முதல் 200 வரிகள்.
میتونید ببینید که هوا
امروز صبح سرده، خیلی جاها بیست درجه...
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
سلام علیکم!
معلومه که میام اونجا
مگه تا حالا شده که نیام؟
خب، اگه بهت بگم، دیگه سورپرایز نمیشه،
مگه نه؟ هی، سم، از مامانت بپرس
چیزی لازم داره من بیارم یا نه
شراب، آبجو، هر چی
آره، فقط... مطمئن شو بهش بگی که من پرسیدم
یه سرنخ؟
سرنخ میخوای؟
باشه، اینم یه سرنخ
آمادهای؟
گردن داره، ولی دست و پا نداره
آره، برات یه مار گرفتم. خیلی هم سمیه
مگه خل شدی؟
ولی خوشحال میشی، قول میدم
باید یهکم آروم بگیری شاو
دوباره برامون دردسر درست میکنی
تونستیم بارنت رو بگیریم، نه؟
حتی نیازی به حکم هم نداشتیم
از خیابونها جمعش کردیم
آره، ولی نزدیک بود خودمون هم جمع بشیم
اونم فقط به خاطر انجام وظیفهمون. کون لق امور داخلی
هی، این شغلیه که نمیتونم از دستش بدم
چون تو میخوای دوباره بری کابوی بازی در بیاری
فکر کنم اون بالاست
- من باید قسط قایق رو بدم - آره
دوقلوها هم پاییز میرن دانشگاه بوستون
میدونی چقدر خرج داره؟
آره، میدونم. میفهمم
- واقعاً؟ - آره
- فکر نکنم بفهمی - نه، میفهمم. فقط...
امیدوارم دنت هنوزم اونجا باشه، همین
اونجاست. خدایا!
مگه سرکارگر الان بهمون نگفت؟
- انقدر سوپر کاپ بازی در نیار. - سوپر کاپ؟ (اشاره به فیلم سوپر کاپ)
ریدم، 58 هزار دلار. فقط برای شهریه
چی؟ مگه یه تخفیف دو تا برای یکی
یا همچین چیزی ندارن؟
رو دل شدم
بفرستشون آکادمی پلیس
خرجش کلاً سه هزار تا میشه
که یه شغل پرافتخار داشته باشن،
دنبال خلافکارها بدوئن،
و به جامعهای خدمت کنن که ازشون متنفره؟
آره، اون ساعت طلا رو هم یادت نره
آخ، ساعت طلا رو یادم رفته بود
هی، اگه کمک خواستی، میدونی که هواتو دارم
جنابعالی تو نفقهات غرق شدی رفیق. میخوای چیکار کنی،
اون کلکسیون صفحههای گرامافون عزیزت رو بفروشی؟
کون لقت. ولی جدی میگم، میدونی؟
میدونم جدی میگی
ممنون، ولی ما روبراهیم
سرکارگر چیزی درباره استراحتش نگفت
میتونستیم تنهایی تو محل کارش بگیریمش،
اگه اون حکم لعنتی زودتر میاومد
باید نیروی کمکی میآوردیم
بیا... بیا آروم بگیریم
جیمی!
چه گل پسری
هی، من فرانک شاو هستم. اینم داگی اسلیترـه
ما از اداره جنایی اومدیم. حالت چطوره؟
میشه یه لحظه از اون ساندویچ ژامبونت دل بکنی
و بیای اینجا؟
ببخشید که مزاحم وقت استراحتتون شدیم بچهها
فقط یه دقیقه طول میکشه
دارم ناهارم رو میخورم
خیلیخب جیمی، معطل نکن. بیا اینجا
اسلحه!
واو، واو، واو! واو، واو، واو!
- برید عقب! برید. - واو! واو!
هی، هی، هی!
گفتم اسلحه رو بذارین زمین و گمشین عقب!
گلاک ۴۲، شش تا گلوله
- یه نفس عمیق بکش! - خفه شو! بندازینش زمین!
- بذارش زمین فرانک، بندازش. - گفتم اسلحه رو بندازین!
- بندازش زمین. - برین عقب!
بذار شلیک کنم
فرانک...
کیرم تو ناموست خوک
مواظب باش!
- فرانک! - برو کنار!
فرانک!
این چهارمی بود، جیمی!
کیرتوش. این پنجمی بود
هی، جیمی!
تیراندازی خوبی بود، جیمی
ولی خشابت خالیه، پس زانو بزن عوضی
فرانک!
فرانک!
سلام علیکم!
سلام بابا
سم... داری چیکار میکنی؟
هی، ببین، لازم نیست...
باشه، باشه، دارم میخونم. آره
شلوارکمو...
بخور. اوه، باشه
هه هه، بابا، خیلی بامزه بود
- پرسیدم میای... - آره، میدونم،
تک نوازی. آره، فهمیدم، فهمیدم
- منم یکی برات دارم. آمادهای؟ - باشه
«لطفاً صبور باش»
«من یه سگ پیرم که داره چیزای جدید یاد میگیره»
خوب بودش، بابا
آره، خوشت اومد؟ این رو فقط بخاطر تو یاد گرفتم
خوشحالم که تمرین میکنی. خوبه. لازمته
خب؟
میای، درسته؟ جمعه بعد
بابا، توروخدا. تا حالا یکی رو هم از دست ندادی
ببین، سم...
لازم نیست پیش مامان بشینی
- اوم... - اشکالی نداره. دیگه برام مهم نیست
- از این چیزا گذشتم. - نه، نه. موضوع...
موضوع این نیست. میدونی، من...
من تو... تو جمعیت راحت نیستم، و... و...
فقط نمیدونم چقدر
میتونم واقعاً درک کنم
مدرسه میتونه یه کمک شنوایی برات بذاره،
مشکلی نیست
من... من نمیخوام...
- عمراً همچین چیزی رو استفاده کنم. - بابا!
این برام خیلی مهمه
تو اون گیتار رو بهم دادی. میخوام ببینی چقدر خوب شدم
لعنتی!
صبر کن، صبر کن. من...
من... نمیتونم صدات رو بشنوم
رابط وایفای تو این یکی شل شده بود
درستش کردم
میدونستم یه چیزیش هست
آره، ولی مشکل فقط از سمعکها نیستش، فرانک
آسیب حلزون گوشات داره بیشتر پیشرفت میکنه
تو ماه ژوئیه، 50 درصد شنوایی داشتی،
و الان رسیده به 30 درصد
- سی درصد؟ - چند وقت شده؟
ده ماه از حادثهت میگذره؟
- یازده ماه. - یازده ماه
خب، یازده ماه دیگه، نمیتونم با اطمینان بگم
چقدر از توانایی شنواییت باقی میمونه
تکالیفت رو چطور پیش میبری؟
درسهای زبان اشارهت چطوره؟
اسم من
ف-ر-ا-ن-ک ش-ا-و هستش
من کارآگاه اداره جنایی هستم
خیلی خوبه
من یه دختر خیلی...
...سمجی دارم
باید به حرفش گوش کنی. اون باهوشه
خودم فایدهای توش نمیبینم
ببین، این اولین باری نیست که اینو میگم،
ولی به خاطر نوع آسیبی که دیدی،
ممکنه کاشت حلزون گزینه مناسبی نباشه
و قرار گرفتن بیشتر در معرض صداهای بلند
میتونه باعث آسیب بیشتری بشه
باید خودت رو برای احتمال
از دست دادن شدیدتر شنوایی در آینده، آماده کنی
آره. میشنوم چی میگی
«میشنومت» یعنی هنوز کر نشدم
خیلیخب، ممنون
فرانک!
فرانک!
هی، خوشحالم میبینم برگشتی، رفیق
- خیلی وقت شده. - آره
چی داریم؟
اوم، دو تا ساقی نسبتاً مهم، اوم...
لازم نیست داد بزنی، باشه؟
ببخشید. معذرت میخوام
باشه، دو تا خردهفروش نسبتاً مهم داریم،
اواخر بیست سالگی،
تک تیر به سر، اعداموار
احتمالاً یه قتل سفارشی بوده
این یارو حدود یه ساعت پیش پیداشون کرده،
ولی پزشکی قانونی فکر میکنه قتل
دیشب اتفاق اُفتاده
ببخشید آقا. از اینجاش با من
حتماً
فرانک شاو. از اداره جنایی. حالتون چطوره؟
- خوبم. ممنون. - میتونید بگید اینجا چه اتفاقی اُفتاده؟
داشتم دنبال یه جا برای خوابیدن میگشتم
و... با این یارو روبرو شدم
اوم، ببخشید آقا، میشه یکم بلندتر صحبت کنید؟
اونا تو جای من بودن، این یاروها...
من... چی؟
اونا اونجان، نباید اونجا باشن
این... اونجا جای منه. من باید اونجا باشم
فرانک! فرانک؟
حالت خوبه، رفیق؟
هی
هی
این دفتر جدیدته؟
چطوری پیدام کردی؟
خب، من کارآگاهم
چی؟
من کارآگاهم. کارم کارآگاهیه. میشه یه آبجو بگیرم؟
خب، کار جدیدت تو جوخه مبارزه با مواد مخدر چطوره؟
نمیدونم. اوم...
جنازه کمتر، مواد بیشتر
نمیتونم غر بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.