முதல் 182 வரிகள்.
اینجا خبر بامدادیِ «جی.تی.ال» است
من «هالی چادویک» هستم
ممنون که با ما همراه هستید
امروز صبح برنامه خیلی خوبی براتون تدارک دیدیم
خب، صبح فوقالعادهایه برای اینکه توی استودیو باشیم
مقامات شیوعِ آنفولانزای مرغی رو تایید کردن
هواشناسی: آسمان ابری
خبرنگار ۲: صبح بخیر. گزارش از برایتون
اپیدمیولوژیست مرد: این بار سناریو متفاوت خواهد بود
اگه ویروس طوری تغییر کنه که اجازه انتقال بین انسانها رو بده
خب، بیاین شروع کنیم. (تشویق)
خبرنگار زن ۱: باز هم امروز
گروه دیگهای از دلفینها به گل نشستن
انتشار گاز دیاکسید کربن به طور قابل توجهی افزایش یافته در
مجری تلویزیون: آیا تهدید واقعیای سراغ دارید که ازش مطلع باشید؟
به هیچ وجه
خبرنگار زن آفریقای جنوبی: فعالان محیط زیست در تلاشند
تا علت مرگ رو تشخیص بدن
۶ خبرنگار زن ۲: در سطح هشدارِ
دستورالعملهای سازمان بهداشت جهانی برای دولتها
جورابات چقدر بامزهان! خوشم میاد ازشون
پلیس میگه اخیراً موارد مشابهی رو مشاهده کرده
از افرادی که رفتارهای عجیبی دارن
مجری زن تلویزیون: آژانس سلامت سازمان ملل احتمالاً
محدودیتهای رسمی برای سفر توصیه نمیکنه
مرد مسن بریتانیایی: یه جورایی نگرانکنندهست
میچیو کاکو: اونا فیزیکدان نیستن. مهندس هم نیستن
فکر میکنن خودش خودبهخود برطرف میشه
اونا توی یه دنیای موازیِ فانتزی زندگی میکنن
تماسگیرنده زن: درست پرید روی مَرده، داشت میزدش
مَرده داره خونریزی میکنه
خبرنگار بریتانیایی: بیست و یک مورد تایید شده
تمام این حرفها درباره پایان دنیا، یه فریب بزرگ است
خبرنگار مرد: سوژه براش غرش کرد
و به تکهپاره کردنِ قربانی ادامه داد
خبرنگار زن: بهترین تخمین، حدود ۱۵ هزار نفر در بریتانیاست
اپیدمیولوژیست: نمیدونیم این در حال گسترشه یا نه
خبرنگار بریتانیایی: آهنگِ تغییر
اپیدمیولوژیست: تا اینجا هیچ نشونهای وجود نداره
مرد ۱: ناظرها رسیدن، حتی دارن حملشون میکنن
مرد ۲: با این همه خطری که مردم رو تهدید میکنه، نمیتونیم
مرد ۳: دارن سعی میکنن ما رو از اینجا دور کنن
سعی دارن به خبرنگارها بگن که برن بیرون
کانی: بیدار شو
کارین: اوه، تو تختمون جونور پیدا شده... (خنده جری)
ریچل: خواب ممنوع! (ناله کارین)
اوه، داری خیلی بزرگ میشی
چی میخواین بخورین؟ بچهها: پنکیک
امروز آفتاب خیلی بیشتری داریم
فقط باید یه کلمه بگی
جری: هی، راستی برای تولدت چی میخوای؟
بگو توله سگ. یه... یه توله سگ
جری: منظورت یه توله سگِ عروسکیه؟
چون اون رو میتونیم ردیف کنیم
ببخشید
کارین: صبح بخیر. اوه، اون خیلی خوشمزه به نظر میرسه
ریچل: اون بزرگتره رو برمیداره؟
کانی: آره، ببخشید. کارین: آخه اون خیلی فسقلیه
اسپریِ تنفسیت رو برداشتی؟
کنار روشوییِ دستشویی
تا یه دقیقه دیگه؟ یالا، تکون بخور! برو
خبرنگار مرد: دولت اعلامِ حکومت نظامی کرده
بابا، حکومت نظامی چیه؟
آه... (میخندد)
حکومت نظامی مثل... امم، قوانینِ خونهست ولی برای همه
توی شغل قبلیت، هیچوقت توی همچین جاهایی بودی؟
جری: اوم-هوم
ولی من کار قبلیم رو ول کردم تا بتونم پیش شما باشم
دلت براش تنگ شده؟
جری: نه، کار جدیدم رو دوست دارم
تنها کاری که میکنی اینه که صبحها پنکیک درست میکنی! (خنده کوتاه)
آره، ولی توش واقعاً استادم
ببین کی رو پیدا کردم! اوه
عروسک: قطار شماره ۱۲ داره میاد
جری: اوه، این «سامِ مترو» نیست، هست؟
پنکیکِ بیشتر میخوای؟
خوبه
برین، برین، برین. یالا، زود باشین
کانی: حداقل... کارین: یالا راه بیفتین
هی! بشقابها رو بذارین توی سینک
کانی: بعداً! کارین: وقتی برگشتیم انجامش میدیم
کارین: اوم
توی جنگل زندگی میکنه؟
اووو
نه
یکشنبهها میخوریمش؟
نه
توی دشتهای بزرگ آفریقا زندگی میکنه؟
آره. خب، فکر کنم آره
آدما تمام عمرش اون رو توی قفس نگه میدارن و برای گوشتش میکُشن؟
این واقعاً چندشه! ریچل: چندشه
بابا
حیوونیه که بشه به عنوان حیوون خانگی نگه داشت؟
آره. گربهست؟
ریچل: آره. (نفسش بند میآید) ها ها ها
خب، حالا یکی دیگه. یکی دیگه بازی کنیم
دقیقاً درست گفتی
چرا اینقدر زیادن؟
توی پنج دقیقه اخیر، سه تا رد شدن
چه خبر شده؟
(تغییر ایستگاهها)
مجری رادیو: سازمان بهداشت جهانی در حال
رهگیریِ شیوع اخیر بیماریِ هاری است
که از تایوان شروع شده و اکنون در بیش از ۱۲ کشور گزارش شده است
در پاسخ به اتهاماتی مبنی بر اینکه او اقدامات کافی برای جلوگیری از گسترش انجام نداده
میشه بریم روی شبکهی بی.بی.سی؟
تو دیگه بریتانیایی نیستی، عزیزم
خیلی وقت پیش لهجهت رو از دست دادی
مگر اینکه دو بطری شراب خورده باشی
من بریتانیاییام؟
آره، مادربزرگت هست
هی! یوهو
همینطور میخواد به رفتنش ادامه بده، بابا؟
تحمل کنین بچهها
ریچل: بابا توی جاده مراقب باش
چیزی نیست عزیزم
مجری: میتونه بین گونههای مختلف منتقل بشه
معمولاً از طریق گاز گرفتنِ یک حیوان آلوده
بهترین توصیه ما اینه که از مناطق پرجمعیت دوری کنید
هی، یوهو! حالت خوبه؟
آره، خوبم. ممنون
چیزی لازم داری؟ نه. میدونی چه خبره؟
نه داداش، هیچی نمیدونم
اوضاع دیوانهکنندهست
جری؟
همین الان برگردین توی ماشینتون
داخلِ وسیله نقلیه خودتون بمونید
(تصادف)
داریم چیکار میکنیم؟
جری: این راهِ فرارِ ماست
من پتویم رو میخوام
عزیزم، الان لای وسایله، بستهبندی شده
«سامِ مترو» رو بغل کن، باشه؟
پتوی من
رچ؟
ریچل، عزیزم، باید برگردی روی صندلیت
عزیزم، باید بشینی روی صندلیت. جری: کمربندت رو ببند
کارین: ریچل، همین الان
جری؟ رچ، کمربندت رو دوباره ببند
حالت خوبه؟ جری: خوبی؟
ریچل، عزیزم؟ ریچل، آسیب دیدی؟
کارین: کانی؟ خوبی؟ چیزی نیست
باید بریم بیرون
همگی از ماشین پیاده شید
جری: باید از شهر بزنیم بیرون
درِ سمتِ اون باز نمیشه! ریچل، از اون طرف برو بیرون
خوبه، باید از روی صندلی رد بشی عزیزم
افسر: از سر راه برین کنار
تکون بخورین
یالا عزیزم. یالا
عزیزم حالت خوبه؟
جری: باید از خیابون بریم کنار
اونا چیان جری؟ اونا چیان؟
نمیدونم
برین سمتِ اون کاروان (RV)
سامِ مترو
قطار شماره ۱۲ داره میاد! یک
دو
چه اتفاقی داره میافته؟ سامِ مترو: سه
چهار
پنج
شش
هفت
هشت
نه
ده
یازده
دوازده
قطار توی ایستگاهه
کارین: مراقب باش! (ناله ناشی از تلاش)
پلیس: داریم از خیابون پنجم عقبنشینی میکنیم
افسر فرمانده: مهار کردن با شکست مواجه شد
کارین: سعی کن آروم باشی. (نفسنفس زدن ریچل)
نفس بکش
دَم و بازدَم
یالا عزیزم، سعی کن آروم باشی. (سرفه کردن)
جری؟ کیفم رو توی ماشین جا گذاشتیم
اسپریِ زاپاسِش کجاست؟
میرم کولهپشتیت رو چک کنم، باشه؟
میخوای پیشش بمونی؟
جری: رچ، حالت خوب میشه. حالت خوب میشه
هی، هی، از بینی نفس بکش
No comments yet. Be the first to leave one.