முதல் 200 வரிகள்.
.همه ي بازديدکننده ها بايد ثبت نام کنن
.همه ي بازديدکننده ها بايد ثبت نام کنن
.سلام، "بري" چقدر خوب که بالاخره تونستم ببينمت
!واي، عکسها حق مطلب رو ادا نميکردن
دروازه ي "ب-1" بسته
!مامان
مامان
بالاخره اومدي
خوشگل شدي
مارس"، چي لازم داري؟"
.حتماً چيز بزرگيه که نتونستي پشت تلفن بگي
... من ... من فقط
.تو گفتي من ديگه پسرت نيستم
گفتي اگه تو خيابون از کنارم رد بشي .منو نميشناسي
،نه تا موقعي که ازم عذرخواهي نکني .اين چيزي بود که گفتم
.فقط همين
... بخاطر
بخاطر همين گفتي بيام؟
!بندازش
.دروازه رو باز کنيد، بازش کنيد
.زنداني، اسلحه َت رو بنداز
!دروازه رو باز کن، عوضي
.دروازه رو باز کن
.آروم باش، بذار در موردش صحبت کنيم
!دروازه رو باز کن يا گلوي اينو باز ميکنم
.مارس"، داري زخميم ميکني" - !شليک نکنيد! شليک نکنيد -
ببين، ميتونم بفرستمت انفرادي ،يا ميتونم نقش زمينت کنم
انتخاب با خودته؟ - !مارس -
!اوه، نه - بخوابيد، بخوابيد، بخوابيد -
.نميتونم درست هدف بگيرم، اونجا خانواده هست - !شليک نکنيد -
!متاسفم، مامان
! ... نه
"او-کانل" - بخواب رو زمين -
!اون شماره ي يک بود
ميخواي برم سراغ شماره ي دو؟
دکتر خبر کنيد
.دروازه رو باز کن - !گروهبان -
اونجا بچه هست، بازش کن
بذار رد بشن، بذار رد بشن
سوئيچت کجاست؟ - اينجا -
بيارش بيرون
وايستا عقب - برو، برو -
چشم ازشون بر ندار، چشم ازشون بر ندار
کدوم يکي ماشين توئه؟ - اون قرمزه، اونجا -
... اون خونريزي داره - آمبولانس خبر کنيد -
دکتر رو بياريد
برو، برو، برو
راه بيفت
"اِستارلا"
ترجمه و زيرنويس: م. اهورا
،مارلون او-کانل" که به "مارس" معروفه"
اون براي دله دزدي و ورود به ملک .يک سال حبس گرفته
يه چيزايي لازم داشت و نميدونست .که لوازم فروشي بسته َست
... حالا، اون يه آدم حقير و بازنده َست
... ولي تا امروز صبح که مادرش رو تو محل ملاقاتِ
زندان "والکيل" کشت و با يه ... گروگان فرار کرد
.هيچ رفتار خشونت آميزي ازش ديده نشده بود
اون مادرش رو کشت؟
... پليس ماشين گروگان رو حدود نيم مايل
اونطرفتر پيدا کرده، هيچ اثري .از "او-کانل" نيست
،حتماً کسي با ماشين منتظرش بوده .يعني از بيرون زندان کمک داشته
.شِي، بهتره بحثتون در مورد پرونده باشه
چرا منو مجبور ميکني کتوني هاي ساين فيلد" رو بپوشم؟"
شِي، تو فکر ميکني من ميرم بيرون واسه شما خريد ميکنم؟
.تمام لباسايي که تنتونه رو "جوليان" ميخره
و اگه اون بهت جعبه ي دستمال کاغذي جاي کفش .داد، تو همون رو پات ميکني
من فقط ميگم، پوتين هام کو؟ .من توي اينا مثل علف ميشم
ديگه حرف کفش رو نزن. ما يه جنازه و يه گروگان داريم که بايد نگرانش باشيم، خب؟
... حالا - .اين خيلي مزخرفه -
.اسم گروگان "استارلا رولند"ـه
اون در حال ملاقات با يه زنداني ديگه .بود که توي اينترنت با هم آشنا شده بودن
او-کانل" ميتونست اون رو با" ،ماشينش ول کنه
.حتماً هنوز لازمش داره
،بالا کشيدن پولهاي حسابش يا همچين چيزايي؟
جولز، داستان اين "استارلا" چيه؟
اون با والدينش توي "مونتروز" زندگي ميکنه
پري" و "ساندرا" رولند"
بهشون زنگ بزن و ببين "استرلا" توي کدوم .بانک حساب داره
،اينجوري کار نميکنه .خيلي کاغذ توش گذاشتي
... الو
اون ديگه چي بود؟
.خيلي عجيب بود
خب، تا "مونتروز" چقدر راهه؟
.لويد، تو توي ماشين بمون
کمک، اينجام، کمک
.اوه، ممنونم خدايا، من افتادم
.ري، مشکلي نيست
حالتون خوبه؟ - آره -
.بذاريد کمکتون کنم پاشيد
اون کجاست؟
اون اينجا بود؟ - !کي؟ -
.اونا اينجا نبودن، ري
اون فقط وقتي ميخواست جواب تلفن .رو بده از رو صندليش افتاده
،خب، اون گروگانش نيست .اون دوست دخترشه
اين چيکار ميکنه؟
.نميدونم
من شنيدم که اين ميتونه .کله ي يه آدم رو بترکونه
!عزيزم
خانم "رولند"، "استارلا" فقط شريک جرم توي ،فرار "او-کانل" نيست
.بلکه شريک جرم توي قتل هم هست
... من نميتونم باور کنم که "استارلا" ميدونسته
،که اون ميخواد مادرش رو بکشه .اون نميتونسته خبر داشته باشه
شما قبول داريد که دخترتون مايل بوده .که توي فرار به اون کمک کنه
.در واقع، دختر خونده َم
.مادرش خيلي وقته مُرده
،ولي من اونو مثل دختر خودم بزرگ کردم
تا موقعي که مريض شدم. و حالا .استارلا" از من مراقبت ميکنه"
.اون دختر خوبيه
.ولي اون "مارس" ... دخترم رو تغيير داد
!"پري" - حالت خوبه؟ -
ممنون که از سر کار سريع اومديد ."تا با ما صحبت کنيد، آقاي "رولند
،من توي راديو جزئيات بيشتري شنيدم ... و متاسفم
.ما باهاتون صحبت نميکنيم .نه بدون وکيل
.دختر من، دختر خوبيه
.خانمتون داستان متفاوتي تعريف کردن
تو چي بهشون گفتي؟ - !هيچي -
.اون دختر خوبيه
ولي اون با آدمايي که هم سِنخِش نيستن ... نشست و برخاست
،حالا اون با يه پسر بد رفت و آمد داره که چي؟
... پري"، تو بايد قبول کني"
.که "مارس" مثل پسراي ديگه نيست
چه مدت قبل از دستگيري "مارس" با هم قرار ميذاشتن؟
چهار هفته؟ - هفته؟ -
ما فکر ميکرديم مشکل قانوني اون ،اين جريان رو تموم ميکنه
.ولي "استرلا" بيشتر ديوونه َش شد
.ديگه هيچي نگو، بدون وکيل چيزي نگو
!اگه کسي پرسيد، ما خبر نداريم
من يه دوستي دارم که سابقه ي نوجووني .او-کانل" رو برام بيرون کشيده"
.مهر و موم شده بود
... جولز، آ
... فقط از رو کنجکاوي، داستانِ
داستانِ تو و "ري" چيه؟
!داستان؟
... آره، من فکر ميکنم شما دو تا يه جور
نه، اصلاً
.چون دور و بر من چهار تا مرد هستن ،چارلي متاهله
... شِي" هم متاهله، و"
!لويد هم که ... لويده
... ولي تو، آ
تو داري بهم ميگي که "ري" در دسترسه؟
آ ... آره
جالب شد - ... اينو ببينيد، در يازده سالگي
مارس" گفته که با يه تفنگ بادي" .به گربه ي همسايه شليک کرده
در سيزده سالگي، يه تماس تهديدآميز .به يه معلم داشته
... در پانزده سالگي
"بخاطر آتيش زدن "کارنوال بچه ها .دستگير شد
.چي؟ اين که جرائم "رذل کوچولو" ئه - اوه، جداً؟ -
."خب، اين در مورد جرائم نيست، "اسپانکي اسپانکي، بازيگر سريال "گروه ما" که در دهه ي) "سي پخش ميشد و در سريال به "رذل کوچولو (.معروف بود
،اين چيزاييه که در مورد "مارس" بهمون ميگه ... بهش کم محلي شده
،اون تنهاست، پدر دور و برش نبوده ميدوني؟
.و بعد با "استارلا" آشنا ميشه
"هي "جوليان"، ميدونيم که مادر "استارلا چطوري مرده؟
.حتماً اين عاملي بوده که به اينجا کشيده
من دارم سعي ميکنم تا همه چيز رو در مورد .استارلا" پيدا کنم، ولي آسون نيست"
.اون هيچ سابقه ي قضايي نداره
،ميبيني، شخصيتها مثل مولکول ميمونن ... بعضي مولکولها نسبت به بقيه
،واکنش نشون ميدن .بعضي اوقات سريع و دراماتيک
."ميدوني، مثلاً "چارلي" و "شِي
.من با "شِي" مشکلي ندارم
،خب، دو تا مرد سياه پوست ... يکيشون
،توي تنگدستي متولد شده ... و بخاطر وضعيت فرهنگي
،به سمت جرم کشيده شده
اون يکي، فارق التحصيل دانشگاه، براي دولتي .کار ميکنه که هم نژادهاش رو به بردگي گرفته
!ميخواي نتيجه اي بگيري؟
اگه اونا رو کنار هم بذاري، قابل پيش بيني !هست که اونا منفجر ميشن، بوووم
تموم کن - باشه -
،"مارس او-کانل" و "استارلا رولند" ... از طرف ديگه
،اونا نسبت به هم احساس قوي اي دارن .و اين يه واکنش ترکيبي هستش
دو تا ترکيب ساده که با هم يه .ترکيب جديد رو بوجود ميارن
،حالا يه زن منفعل داريم ،که بالاخره والدينش رو به مبارزه طلبيده
.اون ياغي ميشه ... و يه مرد پرخاشگر پنهان که
... بالاخره از مرز آشکارسازي خشونت رد ميشه
چون زنه تشويقش ميکنه و به پايه اي ترين .تخيلات مَرده مُهر تاييد ميزنه
،حالا، سوال اينه که اين تخيلات تا کجا امتداد داره؟
پس، تو فکر ميکني بازم جنازه خواهد بود؟
... بچه ها، دو هفته پيش
.استارلا" رفته "پنسيلوانيا" و يه تفنگ خريده"
.آره، حدس ميزنم بازم جنازه خواهد بود
عصر بخير
همه با تمام سرعت و تا جايي که ميتونستن ،فرار کردن، همينطور صندوق دار
،کسي نديده اونا از کدوم طرف رفتن
.يا چه مدل ماشيني داشتن
.اين زنه واسشون تهديد نبود
.اونا به ليست دسترسي داشتن
.اونا اينو واسه همون کشتن
.اين کشتن براي تفريحه، بچه ها ... "استارکودر و فوگيت"
،"باني و کلايد"، کليبولد و هريس" زوجهاي قاتل که جزو مشهورترين) (.پرونده هاي آمريکا به حساب مي آيند
دو تا آدم که بهشون بي توجهي شده ... با هم توي يه مسير قرار ميگيرن
.و نتيجه ميشه خونريزي - ارتباط شيميايي بد -
،آره، همونطور که ميگفتم .آلومينيوم و اکسيد آهن
،ذاتاً اونا پايدارن ... تو اونا رو با هم ترکيب ميکني
و "ترميت" بدست مياري. و وقتي که آتش .بگيره تو نميتوني جلوش رو بگيري
اين بحث به کجا داره ميره؟
!هي خوشگله"
،چرا "چاکوتيني"ـت رو تموم نميکني
".تا بريم چند نفر رو بکشيم - .آره، همچين چيزي -
شخص غالب دنبال کسي ميگرده که بيماري .ديدگاهش نسبت به دنيا رو با کسي تقسيم کنه
چطور همچين دختري رو به قاتل تبديل کرده؟
دختري که از مادر عَليلش پرستاري ميکنه؟
،آه، از راه بدر کردن اون راحت تره ،منظورم اينه، "استارلا" يه زن بالغه
No comments yet. Be the first to leave one.