முதல் 200 வரிகள்.
من یه قولی دادم. دیگه رازی بینمون نباشه
برو
کسانی که وارد کشور ما میشن
بتونن بدون ترس رویای آمریکایی رو دنبال کنن
چیزی که نمیدونی خیلی از تو بزرگتره
ایمپیمپی تویی. نزدیک بود لوک رو بکشی!
هی!
بنظر میومد تفنگ داره رفیق. بهش شلیک کردم
نمیتونی همینجوری اینجا ولمون کنی
این همونیه که پسرم رو کشته؟
- بله - کیه؟
نمیخوام عوضیبازی دربیارم
ولی وقتشه یه کروی جدید پیدا کنیم
حالا قبل از اینکه شروع کنین گریه کردن
و بگین که مال بابا و بابابزرگ
- و بابابزرگِ بابابزرگم بوده... - هی، هی
ما دیگه تا اونجا نمیریم
بعد از اتفاقی که پارسال افتاد
هیچکس اسپانسرت نمیشه
چند بار بگم بهت؟
من از اون شناور نیفتادم، هلم دادن
باشه حتما، تو راست میگی
بعداً میبینمتون پسرا
ای، سلامم رو به دخترا برسون
هی! هی، از ماشینم دور شو!
- بریم! - هی!
بچهها، بچهها، وایسین! وایسین!
گفتم برگرد!
این واقعیه؟
این همونیه که پسرم رو کشته؟
- بله - کیه؟
- اسمش چیه؟ - میتونم بهت بگم گری
ولی در ازاش حاضری برای من چیکار کنی؟
نه، هر بازیای که راه انداختی
- من بازی نمیکنم - به خودم قول دادم
که دفعه بعد که دیدمت بکشمت
یالا خب، بکش
- فاصله رو حفظ کن - چیپو
نیازت دارم
ما این همه مدت دنبال جواب سوالامون بودیم
اونوقت این دست تو بوده
همین چند وقت پیش به دستم رسید. خودت رسوندیش به دستم
توی ساک رو نگاه نکردی
به من ربطی نداشت که چی تو ساکه
من یه مأموریت داشتم و انجامش دادم
بنظر میرسه آنتون تو گاوصندوق وکیلش
فقط پاسپورت نگه نمیداره
اسرار رو هم نگه میداره. اسراری که براش اهرم فشار باشن
درست مثل همین نوار
اگه میدونی این صدای کیه
به نفعته بهم بگی، اونم همین الان
میتونم اسمش رو برات جور کنم گری
و میتونی هر کاری دلت خواست باهاش بکنی
کمکت میکنم به آرامش برسی
فقط تو هم باید به من کمک کنی به آرامش برسم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
گری
بهت گفتم برنگرد اینجا
میدونم
پس واسه چی اینجایی؟
ان...
من میدونم
سعی کردم خود واقعیم رو تو تاریکی نگه دارم
سعی کردم...
فقط گریسین باشم
پس به تلاشت ادامه بده
حتی نتونستم از پسر خودم محافظت کنم
انتقام مدوکس رو برنمیگردونه
فقط تو رو هم نابود میکنه
فکر میکنی خودم نمیدونم؟
حتی نمیدونی این یارو کیه
نیومدم ازت اجازه بگیرم ان
پس چرا اومدی؟
اومدم دعا کنم
که هر اتفاقی افتاد قدرت این رو داشته باشم که کاری که لازمه رو انجام بدم
آدمها میتونن تغییر کنن گری
اون باید تقاص کارش رو پس بده
منظورم اون نبود
مطمئن باش بابا
اگه برادرم هنوز تو نیو اورلینز باشه
من پیداش میکنم
بابا؟
هستی؟
بابا؟
همیشه برات زیادی بزرگ بوده
این تاج
لابد برای تو دقیقا اندازهست
زنزو، اگه نگران منی
یعنی هیچی نشده شکست خوردی
هورس کدوم گوریه؟
مگه تو راه کیپتاون نیست؟
با من بازی نکن خواهر
تو که فکر نمیکردی بیسروصدا بره، درسته؟
موندم تو طرف کی هستی
فقط یه طرف تو این خانواده اهمیت داره
- هوم - بابا
و دقیقا چون هنوز اینو نفهمیدی
من رو مسئول ملاقات
با آنتون و بیل کرده به جای تو
من چهرهی این خانوادهام
پس حاضری سالها تجارت رو بخاطر غرورت به خطر بندازی؟
بعد از تمام زحماتی که بابا کشیده تا معامله رو زنده نگه داره؟
عجب
تاجدار بودن نکتهش همینه خواهر
میتونم هر کاری عشقم کشید بکنم
راستی اگه هورس رو دیدی
بهش بگو که لوک پیش منه
باشه
تاریک بود
بنظرم میومد تفنگ داره رفیق
بهش شلیک کردم
زدمش
فکر کنم بچه بود
کمکم کن
حالا چی؟
تماس بگیر
گری
چیه؟
اینو هورس بهت داده
این لامصب کلی شرط و شروط
- و عواقب داره - بهاییه که حاضرم بپردازمش
پسرم زیر خاکه، قاتلش هم اون بیرونه
آزاد داره زندگیشو میکنه
هی، هی، تنها راه اونی نیست که تو ذهنته گری
میتونی اینو ببری پیش پلیس
این حرومزاده رو قانونی بندازی زندان
سعی نکن نظرم رو عوض کنی
هدفم این نیست
- میخوام اون تماس تخمی رو بگیری - تو یه خانواده داری
هر مصیبتی که کشیدم
هر مصیبتی که به اونا تحمیل کردم
نباید هیچ و پوچ بشه
اگه این کارو بکنی هیچ و پوچ میشه
بهم اعتماد کن
کالین
اوه، وایسا. یه آبنبات مجانی بردار
وقتی یوروباییها برده شدن و به کوبا فرستاده شدن
اسپانیاییها براشون دعا کردن به درگاه خدایانشون رو قدغن کردن
اونا هم خدایانشون رو با قدیسهای کاتولیک ادغام کردن
و اونها رو پرستیدن
که بتونن خود واقعیشون باشن
تو دید همه، بدون ترس
همونطور که تو زندگی چیزها به ندرت اونطور هستن که بنظر میان
انتظار نداشتم دیگه خبری ازت بشنوم
از طریق کالین بروسارد که اصلا
تو پیدا کردن یه نفر کمک میخوام
فیسبوک کارش اینه
داری منو تو عمل انجام شده میذاری پریش
اگه برگشتی باید به یه سریها اطلاع بدم
- آنتون خودش میدونه - منظورم اون نیست
منظورم مردیه که تو شیکاگوئه
اونم قراره نظر بده
هر چیزی به وقتش
خیلیخب
کی رو باید پیدا کنیم؟
ممنون
یکم آرایش کن
باید خوب بنظر بیایم
بعنوان دادستان کل بعدی لوییزیانا
با کارگری فاقد اسناد قانونی برخورد میکنم
و مهاجرت قانونی رو ترویج میکنم
تا اقتصاد ایالتمون از راه درست رشد کنه
بگو چقدر لازم داری
تا آخر هفته تو ده دوازده تا کانال پخشش میکنم
جفتمون میدونیم این همه راه نیومدی تا شالمت
که از استراتژی رسانهای حرف بزنی
شاید فقط بخوام عذرخواهی کنم
که دیروز گذاشتم هورس تو مهمونیت خراب بشه
حق با توئه. نمیخوام
- ورنون بیل - همون کازینوداره؟
همون که ایالت رو قانع کرد که جواز قمار صادر کنه
برای شرارت جدیدش تو ناحیه مرکزی تجاری؟
کسی که میخواد کمک کنه اقتصادمون «از راه درست» رشد کنه
- میخواد؟ - خب شاید الان نه
ولی بنظرم بعد از جلسهی امشبم
ارزش این کار و ارزش تو رو میبینه
چند بار اینو بگم؟
پولت رو میگیرم
نمیخوام بدونم از کجا اومده
شهردار تضمین میخواد
که کارهایی رو میکنی که میگی
برای خدماتی که من ارائه میدم ایجاد نیاز میکنی
این... این چیزی که بینمونه
تا ابد ادامه پیدا نمیکنه
ما چند وقته داریم به هم کمک میکنیم؟
الان نگامون کن
تو اتاقهایی رفتوآمد دارم که هیچوقت فکرشو نمیکردم
و تو داری تفاوتها رو رقم میزنی
ادامه بده
دادستانی کل تازه شروع کاره
راستی لارا
این رابطه وقتی تموم میشه که من بگم
بابا، بابا!
ببینم، ببینم
نشون بده ببینم. اینجاش چی؟
نینا؟
خیلیخب. دیگه برو
بیا اینجا عزیزم
چیپو امروز تو آپارتمانش نبود
No comments yet. Be the first to leave one.