முதல் 200 வரிகள்.
توی هر کدوم از این مکعبها
اون تصمیم سخت گرفته شد که کی زنجیر بشه
جا بمونه و از مسابقات «بیست گیمز» حذف بشه
اما هنوز سرنوشت یکی از مکعبها مشخص نشده
که قراره کی با ۵ میلیون دلار خداحافظی کنه
تو یه دنیای ایدهآل، آرزو میکردم اون سکه برسه بیرون
«جیسی» نمیخواد بره چون بهش پیشنهاد ۵۰ هزار دلاری دادن
همین چند دقیقه پیش پیشنهاد ۵۰ هزار تایی رو رد کرد، پس
یا شاید دارن ازش میپرسن میتونه سکهش رو بده به یکی دیگه؟
واقعاً مردم از کنجکاوی که ببینم اون تو چه اتفاقی افتاد
چون هر چی باشه، خیلی جنجالیه
یه حالتی هست که «جیسی» زنده از اون تو بیاد بیرون
ولی نه اگه اینجا «تک» بیاره
رفیق، این اصلاً باورکردنی نیست. کل شب همین بساط بود
اوه! «تک» تو این بازی همون یکه. بدترین کارت ممکنه که میشه رو کرد
«جیم»، فکر نکنم الان دیگه فرقی کنه چی برداری
فکر کنم کارم تمومه
آره. آره، باختم
متاسفم «جیسی». دیگه هیچجوره نمیتونی به گرد پاش برسی
یه بغل بده داداش. حتماً
بازی خوبی بود، بازی خوبی بود
همه لطفاً به سمت مکعبها حرکت کنید
آخرین حذفیمون رو داریم
کی موندنیه و کی رفتنی؟ سکه رو میدم به «مونیکا»
حاضری سکه رو بدی به «مونیکا»
تا خودت و سکه تو بازی بمونید؟
اگه خودش رو حذف کنه... آره. سکه رو میدم به «مونیکا»
من هنوز خیلی حرفا واسه گفتن دارم، پسر
این قدرت زیادی بهش میده. میدونم همینطوره
الان تو چه فکری هستی؟
هر کاری لازم باشه میکنم تا تو رو به اونجا برسونم
اصلاً نمیخوای بهش فکر کنی، فقط واسه اینکه سکه تو بازی بمونه؟
مرحلهی مکعبها رسماً تموم شد
از الان میدونم «جیم» داره میره خونه
اون همهش میخواست خودش رو فدای «مونیکا» کنه، این بخشی از ماموریتشه
پس اگه این کار رو نکنه، شوکه میشم
نفر بعدی که از اون مکعب بیاد بیرون، میره جزو ۱۳ نفر برتر
و اونی که با دستبند به دیوار بسته شده، رسماً از «بیست گیمز» حذف میشه
بذارید با بدیهیات شروع کنیم
«مونیکا»، بیا بیرون
ایول
تبریک میگم. تبریک، «مونیکا»
ممنون. «مونیکا»، خوش اومدی
مرسی. تبریک، تبریک
به جمع ۱۳ نفر برتر
خب، به نظرتون کی قراره بیاد بیرون؟
واقعاً هیچ ایدهای ندارم
فکر کنم «جیم» خودش رو فدا کرد
«جیم» حداقل ۲۰ هزار بار گفت که خودش رو فدا میکنه
ممکنه به خاطر تو خودم رو حذف کنم
هر کاری لازم باشه میکنم تا مطمئن بشم اون تا جایی که میتونه بالا بره
اگه مجبور بشیم، فکر کنم شانس اون از من بیشتره
و آخرین بازیکنِ جمع ۱۳ نفر برتر
لطفاً از مکعبت بیا بیرون
کیه؟ کیه؟
کیه؟
خوششانسترین آدمِ شهر
«جیسی» حذف شد. سکه هم پرید
پس ۱۰ میلیون چی شد؟ من چی، هان؟
پس «جیم» چی؟ تو که گفتی فداکاری میکنی
از دیدن «جیم» خوشحال نیستی؟ عجب. دروغگو
یعنی «جیسی» رسماً حذف شده
میخوام همهتون بدونید که ما توی مکعب یه بازیِ منصفانه داشتیم
«جیم» و «جیسی» تصمیم گرفتن یه بلیطِ مستقیم برای رفتن به مراحل بالاتر به من بدن
و فقط میخوام همهتون بدونید که «جیسی» این فرصت رو داشت
که با سکه بره
اما قبل از اینکه «جیسی» بره
سکه رو به من هدیه داد تا جایزه دو برابر بشه
میخوام این سکه تو بازی بمونه. من نمیتونم ببرمش
باید بازیِ خودم رو بکنم، میدونی؟
میدمش به «مونیکا». مطمئنی؟
حس میکنم تو بهترین کسی هستی که میتونی از این سکه محافظت کنی
اوه. خیالت راحت باشه، «کیتی»
زرنگخان
«جیسی» سکه رو داد بهش، با اینکه مجبور نبود
همهتون میخواید ازش تشکر کنید؟
آره. بیاین اینور
«کیتی»، خیلی مراقب باش
«جیسی»، همه میخواستن یه چیزی بهت بگن
دمت گرم برادر. مرسی «جیسی»
دمت گرم که از سکه گذشتی. این کارت خیلی حرفا توشه، رفیق
میخواستم به خاطر شماها تو بازی بمونه
امیدوارم یکی از شما ۱۰ میلیون دلار رو ببره
همهتون لیاقتش رو دارید
فقط امیدوارم مردم یه رویِ دیگهای از من رو دیده باشن
دارم سعی میکنم اشتباهاتم رو جبران کنم. از فصل یک خیلی چیزا یاد گرفتم
سفر من اینجا تموم میشه و سفر شما تازه شروع شده
مرسی «جیسی». بعداً میبینمت پسر. خوش بگذره
وقتی این فصل رو شروع کردیم، ۱۰۰ تا آدم باهوش بودن
و ۱۰۰ تا آدمِ قوی
اما الان، فقط ۳ تا باهوش باقی موندن و ۱۰ تا قوی
همهی بازیکنای فصل یک حذف شدن
همهی کسایی که بالای ۱ میلیون دلار برده بودن و رشوه گرفتن، رفتن
تنها کسایی که موندن همین ۱۳ نفرن
یکی از شما قراره حداقل ۵ میلیون دلار ببره. چه حسی داره؟
ولی رسیدن به اونجا قرار نیست آسون باشه
و تکیه کردن به همدیگه... ما تا اینجا با هم اومدیم
بهزودی باید تموم بشه
قراره خیلی بیرحمانه بشه. هم هیجانزدهم، هم وحشتزده
اتحادها دارن از هم میپاشن
پسرا دارن با هم تیم میشن. ممکنه اون داره دروغ میگه
واقعاً دلم براتون میسوزه واسه چیزایی که قراره تجربه کنید
یه تایمر ۳۶ ساعته بذارید. شبِ وحشتناکی بود
واسه همین، ۱۲ ساعت زمان اضافه بهتون میدم
وقتی تایمر صفر بشه، بازی بعدی رو انجام میدیم
صبح، روز، شب. اصلاً نمیدونم ساعت چنده
ولی فقط چند ساعته که از مکعبها اومدیم بیرون
خیلی وحشیانه بود
عجیبه. من و «تایلر» تنها بازماندههای گروهمون هستیم
هر دومون یه جورایی پکرییم که «ایان» حذف شد
یکم غمانگیزه، واسه همین فقط امیدوارم با همهی این آدما اونقدر صمیمی باشم
که آخرش بتونیم با هم دوست بمونیم
یکم عجیبه
میدونی، «جیتی» خودش رو فدا کرد تا من و «کوری» اینجا باشیم
و وقتی یه عضو از اتحاد رو از دست میدی، ضعیفتر میشه
بازی همینه دیگه. اتحادها اینطوری کار میکنن
«جیم» احتمالاً تنها کسیه اینجا که میتونم کاملاً بهش اعتماد کنم
اونایی که باهاشون متحد بودم
با هم رفیق شدیم، این بازیها رو با هم انجام دادیم
و با همین روش تا اینجا اومدیم. پس چرا الان ولش کنیم؟
در مورد اتحادها مطمئن نیستم
وقتی جزیرهنشینها برگشتن، همهچیز به هم ریخت
فرض کن طرف یکی باشه که باهاش خیلی صمیمی هستی
و اونا مجبور بشن بین تو و یکی از جزیرهنشینها یکی رو انتخاب کنن
قطعاً جزیرهنشین رو انتخاب میکنن
فکر کنم فقط باید منتظر بمونیم و ببینیم بازیِ بعدی چطوری پیش میره
کلاً ۵ تا دختر باقی موندن
واسه همین فکر کنم حتماً باید پشت هم بمونیم
به نظرم اتحادها خیلی سست و بیاعتبارن
ولی ۱۳ نفر برتر خیلی عجیبه. شهر خیلی خلوت شده
این مسابقه داره واقعاً هیجانانگیز میشه
تو این مرحله از «بیست گیمز»، قدرت توی تعداد نفراته
هرچند شرکتکنندهها دارن کمکم میفهمن
که باید کنترل سرنوشت خودشون رو به دست بگیرن
فکر کنم با ۱۳ نفر هم هنوز بازی خیلی بیرحمانه باشه
به نظرم اصلاً آسون نیست. ما کلاً ۵ نفریم
اونا ۸ نفرن
حالا همهشون دور «مونیکا» جمع شدن
پسرا دارن با هم تیم میشن. واسه چی دارن تیم میشن؟
تا وقتی که کار بیخ پیدا نکنه، نمیفهمیم
بالاخره هر کسی دستش رو رو میکنه، اما من به شماها اعتماد دارم
واسه همینه که ما دخترا داریم همدیگه رو انتخاب میکنیم
پسر، انگار دخترا دارن یه نقشهای میکشن
همهشون دارن چی میگن؟
اگه کار به هر نوع رایگیری بکشه
ما میخوایم هر ۵ تا دختر اینجا باشن. آره، من پایهم
به نظرم منصفانهست
من بهتون قول میدم. و منم باورت میکنم
تو قبلاً بهم ثابت کردی که میتونم بهت اعتماد کنم
آره
رژلبت خیلی بهت میاد. ممنون
«کیتی» و «برایلی» بهم گفتن که همهی دخترا قراره هوای همو داشته باشن
همهی دخترا با هم متحدن. میخوایم پسرا رو بندازیم بیرون
و منم گفتم: «اوکی»
سعی دارن مجبورم کنن با اونا باشم وگرنه راه دیگهای نیست
من با این وضعیت حال نمیکنم
«کیتی» طوری حرف میزنه انگار جاش امنه. الان داره خیلی بد بازی میکنه
وقتی همهشون رو اونجا میبینم عصبی میشم. دارن توطئه میکنن
واقعاً برام مهم نیست کی با کیه
باید هر کاری که تو اون لحظه حس میکنم درسته رو انجام بدم
و اون کار، موندن با اونا نیست
«جیم»، «مونیکا»! مستربیست
از چالش قبلی تا الان، قضیهی سکه چقدر برات سنگینی کرده؟
واقعاً اعتمادبهنفسش رو دارم که تا ۶ نفر برتر نگهش دارم
بقیه نه بیشتر نه کمتر در مورد سکه باهام حرف میزنن
ولی آخرِ سر، کاری رو میکنم که حس کنم درسته
خب پسرا، این یه اتحاده؟ آره، نصفشه
ما هستیم، و «کوری»، «برت» و «تایلر ۱۶۷»
یعنی در واقع همهی پسرا. آره
آره، به جز «تایلرِ» قویهیکل
نمیشه بهش اعتماد کرد یا دلیل دیگهای داره؟
«برایلی» و «تایلر» فقط به فکر خودشونن
اونا گروهشون رو خیلی کوچیک نگه داشتن
«ایان» حذف شده. این روی اون و «برایلی» تاثیر گذاشته
الان واقعاً سخته که هوای کسایی رو داشته باشی
که قبل از همهی اینا هوای ما رو نداشتن
اونا نمیدونن باید چی کار کنن. اوضاع چطوره پسرا؟
چیه، شماها همتیم شدین و دارین با هم کار میکنین؟
ما قبلاً هم با هم صمیمی بودیم اما نرفتن به جزیره
باعث شد اینجا خیلی صمیمیتر بشیم، چون فقط همدیگه رو داشتیم
این فقط ما رو قویتر کرد
شرکتکنندهها توجه کنید
لطفاً بیاید وسط شهر و پشت یکی از ستونها بایستید
سه، دو، یک
ایول
وقت بازیه! شرکتکنندهها
خیلی عجیبه. انگار هیچکدومتون باقی نموندین
این همون بخش برنامهست که میکروفون رو پرت میکنم
میتونیم مثل آدم با هم گپ بزنیم. عالی نیست؟
جیمی، من عاشق این شهرم. اگه پولو ببرم، این شهر رو میخرم
و رسماً شهردار «بیست سیتی» میشم
«جیم»، تو آدمِ جالبی هستی
خب، برای بازی بعدی آمادهاید؟
نگهبانها، قلبها رو بیارید
اوه! یا خدا
اوه، نه، باز قلب نه
بچهها، اینا قلبهای تعادل ما هستن. باید قلب یه نفر رو میشکستیم
اصلاً دلم نمیخواست دوباره یکی از اینا رو ببینم
نزدیک بود کارم رو تموم کنه
اوه خدای من