முதல் 200 வரிகள்.
زن: هی، هی، هی. صبح بخیر
بزرگراه خلوته. صبح بخیر
اف.دی.آر تا خیابون ۵۹ خوبه
ترافیک تماشاچی داریم. تو هنری هادسون ۵ تا ۱۵ دقیقه تاخیر هست
بقیهش مال خودت. دمت گرم رفیق
منتظر چی هستی؟ چهار تا کاپوچینو
چهار تا کاپوچینو. - ... تونل ۱۰ دقیقه معطلی داره
بزن بریم
ساعت ۸:۵۵ دقیقهست
و امیدواریم صبح دوشنبهی خوبی داشته باشین
سر هر ساعت اخبار داریم
برای اخبار ورزشی و بازار، ۱۰ دقیقه و ۲۰ دقیقه بعد از هر ساعت با ما باشین
دیشب خبرای بدی برای تیمهای محلی داشتیم، ران
ران: درسته کیم. دیشب هر سه تا بازی رو باختیم
توی اخبار ورزشی، خبرای جدیدی از پیشنهاد ادغام داریم
و بحث سقف قرارداد پیتینو
کیم: ۱۰ و ۲۰ دقیقه دیگه برمیگردیم
الان ساعت ۸:۵۶ دقیقهست
ساعت ۹، ماجرای رسوایی جدید پارکینگ توی کوئینز رو داریم
چند تا از واکنشهای محلی رو براتون پخش میکنیم
یه مرگ توی یانکرز و هزینههای کنترل و کاهش آلودگی صوتی
با ما بمونین، چون ما همیشه با شماییم
بفرمایین
ممنون
مرد: بابی، اوضاع اونا چطوره...؟
باید بزنم به چاک
بهت نگفتن اینجا سیگار کشیدن ممنوعه؟
مرد: اوه، آره. به شمام خوش بگذره
جنی، عجله کن، بجنب
جو: ممنون
هی، رفیق
بقیه پولت رو جا گذاشتی
همینه که دنیا رو میچرخونه
اون چیه؟
طلا
بعضیا میگن عشقه
آره، اونا هم راست میگن
عشقه دیگه
عشقِ به طلا
مرد: هی، چی شد؟
فقط فشارش بده
نگهش دار
خداروشکر که اونجایی
به کمکت احتیاج دارم
یه انفجار رخ داده. تلفن رو بردار
چی؟ تلفن رو بردار و ۹۱۱ رو بگیر
لو رفتم
۱۸، ۳۶، ۷، مربع
بابی: داری چیکار میکنی؟
نوار امنیتی رو پیدا کن
کافیه
مرد: هی، ممنون
هی، چطور پیش رفت؟
بهترین شکل ممکن. آره؟
فرچیا: اینو از کجا آوردی؟
جو: بفرمایین آقای فرچیا
تعمیرش کردی؟
نه، مجبور شدم یکی جدید برات بسازم. - آفرین، تو پسر خیلی زرنگی هستی
نه، اونقدرها هم نه. - اگه اونقدرها زرنگ نیستی
چطور راه حلش رو فهمیدی؟ - خب، سعی کردم یه نفری رو تصور کنم
که از خودم زرنگتر باشه
و بعدش فکر کردم که "اون چیکار میکرد؟"
فرچیا: اون قایقت واقعاً محشره
جو: خب، قرارداد ببند تا لنگهی همونو برات بسازم
من میخوام همونو بخرم
آره، خب، اون قایقِ خودمه. تو پیشپرداخت رو بده
و من تا ۱۸ ماه دیگه قایقت رو میندازم تو آب
داریم توی این بحث حسابی خبره میشیم
تو که خیلی زرنگی، معامله رو تموم کن
بفرما
فرچیا: این چیه؟
بازش کن. مال توئه
شکل یه تیره
"فرچیا" تو ایتالیایی یعنی "تیر". - جو: آره، میدونم. قبلاً بهم گفتی
شبیه طلاست
جو: چون آبطلا بهش دادم. - چرا؟
میخواستم یه قایق بهت بفروشم. - فرچیا: ها ها ها
تلاش خوبی بود ولی
من اون قایق رو میخوام
آره
اون قایق رو بهم بفروش
منم با یه ساکِ رختچرک پر از پول نقد میام سراغت
پول رو بگیر، دختر کوچیکت رو هم بردار و برو توی یه جزیره استوایی حال کن
این همه پول نقد رو از کجا میخوای بیاری؟ - هی، فیلم بازی نکن
خودت میدونی من کیام
اگه قایقت رو بهم بفروشی، هوات رو حسابی دارم
این شماره شخصی منه
آقای فرچیا، نمیتونم این کار رو بکنم
من دارم روی قایق تو کار میکنم، هر وقت قایق من خالی بود میتونی ببریش
اون دختره هم با قایق میاد؟
ها-ها-ها. باحال بود
هی، تو آمارش رو بده
دوشنبه صبح پنج نفر رو میفرستم اینجا تا بدنه رو بسازن
تصمیمت رو برای فروش قایق بگیر
بیا یه تکونی به خودمون بدیم، هوم؟
دوست داشتم اون قایق رو براش میساختم
بیخیالش شو
خب، بیا وسایل رو ببریم توی قایق
نقشهها رو برداشتی؟ - آره
چرا اینقدر زیاد؟ - خب آدم دلش نمیخواد
کسی بهشون نگاه کنه و بفهمه کجا داریم میریم
آخه من چطور اینقدر خوششانس بودم؟
تو برای خودت یه پا کلانتری
آره، قدیما کلانتر بودم
الان دیگه دارم نقد میکنم و میزنم به چاک
خب، عکست رو گرفتن
برای همینه که دارم میکشم کنار؟ درسته؟
اگه تو میگی، حتماً درسته
تو خودِ جایزهای عزیزم
خوشحالم که ازم خوشت میاد
برو دیگه. - آره
شب میبینمت
تو سایهها بمون
هی، همه قراره تو سایهها دنبال آدم بگردن
پس کجا باید موند؟ بهترین جا توی دیدِ همهست
میکی: زیباست
واقعاً عالیه
هیچکس مثل تو نمیتونه جنسها رو بلند کنه، جو
خب، بلند کردن جنس کار هر کسی هست. بخش سختش در رفتنه
اوهوم. هه
اگه یه نقشه فرارِ درست و حسابی بکشی
میتونی استادیوم "ابتس فیلد" رو هم بدزدی. - ابتس فیلد که دیگه وجود نداره
مگه چی بهت گفتم؟
برادرزادهام، جیمی سیلک
آره، خودشه
سلام بلد نیست بکنه؟
فکر کنم فکرش جای دیگهست
چیزی لازم نداری تا وقتی اینجایی؟
چیزی برای اون خانوم خوشگله؟
اصلاً اون زنه چی تو تو دیده؟
من خیلی انعطافپذیرم
هه. "گامبی" هم همینطوره
من رُخِ بهتری دارم
آره، ولی قراره اون رُخ رو ببری جنوب، نه؟ آرژانتین
چطوری بابی؟
فکر کنم داری میبینی چطوریام
آره، میری جنوب زیر آفتاب لم میدی
یه دونه از اون سگهای کاکر اسپانیل میگیری
مایوت رو میکشی پایین و به ریشِ دنیا میخندی
فکر میکنی دنیا آمادگیش رو داره؟
خبرای خوب، درباره اون یکی موضوع
اجازه حرکت صادر شد. زمانش مشخص شد
برای قضیه سوئیس یه تاریخ قطعی داریم
مرد، من لو رفتم. عکسم رو دارن
عکست رو با لباس مبدل و گریم جنگی دارن
نه، این خودش یه توفیقه. به هر حال دیگه وقتشه. وقتِ رفتنه
چی گیرمون اومده؟
بذار ببینیم، ببینیم
از اونی که تخمین زده بودیم بیشتر میشه
و نصفش مال توئه
بهت گفتم که برای اون یکی کار، یعنی کار سوئیس، روت حساب کردم
میکی، این چرا داره این حرف رو به من میزنه؟ که نصفش مال منه؟
میدونم نصفش مال منه چون یادت هست که
من و تیمم رفتیم اون تو و آوردیمش
من خودم رو زیر دین بردم. ما به اعتبار حرف تو کلی هزینه کردیم تا این معامله جور شه
خب، بیا یه مروری به پیشنهادات بکنیم
تو گذاشتی من با تیمم برم اونجا
و حالا میخوای سهم منو بالا بکشی؟ میکی
اگه جای من بودی... - آره، اگه تو بودی و اگه من بودم
من به تیمم بدهکارم
باید از شهر بزنم بیرون. باید برم
باید اون دختره رو نَفَلش میکردی
خب، تو باید اونجا میبودی. اینجا رو، بده من
این یکی کار، قضیه سوئیس
اگه من ناشر بودم، نقشهها رو چاپ میکردم
خب چرا نقشهها رو چاپ نمیکنی؟
آره، نه، گفتم اگه ناشر بودم این کار رو میکردم
متاسفانه من دزدم، پس باید "اون کار" رو انجام بدم
سهم ما رو بده. ما براش زحمت کشیدیم، من و تیمم
ما کار سوئیس رو انجام میدیم
بیخیال جو، خودت میدونی اینا حرف مفته
تو داری میری سفر
میخوای چیکار کنی؟ منو احمق فرض کردی؟
الان پول رو بهت بدم و تو غیبت بزنه؟
این کارِ دیگه ردیف شده. موقعیت منو درک میکنی؟
خب، موقعیت منم اینه: ما کار رو تموم کردیم، من و شرکاهام
هی، لعنت به تو و شرکاهات
شریک تو منم
اگه من برات ردیف نکنم، چی گیرت میاد؟ کشک
من روی حرف تو روی این کار سرمایهگذاری کردم. میکی، میکی
من با ماشین خودم اومدم اینجا. با اتوبوس نیومدم
برو به درک. برگرد همون زندان
بسیار خب، مگه بهت چی گفتم؟ اشتباه میکردم؟
میکی. اوه، اوه، اوه
فکر نمیکنم. دوباره حدس بزن. تو هم دخالت نکن
هی
میخوای دوئل راه بندازی؟ میخوای تیپ بزنی و بازی کنی؟
قضیه اینه؟ همینه؟ هان؟
اون ساک لعنتی رو بده به من
هی
لعنت به این وضع
وزن و تقدیرت همینجاست
اوه، اوه، صبر کن پسر. وزن و تقدیرت همینجاست
ساک خالیه، بابی
بابی: چی؟ ساک خالیه
آره. - جو: ساک رو بذار زمین. خالیه
میکی: هی، هی، جو. از من میخوای چیکار کنم؟
بشینم یه صندلی هم بکشم جلو تا تو حقم رو بخوری؟
اگه یه لحظه توی این لجبازیت وقفه بندازی... جو
جو، من به آدمهام بابت تمام این دم و دستگاه بدهکارم
No comments yet. Be the first to leave one.