

اینم آهنگ «بیا دوباره با هم باشیم»

ایده خوبیه

و دوباره و دوباره

بله؟ - آرتور، هری‌ام

سه روزه دارم سعی می‌کنم پیدات کنم

چی شده؟ - باید ببینمت

باشه. - همین حالا، لطفا

تا یک ساعت دیگه. - آرتور، بدجوری تو دردسر افتادم

تا یک ساعت دیگه

اصلا با عقل جور در نمیاد، آرتور

می‌گن توافق رو زیر پا گذاشتم

از پریروز دیگه جواب زنگ‌هامو نمی‌دن

چیکار می‌تونم بکنم؟

خب، یه زنگ بهشون بزن

از طرف من باهاشون چند کلمه حرف بزن

نمی‌دونم با کی باید حرف بزنم

آرتور

چرا باید به حرف من گوش بدن؟ من هیچ کاره‌ام

نه، ولی پدرت بود. نقش خیلی مهمی داشت

مغز اون بود که همه این تشکیلات رو براشون ردیف کرد

هنوز جوری ازش حرف می‌زنن انگار قدیس بوده

تو اسم اونو یدک می‌کشی

لطفا، آرتور؟

این تنها چیزیه که دارم

ممنون

لازم نکرده

بیا بریم بیرون. یه چیزی بخوریم

می‌دونی، من سال‌های زیادی رو پای این کار گذاشتم

هم من و هم پدرت

فکر می‌کنی الان چند تا رفیق برام مونده، هوم؟

چی؟

فقط داشتم... فقط داشتم فکر می‌کردم

اون سفر ماهیگیری که من و تو و پدرت رفتیم کانادا یادت هست؟

حدودا هشت سالت بود، نه؟

هفت یا هشت سال

از قایق افتادی تو آب

بلد نبودی شنا کنی

بابات گفت: «خیلی زود یاد می‌گیره.»

داشتی دست و پا می‌زدی

مثل موش آب‌کشیده شده بودی

ولی یه کلمه هم حرف نزدی

نه کمک خواستی، نه هیچی

فقط زل زده بودی به بابات و اونم تکون نمی‌خورد

خب، بالاخره مجبور شدم دستمو دراز کنم

و از موهات بگیرم و بکشمت توی قایق

مثل موش آب‌کشیده شده بودی

باباتم هر هر می‌خندید

خیلی وقت پیش بود

هی، چی می‌خوری؟

ودکا داریم، اسکاچ، بوربن

اوه، آرتور، این پسرم استیوه

استیو، ایشون آقای بیشاپ هستن

سلام. چطوری؟

یه کم پول لازم دارم، بابا

چی داری می‌گی؟ آخه همین امروز صبح بود که

فقط ۱۰۰۰ تا می‌خوام

در ضمن، همین که ازت پول می‌خوام

باعث می‌شه حس کنی بهت وابسته‌ام

یه جورایی ما رو به هم وصل می‌کنه

زرنگه، نه؟

کارِ کروموزوم‌هاست

یه جورایی حرفش درسته

بابام وقتی ازش پولی رو می‌خوام که از بقیه کش رفته، اعصابش به هم می‌ریزه

استیو، دیگه کافیه

باشه، باشه

جوش نزن

برات خوب نیست

از دیدنت خوشحال شدم. هر وقت خواستی یه سری بزن

هر کی رفیقِ هریِ بزرگ باشه

می‌دونم باید بری

از این بابت متاسفم

فراموشش کن

دیگه اصلا درکش نمی‌کنم

آخه خیلی

خب، وقتی چیزی فهمیدی بهم زنگ بزن، باشه؟

باشه

مراقب خودت باش

آره

آره

آرتور بیشاپ؟ بله

یه محموله سفارشی دارم... امم، ثبت شده

لطفا اینجا رو امضا کنید

بله؟

آقای بیشاپ؟ بله

می‌خوایم هر زمان که شد شروع کنی

چیز دیگه‌ای نیست؟ نه، همین

تو باید اون پایین منتظر بمونی، منم بالای تپه منتظرت می‌مونم

خب، از رو صداش چیزی نفهمیدی؟

منظورم لحنش بود

هری، خونسرد باش

آره، حتما

حتما، حتما

همون‌طور که گفتی اگه حاضر باشن حرف بزنن، خب

هری، من دقیقا اون بالا پارک می‌کنم

بگو ببینم، فکر نمی‌کنی که

الو؟

الو؟

خب، من اینجام

بیا، بیا حرف بزنیم

گفتی قراره حرف بزنیم

نه

هری، بدو سمت ماشین. تله‌ست

نمی‌تونم

سعی می‌کنم برم پشت سرش

بدو

وای خدا، وای خدا

نمی‌تونم، نمی‌تونم

نمی‌تونم

ادامه بده

نمی‌تونم

تو؟

تهش همینه، نه؟

تمومش کن، آرتور

یا تو یا من

تمومش کن

تمومش کن

یه حسی بهم می‌گفت

می‌تونم بیام تو؟

اوه عزیزم، خیلی وقت گذشته

با خودم گفته بودم این کار رو نمی‌کنم

همه چی رو نقشه کشیده بودم

میام دمِ در، تو اونجایی

لبخند می‌زنم، خیلی باوقار، انگار همین دیروز دیدمت

متاسفم

خب، هیچی عوض نشده

هیچ‌وقت عوض نمی‌شه

خب، فکر کنم الان اوکیم

می‌دونی

فکر کنم یه کم وزن کم کردی

برات یه نامه نوشتم

واقعا؟

نتونستم پستش کنم

نمی‌دونستم کجا

همش در حالِ جابه‌جا شدنم

راسته، می‌دونی؟

همیشه وقتی نزدیکی می‌فهمم

حس ششم

شاید

چی شده، عزیزم؟

خب، حدود سه دقیقه‌ست که اینجام

و تو تو هر دقیقه یه سرکوفت بهم زدی

وقتی نیستی، انگار هیچی جز عذاب حس نمی‌کنم

فکر کنم وقتی دوباره می‌بینمت

فقط باید تلافی کنم

واقعا برام نامه نوشتی؟

«عشقِ عزیزم

باز هم تنهام.»

امم، صدات رو نمی‌شنوم

«و سکوت این اتاق

اونقدر به گوشام فشار میاره که کر می‌شم

اینجوری زندگی می‌کنم تا وقتی دوباره ببینمت

و بعد تو اینجایی و دیگه گذشته‌ای وجود نداره

فقط ما دو تا

می‌دونم این حرف‌ها اذیتت می‌کنه

چون تو چیزی جز همین لحظه رو نمی‌تونی بدی

ولی باید الان این‌ها رو بنویسم

چون نیازم به تو یه جورایی باید زبون باز کنه

و تو؟ پس دردهای تو چی؟

کاش می‌ذاشتی فقط یه بخش کوچیک از سنگینی‌ش مال من باشه.»

دیگه نخون

نمی‌بینی؟

حتی همینم وقتی نیستی برام تسکین‌دهنده بود

اوه، عزیزم، خیلی دوستت دارم. نمی‌تونم

نکن، نکن، نکن. همه چی درست می‌شه

اوه عزیزم. اوه عزیزم، دوستت دارم

اوه عزیزم، دوستت دارم

اوه دوستت دارم، دوستت دارم

اوه، عزیزم

اوه عزیزم، بیا بریم تو تخت

More Farsi Persian subtitles for The Mechanic

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left