முதல் 193 வரிகள்.
آمادهای بابا؟
آخ، آخ، آخ، آخ، آخ، آخ
چیزی نمونده، چیزی نمونده
آخ، آخ، آخ. آخ
اوه
خب. فقط یه زخم کوچیکه
فکر کنم ضدعفونیکننده کارساز باشه
ولی میخوام فردا بیای بیمارستان
تا بتونم دوز یادآور کزاز رو برات بزنم
برای غرور جریحهدار شده هم چیزی داری؟
حتماً هوشش به مادرش رفته
بذار ببینم
اوه، عالی بود خانم دکتر
ممنونم الی. (میخندد)
میدونی، وقتی بعد از ۳۰ سال بیمارستان "رویال فرن" رو ترک کردم
نگران بودم چه اتفاقی برای اونجا میافته
و حالا میبینم که جاش کاملاً امنه و بهتر از این نمیشد
واسه اینه که شما هر چی بلدم رو بهم یاد دادین
اوه، داری هندونه زیر بغلم میذاری، ولی ادامه بده
من فکر میکردم این یه سفر ماهیگیریه
نه یه کنفرانس پزشکی
بهبه
من ماشین رو میارم پایین
باشه
میخوای اون رو من بیارم؟
ممنون. اوه، یه لحظه صبر کن
کلاهم رو فراموش کردم
واقعاً از دیدنت خوشحال شدم الی
خوشحالم که تو و پدرت تونستین همراه من بیاین
دیگه زیاد برای ماهیگیری بیرون نمیرم
به نظر میرسه دوران بازنشستگی سرت رو شلوغتر از همیشه کرده
هنوز داری با اون دستگاه دیالیز ور میری؟
در واقع، یه نمونه اولیه کاربردی ساختم
تبریک میگم. فوقالعادهست
وقتی آدم میدونه به چند نفر میتونه کمک کنه
واقعاً حس لذتبخشیه
حتی دنبال ثبت اختراعش هم نیستم
قصد دارم طرحش رو به اشتراک بذارم
به قول کامپیوتریها، "متنباز"
الی، تو واقعاً الهامبخشی و این اصلاً تعارف نیست
فقط عین حقیقته
ممنون، زی
چطوره این هفته برای جشن گرفتن، ناهار مهمون من باشی؟
عالی میشه
باشه
پنجشنبه، ساعت یک، رستوران "بلو داگ"؟
خیلی وقت بود اونجا نرفته بودم
منتظرش هستم
منم همینطور
فکر میکردم اینجا پیدات کنم
مچم رو گرفتی
حالا دیگه ویزیت در منزل هم انجام میدی؟
میدونی، به عنوان پزشکت، این فعالیت قلبیعروقی رو
قویاً تأیید میکنم
این همه صدف سرخشده دارن کمکم اثرشون رو میذارن
فکر کنم به خاطر شامهای تنهایی تو خونهست
واقعاً متأسفم که مجبور شدم لحظه آخر کنسل کنم
میدونی، واقعاً فاجعهبار میشه
اگه دست تقدیر بخواد برعلیه ما توطئه کنه
آره، همینطوره
خب، چطوره امشب دوباره امتحان کنیم؟
رستوران "لاکی" در خیابان اصلی؟
به نظر نقشه خوبیه
هی، اگه این دویدن باعث شد
توی کمرت احساس درد کنی، بهم خبر بده
نمیخوام اون گلوله
بیشتر از این به نخاعت نزدیک بشه
تا الان که همه چیز خوب بوده، دکتر
پسر
از اون دوست کارآگاهت تو بوستون خبری نشد
که ببینه کی اون گلوله رو نشونده اونجا؟
هنوز داره پیگیری میکنه
خب، چیزی لازم داشتی یا فقط دلت برام تنگ شده بود؟
تو مگه تورهای ماهیگیری توی پذیرایی خونت آویزون نکردی؟
آه، بله. ایده بابام برای دکوراسیون خونه بود
امیدوار بودم بتونم قرضشون بگیرم
در واقع دارم به "بریت" کمک میکنم تا
اولین مزایده برای مسابقه قایقرانی رو راه بندازه
تمِ دریانوردی داره
چه ایده فوقالعاده خلاقانهای
این رو کسی میگه که تورهای ماهیگیری
توی پذیرایی خونش آویزون کرده
کمکت میکنم بیاریشون پایین
کمی صبر کن خانم دکتر
هنوز سه کیلومتر دیگه مونده تا بدوم
تا بتونم امشب توی "لاکی" اون خرچنگ و پوره رو با خیال راحت بخورم
بعداً خودم میارمشون برات
جف
دان
روبراهی؟
احیای قلبی بلدی، مگه نه؟
شاید بخوای دفعه بعد با من بیای
میدونی، من ترجیح میدم فقط
آخر کار نوشیدنیهای خنک رو بیارم
بفرما، از خودت پذیرایی کن
اوه، ممنون
هی، به مشکلی برخوردی؟
آره، میخواستم قایق رو برای مسابقه امتحان کنم
که یهو چند تا آدم ناشی با سرعت از کنارم رد شدن
موجش من رو کوبید به ستون اسکله
اوه. تا مسابقه یکشنبه تعمیرش میکنی؟
تا اون موقع درست میشه
اون دستگاه سنبادهزنی که بهت قرض دادم
شاید وقتش رسیده باشه که برگرده پیش من
مشکلی نیست
این حتی بزرگترین مشکل هم نیست
تیغه وسط؟ کلاً ترک خورده
اوخ
میتونی تا اون موقع جایگزینش رو پیدا کنی؟
میرم از بوستون یکی میخرم
مجبورم پنجشنبه برم اونجا
و یه محموله کاری رو تحویل بدم
خب، اوضاع گالری چطوره؟
مثل همیشه
مطمئنی؟
نمیدونم
تازه دارم میفهمم که الان ۱۰ ساله اونجام
هیچوقت فکر نمیکردم وقتی به عنوان
مدیر تاسیسات و حملونقل استخدام شدم
سر از بیزنس هنر دربیارم
آره. جالبه که چطور از جاهایی سر در میاریم که اصلاً انتظارش رو نداریم
هی، فکر میکنی چیزی داشته باشن
که بالای شومینه من قشنگ بشه؟
جکسون، نکنه رفتی تو کار خرید آثار هنری؟
نمیدونم
فکر کردم شاید وقتش رسیده یه دستی به سر و روی خونه بکشم
آها، شاید کسی هست که میخوای تحت تأثیر قرارش بدی
چی؟ نه
فقط میخوام از تخفیف کارمندیت استفاده کنم
اونجا نمیتونم کمکت کنم
میدونی، اوضاع خیلی خرابه
منتظر جمعیت زیادی برای آخر هفته مسابقه قایقرانی هستیم
که یعنی پول خوبی برای صندوق بورسیه باشگاه قایقرانی جمع میشه
خوشحالم که این رو میشنوم
بچههای محلیِ زیادی شانس قایقسواری ندارن
آره، به شرطی که بانک مزایده رو برگزار کنه
و همه چیز بدون نقص پیش بره
که البته همهاش هم روی دوش منه
بریت، مگه خودت داوطلب نشدی؟
رئیس، همین موضوع استرسش رو بیشتر میکنه
ممنون، زی، که برای کمک اومدی
اوه، خواهش میکنم
جف هم هر لحظه ممکنه با اون تورهای ماهیگیری برسه
خب، اوضاع بین شما دو تا چطوره؟
اینجاست که من وانمود میکنم اصلاً گوش نمیدم
بابا، مسئول اسکله اونجاست
شما دو تا قوانین مربوط به عابرین پیاده رو ندارین؟
بله، بله، داریم
بعداً میبینمتون
باشه
خب؟ بنال ببینم چه خبره
جف
چیزی رو از دست دادم؟
نه اصلاً. خوشحالم که اومدی
وقتی وظیفه حکم میکنه، باید اومد
خب، اینها رو کجا بذارم؟ (لرزش گوشی)
لعنتی
قرار بود دوستم بره و یه تابلوی نقاشی رو
برای مزایده تحویل بگیره، ولی سر کار گیر کرده
من میتونم انجامش بدم
نمیدونم توی ماشینت جا میشه یا نه
آره، کاش کسی رو میشناختیم که ماشین شاسیبلند داشته باشه
اوه، ای کاش
با کمال میل میرم میگیرمش
جف، تو فرشته نجاتی
میدونم
گالری "وینچستر" رو میشناسی، دیگه؟
آره، حتماً. رفیقم دان اونجا کار میکنه
سراغ "لایلا وینچستر" رو بگیر. خودش در جریانه
زی، ما خیلی کار داریم
فکر کنم بهتره بریم سر وقت کارها
فکر کنم همینطوره
به گالری وینچستر خوش اومدین
سلام. شما لایلا وینچستر هستین؟
بله خودم هستم
و شما؟
جف جکسون
اومدم یه تابلوی نقاشی رو برای بریت پراژنا ببرم
یادم نمیاد خانم پراژنا اخیراً خریدی کرده باشن
خب، به خاطر اینه که اون یه تابلوی اهدایی بود
برای مزایده مسابقه قایقرانی
همون برنامه خیریه باشگاه قایقرانی، میدونین که؟
ببخشید. لطفاً به اون دست نزنین
عذر میخوام
کمکی از دستم برمیآد؟
بله. میخوام این مجسمه رو بخرم
متأسفم
مجسمه "قایق در باد" از قبل به خریداری در پاریس فروخته شده
اوه، من عاشق این اثرم
باید داشته باشمش
درکتون میکنم، ولی در حال حاضر تمام آثار
"کارل کیلبورن" فروخته شدن
دو برابر قیمتی که گذاشتین بهتون میدم
No comments yet. Be the first to leave one.