முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه در "روزي روزگاري" گذشت
توي اون الهام... من ميميرم
همهي ناجي ها ميميرن
راهي براي تغيير دادنش وجود داره؟
اين قيچي ميتونه ارتباط تو با سرنوشتت رو ببره
علاالدين به کساني که دوستشون داشت اعتماد نکرد
به همين خاطر شکست خورد
بگيرش
بايد مطمئن شيم از شرش خلاص شديم
دوران نفرين سياه
!جهت حرکت کشتي رو عوض کنيد، افراد
!انقدر بي بخار نباشيد! سريع کار کنيد
اگه آقاي اِسمي اينجا بود هرگز اين اوضاع رو تحمل نميکرد
جولي راجر سريعترين کشتي در تمام اين قلمروـه
!هي
!پس چرا کندترين خدمه رو داره؟
خيلي خستهن- کي جرئت کرد جلوي من بلبل زبوني کنه؟-
من
به نظر ميرسه يه مسافر قاچاقي داريم
کي هستي و چطور وارد عرشه کشتي من شدي؟
من... هيچکس نيستم
صحيح
فقط يه مرد که اومده ازت يه سوال ساده بپرسه
جدا؟ خب... بهتره سوال خوبي بپرسي
چون قراره آخرين سوال عمرت باشه
انتقام گرفتن از سياهپوش
ارزش تمام اين مدتي که به دنبالش گشتي رو داره؟
بعد از اينکه پوست سياهپوش رو قلفتي کندم بهت خبر ميدم
...ولي اول
بايد به کندن پوست تو اکتفا کنم
!ناروال! سمت راست کشتي
از جات جم نخور
!يه هيولاي دريايي
!توپ ها رو آماده کنيد! جهت کشتي رو تغيير بدين
!عجله کنيد
غيرممکنه
بهت اطمينان ميدم کاملا ممکنه
اون هيولاي دريايي نيست
يعني چي؟ چه نقشهاي توي سرته؟
نجات جون تو
«روزي روزگاري» قـسـمـت شش از فـصـل ششم «آبهاي تاريک»
مترجم: شيرين و مهرناز Shirin DC , Mary Gold
...ميدونم اونجايي
علياحضرت
بيا بيرون. بايد يه گپ کوچيک بزنيم
وگرنه چي؟
هارت و پورت ميکني
و خونه رو با خاک يکسان ميکني؟
به اين ميگي ورود باشکوه، رجينا؟
گمون کنم اوني که برازندگي و سليقه داشت من بودم
اين افتخار براي چي نصيبمون شده؟
پس، حقيقت داره
واقعا اينجا به ملکه شيطاني پناه دادي
اون خواهرمه و بهم اهميت ميده
شرط ميبندم اينجا نيومدي حال و احوال منو بپرسي
درست فهميدي. اومدم بهتون يه پيام برسونم
نمايش مسخرهت که خودتو شکل اون جيرجيرک روانشناس کرده بودي
جواب نداد
چون پته هاي اِما رو روي آب ريختن پيوند ما رو از قبل قوي تر کرد
...خب پس تو چرا
تنهايي اومدي اينجا اين پيامو بهمون برسوني؟ هان؟
ما پشتتيم
فکر نکنم اينهمه راهو اومده باشي که فقط اين قضيه رو به رخ ما بکشي
من هميشه اينکارو ميکنم
يه نقشهي ديگه توي سرته
!از دخترم فاصله بگيريد
فقط بخاطر آرچي اومديم
نيومديم به دخترت آسيبي برسونيم
خب، شرمنده ولي حاضر نيستم ريسک کنم
ممنون، خواهر جون
حالا خوشي واقعي شروع ميشه
اين ورود چطوره؟
،هر چقدر که ميخواي سعي کن
ولي هر کاري کني نميتوني اين خانواده رو از هم جدا کني
جدا اينطوره؟
چون فاش کردن راز اِما فقط براي شروع بود
ببينم چيکار ميکني، ملکه کوچولو
درسته اِستوريبروک قاليچهي پرنده نداره
ولي آنچنان جاي بدي هم نيست
خب، خوشحالم که يه جا پيدا کردي
...ولي...علاالدين
هنوز راجع به چيزي که واقعا ...اهميت داره حرفي نزديم
آگرابا
خب
آگرابا هنوز به کمکت احتياج داره
بهت که گفتم، من ديگه ناجي نيستم
ارتباطم رو بريدم
ولي هنوزم ميتوني به مردمت کمک کني
...تو حتي نميدوني چه اتفاقي افتاده
اهميتي نداره
اومدنم ايدهي بدي بود
من مردي نيستم که دنبالشي
!علاالدين... صبر کن
هي- هي-
امروز صبح چقدر زود بيدار شدي
توي گاراژ چيکار ميکردي؟
يکم باغبوني ميکردم
جدا؟
نميدونستم... قلابت توي باغبوني هم مهارت داره
خب، براي صبحانه چي داريم؟
جزمينـه
نگرانه چون علاالدين گذاشته و رفته
و خبر نداره اون کجاست
نگران نباش، سوان
مطمئنم ميشم پسرت خودشو توي دردسر نندازه
ممنونم، کيليان
خب، حالا
ميدوني، مجبور نيستي بموني
تنهايي مشکلي برام پيش نمياد
نه، نه، نه اين حرفا چيه
ميتوني بهم نشون بدي چطور با ماسماسک جعبهي...ويدئويي
يا هرچي که اسمش هست، کار کنم
باشه
اولي بذار آشغالا رو بيرون ببرم
فکر خوبيه
ميتوني با اين غذاي آشغالي شروع کني
که اسمشو گذاشتي صبحانه
تو که نميخواي اين آشغالو بخوري، ميخواي؟
!بيسکوئيتهام
زود برگرد تا برات يه صبحانهي دزد دريايي پسند آماده کنم
!گريپ فروت و ماهي آب پز
بلکه يکم ويتامين سي به بدنت برسه
...ميدونم به چي فکر ميکني
چقدر طول ميکشه تا" "اون دزد دريايي همهچيزو خراب کنه؟
اينجا چيکار ميکني؟
هواي پسرمو دارم
...بهم بگو ببينم
پدر جديدت اذيتت ميکنه؟
اون پدر من نيست
خب، دير يا زود داره ولي سوخت و سوز نداره
هنري، فقط ميخوام کمک کنم
ميدونم وقتي يه عضو جديد به خانواده اضافه ميشه
چقدر اوضاع ميتونه سخت باشه
تو از کجا ميدوني؟
چون منم قبلا يه عضو جديد بودم
ولي هوک مثل تو نيست اون هرگز به اين خانواده آسيبي نميزنه
اينجوري فکر ميکني؟
آره
اي واي
هوک نگهش داشته
تنها وسيلهاي که ميتونه خاص بودن اِما رو ازش بگيره
نميذارم قيچي رو برداري
من نميخوامش، هنري
ميخوام مطمئن شم حقيقت رو
دربارهي پدر جون آيندهت ميفهمي
اون به تو و اِما اهميتي نميده
پس حالا بايد
...يه سوال کوچيک از خودت بپرسي
ميخواي در اين مورد چيکار کني؟
خداييش؟
اِما، اصلا اونجوري که ديدي نيست
اين ماشين جديدمه- جدا؟-
پس قاليچهي پرندهت رو با مزدا عوض کردي؟
آره، مصرف بنزينش خيلي پايينه- آره، تو که راست ميگي-
بيا بريم يه دوري بزنيم. بايد صحبت کنيم
پس جزمين تو رو فرستاده
شرمنده، حال ندارم
ازت درخواست نکردم
هنري، واضحه اين چيزا رو
...برايآدمايي امثالمن طراحـ
هنري؟
لعنت
به عرشه خوش اومدي، رفيق
من کدوم گوري هستم؟
اين چه جور جادوي سياهيه؟
جادو نيست. تو روي عرشه کشتي من هستي
حالا فرسنگها زير دريا هستي
به "ناتيلوس" خوش اومدي
منو ميتوني... "نمو" صدا بزني
چي ميخواي؟
اين کشتي چيزي بيشتر از يه تيکه آهن پارهست
يه شانس دوبارهست
اگه فکر ميکني حاضر ميشم حتي يک ثانيه با ميل خودم
توي اين کفن زيرآبي بمونم، کور خوندي
ميدونم که قلبت بخاطر جستجو براي انتقام پر از نفرت شده
اين نيزه افسون شده تا
بهم کمک کنه روح هاي متمردي مثل تو رو پيدا کنم
اونوقت بعدش چي؟ روحمون رو با چيز ديگهاي پر کني؟
بله، هوک
...با تنها چيزي که توي زندگيت کم داري
خانواده
...هيچکس
...هرگز نميتونه
جاي چيزي که سياهپوش ازم گرفت رو پر کنه
...ميدونم الان اين حسو داري
!اصلا حاليت نيست چه حسي دارم
همينجاست که در اشتباهي
منم خانوادهمو از دست دادم
وقتي توي دريا بودم وحشيانه به قتل رسيدن
ده ها سال از عمرم رو
صرف جستجوي مرداني کردم که مسئول اين اتفاق بودن
با همين خنجر يکيشون رو کشتم
،و وقتي کارم تموم شد
تنها چيزي که برام مونده بود يه قلب خالي
و يه نيزهي خون آلود بود
من به خانواده نيازي ندارم
همين الان منو آزاد کن
فکر نکنم حق انتخاب داشته باشي
ماموريتي هست که بخاطرش به کمکت احتياج دارم
،ماموريت مهميه
No comments yet. Be the first to leave one.