முதல் 200 வரிகள்.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
- دیر کردی، جک - ببخشید، پدر
برو شراب رو بیار
چرا اونو نمیبری؟
- چی گفتی؟ - هیچی نیست
این هدایا پیشکش میشه، دعا میکنیم که روحت را پیش آنها بفرستی
بذار ببینم
جسم و خون پروردگارمان عیسی مسیح
جسم مسیح
آمین
- خون مسیح - آمین
- پدر - بله
- یکی اینجاست - کجا؟
کی اونجاس؟
هر کسی که هستی و دنبال هر چی که هستی...
بدون که در خانه خدایی
و خدا تو رو میبینه
بذارش زیر قاب
خواهر ایرنه!
خواهر ایرنه!
بازم خواهر دبرا
بازم خواهر دبرا
نافرمانی میکنه، هر روز دردسر درست میکنه
و حالا حاضر نمیشه اعتراف کنه
میدونی چرا؟
فکر میکنه چیزی برای اعتراف کردن نداره
برای همین دلیل هم شده باید اعتراف کنه
باهاش حرف میزنم، مادر روحانی
ممنونم، خواهر
خواهر دبرا؟
خواهر آیرین
میخوای از اعتراف کردن حرف بزنی؟
آخرش کاری میکنی مادر روحانی سکته کنه
پس شاید یه چیزی برای اعتراف کردن داشته باشم
پدرت تو رو اینجا فرستاده، نه؟
آره
فرق داشتم
دور کردن من از اینکه سعی کنی بفهمی واقعا کی بودم آسونتره
مادرت نظرش چی بود؟
اصلا یادم نمیاد
ولی پدرم همیشه میگفت خیلی شبیهشم
هر چی که فکر میکنم حس میکنم قصدش تعریف بوده
خب، خونواده من اهل میسیسیپی هستن
ولی اونجا به یه سری مشکلات برخوردیم
وقتی چهار سالم بود، سفیدپوستها جامونو پیدا کردن
و خونهمونو سوزوندن
بعدش برادرهام به ارتش ملحق شدن
پدرم پیش خودش فکر کرد، پسرها به کشور خدمت میکنن
و دخترم باید بره به خدا خدمت کنه
هرگز فکرشو نمیکردم سر از اینجا دربیارم
هنوزم باید برم اعتراف کنم؟
به نظرم به اندازه کافی اعتراف کردی
یکی به یکی خواهران کشته شدن
از پنجره به دار آویخته شدن و گلوشون پاره شد
اقدام به خودکشی و گاهی بدتر
فهمیدن که زیر صومعه دورافتادهشون یه راز مخوف وجود داره...
یه دروازه به جهنم
و از این دروازه یه اهریمن فرار کرده
همه خوب میدونیم که اهریمن میتونه هر شکلی به خودش بگیره
ولی شکلی رو انتخاب میکنن تا ایمان شما رو به چالش بکشن
و روحیه شما رو ضعیف کنن
حالا برای راهبههای سنت کارتا...
این اهریمن ضدخداترین...
و کفرآمیزترین شکل رو انتخاب کرد
انتخاب کرد شبیه یکی از اونا باشه
بعدش چی شد؟
واتیکان دو شکارچی اهریمن فرستاد
یک کشیش و یک راهبه
- چطوری جلوشو گرفتن؟ - سوال خیلی خوبیه
از یه عتیقه باستانی استفاده کردن
یه شیشه که حاوی خون عیسی مسیح بود
مثل قهرمانان برگشتن و پاپ ازشون تقدیر کرد
کشیش که یه اسقف شد
چی سر راهبه اومد؟
هیچکس واقعا نمیدونه
برخی میگن هضم این تجربه براش زیاد از حد بوده
و برخی میگن دیوونه شده
واتیکان مجبور شده اونو در یه آسایشگاه روانی زندانی کنه
پیدات کردم! زود باش، بیا
چرا خانم اینقدر شراب اینجا انبار کرده؟
قبلا اینکه صومعه بوده، پر از راهبهای چاق و مست
دخترها، لطفا همه بیان پایین، تقریبا ساعت هشت شده
اینو بگیر
پیداش کردم
دیر کردی
درود خداوند بر تو، مریم، سرشار از رحمت، خداوند با توست
در میان زنان به تو سعادت داده
و ثمره رحم تو، سرورمان عیسی مسیح سعادتمند باد
بله، مادر مقدس خدا، برای ما گناهکاران دعا کن
وای خدا!
لعنت بهشون!
صبح بخیر
کار چطور پیش میره؟
مثل همیشه
صبح بخیر، موریس
ناخدا!
بیا بریم، سوفی
- سلام، موریس - صبح بخیر
- صبح بخیر، موریس - خانمها
موریس، میخوای امروز باهامون بیسبال بازی کنی؟
البته که میخوام. میدونی چیه؟
بهت یاد میدم چطور با نوک انگشتها توپ رو پرت کنی
- موریس! موریس! - ناخدا سوفی!
ستوان
اینو برات درست کردم. دستبند دوستی ـه
هر مهرهش نشون دهنده یه ویژگی دوست خوبه
عجب. خیلی خوشگله، سوفی. مرسی
از دوست پسرت داری خواستگاری میکنی، سوفی کوچولو؟
- پسش بده - نمیتونی مجبورم کنی
یه معلم نیستی، خدمتکاری
حتی خدمتکارها هم میدونی که با بقیه...
باید با مهربانی و احترام رفتار کنن
دخترها، دارین چی کار میکنین؟
اینجا که زمین بازی نیست
بیرن سر کلاس!
و تو، موریس
دوباره سوسکها توی اتاقم بودن
چقدر بدشانسی
خیلی زیادن. تهوعآوره
همین الان میرم درستش کنم
- بهتره درستش کنی - قول میدم
ناخدا! صبر کن
چطوری این کار رو کردی؟
حقهای که در یه زندگی دیگه یاد گرفتم
چطور شدم؟
برو سر کلاس. زود باش
صبح بخیر آقا
صبح بخیر
خدمات تحویل هستم
صبح بخیر
حال شما خوبه؟
خواهر
مهمان دارین
مادر روحانی
موریس؟
نجاتم، خواهر
آیرین! چیزی نیست. همه چی مرتبه
حالت خوبه. خوبی
بینیت؟
خواهر ایرنه
ملاقاتی داری
خواهر آیرین
عالیجناب
یه اتفاقی افتاده
چندین اتفاق
در سلسته یه روستای کوچیک در مجارستان
یه راهبه ۹۰ ساله روی پلههای کلیسا به خودش شلیک کرده
در گراتز، اتریش
یه کشیش در مراسم عشای ربانی کریسمس گلوی خودشو با یه تسبیح بریده
در ایدولو، ایتالیا
یه راهب تازه وارد خودشو از یه پنجره دار زده
به نظرت آشناست؟
همین یه ماه پیش در تاراسکُن، فرانسه
یه کشیش دیگه داخل کلیساش به قتل رسید
و آتش گرفت
متوجه الگوها شدی؟
در اروپا به سمت غرب پیش رفته ولی منشاش از رومانی بوده
غیرممکنه
اهریمن زندهس
با پدر بورک حرف زدین؟
پدر بورک مرده
- چطور؟ - وبا گرفت
تنها آدم زندهای هستی که با چنین چیزی سر و کار داشته
کلیسا مایله تو تحقیق کنی
ببین چی میخواد و بعدش کجا میره
نه
ببخشید؟
گفتم نه
- نمیتونم این کار رو بکنم - نمیتونی یا نمیخوای؟
نمیدونین در سنت کارتا چه اتفاقی افتاد
شانس اوردم زنده بیرون اومدم
راست میگی، نمیدونم اونجا با چی روبهرو شدی
ولی در اون صومعه، خواهر، یه معجزه کردی
کلیسا به یه معجزه دیگه نیاز داره
- تو اینجایی - خواهر؟
ترسیدم که قطار اشتباهی رو سوار شده باشم
اینجا چی کار میکنی؟
مراقب توام
- یکی باید باشه - خواهر، ممکنه اخراج بشی
چرا تو اینجایی؟
مامانم
توی آتیشسوزی مُرد
اون کلیسای من بود
میخوام به معجزات ایمان بیارم...
ولی وقتی کشیش میایسته و میگه...
شراب رو به خون مسیح تبدیل میکنه...
یه جورایی باورش سخته
آدم باید ایمان داشته باشه
فقط چند تا کلمه رو روی شراب میگه
شراب تبدیل به خون مسیح میشه چون باور داریم
شگفتانگیزترین بخش ایمانمون...
همین واقعیته چون بهش باور داریم
گمون کنم
آماده نیستی
چرا؟
راهبههای از خود مطمئن با این چیز روبهرو شدن و مردن
زنانی که زندگیشونو وقف ایمان کردن
و خودشونو فدا کردن چون به یه چیز بزرگتر ایمان داشتن
بهم نیاز داری
No comments yet. Be the first to leave one.