Toy Story 3

Toy Story 3

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Toy Story 3 2010 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Toy Story 3 2010 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-30
பதிவிறக்கங்கள்: 99
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

پول، پول، پول. هی

کارت ساخته‌ست، بارتِ یه چشم

متاسفم کلانتر. من یه مردِ متاهلم

بتیِ یه چشم

اوه! اوه

فکر کنم یه چیزی از دستتون افتاد، آقا

جسی؟ تسلیم شو بارت

به آخر خط رسیدی

همیشه دلم می‌خواست با یه انفجار بزرگ از دنیا برم

اوه نه! یتیم‌ها

بدم میاد زود برم، ولی ماشینمون رسیده

اوه

یا من یا بچه‌ها، کلانتر. خودت انتخاب کن

ووهوو

مثل باد بتاز، بولزآی! هی‌یا

ثابت نگهش دار

وودی، عجله کن

خوشحالم که به قطار رسیدم

حالا بریم سراغ خلافکارها

به سوی بی‌نهایت و فراتر از آن

ووهوو

اوه

دست‌ها بالا

دستت بهم نمی‌رسه کلانتر

من سگِ حمله‌م رو آوردم که سپر دفاعیِ داخلی داره

خب، منم دایناسورم رو آوردم که سگ‌هایِ سپردار رو می‌خوره

یودل‌ـای‌ـهی‌ـهو

ها؟

دکتر پُرک‌چاپِ بدجنس

واسه تو می‌شه "آقای دکتر پُرک‌چاپِ بدجنس"

"باز، لیزرت رو بزن به نشان من."

"وودی، نه، این کارت رو می‌کشه." "فقط انجامش بده!"

"داری می‌ری زندان، بارت." "مواظب باش!"

نه، نه، نه. راحت بازی کنین. انگار من اصلاً اینجا نیستم

اوه، نه، مولی

نه، اشکالی نداره مامان. این یه نوزاد ۱۵ متریه که از فضا اومده

و داره همه چیز رو داغون می‌کنه. فرار کنین

باستر، از اونجا بیا بیرون. این چراغ قرمز یعنی داره ضبط می‌کنه؟

زود باش. به مولی بگو "تولدت مبارک"

تولدت مبارک! اوه، چقدر دل‌نشین

تولدت مبارک

ببین چقدر قد کشیدی

آره! ووهوو

"هر چقدر تونستم سریع اومدم. باز، پشت سرت!"

"حله، وودی."

باز وارد عمل می‌شه

"کارت عالی بود، باز."

ای‌ـها

خب، همگی سرِ جاهاتون. زود باشین، بجنبین. مستقر بشین

صبر کنین! اون یکی چشمم رو پیدا نمی‌کنم

خب، پایِ کی تو صورت منه؟ مال منه. پسِش بده

تو جون ما رو نجات دادی. ما تا ابد مدیونِ تو هستیم

باز! اشکالی نداره کنارت جا خوش کنم؟

بله. نه

یعنی منظورم اینه که، چرا باید از کنارِ تو بودن بدم بیاد؟

اینجا گرمه؟

اوه! دارن میان

گروهبان، ردیفش کردی؟

ماموریت با موفقیت انجام شد

هورا

مواظب باش. مواظب باش

اوه! اوه

خب بچه‌ها. فقط یه فرصت داریم. همه حاضرین؟

ما حاضریم وودی. بزن بریم

باشه باز. تماس رو برقرار کن

هدف داره نزدیک می‌شه

دقیقاً همون‌طوری که تمرین کردیم بچه‌ها

الو؟ کسی اونجا نیست؟

مولی، تو اتاق من نیا

من تو اتاقت نبودم

پس کی داشته وسایل من رو دستکاری می‌کرده؟

من نبودم

خب، اینم از این

من رو گرفت! واقعاً من رو تو دستش گرفت

اوه، این واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

کی رو داریم گول می‌زنیم؟ بچه دیگه ۱۷ سالشه

دیگه هیچ‌وقت باهامون بازی نمی‌شه

بچه‌ها، هی، صبر کنین

باید یه جلسه تشکیل بدیم. همگی! جلسه فوری

باز دوباره نه

بی‌خیال دیگه. اسلینکی، همه رو جمع کن

اِم، همگی جمع شدیم، وودی

خب. اول از همه

همه‌مون می‌دونستیم که "عملیاتِ بازی" احتمالش خیلی کمه

بیشتر شبیه تیرِ خطا بود

ولی همیشه گفتیم که وظیفه‌ی ما این نیست که باهامون بازی بشه. بلکه درباره‌ی اینه که

پیشِ اندی باشیم. می‌دونیم

ولی می‌تونیم دوباره امتحان کنیم! مگه نه؟

من دیگه تمومش می‌کنم بچه‌ها. بساطمون رو جمع می‌کنیم

چی؟

اندی هر لحظه ممکنه بره دانشگاه

این آخرین شانس‌مون بود. اوه

رفقا، می‌ریم برای وضعیتِ اتاق زیرشیرونی

همیشه وسایل جانبی‌تون رو دمِ دست داشته باشین

قطعات یدکی، باتری، هر چیزی که برای یه جابه‌جاییِ مرتب لازم دارین

مرتب؟ متوجه نمی‌شی؟ کارِ ما تمومه! تمام! دیگه از دور خارج شدیم

هی، هی، هی، آروم باشین. بی‌خیال بچه‌ها. همه‌مون می‌دونستیم یه روزی این اتفاق می‌افته

آره، ولی حالا اون روز رسیده

ببینین، هر اسباب‌بازی‌ای این دوران رو می‌گذرونه. هیچ‌کس نمی‌خواد ببینه

هی، گروهبان! داری چیکار می‌کنی؟

جنگ تموم شده، رفقا. من و بچه‌ها داریم می‌ریم

دارین می‌رین؟ می‌خواین فرار کنین؟

ما وظیفه‌مون رو انجام دادیم. اندی دیگه بزرگ شده

و بیاین با واقعیت روبرو بشیم، وقتی کیسه زباله‌ها بیان وسط

ما سربازها اولین نفرایی هستیم که حذف می‌شیم

کیسه زباله؟ کی حرف از کیسه زباله زد؟

خدمت در کنار شما افتخاری بود. موفق باشین، رفقا

بهش نیاز پیدا می‌کنین

نه، نه، نه. صبر کنین، صبر کنین

دارن ما رو دور می‌ندازن؟ نه. هیچ‌کس دور انداخته نمی‌شه

تو از کجا می‌دونی؟

ما رو به امونِ خدا ول کردن! حالمون خوب می‌شه، جسی

پس چرا گروهبان رفت؟ ما هم باید بریم؟

فکر می‌کردم داریم می‌ریم زیرشیرونی. اوه، از این بلاتکلیفی متنفرم

اوه، اوه، آروم باشین. یه لحظه صبر کنین. ساکت

هیچ‌کس دور انداخته نمی‌شه، خب؟ همه‌مون هنوز اینجاییم

یعنی، آره، تو این مسیر دوستایی رو از دست دادیم

ویزی و اِچ و... بو پیپ؟

آره. حتی بو

همه‌شون اسباب‌بازی‌های خوبی بودن که رفتن پیشِ صاحب‌های جدید

ولی توی هر حراجی، هر خونه‌تکونی، اندی ما رو نگه داشت

حتماً براش مهم هستیم وگرنه الان اینجا نبودیم

صبر کنین. اندی ما رو می‌ذاره توی زیرشیرونی. اونجا امن و گرمه

و همه‌مون با هم خواهیم بود. دقیقاً

اونجا کلی بازی و کتاب هست، و

پیستِ ماشین‌سواری! پیستِ ماشین‌سواری. ممنون

و اون تلویزیون قدیمی. خودشه، تلویزیون قدیمی

و اونایی که تو جعبه‌ی تزئینات کریسمس هستن. اونا باحالن، نه؟

آره

و یه روزی، اگه شانس بیاریم، ممکنه اندی خودش بچه‌دار بشه

و اون موقع با ما بازی می‌کنه، مگه نه؟

ما همیشه براش اونجا خواهیم بود

بیاین بچه‌ها. بیاین وسایلمون رو جمع کنیم و آماده بشیم

و با یه خاطره‌ی خوب بریم

بهتره برم اون یکی چشمم رو پیدا کنم

این دفعه کجا جاش گذاشتی؟

یه جای تاریک. و پر از گرد و خاک

بیاین. ببینیم توی "ای‌بِی" چند می‌ارزیم

نگران نباشین. اندی حواسش به ما هست. تضمین می‌کنم

تضمین می‌کنی، هان؟

نمی‌دونم باز. دیگه چی می‌تونستم بگم؟

خب، هر اتفاقی بیفته، حداقل همه‌مون با همیم

تا بی‌نهایت و فراتر از آن

می‌تونم ضبطت رو بردارم؟ نه

چرا نه؟ چون دارم با خودم می‌برمش

می‌تونم کامپیوترت رو بردارم؟ نه

بازی‌های ویدئویی‌ت چی؟ فکرشم نکن مولی

خب اندی، بیا شروع کنیم

هر چیزی که با خودت به دانشگاه نمی‌بری، یا می‌ره زیرشیرونی، یا زباله‌ست

مامان، من تا جمعه نمی‌رم. بی‌خیال، امروز روزِ جمع‌آوری زباله‌هاست

مامان. ببین، خیلی ساده‌ست

اسکیت‌بورد، دانشگاه. کاپِ مسابقات، احتمالاً زیرشیرونی

هسته‌ی سیب، زباله. بقیه‌ش رو خودت می‌تونی انجام بدی

چرا هنوز این اسباب‌بازی‌ها رو داری؟

مولی، از اتاقم برو بیرون

سه روز دیگه و اینجا مالِ منه

مولی، تو هم قسر در نمی‌ری

تو انقدر اسباب‌بازی داری که نمی‌دونی باهاشون چیکار کنی

بعضی‌هاشون می‌تونن بچه‌های دیگه رو واقعاً خوشحال کنن

کدوم بچه‌ها؟

بچه‌هایِ مهدکودک. اونا همیشه دنبال اسباب‌بازی‌های اهدایی هستن

مهدکودک چیه؟

مامان. اما و اگر نداره

اسباب‌بازی‌هایی که می‌خوای اهدا کنی رو انتخاب کن، من می‌برمشون "سانی‌ساید"

باربیِ بیچاره

من ماشین "کوروت" رو برمی‌دارم

اندی، یالا. باید تصمیم بگیری

مثلاً چی؟

مثلاً اینکه می‌خوای با این اسباب‌بازی‌ها چیکار کنی؟

اهداشون کنیم به سانی‌ساید؟ نه

شاید آنلاین بفروشیمشون؟

مامان، هیچ‌کس این اسباب‌بازی‌های قدیمی رو نمی‌خواد

اینا آشغالن

باشه. تا جمعه وقت داری

هر چیزی که برای دانشگاه بسته‌بندی نشه یا نره زیرشیرونی

دور انداخته می‌شه. هر چی شما بگین مامان

چی داره می‌شه؟ دارن ما رو دور می‌ندازن، احمق

قضیه اینه

کمک می‌خوای؟ خودم می‌برمش

بیا

خب، وقتی برم دلم برام تنگ می‌شه؟

اگه بگم نه، باز هم اتاقت به من می‌رسه؟ نه خیر

پس آره، دلم برات تنگ می‌شه

نمی‌تونم نفس بکشم

اوه، این نباید اتفاق بیفته! ساکت! این چه صداییه؟

اندی

اونا زباله نیستن. اونا زباله نیستن

فکر کن، فکر کن وودی. فکر کن، فکر کن... اوه

باستر! بیا اینجا پسر! بیا اینجا

خب پسر. برو سمتِ پیاده‌رو! هی‌یا

نه باستر! نه

بلند شو. باستر

ما کنار خیابونیم! اوه، می‌دونستم آخرش این‌طوری می‌شه

بکشین، همگی! بکشین

پاره نمی‌شه! اوه، بی‌خیالش بشین

این پلی‌اتیلنِ سه لایه با چگالیِ بالاست

حتماً یه راهِ فراری هست

اوه، اندی ما رو نمی‌خواد. دیگه چه فایده‌ای داره؟

فایده. فایده. فایده

فشار بدین! فشار بدین

More Farsi Persian subtitles for Toy Story 3

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left