முதல் 200 வரிகள்.
ترس. خیانت. تشنهی خون بودن
هزاران سال پیش
اینها نیروهایی بودن که بر دنیای ما حکومت میکردن
دنیایی که طعمهها از شکارچیها میترسیدن
و شکارچیها یه غریزهی بیولوژیکی و غیرقابل کنترل داشتن
برای زخمی کردن و دریدن و
خون! خون! خون
و مرگ
اون زمان، دنیا به دو دسته تقسیم شده بود:
شکارچی وحشی
یا طعمهی بیآزار
اما با گذشت زمان، ما تکامل پیدا کردیم
و از رفتارهای وحشیانه و ابتداییمون فاصله گرفتیم
حالا، شکارچی و طعمه در هماهنگی با هم زندگی میکنن
و هر پستاندار جوانی فرصتهای بیشماری داره
آره
دیگه مجبور نیستم توی گله کز کنم
در عوض، میتونم یه فضانورد بشم
دیگه مجبور نیستم یه شکارچی تنها باشم
امروز میتونم دنبال معافیتهای مالیاتی بگردم
میخوام کارشناس بیمه بشم
و من میتونم دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنم
من قراره
یه افسر پلیس بشم
پلیس خرگوش؟ این احمقانهترین چیزیه که تا حالا شنیدم
ممکنه برای ذهنهای کوچک غیرممکن به نظر بیاد
منظورم تویی، گیدیون گری
اما، فقط ۲۱۱ مایل اونطرفتر
شهر بزرگ زوتوپیا قرار داره
جایی که اجداد ما برای اولین بار در صلح کنار هم جمع شدن
و اعلام کردن که هر کسی میتونه هر چیزی که میخواد بشه
ممنون و شب همگی بخیر
جودی، هیچوقت فکر کردی چطوری من و مامانت اینقدر خوشبخت شدیم؟
نه
خب، ما بیخیال رویاهامون شدیم و به همینجا رضایت دادیم. مگه نه، بان؟
اوه، آره، درسته استو. بدجور هم رضایت دادیم
ببین جود، زیباییِ قانع بودن به همینه
اگه چیز جدیدی رو امتحان نکنی، هیچوقت شکست نمیخوری
ولی من اتفاقاً امتحان کردن رو دوست دارم
عزیزم، منظور پدرت اینه که
این کار خیلی سخت خواهد بود
حتی شاید برای تو غیرممکن باشه که افسر پلیس بشی
درسته. تا حالا هیچ پلیس خرگوشی نبوده. خرگوشها این کارها رو نمیکنن
هیچوقتِ هیچوقت
پس فکر کنم باید اولین نفر باشم
چون من میخوام دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنم
یا اصلاً میدونی، اگه میخوای دربارهی بهتر کردن دنیا حرف بزنی
راهی بهتر از هویجکار شدن وجود نداره
بله! پدرت، من
و ۲۷۵ تا خواهر و برادرت. ما داریم دنیا رو تغییر میدیم
با هر یه دونه هویجی که میکاریم
گل گفتی. هویجکاری یه شغل شریفه
فقط دونهها رو میذاری توی زمین
با خاک یکی میشی. کلاً گلی و خاکی میشی
میفهمی عزیزم. داشتنِ رویا خیلی هم خوبه
آره. تا وقتی که خیلی جدی باورشون نکنی
پس کدوم گوری رفت؟
همین الان بلیطهاتون رو بدین به من
وگرنه یه جوری میزنم توی اون هیکلِ گوسفندیِ مظلومت که
تمومش کن، گیدیون
میخوای چیکار کنی؟ گریه کنی؟
هی
شنیدی چی گفت. تمومش کن
لباس قشنگیه، بازنده
توی چه دنیای دیوونهای زندگی میکنی
که فکر میکنی یه خرگوش میتونه پلیس بشه؟
با کمال احترام، بلیطهای دوستم رو پس بده
بیا بگیرشون
اما حواست رو جمع کن، چون من یه روباهم
و همونطور که توی اون نمایش مسخرهت گفتی
ما شکارچیها عادت داشتیم طعمهها رو بخوریم
و اون غریزهی قاتل بودن هنوز توی "دیاناِی" ما هست
تقریباً مطمئنم "دیاناِی" تلفظ میشه
چیزایی که خودم میدونم رو به رخم نکش، تراویس
تو منو نمیترسونی، گیدیون
حالا چی، ترسیدی؟ لرزش دماغش رو نگاه کن
ترسیده
گریه کن خرگوش کوچولو
گریه کن، گریه کن
تو نمیدونی کی باید بیخیال بشی، نه؟
میخوام این لحظه رو خوب یادت بمونه
دفعهی بعد که فکر کردی قراره چیزی فراتر از یه خرگوشِ خنگِ
هویجکار باشی
اوضاعش بده
حالت خوبه، جودی؟
آره. خوبم
بفرمایید
وای! بلیطهامون رو پس گرفتی
جودی، تو فوقالعادهای
آره، اون گیدیون گری اصلاً نمیفهمه چی داره میگه
خب، دربارهی یه چیز راست میگفت
من نمیدونم کی باید بیخیال بشم
خوب گوش کنین، کارآموزها
زوتوپیا ۱۲ تا اکوسیستم منحصربهفرد در محدوده شهریش داره
تاندرا تاون
میدان صحرا
منطقهی جنگلهای بارانی، اینها فقط چند نمونهان
باید توی همهشون استاد بشین
قبل از اینکه وارد خیابون بشین، وگرنه میدونین چی میشه؟
غزل خداحافظی رو میخونین
طوفان شنِ سوزان
کارت تمومه، خرگوش دهاتی
سقوط از ارتفاع هزار پایی
کارت تمومه، هویجخور
دیوار یخیِ منجمد
کارت تمومه، دخترِ مزرعهدار
مجرم غولپیکر
کارت تمومه. تموم، تموم، تموم
توالت کثیف! کارت تمومه، دُمپنبهای
فقط بیخیال شو و برو خونه، خرگوشِ پشمالو
تا حالا هیچ پلیس خرگوشی نبوده
هیچوقت. - هیچوقت
فقط یه خرگوش احمق و هویجکار
به عنوان شهردار زوتوپیا، با افتخار اعلام میکنم
که طرح "فراگیری پستانداران" من به ثمر نشسته
و اولین فارغالتحصیل آکادمی پلیسش رو معرفی میکنه
شاگرد اول کلاس، اولین افسر خرگوش در اداره پلیس زوتوپیا
جودی هابس
اوه، خدای من
معاون شهردار، بلودر، نشانش رو بدین
اوه، بله. درسته! - ممنونم
هورا، جودی
جودی
این افتخار بزرگیه که رسماً تو رو اعزام کنم
به قلب زوتوپیا: حوزهی یک
مرکز شهر
تبریک میگم، افسر هابس
ناامیدتون نمیکنم. این رویای من از بچگی بوده
این یه روز افتخارآمیز برای ما کوچولوهاست
بلودر، جا باز کن دیگه. یالا
خب، افسر هابس. لبخند بزن ببینم
افسر هابس، اینجا! لطفاً اینوری نگاه کنین
تکون نخور. لبخند بزن
ما واقعاً بهت افتخار میکنیم، جودی
آره. ترسیدیم هم
راستش، یه جورایی ترکیبی از افتخار و ترسه
آخه زوتوپیا... خیلی دوره. یه شهر به این بزرگی
بچهها
من تمام عمرم برای این لحظه تلاش کردم
میدونیم. ما هم یه جورایی برات خوشحالیم، اما زهرهترک شدیم
تنها چیزی که باید ازش بترسیم، خودِ ترسه
و البته خرسها. از خرسها هم باید ترسید
از شیرها و گرگها هم که دیگه نگم
گرگها؟ راسوها چی؟
تو با یه راسو بازی میکنی
و اونم جوری تقلب میکنه که انگار فردایی وجود نداره
اصلاً میدونی چیه، تقریباً همهی شکارچیها. و زوتوپیا پر از اونهاست
اوه، استو
و روباهها از همه بدترن
راستش پدرت یه جورایی حق داره. این توی ذاتشونه
یادت میآد چه اتفاقی با گیدیون گری افتاد؟
اون موقع نه سالم بود
گیدیون گری یه عوضی بود که دستقضا روباه هم بود
من کلی خرگوش میشناسم که عوضیان
حتماً، همهمون میشناسیم. صد در صد. اما محض احتیاط
برات یه بستهی مراقبتی کوچیک درست کردیم که همراهت ببری
چند تا خوراکی هم توش گذاشتم. این بازدارندهی روباهه
آره، خوبه که همراهت باشه، امنه
این یکی دورکنندهی روباهه
همین بازدارنده و دورکننده برای کل عمرش کافیه
این رو ببین! تو رو خدا
اون نیازی به شوکرِ روباه نداره، استو
بیخیال. مگه میشه آدم به شوکرِ روباه نیاز نداشته باشه؟
باشه، ببینین! من این رو برمیدارم تا شما فقط دیگه حرف نزنین
عالی شد! همه راضی شدن
قطار سریعالسیر زوتوپیا، در حال ورود
خب، من دیگه باید برم! خداحافظ
خداحافظ، جودی
عاشقتونم بچهها
ما هم عاشقتیم
اوه لعنتی، باز چشمهی اشکش راه افتاد
اوه استو، خودت رو جمع و جور کن
خداحافظ همگی
خداحافظ جودی! خداحافظ
دوستت دارم
خداحافظ! خداحافظ
خدانگهدار
امشب گند زدم، یه مبارزه دیگه رو باختم
به خودم باختم، اما دوباره شروع میکنم
مدام زمین میخورم
مدام میخورم به زمین
اما حالا همیشه بلند میشم
تا ببینم بعدش چی میشه
پرندهها فقط پرواز نمیکنن
اونها زمین میخورن و بلند میشن
هیچکس بدون اشتباه کردن یاد نمیگیره
من تسلیم نمیشم، نه، کم نمیآرم
تا وقتی که به آخرش برسم، و بعد دوباره شروع میکنم
نه، من بیخیال نمیشم
میخوام هر چیزی رو امتحان کنم، میخوام امتحان کنم حتی اگه شکست بخورم
من تسلیم نمیشم، نه، کم نمیآرم
تا وقتی که به آخرش برسم
اون وقت دوباره شروع میکنم
نه، من بیخیال نمیشم، میخوام همه چیز رو امتحان کنم
میخوام امتحان کنم حتی اگه شکست بخورم
همه چیز رو امتحان کن
همه چیز رو امتحان کن
همه چیز رو امتحان کن
من به اشتباهات جدیدم ادامه میدم
و هر روز مرتکبشون میشم
No comments yet. Be the first to leave one.