முதல் 200 வரிகள்.
وای خدای من! یه مشکلی هست! حسش میکنم
جیغ نزن. یه نفس عمیق بکش و
لعنتی، یه مشکلی پیش اومده
یه کاری بکنید لعنتیها! کمکش کنید
جناب بورانز، شما خیلی زود از کوره در میرید
مجبورم بگم ببرنت یه جایی که بتونی آروم بگیری
الان دیگه داد و بیداد کردن به هیچکس کمکی نمیکنه
ثابت نگهش دارید
محکم نگهش دارید
چرا زودتر به من خبر ندادید؟
متأسفم جناب بارتوک. به محض اینکه درد زایمان شروع شد تماس گرفتیم
وای خدای من
فقط اینو از بدنم بکشید بیرون
بکشیدش بیرون
فقط از تو شکمم درش بیارید
درش بیارید
گفته بودی اینطوری نمیشه
قول داده بودی
زور بزن، رانی
داره میآد بیرون. زور بزن. زور بزن
یا مسیح
ماساژ فوندوس رو شروع کنید. پیتوسین رو تزریق کنید
بچهام! بچهام
مگه سونوگرافی عادی نبود؟
داریم از دستش میدیم! داریم از دستش میدیم
بیا اینجا
همه کنار
باید دوباره بهش شوک بدیم. همه کنار
شارژ شد
چیزی اون تو داره تکون میخوره؟
شارژ شد. همه کنار
دکتر؟
تموم کرد
خواهش میکنم دکتر جینوی
به این بچه به چشم یه حیوون آزمایشگاهی نگاه نکن
میخوام جوری ازش مراقبت کنی که انگار بچه خودمه
همهتون باید به دکتر جینوی جواب پس بدید
اون هم به نوبه خودش به من جواب میده
من هم به نوبه خودم به هیچکس جواب نمیدم
جز خدا
از دهن خدا مستقیم به گوش شما
سلسله مراتب اینه
متوجه شدید؟
اینجا یه بچه معمولیِ ۱۱ ماهه داریم
و اینجا هم بچه ۱۱ ماهه خودمون رو داریم
همونطور که میبینید، چرخه زندگیش به طرز عجیبی سرعت گرفته
خب، اینها کروموزومهای نابهنجار هستن
که مشخصاً محصول جهش ژنتیکیان
و اینها هم همگی غیرفعال هستن
یه چیزی فراتر از رشدِ سریع
در مورد ویژگیهای غیرژنتیکیش چطور؟
مثلاً تواناییهای یادگیریش
حافظه تصویری فوقالعادهای داره
اون فقط یاد نمیگیره، اطلاعات رو میبلعه
و اصلاً هم نمیخوابه
واقعاً؟
ازش خوشت میآد؟
به عنوان یه موردِ مطالعاتی، به نظرم حیرتآوره
ولی وقتی پای معاینات پزشکی وسط میآد
صبر و طاقت ما رو حسابی امتحان میکنه
فکر کنم وقتشه من و این مهمون جوونمون بیشتر با هم آشنا بشیم
مزاحم که نشدیم، شدیم؟
اوه، ابداً جناب بارتوک
به به، چه مرد جوون خوشتیپی هستی
میدونی من کیام؟
بله. شما یکی از اون آدمهایی هستی که پشتِ آینه زندگی میکنن
اسم من آقای بارتوکه
دلم میخواد منو مثل پدرت بدونی
مارتین
اون چیه پشت گوشت؟
هی
میدونی، برای اینکه این اتفاق بیفته باید کلمه جادویی درست رو بلد باشی
این یه کلمه جادوییِ واقعیه، یه کلمه رمز
که باید تو قلبت قایمش کنی
و نباید به هیچکس بگی
نه، به هیچکس نباید بگی
و همینه که باعث میشه جادو اثر کنه
مارتین؟
مارتین، داری به حرفم گوش میدی؟
دکتر شپرد
قصد بیادبی ندارم که پشتم به شماست
ولی این تستها خیلی سادهتر از اون هستن
که بخوان تمام توجهم رو به خودشون جلب کنن
تازه، تقریباً تمومش کردم
منم همینطور، مارتین
فقط باید زمانت رو توی این مارپیچ اندازه بگیرم
بعدش هر دو میتونیم بریم سراغ کاری که بیشتر ازش لذت میبریم
واقعاً عالی بود، مارتین
ساکنان زمین، توجه کنید
من دیگه از دخالتهای بیارزش شما خسته شدم
یه بار دیگه از کوره در بری، مجبور میشم
یه کاری کنم که برات درس عبرت بشه
از خودت جلو زدی، ولی دیگه چه کارهایی ازش برمیآد؟
آروم بگیر مارتین. اینقدر وول نخور
آقای بارتوک امروز میآد دیدنم؟
خودت که میدونی چقدر سرش شلوغه
درگیر اون پروژه توی منطقه ۴ هستش
آها، درسته
میتونم برم ببینمش؟
۴ معلومه که نه. تو اجازه نداری بری به منطقه
چرا؟
چون مجوز ورود به منطقه ۴ رو نداری
تا کی باید این آمپولها رو بزنم؟
تا هر وقتی که دلت بخواد زنده بمونی
چطور میشه که من مجوز منطقه ۴ رو ندارم؟
چون تو فقط پروژه منطقه ۳ هستی. باز داری وول میخوری
این یه رفتار عادیه
توی یه کتاب مخصوص مادرها خوندم. میخوای ببینی؟
نه، ممنون
حالا دیگه آروم بشین وگرنه آقای بارتوک خیلی از دستت ناامید میشه
آخ
میدونی، من این بیماری رو دارم
کلاً دو نفر تا حالا بهش مبتلا شدن
پدرم
و حالا هم من
حتی اسمش رو هم از روی اون گذاشتن
بهش میگن سندرومِ رشدِ سریعِ براندل
دکترها میگن معنیش اینه که دارم رشد میکنم
خیلی سریعتر از اون چیزی که باید
که خب فکر کنم اونقدرها هم بد نباشه
اما فکر کنم این معنی رو هم میده
که خیلی زودتر هم قراره بمیرم
که این یکی اصلاً خوب نیست
به نظر میرسه امروز روز شانسِته، مارتین
دنده کباب و سیبزمینی سرخکرده. غذای مورد علاقهته، مگه نه؟
بله قربان
لطفاً سالن رو خلوت کنید. سالن رو خلوت کنید
لطفاً مراحل رو شروع کنید
مشکلی نیست. همهچیز ردیفه
درب محفظه بازیابی باز شد
کار کرد! داره تکون میخوره
هنوز زندهست
این لعنتی چطوری سر از اینجا درآورد؟
آروم باش. چیزی نیست
همهچیز مرتبه
تولدت مبارک، مارتین
ممنونم از همگی
خب، شمعها رو فوت کن
یادت نره آرزو کنی
مارتین، کل تیم میخوان بدونی
که چقدر خوشحالیم توی جشن تولد پنج سالگیت شریک هستیم
چه آرزویی کردی؟
میدونی چی دلم میخواد؟
حریم خصوصیت
و فکر کنم دیگه وقتشه که داشته باشیش
کلمه جادویی رو بگو
و کاری کن که آینه غیب بشه
منو کجا میبرید؟
نمیدونم درست باشه اینقدر دور بشم از
حرف بیخود نزن. امروز روز خیلی قشنگیه
هوای تازه برات خوبه
باید بیشتر بیای بیرون
یعنی این مال منه؟
اینجا خونه منه؟
خونه خودت
حریم شخصیِ خودت
دیگه نه از آینه خبری هست، نه از چشمهای کنجکاو
وای
ایول
خب، خوشت میآد؟
بله
میدونم برات راحت نبوده
که توی یه همچین محیطِ بیمارستانی و سردی بزرگ بشی
به خاطر شرایط خاص و بیماریت
متأسفانه چاره دیگهای نداشتیم
شما خیلی در حق من خوبی کردید
نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم
شاید من یه راهی سراغ داشته باشم
دلم میخواد بهش فکر کنی
که یه پست و مقامی اینجا توی صنایع بارتوک قبول کنی
یه پست و مقام؟
یه کارِ چالشبرانگیز که نذاره حوصلهات سر بره
چیزی که در شأن هوش و ذهن خلاقت باشه
دارم درباره یه شغل حرف میزنم
بعد از گذشت پنج سال و خرجِ میلیونها دلار
چیزی که گیرمون اومده
چیزی که گیرمون اومده، گرونترین
آبمیوهگیری دنیاست
بزرگترین اختراع تاریخ بشر
و ما نمیتونیم این وامونده رو راه بندازیم
ما مثل یه مشت شامپانزه میمونیم
که سعی دارن بفهمن چطوری باید یه ماشین رو برونن
خب، پدر تو آدم نابغهای بود
نابغه ولی غیرقابلپیشبینی
وقتی مُرد، بعضی از رازهاش رو هم با خودش برد
تو میتونی کار پدرت رو تموم کنی
تو هم به اندازه اون باهوشی
شایدم حتی بیشتر
من از این چیزها خوشم نمیآد
به خاطر اون سگه است، مگه نه؟
تا کی میخوای اون قضیه رو چماق کنی و بکوبی تو سر من؟
اون یه اشتباه غمانگیز بود
ولی دیگه مربوط به گذشته است
باید روی آینده تمرکز کنی
و آینده دقیقاً همینجاست، توی همین اتاق
عصر جدیدی از جراحی رو تصور کن، بدونِ هیچ برشی
شکافتن بدن آدمها دیگه یه کار بدوی و قدیمی میشه
فکر کن چه چیزهایی که یه شبه از رده خارج میشن
این چیزیه که این ماشینها نشون میدن
یه عصر جدید
No comments yet. Be the first to leave one.