முதல் 200 வரிகள்.
جسدِ شهردار فعلی و چهار دورِ گاتهام
...دان میچل جونیور، دیشب پیدا شد
...طرح مبارز با مواد مخدر سختگیرانه ش...
...مافیای بدنام...
سالواتور مارونی
بنابر گزارش منابع
حکم بازداشت فالکون
...قراره صادر
این دومین چهره برجسته ایه که توی این دو شب
به قتل می رسه
...این دفعه، قاتل، مسئولیت قتل رو
پوشش خبری انتخابات رو مختل کردیم
تا یکسری خبر فوی بهتون بدیم
گزارشهایی تایید نشده
مبنی بر منفجر شدن دیوار دریایی شهر به دستمون رسیده
و بهطور زنده، بتمنِ پارتیزان رو
بالای گاتهام اسکوئر گاردن میبینیم
که پس از انفجار مخرب دیوار دریایی شهر
به نجات جانِ صدها قربانی مجروح کمک میکنه
بازسازی میکنیم
ولی نهتنها شهرمون رو
باهمدیگه، میآموزیم که دوباره به گاتهام، ایمان داشته باشیم
از روزی که تروریستی
به نام «ریدلر» دیوار دریایی گاتهام رو
منفجر کرد، یک هفته میگذره
با افزایش آمار مرگ و میر
ساکنان گاتهام، از مقامات خواستار پاسخگویی هستن
درحالی که خسارتی به محلههای مرفهنشینِ حومه شهر، وارد نشده
محلههای فقیر نشینِ گاتهام
.بیشترین آسیب رو دیدن بهخصوص منطقه کراون پوینت
شورش و غارت، عادی شده
افزون بر این، کمبود مواد مخدر
و افزایش جنگهای بین گنگهای خلافکار
شهر در نقطه فروپاشی قرار داره
قتل رئیس دیرین مافیا کارماین فالکون
جلوی کلاب آیسبرگ
کار رو برای برقراری مجدد نظم سختتر کرده
و باعث شده در دنیای تبهکارانِ گاتهام یک خلاء قدرت بهوجود بیاد
شایعه شده
که پسرِ کارماین، آلبرتو فالکون
برخلاف اعتیاد الکلش که زبانزد همهست
قصد داره جای پدرش رو بگیره
پس از این تحول در رهبری
بعضی از افراد، نگران آیندهشون
در سازمان فالکون هستند و کنجکاون بدونن که عاقبتِ
بدنامترین خانواده گاتهام چه خواهد شد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
عالیه، عالیه، عالیه
میبینم که خوب از خودت پذیرایی کردی
هی آلبرتو، اینجایی
خوبه. دیگه لازم نیست کلی راه رو طی کنم
از چی حرف میزنی؟
این جواهرات مالِ توئن
پدرت واضح گفته بود که مال توئن
ولی بعضی از بچهها
میدونی، پسماندخوارن
گفتم بیام یه لطفی بهت بکنم
...به نشانه حمایت از
مقام جدیدت
...خب
تبریک میگم
فقط ایکاش تحت شرایط دیگهای این اتفاق میافتاد
...کارماین
...خیلی
خیلی مرد بزرگی بود
مسئولیتِ گندهای به دوشته
خیلی هم گنده نیست
میدونی، قابل انجامه
فکرکردی من کسخلم؟
مرتیکه طمعکار
پدرم یک هفتهست که مُرده
هی، آل
حالت خوبه؟
چون توی سوئیت مواد جاساز کردیم، اگر دوست داری بزن
واسه این نیومدم اینجا
...البته که نه، صرفا داشتم میگفتم
نمیفهمی
همه نگاهشون به منه
...یه معاملهای رو دارم جوش میدم و
نمیتونم، باید هوشیار باشم
راست میگی، رئیس
مشخصاً فشار زیادی روته
ولی تو آلبرتو فالکونِ لعنتی هستی
شاهمهره گاتهام
باید این رو جشن بگیریم
گوش کن، خوبه که دیگه دراپس نمیزنی
ولی مشروب که لغزش نداره
داره؟
...در رابطه با این معامله جدیدت
شاید بتونم کمکت کنم
میدونی با چیت، خیلی حال میکنم، آز؟
همینی که هستی
و اگر بخوای هم نمیتونی عوض بشی
مگه همین تنها ویژگیِ باحالم نیست؟
آره بابا، بزن بره
جنسش حقه
خوبه
ولی بعد از یه مدت، کنجکاو میشی
باید یه مواد دیگه اون بیرون باشه
که نشئگیِش جدید و متفاوت باشه
میخوای چی کار کنی؟
میخوای فرمول رو عوض کنی؟
مشتی، قرار نیست سس کچاب به سیبزمینی اضافه کنیم که
دارم از انقلاب در این عرصه صحبت میکنم
پشمهام. دهنت آب افتادها
باشه
دوست دختر داری؟
...مرد خوشتیپی مثل تو
بیا
فقط صداش رو درنیار
تا وقتی این مواد، عرضه نشده
نباید ویتی و اون افراد باز برنامهم باخبر بشن
...ممنون رئیس، خیلی
سخاوت به خرج دادی
بابام همیشه میگفت که سربازِ خوبی هستی
با این ویژگیت، خیلی حال میکرد
ولی این هم میدونست که سرباز فاسدی هستی
،و هروقت فرصت بشه از جیبمون کِش میری
.طوری نیست، مشتی هوشمندانه عمل کردی
هیچوقت اونقدری ندزدیدی که بابا بدش بیاد
میدونی، میدونست که
برای آدمی مثل تو، سهم گرفتن چه ارزشی داره
و باعث میشه چه حسی بهت دست بده
و این واسه کسب و کارمون خوب بود
کارماین، استادِ استراتژیِ چماق و هویج بود
اینی که دستمه رو میبینی؟
.حلقهی باباته ایول
از اولش که مالِ اون نبود
قبلا مالِ سالواتور بود
سالواتور مارونی؟
حلقه سالواتور مارونی رو به عنوان غنیمت، دست میکرد
بزرگترین دهنکجیِ ممکن بود
این قدرته، درسته؟
میخوای دستت کنی؟
نه
مال خودته
آره
نمیدونم
...بهنظرت میتونم به اندازه اون
ماهر و محترم باشم؟
مثل پدرت؟
حتما، رئیس
اگر بخوای آره
ولی الان، قدرت، انواع مختلفی داره
وقتی بچه بودم
...یه گنگسترِ
سنتی داشتیم
...«اسمش «رکس کالابریسی
و خیلی کلهگنده بود
اقلاً توی محله من
به مردم کمک میکرد
وقتی یکی از اعضای خانوادهت مریض میشد
براتون دکتر پیدا میکرد
،اگر اجارهتون عقب میافتاد بهتون پول قرض میداد
اسم همه رو هم بلد بود
...نمیدونم چطور همه رو حفظ میکرد، ولی
...اگر توی خیابون میدیدت
صدات میکرد
و حالت رو میپرسید
انگار که از ته دلش میپرسید
چهارده سالم که شد
سکته قلبی کرد و مُرد
همچنان سیگارش دستش بود
...توی محلهم
به افتخارش، رژه راه انداختن
رژه، لامصب
شیک و پیک نبود ...ولی مهم نیت بود
...نیت هم ابراز عشق
و نشون دادنِ ارزشش بود
میتونی چنین چیزی رو تصور کنی؟
اینکه اینجوری به یاد بیارنت
و ازت تجلیل کنن؟
هدفت از این حرف چیه؟
میخوای من مثلِ یه کسخل خردهپا باشم؟
...نه، منظورم - که چی بشه؟ -
تا تو راحتتر بتونی چیزی که مال منه رو ازم بگیری؟
...یا نکنه این چیزیه
که تو میخوای؟
نه
پشمهام، همینه
رویات همینه
...هم قشنگه
هم رقت انگیز
واقعا فکرکردی از روی قیافه کیریت ماکت میسازن
توی خیابون میگردوننش و اسم کوفتیت رو فریاد میزنن؟
وای، آزوالد کاب! یادتون هست؟» «عجب مردِ نازنینی بود
عجب کسخلی هستیها
...آه، کیر توش
«پنگوئن»
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
عجله کن، داداش
آروم باش، خیالت راحت
هی، کمکش کن
.عجله کن دیگه بچرخونش
هی
هی
...لعنتی - حرومزادهها -
فرار کنید
!یالا، فرار کنید بجنبید
No comments yet. Be the first to leave one.