முதல் 200 வரிகள்.
آنچه گذشت
توی آتلانتا چهخبره؟
میخوایم یهسری سوء تفاهمها رو برطرف کنیم
پس نشست دارید - این کلمه رو کجا شنیدی؟ -
ناسلامتی توی این خانواده بزرگ شده
تو توی کار تجارت ماریجوانایی
کار درست اینه که به ما هم یه سهمی بدی
شتر در خواب بیند پنبهدانه
ما و بچههای کانزاس سیتی همسایهایم
پونزده درصد از کل درآمد - شاید بشه باهاش کنار اومد -
چی گیر بچههای نیویورک میاد؟
میلکشیکها - دوتاشون -
منفردی فکر کرده هرکاری بخواد میتونه بکنه
با کارهای نصفه نیمه که نمیشه یه دشمن رو شکست داد
.نباید وا میدادم منفردی سوارم شده
ولی یه قراری گذاشتیم دیگه - کیر توش -
.دیگه نمیخوام این کار رو بکنم دوایت خیلی خطرناکه
تو دیگه آدمِ منی
دوایت به ما چی میده؟ - هیچی -
خیلی کسخلی، حرومزاده
درست نشد؟ - سوخته -
میخوام ناویگاتور رو بخرم
خیلیخب، بخر
هی تایسون، مواظب باش
حواست شیش دنگ جمع باشه
خریدمش. حالا دیگه مال خودته
بابا، نه
بابا
مامان؟ مامان، میتونم برات قهوهای چیزی بیارم
سلام - حالش چطوره؟ -
هنوز منتظر خبر دکتریم
ببخشید. بابت مارک متاسفم
مرد قویایه
مطمئنم قویتر از قبل برمیگرده
کسی چیزی لازم نداره؟ - نه -
ممنون
حالش چطوره، دکتر؟ - مردِ خیلی خوششانسیه -
دلیل زنده بودنش
اینه که حین انفجار
کامل سوارِ ماشین نشده بود
پس حالش خوب میشه؟ - آره -
باید شونه سمت راست و پاش رو جراحی کنیم
یهسری سوختگیها هم داره که به مراقبت نیاز دارن
...ولی سوای از این
حالش خوبه
تا چند وقت باید اینجا باشه؟
یه هفته. شاید هم کمتر - میتونیم ببینیمش؟ -
.بهطور محدود بهش آرامبخش زدیم
.پس نمیتونه حرف بزنه ولی یه پرستار میفرستم
تا ببرتتون - خیلیخب -
باشه؟ - خیلیخب -
،کار هرکسی بوده باید بکشمش
.الان وقتش نیست ما که چیزی نمیدونیم
دیگه باید چی رو بدونیم؟
.کار بویلاکوا بود کار بویلاکوا بود
مامان، به خدا قسم حلش میکنم
بهت قول میدم - تو دیگه کی هستی؟ -
چون میدونم پسرم نیستی
تو هم مثل اینا یه گنگستر بی سروپایی
مامان، اینجوریها نیست - دقیقا همینجوریهاست -
همهتون از اینجا برید
میخوای پدرت رو ببینی؟
مواقعی که من نیستم ببینش
چی دستگیرت شد؟
قطعا بمب بوده
با ریموت، کنترل میشده و بهنظر میاد ایراد داشته
به احتمال زیاد، خیلی زود منفجر شده
اگر بفهمی ماشین به اسم کیه حال میکنی
به اسم دوایت منفردیه
پسر لولهکشه، رانندهاشه
پس پدرش، تلفات جانبی بوده
مگر اینکه یکی از مشتریهاش خیلی از دستش شاکی بوده باشه
از انفجاره برام بگو
نمیدونم، خیلی سریع اتفاق افتاد
درست قبل از اینکه پدرم دکمهای رو فشار بده
یه ماشین پریوس سفید گازش رو گرفت و رفت
بهنظر نا امن میاومد - آره -
منظورت چیه؟ - نمیدونم -
.قبلتر هم دیده بودمش ...انگار که
داشت تعقیبمون میکرد
درست قبل از انفجار، فرار کرد
اینورها دوربین مداربسته هست؟ - نه -
همسایهها چیزی ندیدن؟ - نه، نمیدونم -
چه فرقی میکنه؟
خیلی فرق میکنه
باید دقیق بگی که اولینبار ماشینه رو کجا دیدی
.خیلیخب، باشه ولی برنامهت چیه؟
تا وقتی اطلاعاتی کسب نکردیم صبر میکنیم
صبر کنیم؟
صبر کردیم که الان وضعمون شده این
پدرم نزدیک بود بمیره
کار بویلاکوا بوده. چه مرگتون شده؟ الان ناموساً جدیاید؟
آروم باش، آروم باش - نه، بابام روی تخت بیمارستانه -
گفته بود میاد سراغمون و اومد
.هی، مسئله رو شخصی نکن فهمیدی؟
اگر شخصی نیست، پس چیه؟
کاریه، بچه - درسته، کاریه -
نمیخواستن پدرت رو سر به نیست کنن
میخواستن من هم بکشن
من هم همینطور - تو رو هم همینطور -
.شاید کار بچههای کانزاس سیتی بوده هرچند شک دارم
ممکنه کار بچههای نیویورک باشه
ولی تا وقتی نفهمیدیم
،با کی سروکار داریم کاری نمیکنیم
من این چیزها رو نمیخواستم
پس چی میخواستی؟
میخواستم مثل تو باشم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«پادشاه تالسا»
حالش چطوره؟ - خوبه. خوب میشه
اوه، خدا رو شکر
خبرش توی همه خبرگزاریها هست
ممکن بود خودت یا ما توی ماشین باشیم
واسه همین اصرار داری که توی خونه، تحصیل کنن؟
خیلیخب، آروم باش
این دیگه کیه؟
احتمالا چیز خاصی نیست
شماها برید طبقه بالا و محض محکمکاری در رو قفل کنید
یالا - برید، چیزی نیست -
در رو قفل کنید
کیه؟ - افبیآی، باز کن -
گمون میکنم تا الان قضیه ماشینت رو فهمیده باشی
خب که چی؟
کنجکاویم بدونیم میدونی کی قصد کشتنت رو داره یا نه
مثلا وینس آنتوناچی یا بیل بویلاکوا؟
نمیشناسمشون - شعبهمون در آتلانتا -
وقتی داشتید سهتایی ناهار میخوردید، ازتون عکس گرفته
سهنفر یه جا بودیم
.میتونه تصادفی باشه چه میشه گفت؟
خب، اگر چیزی یادت اومد
بهمون زنگ بزن
خب، پای تلفن منتظر نباشید
این حرفت نشون میده سنت خیلی بالاست، دوایت
دیگه کسی پای تلفن منتظر نمیمونه
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
یه ماشین لازم دارم
ناویگاتوره برات کافی نیست؟
...نظرت چیه
بیای توی دفترم؟
...ببین
مطمئناً خودت میدونی
که دارم مالکیت این کسب و کار رو
به آقای منفردی، منتقل میکنم
...نمیتونم ماشینی رو بدونِ
نرو روی مخم، دانی
واسه کسشعرهات، وقت ندارم
هی، هی، آروم باش
چی مدنظرته؟
.برام مهم نیست فقط عجله کن
میتونم بهت شورلت تاهو بدم
.باشه، هر عنی داری بده بیا
.خیلیخب، هر عنی که دارم بیا
خیلیخب، بریم تو کارش
تمامی شواهد میگن که کار بچههای کانزاس سیتی بوده
بمبگذاری در گذشته، امضای اونا بوده
ولی واسه همین میگم کار اونا نیست
نمیان تابلو کنن که
میدونی، ممکنه کار آدمِ بویلاکوا باشه
ویک... اسمش چی بود؟ مهم نیست
ولی از نتیجه نشست خیلی راضی نبود
و ممکنه یه چیزی توی گوشِ بویلاکوا خونده باشه
و قرارمون رو بههم زده
احتمالش هست
از توی گوش خوندن تا بمبگذاری؟
بهنظر بعید میاد
بچههای نیویورک، اونقدری کلهخر هستن که چین کاری بکنن
چیکی هم که آدم غیرقابل پیشبینیایه
.آدم کلهشقیه تا روزی که بمیره
ازت کینه به دل داره
شاید بهتر باشه اجلش رو نزدیکتر کنیم
اجل وینس هم نزدیک کنیم بد نمیشه
آره - من یه نظریهای دارم -
بهنظرم وینس، احمقتر از این حرفهاست که بمیره
یه نظریهست
...میدونید، بعضیها
ضدگلولهن
میخوایم جدی باشیمها - میدونم -
رفیقت ترشر چی؟
گفتی با بویلاکوا کار میکرده
ممکنه دست به یکی کرده باشن
.نمیدونم، میچ بعید میدونم
ولی جنس حماقت این قضیه
با کارهای چیکی جور در میاد
یه زنگ بهش بزن
اوهوم
شرطهای ورزشی
همهش همین؟
یانکیهای لعنتی، این هفته هم باز سرویسمون کردن
مسخرهست
بهتره به افرادت بگی اینقدر سریع تسویه نکنن
سلام، وینس
کدوم گوری بودی؟
بچه رو بردم دندونپزشکی
بهزودی باید براکتهاش رو دربیاره
گودی
چی میخوای؟
سعی کردی من رو بکشی؟
ژنرال
چی باعث شده شرفیابمون کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.