Manpower

Manpower

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Manpower 1941 720p BluRay FLAC2 0 x264-PTer
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Manpower 1941 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-10
பதிவிறக்கங்கள்: 3
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

شرکت برق؟ هی، برقا رفته

بگو ببینم عزیزم، آدرس اینجا چیه؟

اینم یکی دیگه واسه خط دره

احتمالاً همینه. آره خودشه

چارلی، قطعی شمال پست شماره دهِ

الو. سووینی هستم

حدود نیم مایل بالاتر، توی خط دره قطعی داریم

حله

ماشین گشت شماره دو، به گوش باش

گشت دو، مالکوم صحبت می‌کنه

خط دره قطع شده. قطعی رو پیدا کنین. همین

گشت شماره هشت، گشت شماره هشت، به گوش باش

شماره هشت به گوشم. دکل ۱۹۱ از جا کنده شده

تمام خطوط قطع شدن. دور و برِ کار پر از آبه

ردیفه

خیلی خب بچه‌ها، تمومش کنین. تامی، اون ماشین سنگین رو بیار بیرون

دکل شماره ۱۹۱ خط رودخونه افتاده

نیم مایل غربِ پلِ جاده مارتین

اوکی، یالا بجنبین بچه‌ها! تکونی به خودتون بدین

بیل، نرو خونه، به محض اینکه قطعیِ دره رو پیدا کنیم به تیمت احتیاج داریم

بچه‌ها شاکی می‌شن

همین یه ساعت پیش شیفت‌شون تموم شد

قبلاً هم شاکی شدن، طوری نیست

گوشی رو بردار و جمع‌شون کن

کلوپ ۲۸ رو بگیر واسم

مک‌هنری؟ آره، اینجاست. یه لحظه صبر کن

به اون تیرکار بگو پای تلفن می‌خوانش

باشه

اوه، هی! هی، اِم... هی

پای تلفن باهات کار دارن. اوه

زود برمی‌گردم عزیزم

می‌دونی، رقصیدن با تو مثل راه رفتن روی ابرهاست

تو اینطور فکر می‌کنی. اونا پاهای من بودن

اون "رقاص‌باشی" کجاست؟ رفته پای تلفن

حاضرم سه به یک شرط ببندم

باید بریم و سیم‌کشی کنیم

ای بابا، تازه داشتیم گرم می‌شدیم

شب‌های دیگه‌ای هم هست عزیزم

واسه من که نیست، اونم با این مرتیکه‌ی همه‌کاره و هیچ‌کاره

چته آبجی؟

انقدر پا روی پاهام گذاشته مچ پاهام از بین رفت

خیلی خب

جانی، باید بریم. خط توپانگا قطعی داره

هر وقت آسمون سوراخ می‌شه، بدبختیش واسه ماست

شما خانوما همین‌جا بمونین. یه ساعت دیگه برمی‌گردیم

و عزیزم، حسابی بهشون نشون می‌دیم، نه؟

می‌دونی جانی، این موش‌موشک رقصش حرف نداره

درست مثل خودمه. رقص توی خونمه

حتماً گردش خونت یه مشکلی داره

چون هنوز به پاهات نرسیده

چی؟ بیا بگیر عزیزم

حواست به اوضاع باشه. ما برمی‌گردیم

این باید یه مدتی سرگرمت کنه

بازم هست، نگران نباش

هی، اِم، عزیزم، منو راهی نمی‌کنی؟

اوه، با کمال میل راهیت می‌کنم

ولی من به قدر کافی زورم نمی‌رسه. خب

هر چی واسه جانی خوبه، واسه منم خوبه

هی! ادامه بده هنک. بزن بریم

هی، اینجا رو با تونل عشق اشتباه گرفتی

آه، سربه سرم نذار، خب؟

چی؟ کی رو داری هل می‌دی؟ بیخیال هنک

کی رو هل می‌دی؟ - بیا، بیا از اینجا بریم... اوه، اِم، اگه حبس ابد هم بهم می‌دادن، ارزشش رو داشت

منظورت چیه؟ یالا بیا، بیا

زیاده‌روی کردم، نه؟ آره، خیلی زیاد

هنوز نمی‌فهمم چرا مجبور شدم گلوی اون زنه رو فشار بدم تا حاضر بشه منو ببوسه

واسه طرز برخوردته، دو دقیقه نگذشته زنه دلش می‌خواد مغزتو بیاره پایین

اوه، اینطوریام نیست، من کلی زن می‌شناسم که برام غش و ضعف می‌کردن

کی رو داری سیاه می‌کنی؟ هر وقت دیدم وارد میدون شدی، ضربه‌فنی شدی

ولی الدنگ، حتی اگه زنا دوستت نداشته باشن، من که دارم

آره، اونوقت چی به من می‌رسه؟

دو تا رفیق شفیق! سلام جانی

بابت این یه ذره بارون غر نمی‌زنم، چون پسر، پارسال تابستون سرِ اون دکل توی دره انقدر گرم بود که نگو. داغ بود

انقدر هوا گرم بود که باید به مرغا یخ می‌دادیم تا تخم‌مرغِ پخته نذارن

باز داری خالی می‌بندی، نه جامبو؟

چطوری پیرمرد؟

خوبم جانی، خیلی خوب

پسر، بدجوری از یه جای دنج منو کشیدن بیرون

نه اینکه می‌خواستن بیرونم کنن

شماها رو کجا پیدا کردن؟

هنک واسه خودش یه "کفتر" باکلاس پیدا کرده بود، ولش نمی‌کرد

اون که همون "گاوی" نبود که دیشب باهاش بودی؟

بود؟ اگه اون دختره دو کیلو دیگه چاق می‌شد

باید بهش پلاکِ ماشین می‌بستن

خب، هر چقدر دلتون می‌خواد سربه سرم بذارین، ولی اون زنه امشب واقعاً خوش‌تراش بود

در ضمن، به محض اینکه این قطعی رو وصل کنیم، برمی‌گردم پیش همون موش‌موشک

خب، اگه منتظرت مونده، حتماً یکی از اون "سه موش کور" داستاناس

بیخیال بچه‌ها، وقتی به زنا فکر نمی‌کنین، دارین درباره‌شون حرف می‌زنین

خب یه موضوع بهتر واسه حرف زدن بهمون بده

یالا

آخ! چکمه‌م سوراخ شده، کم‌کم داره آب میره توش

به اتاق بازرگانی شکایت می‌کنم

داشتم می‌گفتم، اون زنه انقدر لاغر بود که هر وقت آب گوجه‌فرنگی می‌خورد شبیه دماسنج می‌شد

من زنی رو دوست دارم که هیکلش مثل کیسه آب گرم باشه

کاش الان خونه بودم با یه کتاب خوب و یه زنِ مو مشکی

ما رو سیاه نکن. تو که سواد نداری

منم همین رو می‌گم. مو مشکی به کارِ من نمیاد

من فقط تو کارِ مو بورهای ماهم

آخه چطور می‌تونین شوخی کنین وقتی ممکنه همین امشب یکی‌تون ریق رحمت رو سر بکشه؟

حالا آروم باش پیرمرد، تا اتصالی نکردی

عیبی نداره، هر چی می‌خواین مسخره‌م کنین، ولی من اون سیما رو حس کردم

شما حس نکردین. اونا مثل مار خوش‌خط و خال و حیله‌گرن

شما هم مثل من می‌فهمین. - بیخیال پیرمرد

بدترین اتفاقی که می‌تونه بیفته اینه که تو یه جعبه بفرستنت خونه

که دیر یا زود سراغ همه میاد

من ترجیح می‌دم دیر بیاد. آره، خیلی دیرتر

چه حرفا، چهار سال پیش ۳۰ هزار ولت مستقیم از توی بدنم رد شد

فرداش دوباره روی تیر بودم

هزار ولت مستقیم ازت رد شد؟ ۳۰

و هیچیت نشد؟ - هیچی

فقط تا یک ماه، هر وقت زنم رو می‌بوسیدم، گوشاش روشن می‌شد

وزوز... اوه، اوه! - آها! ها

یالا بچه‌ها، قلاب‌هاتون رو بندازین و برین بالای تیرها

جانی، می‌تونم باهات حرف بزنم؟ - حتماً

دخترم هفته دیگه از زندان آزاد می‌شه

جدی؟ می‌خوام ازت تشکر کنم

چون با اون یارو توی هیئت آزادی مشروط حرف زدی

ای بابا، فراموشش کن. رفیق واسه همین موقع‌هاست

واقعاً لطف کردی که واسه دختری که حتی ندیدیش، این کار رو کردی

به بقیه بچه‌ها که چیزی درباره‌ش نمی‌گی، نه؟

نگران نباش پیرمرد

یالا پیرمرد، بساطِ سیم‌کشی رو بیار بیرون

آره. هنک

تو و جانی برین بالای تیرِ شرقی

جامبو و ادی! بله؟

شما غربی رو بگیرین. - ردیفه

می‌خوایم فاز مرکزی رو پیوند بزنیم و یه بازوی جدید نصب کنیم

مراقب باشین بچه‌ها، هر دو تا مدار پایینی از کوره ذوب‌آهن هم داغ‌ترن

شرط می‌بندم منم می‌تونم از یکی از این تیرا برم بالا

میمون هم می‌تونه، ولی وقتی رفت اون بالا چه غلطی می‌خواد بکنه؟

اوه! من قبلاً از تیرا می‌رفتم بالا

به سیم فشار قوی نمی‌شه اعتماد کرد. مثل ماره

بدون خبر نیشت می‌زنه

اه، این پیرمرد هنوز انقدر پر از برقه که اگه یه رادیو بهش وصل کنی، کانالِ چین رو هم می‌گیره

چرا دست از سرِ پیرمرد برنمی‌داری؟

اگه تو هم مثل اون با سیم برق درگیر شده بودی، همش بهش فکر می‌کردی

واسم مهم نیست به چی فکر می‌کنه

از طرز حرف زدنش خوشم نمیاد

یالا، بریم اون بالا

اون یارو رو می‌بینی داره از تیر میره بالا؟

شبیه دارکوبی شده که دنبال کرم می‌گرده

فکر می‌کنی فرزه؟ آره چطور؟

داداشم جانی می‌تونست زنگ درِ جلویی رو بزنه، کلاهشو بندازه هوا، از درِ پشتی بدوه توی خونه، در رو باز کنه و کلاه رو روی هوا بگیره و بیاد تو

هاهاها. "خیلی خب جامبو، برو بالا!"

باشه. هاهاها

هی هنک، مواظب اون سیمِ برق‌دار باش. ممکنه موهات کز بخوره

اه، تا وقتی که فرِ دائمی نشه، نگران نیستم

می‌دونی جانی، باید می‌ذاشتی امشب اون نگهبان رو له و لورده کنم. اینطوری اون زنه بیشتر ازم خوشش می‌اومد

بهتره دیگه بهش فکر نکنی وگرنه خودت روی زمین پهن می‌شی

هی، متوجه شدی اینجا هم بارون میاد؟

آره، می‌شنوم چی می‌گی. آره

پسر، اون زنه عجب تیکه‌ای بود

می‌دونی، دفعه بعد که ببینمش، می‌خوام یه راه جدید واسه مخ‌زنی امتحان کنم

بهتره حواست به کارت باشه وگرنه بعد از سه بار ملق زدن بهش می‌رسی

کالی، یه لحظه اینو نگه می‌داری؟

کجا داری میری؟

می‌خوام یه ذره آب بخورم

سرتو بگیر بالا و دهنتو باز کن

فکر خوبیه. اصلاً به ذهنم نرسیده بود

پسر، هیچ‌وقت ندیده بودم انقدر شدید بارون بیاد

هوای خیلی عجیبیه

اون قرقره رو بده به من ملوان

شلِش کن

مواظب باشین بچه‌ها. مواظب باشین

آه. بزن بریم

اوه. دکتر خبر کنین

هی فرد، برو سمتِ ماشینت. به سووینی زنگ بزن

بهش بگو آمبولانس بفرسته

مواظب خودت باش هنک، اون دو تا سیمِ دیگه حفاظ ندارن

اون بالا رو یه کم شل کن

یالا! آه

بهش گفته بودم. جزغاله می‌شه! جزغاله می‌شه

ادی! پاشو بکش کنار. - آره؟ باشه

یه طناب بفرستین اون بالا

بیا. یه لحظه صبر کن جامبو

اونو ول کن جامبو. آره، گرفتمش

آماده‌ام واسه پایین فرستادنش

خیلی خب جامبو. اوکی. اوکی

بفرستش پایین! مواظب باشین بچه‌ها

ببرینش توی کامیون و عملیات نجات رو روش شروع کنین

"بذارین من بیام تو."

بارنی، کمربندمو باز کن

چی شد؟

اون بازوی دکل بهت ضربه زد

هنک کجاست؟ توی کامیونه

اونم برق گرفت؟ آره

وقتی داشت تو رو نگه می‌داشت، قلابش لیز خورد

پاش خورد به مدار پایینی

حالش چطوره؟ زیاد خوب نیست

دارن روش کار می‌کنن

من حالم خوبه

می‌دونستم این اتفاق می‌افته. می‌دونستم

هیچ‌کس به حرفم گوش نداد

حالش چطوره؟ نفس نمی‌کشه

نیم ساعته داریم روش کار می‌کنیم

بذارین من برم سراغش. خیلی خب

اِم... اوه

با اون پاش دیگه نمی‌تونست از هیچ تیری بالا بره

هنک همیشه می‌گفت ترجیح می‌ده جنازه باشه تا زمین‌گیر

هنوز جنازه نشده

Manpower subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left