முதல் 200 வரிகள்.
گذشته دیگه نشون نمیده من کی هستم
کراسوس کی قراره با حضور لعنتیش به ما افتخار بده؟
خبر زخمی شدنِ آدمت تازه به گوشم رسیده
برای اینکه تو راضی باشی، حتی به کوه المپ هم هجوم میبرم
نسیم خبری رو به گوشم رسونده
که بهترین کتانهای مصری فردا میرسن
بگیرشون وریدیا
الان دیگه جات امنه
کیلیکیها
همه میدونن که خیلی دلت میخواد توی بازیهای پیشرو شرکت کنی
کاری میکنم که جایگاه خوبی داشته باشی
ما توی بازیهای لودی آپولینارس جا پیدا کردیم
برادران فیروکس رو به خاک سیاه لعنتی مینشونیم
به دست الههی مرگِ لعنتی
سزار
این نجاست رو بذار توی تاریکترین گوشه، دور از چشمهای لعنتی
زن نجیب نباید خودش رو به زحمت بندازه
با همچین مسائل پستِ خونه
کورنلیا دنبال خواستههای خودشه
مثل پدرش قبل از خودش
و ترجیح میده خونه در شأن یه رومی باشه
هر کی زیر سقف منه، به فرمان توئه
انتظاری غیر از این ندارم
معذرت میخوام
میخوام خصوصی درباره مسائل فوری صحبت کنیم
بسیار خب
بیا تو راه یه شرابی هم پیدا کنیم
تا تلخیِ این حرفهای تند رو بگیره
تو
توی این طویله چه مقامی داری؟
من وِلیکای عمارت آشور هستم
و بردهی شخصیِ اربابش
مقام ولیکا اینجا مثل رم باکلاس نیست
ولی خب، لابد باید باهاش ساخت
بله بانو. حموم رو آماده کن
تا بوی گند این خونه رو از تنم پاک کنم
قبل از اینکه این بو همیشگی بشه
آه
اوه، دستکم شرابت مزهی شاش نمیده
بهترین شرابهای کاپوآ فراهم شده بود
به امید اینکه خودِ کراسوس تشریف بیاره
فکر کرده بودم موضوعی رو مطرح کنم دربارهی
بازسازیِ آمفیتئاتر قدیمی
اون مرد بیرون دروازههای رم اردو زده
با ارتشش مقابل پومپه ایستاده
و فکرش خیلی فرسنگها از کاپوآ دوره
شهرونداش براش اهمیتی ندارن
حضور شما هم به همون اندازه ارزشمنده
اندازه؟ هه
از خیلی جهات، حتی بیشتر
و ورود محترمانهتون درست بعد از یه خبر عالی بود
من توی مسابقات پیشرو جا پیدا کردم
مسابقات لودی آپولینارس، به میزبانی خودِ سناتور گابینیوس
آیا این پاداش بابت دفع کردنِ
حمله کیلیکیها به همسر و دختر عزیزت بود؟
این خبر چطور به این سرعت به گوشِت رسیده؟
واقعاً فکر کردی خدایان لبخند میزنن؟
به کسی به پستیِ تو؟
بدون یه دستِ راهنما، فراتر از هوسهای خدایان؟
کیلیکیها
اونا آدمهای تو بودن؟
با همون ظاهر و لباسی که بلای جونِ جمهوری شده
پیامی بهت رسید که بری محموله رو بگیری
در زمان و مکانِ مقرر
اون وقت یه زمزمهای مثل یه نسیم ملایم
کوسوتیا و وریدیا رو همون موقع کشوند اونجا
آدمهات نزدیک بود جونِ لعنتیم رو بگیرن
ولی خب، الان که اینجایی
و ارادهی مارکوس کراسوس به خوبی اجرا شد
برای به دست آوردنِ قدردانیِ گابینیوسِ بزرگ
کراسوس
این نقشه رو کشیده بود؟
اگه عقلت میرسید، خودت رو عزیز میکردی
بدون اینکه نیازی به دخالت باشه
خوشبختانه، حالا یه عقلِ کل رسیده تا اوضاع رو شکل بده
به نفع خودش. هدفت از این کار چیه؟
گابینیوس باید علیه پومپه ترغیب بشه
به سمت حامی تو، کراسوس
و البته، مردی که جلوت ایستاده
گابینیوس غرق در سنته
و به این راحتیها از موضعش کوتاه نمیاد
با زبون تو، نه. من خودم باهاش حرف میزنم
راه بیفت و یه دعوتنامه جور کن
هر چی شما بخواید
فرمانبردارم
گوش کنید
مسابقات لودی آپولینارس نزدیکه
میخوام همهتون رو در جایگاه پیروزی ببینم
تا باعث افتخار این عمارت بشید
و کی به میدون میره، دکتره؟
تو انتخاب شدی، تارکون؛ همراه با پدرِ نامدارت
اراتو، افسیوس
ارباب برای شما هم پاداش در نظر گرفته
آکیلیا
تو به عنوان قهرمانِ عمارت آشور معرفی میشی
بهم افتخار میدی، دکتره
من فقط دارم میاندازمت جلوی گرگها
سلادوس، تارکون، بیاید کنار من
بیاین نقش برادران فیروکس رو بازی کنیم
و آکیلیا رو آمادهی هدفش کنیم
عطر ناخوشایندی کل ویلا رو گرفته
ناشی از شکست و مرگ
مخلوط با بوی غذاهای خارجی
حضور ما فداکاریایه برای اون شکوهِ وعده داده شده
اون سوری رو تو مسیر انداختی؟
مثل یه قاطر توی جاده
که باری رو میکشه که در شأن یه آدم نیست
آدمهاش رو چطور ارزیابی میکنی؟
همهشون اونقدرها هم سرسخت نیستن
یه زن رو آموزش میده؟
بلندپروازیهاش فراتر از آموزش دادنه
اون رو به عنوان قهرمان این عمارت لعنتی معرفی میکنه
سفر به کاپوآ لذتهای غیرمنتظرهای داره
شما من رو در وضعیت بدی گیر انداختید
به من گفته بودن خودِ کراسوس به شهرمون صفا میده
عذر میخوام، اشتباه برداشت شده بود
اما بدون که در غیابش، من صدا و ارادهی اونم
اوه. مقامی که فکر میکردم اون سوری ادعاش رو داره
همینطوره
وقتی سزار خودش رو دور از کاپوآ میبینه
همم
و چه خبری از رم هست؟
کراسوس دنبال اینه که یه پل بزنه
روی شکافی که بین خودش و سناتور نجیب هست
نظر من با پومپه است
موضعی که همه ازش خبر دارن
اما مگه پومپه بود که خدایان فرستادن؟
وقتی به همسر و دختر عزیزت حمله شد؟
توسط اون آشغالهای کیلیکی که سوری بهم خبر داده؟
نه، اون نبود
اما من اخیراً از پومپه درخواست کردم
که از رم خارج بشه
و جلوی این طاعون لعنتی رو که داره جمهوری رو نابود میکنه بگیره
میخوای اون رو از ارتشش جدا کنی؟
اون طرفِ دروازههای رم؟
اون مرد سر جاش سفت ایستاده و با منطق یا وظیفه تکون نمیخوره
شاید با دیدنِ
تغییر وفاداریها، تحریک بشه
اون از طرف تو حرف میزنه یا کراسوس؟
در این مورد، ما یکی هستیم
و چطور قراره این موضوع معلوم بشه؟
با مسابقات لودی آپولینارس
منظورت رو نمیفهمم
اگه این مسابقات توسط گابینیوس و سزار ارائه بشه
مطمئناً خبرش به گوش پومپه میرسه
و شاید اون رو از جایگاه دورش پایین بکشه
و
سکههای مورد نیاز برای این کار چی؟
تقسیم میشه، اگه سرِ یه امتیاز جزئی به توافق برسیم
بگو بشنویم
قهرمانِ کراسوس رو به مقام اول (پریموس) برسون
منظورت قهرمانِ اون سوریه؟
دقیقاً
اون پیشکشهایی با شکلهای خیلی غیرعادی تهیه کرده
که قطعاً هیجان جمعیت رو شعلهور میکنه
و تکرار مبارزه با برادران فیروکس
آتیش این هیجان رو تندتر میکنه
پیشنهاد وسوسهکنندهایه
پیشنهادی که باهاش موافقم
فقط یه نگرانی باقی مونده که بهش رسیدگی نشده
ضیافت شام در شب مسابقات
چند روز دیگه
همسر محترم از قبل مشغول آمادهسازی ویلا شده
برای جشن. ممنون بابت زحماتشون
اما من
مثل یه شبح توی کاپوآ هستم
که بهندرت توی این دیوارها دیده میشم
بهم افتخار میدی اگه ضیافت شام توی ویلای من برگزار بشه
که برای مدت اقامتم با مهربانی از اون سوری قرض گرفتم
قراره سکههایی هم از کیسهی تو برای این کار خرج بشه؟
خودِ کراسوس پیشنهاد کمک داده
مبلغ ناچیزیه
برای کسی که اینقدر خوششانسه
همم
پس بذار همینطور بشه
و پیوندها برای هدف مشترکِ جمهوری محکمتر بشه
بالاخره حرف تو اون کلهی لعنتیت فرو رفت
سرعت متحدِ توئه
برادران فیروکس نمیتونن چیزی رو که ضربه بهش نمیخوره بکشن
دوباره
خبرهای عالی با یه مانور هنرمندانه
سزار مقتدر
مقام پریموس لعنتی رو برامون گرفت
برای ناهار استراحت کنید و برگردید سر تمرین
ها ها
منظرهی باشکوهی میشه
که شاهد واکنش گابینیوسِ پیر باشیم
وقتی یه زن جایگاه افتخاری رو روی شنهای میدون به دست میآره
من به اون کثافت لعنتی اعتماد ندارم
منم همینطور
اما کراسوس تحویلش میگیره و ما هم فعلاً باید پیروی کنیم
در حال حاضر
اون لیاقت قهرمان شدن رو نداره
و نه جایگاه پریموس لعنتی رو به دست آورده
اون
لیاقتش رو ثابت میکنه
به اربابمون، به دکتره ما
و به من
من... باید توی میدون باشم
بله
No comments yet. Be the first to leave one.