Jane the Virgin

Jane the Virgin

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 4

வெளியீட்டு விவரம்

Jane the Virgin - S04E06 WEBg
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 6 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-23
பதிவிறக்கங்கள்: 16
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آخ دوستای من، جِینِ ما خیلی سختی کشیده

اون با مایکل ازدواج کرد ولی بعدش مایکل مُرد

واسه همین یه کتاب درباره داستان عشقشون نوشت

و قرار بود که چاپ بشه

خب، این خبر خیلی خوبی بود

تازه، دوباره با اولین عشقش، آدام، روبرو شد

کی کمتر خوشحاله؟ رافائلِ ما

بعد از اینکه کل پولش رو از دست داد

و از هتل انداختنش بیرون

خب، واقعاً به ته خط رسید

فقط می‌خوام یه قدم بکشم عقب

خوشبختانه

جِین پیشش بود و هواش رو داشت

کی اون‌قدرها خوش‌شانس نبود؟ خواهرش، لوئیزا

ببینید، فکر می‌کرد داره دیوونه می‌شه

چون یه پسره به اسم کارل رو توهم می‌زد

تو کارل رو اینجا می‌بینی، مگه نه؟

نه

واسه همین خودش رو

توی یه بیمارستان روانی بستری کرد. ولی وای خدا

کارل واقعی بود

ببینید، آنزکا خواهر دوقلوی پترا

و مامانشون ماگدا، برای لوئیزا پاپوش دوختن

تا بتونن کنترل هتل رو به دست بگیرن

در صورتی که اون سلب صلاحیت بشه

تموم سهمش توی هتل می‌رسه به آنزکا

می‌دونم

دقیقاً مثل داستان‌های تله‌نوولا شد، مگه نه؟

خب، این رو تصور کنید

پدر جِین یه ستاره‌ی بزرگ تله‌نوولا بود

ولی از هم‌بازیش فابین، متنفرِ متنفر بود

خوشبختانه، فابین توی سریالشون کشته شد

که یادم انداخت که گفته بودم

توی سریال ما هم قراره یکی بمیره

وقتی جِین گلوریانا ویانوئوا ۱۴ سالش بود

بهش کادویی دادن

که زندگیش رو عوض کرد

عاشق کتاب «خانه خیابان منگو» هستم

بعدش چی باید بخونم؟

وقتش شده؟

فکر کنم آره

یکی از بهترین پیشنهادهایی که خیلی دوست داشتیم رو نگه داشته بودیم

و فکر می‌کنیم دیگه بالاخره آماده‌ای

ایزابل آلنده

و دوستای من، همون‌طور که جِین داشت با ولع

سختی‌های خانواده‌ی تروئبا رو می‌خوند

فهمید که اون تنها کسی نیست که دنیا رو

به یه شکلِ خاص می‌بینه

بهش می‌گن رئالیسم جادویی

و کلاً یه سبکِ آمریکای لاتینی

سنت‌های ادبی برای کشف کردن

و جین هم حسابی توش غرق شد

این یکی رو امتحان کن. خب، حالا این

و با گذشت سال‌ها

همون‌طور که جین داستان‌های بیشتر و بیشتری می‌خوند

دریچه‌های جدیدی به روی دنیاش باز شد

و اغلب اوقات کلی ایده به ذهنش می‌رسید

همیشه وقتی بنویس که حس و حالش میاد سراغت

در ضمن، اینم بگم

شاید وقتشه که دیگه رابطه جنسی داشته باشی

آخه می‌دونی، همین الانشم که حامله هستی

ولی تا اون موقع

ادامه بده. بنویس

و خب، آره، این کتاب‌فروشی

همیشه جای خاصی توی قلب جین داشت

واسه همینم هست که

وقتی کتابم چاپ بشه، برام یه دنیا

ارزش داره که جشن رونماییش رو اینجا بگیرم

واقعاً؟ آره، اصلاً نمی‌تونم تصور کنم

که جای دیگه‌ای بگیرمش. باعث افتخارمونه

که باعث شد الان

اینجا باشیم

اوه، وای

این کتاب خودته، مامانی

بالاخره چاپ شد

من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام که کتابش چاپ شده

می‌دونی که متئو نمی‌تونه بخونه، دیگه؟

اوه، در هر صورت تا ۲۵ سالگی اجازه نداره کتابم رو بخونه

ولی وقتی اون روز برسه

فکر کنم خیلی تحت تاثیر قرار بگیره

که براش یه یادداشت نوشتم

یادداشتی که این‌قدر بافکر و تاثیرگذار بود

باید خودمو خالی کنم

آنژکا داره به مهمون‌ها تخفیف میده

به شرطی که نقدی حساب کنن

چی؟ چرا؟

واسه اینکه خودش و مادرم پول رو بزنن به جیب

جوری رفتار می‌کنن انگار دارن یه قمارخونه‌ زیرزمینی رو می‌چرخونن

نه یه هتل. باید بهم کمک کنی

که از اینجا بیرونش کنم

متاسفم ولی من فعلاً خودم رو قاطیِ

مسائل هتل نمی‌کنم. چی؟

چرا نه؟

جین اونجا نشسته؟

آه، بله

بازم همون رقابت‌های قدیمی

این انتخاب منه

تصمیم گرفتم فعلاً بیخیال هتل بشم تا وقتی که حال لوئیزا بهتر بشه

و بعدش ببینیم اوضاع چطور پیش میره

خواهرت یه آدم خیالی رو توهم زده بود

ممکنه تا ماه‌ها توی تیمارستان بمونه

فقط لازم دارم واسه سلامت روان خودم هم که شده، یه کم بکشم کنار

اه، باید از اون خونه‌ی ویانوئوا بزنی بیرون

همه‌چی روبه‌راهه؟

خب، سهام خواهرم دوباره افتاده دست یه دیوونه

که داره هتلی رو که خودم ساختم، به خاک سیاه می‌نشونه

و من حتی نمی‌تونم برم تو تا بچه‌هام رو ببینم

یادآوری کن چرا باید بی‌خیال بشم؟

چون دروغ گفتن و پنهان‌کاری

قدیما کارِت رو به زندان کشوند

و الانم که با ماشین زیرت گرفتن

پس باید حواسمون به آینده باشه

نه فقط واسه خاطر خودت، بلکه واسه بچه‌هات

که بهت به چشم یه الگو نگاه می‌کنن

واو

عذاب وجدان به‌اضافه‌ی ارعاب. ایول، دمت گرم

خواهش می‌کنم

و نمی‌خوام نمک به زخمت بپاشم

ولی چون تا وقتی تکلیف لوئیزا معلوم بشه کشیدی کنار

یعنی تا وقتی که سلامت روانیش تأیید بشه

که ممکنه ماه‌ها طول بکشه

چطوره یه آماری بگیری ببینی کاری چیزی گیرت میاد؟

چی؟

فقط واسه اینکه فشار مالی از روت برداشته بشه

تا وقتی که همه‌چی ردیف بشه

تازه، این‌طوری سرت هم گرم میشه

و از خونه هم می‌زنی بیرون

آره. چرا که نه؟

شاید بتونم یه جا مشاوره بدم

دقیقاً. مثلاً توی یه بوتیک‌هتل

می‌تونه خیلی باحال باشه

عالیه

این یادداشت واقعاً فوق‌العاده‌ست

هنوز باورم نمیشه

با جلد سخت

کتاب جدید انجلیک هارپره؟

اونم با جلد سخت. چه اعیانی

خوبی؟

آره

دارم هضمش می‌کنم

خیلی هیجان‌زده‌ام

و نظرت درباره‌ی اون طرح جلد چیه؟

تمومش کن، بحث سرِ من نیست

تو دیگه نویسنده‌ای هستی که کتابش چاپ شده

من نویسنده‌ای هستم که کتابش چاپ شده

باشه، باشه، قبول. نسخه‌ی تو رو امضا می‌کنم

کارِت رو بکن. آره

این من و توایم. آخی

اونی که موهاش بلندتره منم

راستی، تدارکات مهمونی در چه حاله؟

نماینده‌ای چیزی هنوز جواب نداده؟

آره، تا الان دو نفر

به‌علاوه‌ی "کاریداد پینیرو" که مثلاً

ملکه‌ی دنیای رمان‌های عاشقانه لاتینه

و منم یه توئیت خیلی حساب‌شده

درباره‌ی مهمونی واسه "ایزابل آلنده" فرستادم

کی؟

چی؟ چی؟

اون مثلاً نویسنده‌ی موردعلاقه‌ی تمام عمرمه

اون واسه من حکم "استن لی" رو داره

آهان. واو

چی توئیت کردی؟

یه... یه خرده طولانی شد

ولی اصل مطلب رو رسوندم. واسه مهمونی دعوتش کردم

واقعاً بهت افتخار می‌کنم

عاشقتم

منم عاشقتم

آره

این بخشش واقعاً اتفاق نیفتاد

مرسی

خودمم یه جورایی به خودم افتخار می‌کنم

باورم نمیشه. چیزی نمونده بود بگم "عاشقتم"

نمی‌دونم یهو چم شد

به نظر میاد عشق سراغت اومده

نه. نه، نه، نه. خیلی زوده

اوم، فکر کنم فقط جوگیر شدم

به خاطر هیجان کتابم

و-و اونم درباره‌ی مهمونی‌م خیلی مهربون بود

هنوز آماده نیستم از کلمه‌ی "عشق" استفاده کنم

خسیس

خیلی خسیس

من خسیس نیستم

فقط چون نمی‌ذارم از پول رزروها واسه خودت برداری

خیلی خب، بیا رأی بگیریم

کی موافق تخفیف نقدیه؟

اوه، صبر کن، کنترل دو سوم هتل دست منه

دو به یک. بازم من بردم

عالی شد. آنژکا، قیمت هر شب رو دو برابر کن

همین‌جوری نمی‌تونی قیمت هتل رو دو برابر کنی

محدوده‌ی قیمتی داره. اوه

حالا که حرف قیمت شد

قیمت ما هم رفته بالا

اگه می‌خوای پامون رو بکشیم کنار

ده میلیون لازم داریم

من این‌قدر پول نقد ندارم

خب، پس فکر کنم مجبوری

کلی اتاق گرون‌قیمت رزرو کنی

این نقشه اصلاً عاقلانه نیست

همین الانش هم موریانه زدیم. رزروها کم شده

ما داریم سعی می‌کنیم مشتری بکشونیم اینجا

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left