The Silent Hour

The Silent Hour

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The-Silent-Hour-2024-720p-WEBRip-x264-AAC-YTS-MX
கருத்துரை வழங்கியவர் Ali__Master
🆔 Ali_Master & MrLightborn11 | FilmKio.Com 🆔

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-10-11
பதிவிறக்கங்கள்: 247
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫می‌تونید ببینید که هوا

‫امروز صبح سرده، خیلی جاها بیست درجه...

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫سلام علیکم!

‫معلومه که میام اونجا

مگه تا حالا شده که نیام؟

‫خب، اگه بهت بگم، دیگه سورپرایز نمیشه،

‫مگه نه؟ هی، سم، از مامانت بپرس

‫چیزی لازم داره من بیارم یا نه

‫شراب، آبجو، هر چی

‫آره، فقط... مطمئن شو بهش بگی که من پرسیدم

‫یه سرنخ؟

‫سرنخ می‌خوای؟

‫باشه، اینم یه سرنخ

‫آماده‌ای؟

‫گردن داره، ولی دست و پا نداره

‫آره، برات یه مار گرفتم. خیلی هم سمیه

‫مگه خل شدی؟

‫ولی خوشحال میشی، قول میدم

‫باید یه‌کم آروم بگیری شاو

‫دوباره برامون دردسر درست می‌کنی

تونستیم بارنت رو بگیریم، نه؟

‫حتی نیازی به حکم هم نداشتیم

‫از خیابون‌ها جمعش کردیم

‫آره، ولی نزدیک بود خودمون هم جمع بشیم

‫اونم فقط به خاطر انجام ‫وظیفه‌مون. کون لق امور داخلی

‫هی، این شغلیه که نمی‌تونم از دستش بدم

‫چون تو می‌خوای دوباره ‫بری کابوی بازی در بیاری

‫فکر کنم اون بالاست

‫- من باید قسط قایق رو بدم ‫- آره

‫دوقلوها هم پاییز میرن دانشگاه بوستون

‫می‌دونی چقدر خرج داره؟

‫آره، می‌دونم. می‌فهمم

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫- فکر نکنم بفهمی ‫- نه، می‌فهمم. فقط...

‫امیدوارم دنت هنوزم اونجا باشه، همین

‫اونجاست. خدایا!

‫مگه سرکارگر الان بهمون نگفت؟

‫- انقدر سوپر کاپ بازی در نیار. ‫- سوپر کاپ؟ ‫(اشاره به فیلم سوپر کاپ)

ریدم، 58 هزار ‫دلار. فقط برای شهریه

‫چی؟ مگه یه تخفیف دو تا برای یکی

‫یا همچین چیزی ندارن؟

‫رو دل شدم

‫بفرستشون آکادمی پلیس

خرجش کلاً سه هزار تا میشه

‫که یه شغل پرافتخار داشته باشن،

‫دنبال خلافکار‌ها بدوئن،

‫و به جامعه‌ای خدمت کنن که ازشون متنفره؟

‫آره، اون ساعت طلا رو هم یادت نره

‫آخ، ساعت طلا رو یادم رفته بود

‫هی، اگه کمک خواستی، ‫می‌دونی که هواتو دارم

‫جنابعالی تو نفقه‌ات غرق شدی ‫رفیق. می‌خوای چیکار کنی،

‫اون کلکسیون صفحه‌های ‫گرامافون عزیزت رو بفروشی؟

‫کون لقت. ولی جدی میگم، می‌دونی؟

‫می‌دونم جدی میگی

‫ممنون، ولی ما روبراهیم

‫سرکارگر چیزی درباره استراحتش نگفت

‫می‌تونستیم تنهایی تو ‫محل کارش بگیریمش،

‫اگه اون حکم لعنتی زودتر می‌اومد

‫باید نیروی کمکی می‌آوردیم

‫بیا... بیا آروم بگیریم

‫جیمی!

چه گل پسری

‫هی، من فرانک شاو ‫هستم. اینم داگی اسلیترـه

‫ما از اداره جنایی اومدیم. حالت چطوره؟

‫میشه یه لحظه از اون ‫ساندویچ ژامبونت دل بکنی

‫و بیای اینجا؟

‫ببخشید که مزاحم وقت ‫استراحتتون شدیم بچه‌ها

‫فقط یه دقیقه طول می‌کشه

‫دارم ناهارم رو می‌خورم

‫خیلی‌خب جیمی، معطل نکن. بیا اینجا

‫اسلحه!

‫واو، واو، واو! واو، واو، واو!

‫- برید عقب! برید. ‫- واو! واو!

‫هی، هی، هی!

‫گفتم اسلحه رو بذارین زمین و گمشین عقب!

‫گلاک ۴۲، شش تا گلوله

‫- یه نفس عمیق بکش! ‫- خفه شو! بندازینش زمین!

‫- بذارش زمین فرانک، بندازش. ‫- گفتم اسلحه رو بندازین!

‫- بندازش زمین. ‫- برین عقب!

‫بذار شلیک کنم

‫فرانک...

‫کیرم تو ناموست خوک

‫مواظب باش!

‫- فرانک! ‫- برو کنار!

‫فرانک!

‫این چهارمی بود، جیمی!

‫کیرتوش. این پنجمی بود

‫هی، جیمی!

‫تیراندازی خوبی بود، جیمی

‫ولی خشابت خالیه، پس زانو بزن عوضی

‫فرانک!

‫فرانک!

‫سلام علیکم!

‫ سلام بابا

‫سم... داری چیکار می‌کنی؟

‫هی، ببین، لازم نیست...

‫باشه، باشه، دارم می‌خونم. آره

‫شلوارکمو...

‫بخور. اوه، باشه

‫هه هه، بابا، خیلی بامزه بود

‫- پرسیدم میای... ‫- آره، می‌دونم،

‫تک نوازی. آره، فهمیدم، فهمیدم

‫- منم یکی برات دارم. آماده‌ای؟ ‫- باشه

‫«لطفاً صبور باش»

‫«من یه سگ پیرم که داره ‫چیزای جدید یاد می‌گیره»

‫خوب بودش، بابا

‫آره، خوشت اومد؟ این ‫رو فقط بخاطر تو یاد گرفتم

‫خوشحالم که تمرین می‌کنی. خوبه. لازمته

‫خب؟

‫میای، درسته؟ جمعه بعد

‫بابا، توروخدا. تا حالا ‫یکی رو هم از دست ندادی

‫ببین، سم...

‫لازم نیست پیش مامان بشینی

‫- اوم... ‫- اشکالی نداره. دیگه برام مهم نیست

‫- از این چیزا گذشتم. ‫- نه، نه. موضوع...

‫موضوع این نیست. می‌دونی، من...

‫من تو... تو جمعیت راحت نیستم، و... و...

‫فقط نمی‌دونم چقدر

‫می‌تونم واقعاً درک کنم

‫مدرسه می‌تونه یه کمک ‫شنوایی برات بذاره،

‫مشکلی نیست

‫من... من نمی‌خوام...

‫- عمراً همچین چیزی رو استفاده کنم. ‫- بابا!

‫این برام خیلی مهمه

‫تو اون گیتار رو بهم دادی. ‫می‌خوام ببینی چقدر خوب شدم

‫لعنتی!

‫صبر کن، صبر کن. من...

‫من... نمی‌تونم صدات رو بشنوم

‫رابط وای‌فای تو این یکی شل شده بود

‫درستش کردم

‫می‌دونستم یه چیزیش هست

‫آره، ولی مشکل فقط از سمعک‌ها نیستش، فرانک

‫آسیب حلزون گوش‌ات ‫داره بیشتر پیشرفت می‌کنه

‫تو ماه ژوئیه، 50 درصد شنوایی داشتی،

‫و الان رسیده به 30 درصد

‫- سی درصد؟ ‫- چند وقت شده؟

‫ده ماه از حادثه‌ت می‌گذره؟

‫- یازده ماه. ‫- یازده ماه

‫خب، یازده ماه دیگه، ‫نمی‌تونم با اطمینان بگم

‫چقدر از توانایی شنواییت باقی میمونه

‫تکالیفت رو چطور پیش می‌بری؟

‫درس‌های زبان اشاره‌ت چطوره؟

‫اسم من

‫ف-ر-ا-ن-ک ش-ا-و هستش

‫من کارآگاه اداره جنایی هستم

‫خیلی خوبه

‫من یه دختر خیلی...

‫...سمجی دارم

‫باید به حرفش گوش کنی. اون باهوشه

‫خودم فایده‌ای توش نمی‌بینم

‫ببین، این اولین باری نیست که اینو میگم،

‫ولی به خاطر نوع آسیبی که دیدی،

‫ممکنه کاشت حلزون گزینه مناسبی نباشه

‫و قرار گرفتن بیشتر در معرض صداهای بلند

‫می‌تونه باعث آسیب بیشتری بشه

‫باید خودت رو برای احتمال

‫از دست دادن شدیدتر ‫شنوایی در آینده، آماده کنی

‫آره. می‌شنوم چی میگی

‫«می‌شنومت» یعنی هنوز کر نشدم

‫خیلی‌خب، ممنون

‫فرانک!

‫فرانک!

‫هی، خوشحالم می‌بینم برگشتی، رفیق

‫- خیلی وقت شده. ‫- آره

‫چی داریم؟

‫اوم، دو تا ساقی نسبتاً مهم، اوم...

‫لازم نیست داد بزنی، باشه؟

‫ببخشید. معذرت می‌خوام

‫باشه، دو تا خرده‌فروش نسبتاً مهم داریم،

‫اواخر بیست سالگی،

‫تک تیر به سر، اعدام‌وار

‫احتمالاً یه قتل سفارشی بوده

‫این یارو حدود یه ساعت پیش پیداشون کرده،

‫ولی پزشکی قانونی فکر می‌کنه قتل

‫دیشب اتفاق اُفتاده

‫ببخشید آقا. از اینجاش با من

‫حتماً

‫فرانک شاو. از اداره جنایی. حالتون چطوره؟

‫- خوبم. ممنون. ‫- می‌تونید بگید اینجا چه اتفاقی اُفتاده؟

‫داشتم دنبال یه جا برای خوابیدن می‌گشتم

‫و... با این یارو روبرو شدم

‫اوم، ببخشید آقا، میشه ‫یکم بلندتر صحبت کنید؟

‫اونا تو جای من بودن، این یاروها...

‫من... چی؟

‫اونا اونجان، نباید اونجا باشن

‫این... اونجا جای ‫منه. من باید اونجا باشم

‫فرانک! فرانک؟

‫حالت خوبه، رفیق؟

‫هی

‫هی

‫این دفتر جدیدته؟

‫چطوری پیدام کردی؟

‫خب، من کارآگاهم

‫چی؟

‫من کارآگاهم. کارم ‫کارآگاهیه. میشه یه آبجو بگیرم؟

‫خب، کار جدیدت تو جوخه ‫مبارزه با مواد مخدر چطوره؟

‫نمی‌دونم. اوم...

‫جنازه کمتر، مواد بیشتر

‫نمی‌تونم غر بزنم

More Farsi Persian subtitles for The Silent Hour

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left